اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

چهارمين پيام صوتي آقاي قاليباف و مشي رهبري از ابتداي انقلاب تاکنون دربارة مذاکره با آمريکا

آقاي قاليباف در پيام صوتي خود، دنبال اطمينان و آرامش مردم است و اين، کاري ارزشمند است. گفته است: «من به شما مردم عزيز اطمينان مي‌دهم که از اين به بعد نيز ما با قدرت از حقوق مردم ايران دفاع مي‌کنيم...»

چهارمين پيام صوتي آقاي قاليباف و مشي رهبري از ابتداي انقلاب تاکنون دربارة مذاکره با آمريکا

رئيس قوه مقننه، خبر از هماهنگي کامل ميان مسئولان داده است: «هماهنگي کامل براي رسيدن به اهداف ميان مسئولان وجود دارد.» اين نيز اميدآفرين است.

نکات درخشان گوناگوني در پيام جناب قاليباف هست، از جمله تبعيت از ولي فقيه که حاکي از يکپارچگي ساختار نظام در مقابله با دشمنان خونخوار در اين دور تاريخي مهم است.

در پيام رئيس مجلس اشکالاتي هم به نظر ميآيد. در جايي ميگويد: «صحبتهاي رئيس جمهور آمريکا درباره يادداشت تفاهم، مخالف بخشهاي توافق شده بود که نشان داد آنها نه دنبال آتش بس هستند و نه دنبال گفت وگو...»

اينجا به صراحت ميگويد دشمن دنبال گفتگو و آتشبس نيست. اما در ادامه از پيشرفت مذاکرات ميگويد:

«پيشرفت مذاکرات در کنار انجام عملياتهاي نظامي در خليج فارس و موشکباران ديشب رژيم صهيونيستي نشان داد که...»

در پيام صوتي آقاي قاليباف بر مذاکره يا ديپلماسي (با آمريکا) تاکيد زيادي شده است:

«قرار نيست يا جنگ کنيم و يا مذاکره، بلکه قرار است به وقت خود جنگ کنيم و به وقت خود مذاکره کنيم و اينگونه است که مي توانيم دشمن را شکست دهيم و اين که مي گوييم مذاکره ادامه مبارزه است عينيت پيدا کند.»

قاليباف:«ميدان مبارزه نظامي، موتور پيشران قدرتساز است يعني دشمن را از روياپردازي براي حمله دور ميکند و به همان ميزان ميدان مبارزه ديپلماسي بايد بتواند در زمان مقتضي اين اقتدار عيني را به دستاوردهاي ملموس و تثبيت شده حقوقي، سياسي و اقتصادي تبديل کند نه اينکه با حرف هاي کلي، مسائل حل نشده باقي بماند»

بديهي است که هيچ عاقلي نميتواند به طور کلي و اساسي با مذاکره يا ديپلماسي مخالف باشد. اما دربارة آمريکا، هم بنيانگذار نظام و هم قائد شهيد با رابطه و مذاکره مخالف بودهاند. تجربة مذاکرات ايران با آمريکا، از مذاکرات الجزاير تا برجام، ثابت کرده که مذاکره با آمريکا (يا ميدان مبارزه ديپلماسي)، نميتواند در زمان مقتضي اقتدار عيني ناشي از ميدان مبارزه نظامي را به دستاوردهاي ملموس و تثبيت شده حقوقي، سياسي و اقتصادي تبديل کند.

قائد شهيد امت چندماه پيش فرمودند: «تا بيست سال، سي سال ديگر، مذاکرة با دولت آمريکا، هيچ کمکي به منافع ملّي ما نميکند، هيچ سودي براي ما ندارد، هيچ ضرري را هم از ما دفع نخواهد کرد ... سود که ندارد هيچ، مذاکرهي با آمريکا در شرايط کنوني ضررهاي بزرگي براي کشور دارد که بعضي از اين ضررها جبرانناپذير هستند. 1404/7/1»

بنابراين تاکيد مکرر بر مذاکره که به نوعي عاديسازي مذاکره با آمريکاست، خطاي سياسي محسوب ميشود. چرا که هدف دشمن از حمله و ترور قائد امت و مقامات و فرماندهان عاليرتبه و فرشتگان ميناب، تغيير نظام و تجزية ايران در درياي خون است. مذاکرات او نيز در امتداد جنگ و جنايات و اهداف شوم اوست نه در راستاي پايان جنگ و امنيت پايدار براي ايران.

آقاي قاليباف گفتهاست: «رهبر انقلاب راه مقابله با نقشه دشمن را نيز در رعايت اين موارد تعيين کردند؛ ايستادگي، روشن بيني، حفظ وحدت و انسجام، اعتماد متقابل و هم صدايي نکردن با دشمن.»

«برخي اين روزها با اسم تبعيت از رهبري در حال عمل کردن خلاف خط مشي هستند اما هرکس خارج از چارچوب «ايستادگي، روشن بيني، حفظ وحدت و انسجام، اعتماد متقابل و هم صدايي نکردن با دشمن» اقدام کند؛ چه مسئول باشد، چه نخبه سياسي و چه فعال رسانه اي، با پاسخ سخت امت حزب الله روبرو است.»

بديهي است که رعايت مباني ابلاغي از سوي رهبر معظم انقلاب براي مقابله با نقشه دشمن مورد قبول همه است و حضور ملي در خيابان نيز عينيت استقبال ملت از فرامين رهبري است.

در ميان مباني ابلاغي از سوي رهبر معظم انقلاب «مذاکره با آمريکا» هرگز به عنوان مبدل دستاوردهاي ميدان به دستاوردهاي حقوقي و اقتصادي و سياسي معرفي نشده است. پس اين پرسش را ميتوان مطرح کرد که آيا تاکيد بر مذاکره يا ديپلماسي با آمريکا با مشي ولي فقيه از اوان انقلاب اسلامي تاکنون، سازگار است؟

 آيا تبيين موضوع مذاکره با آمريکا منطبق با آموزههاي امام راحل و قائد شهيد و پيامهاي رهبر معظم انقلاب و احيانا نقد يا مخالفت برخي نخبگان و فعالان سياسي و رسانهاي با مذاکره با آمريکا يا نقد مواضع مقامات سياسي کشور در اين باره منعي دارد؟ پاسخ روشن است!

 

* جلال محمدي

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.