اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

پشت پرده گسترش مصرف «گل» ميان جوانان

با «گل» چه بايد کرد؟ مقابله و سرکوب؟ مدارا و تحمل، يا مهار و کنترل؟ از گلي سخن مي‌گوييم که امروزه رايجترين ماده مخدر در ميان جوانان چه در سراسر دنيا و چه در جامعه معاصر خودمان محسوب مي شود.

پشت پرده گسترش مصرف «گل» ميان جوانان

بيش از 50 سال است بسياري از کشورها سياست مبارزه سختگيرانه با مواد مخدر و نيز مخدر محبوب نوجوانان، يعني انواع علف يا گل را در دستور کار خود قرار داده اند، اما مصرف جهاني همچنان در حال افزايش است.

 

متحير از اين بوي يونجه گنديده منتشر در هر کوي و برزن!

 

جوامع در قبال گل دو رويکرد دارند: يکي مقابله و ديگري آزادسازي به قصد کنترل و مهار، يا شايد به قصد جرم زدايي و عادي سازي. هر دو تجربه در جهان در حال اجرا است و هيچ کدام هنوز نتوانسته است مصرف و عوارض سوء آن را از عوارض مغزي و روحي تا عوارض اجتماعي کاهش دهد. در اين ميان وظيفه رسانه و شبکه هاي اجتماعي، شايد طرح و بحث صريح، شفاف و مسئولانه در قبال اين پديده و بازگشايي ابعاد مختلف آن باشد. جلب توجه کارشناسان، تصميمگيران و جوانان به اين بحث و بررسي ابعاد مختلف آن، شايد بهتر از هر بايد و نبايد و دستور و بخشنامه در روشنگري مؤثر باشد. ما متحير از اين بوي يونجه گنديده منتشر در هر کوي و برزن، شرح اين حيراني و بررسي ابعاد آن را با دو کارشناس و مهمان گرامي در ميان گذاشته ايم: دکتر حميد يعقوبي، دانشيار روانشناسي باليني دانشگاه شاهد و دکتر اميد مساح، پژوهشگر مرکز تحقيقات سوءمصرف مواد و هيئت علمي دانشگاه علوم توانبخشي.

 

سوال: به طور کلي در دسته بندي مواد مخدر، ماده گل در چه رتبه و جايگاهي قرار مي گيرد و علت فراگيري مصرف آن به خصوص در ميان اقشار نوجوان و جوان چيست؟

حميد يعقوبي: در طبقه بندي مواد، چند دسته را مي توان شناسايي کرد: دسته اي مواد مضعف يا به اصطلاح مسکن هستند؛ نظير الکل و بنزوديازپين و ساير داروهاي آرامبخش.

 

انواع مخدرها، از ترياک تا ماريجوانا

 

دسته ديگر مواد افيوني را شامل مي شود، مانند ترياک و مشتقات آن. همچنين مواد محرک همچون کوکائين و نيکوتين را داريم. مواد توهم زا و مواد استنشاقي نيز در اين طبقه بندي جاي مي گيرند. علاوه بر اينها دسته اي از مواد تحت عنوان کانابينوئيدها يا کانابيسها وجود دارد که شامل گل، ماريجوانا، گرس و در گذشته چرس و بنگ مي شوند که همگي زيرمجموعة اين خانواده هستند. البته مواد ديگري نظير مواد استنشاقي يا انپياس ها و مواد سنتتيک نيز وجود دارند، اما گل به طور خاص در زمرة خانواده کانابيس، ماريجوانا و حشيش قرار مي گيرد. اين مواد تفاوت هايي با يکديگر دارند که عمدتاً ناشي از نوع فرآوري آنهاست؛ به عنوان مثال حشيش از صمغ گياه شاهدانه به دست مي آيد، ماريجوانا از برگ و ساقة آن تهيه مي شود، و گل از خود گل گياه شاهدانه توليد مي گردد.

 

گل، مصرف 80 درصد معتادان مواد مخدر با ملايم جلوه دادن آن توسط قاچاقچيان

 

دربارة علت فراگيري مصرف اين ماده، عوامل متعددي قابل طرح است. نخست آن که در سطح جهاني حدود 330 ميليون مصرف کننده يا معتاد به مواد مخدر وجود دارد که نزديک به 80 درصد آنها را مصرف کنندگان ماريجوانا، گل، حشيش و ترکيبات مشابه تشکيل مي دهند و پس از آن، مواد افيوني و ساير مواد قرار دارند. از سوي ديگر اين ماده در مقايسه با ساير مواد نسبتاً سبکتر محسوب مي شوند. در بسياري از کشورهاي خارجي اين ماده به عنوان دروازة ورود به مصرف مواد سنگينتر تلقي مي گردد. هرچند که در ايران اين وضعيت تا اندازه اي متفاوت است و ما اين ماده را تقريباً در زمرة مواد سنگين به حساب مي آوريم و به طور معمول سيگار را به عنوان دروازة ورود به اعتياد در نظر مي گيريم اما در سطح جهاني حشيش را به عنوان دروازهاي براي ورود به اعتياد معرفي مي کنند. شايد عواملي نظير کنجکاوي و هيجان طلبي نيز در اين ميان مؤثر باشند. به نظر مي رسد در يک دهة اخير، نوعي سوءنگرش در خصوص گل ايجاد شده است؛ به اين معنا که قاچاقچيان و فعالان در صنعت قاچاق، با بهره گيري از تبليغات، سعي در ملايم جلوه دادن نام اين ماده داشته اند. از آنجا که جوانان تصور مي کردند گل مثل همان گلي است که در طبيعت وجود دارد و به يکديگر هديه داده مي شود، اين امر به گمان من تأثير چشمگيري و به ويژه تأثيري منفي در گسترش مصرف آن داشته است.

اميد مساح: به نظر مي رسد که يک ساده انگاري در اين زمينه شکل گرفته است؛ بدين معنا که اين تصور ايجاد شده که چون اين ماده منشأ گياهي دارد، چندان خطرناک نيست. ضمن اين که فرآيند قانوني سازي يا جرمزدايي از مصرف کننده در برخي ايالت ها و کشورها، عملاً به دامن زدن به اين تصور کمک کرده است. از سوي ديگر، دسترسي به اين ماده افزايش يافته و با بسته بنديهايي که به اشکال مختلفي نظير ويپ، پاد و حتي شکلاتها و آب نباتها در دسترس قرار گرفته، مصرف آن تسهيل شده و مصرف پنهان نيز آسانتر گشته و جذابيت آن را نيز افزايش داده است.

 

چند علت گرايش نوجوان و جوان به گل

 

بخش ديگري از علت، به نظر من، با ويژگيهاي دوره نوجواني و جواني مرتبط است به ويژه آن که پاداش طلبي در اين دوران بسيار تقويت شده است. هنگامي که يک نوجوان يا جوان پاداش لذتبخشي را تجربه مي کند، آن تجربه به شدت در حافظه اش تثبيت ميشود و تمايل به تکرار آن پيدا مي کند. همچنين تازهجويي، نوخواهي، همراهي با همسالان و اثرپذيري از همگروهها از ديگر عواملي است که نقش مؤثري ايفا ميکند؛ به گونهاي که حضور يک فرد مصرف کننده در جمع مي تواند بسيار تأثيرگذار باشد. دليل ديگر اين است که برخي از نوجوانان و جوانان ما به دليل وجود مشکلات زمينهاي نظير اختلالات اضطرابي، افسردگي و جمع گريزي به مصرف مواد پناه ميبرند و وقتي از آن نتيجه مطلوبي دريافت ميکنند، عملاً خوددرماني را پيشه مي سازند که خود عاملي براي گرايش به مصرف است. نهايتاً به نظر مي رسد مجموع اين عوامل در چهار محور دليل اصلي افزايش مصرف باشد.

 

سوال: در تجربههاي جهاني يک رويکرد مبتني بر ممنوعيت است که البته اجراي آن دشوار است، چراکه طيف مصرف کنندگان گسترده و متشکل از نوجوانان و جوانان است. رويکرد ديگر برخوردي مشابه با سيگار در قبال اين پديده است. هر دو تجربه در جهان در حال اجرا هستند و هر دو نيز تأثير چنداني نداشته اند. لطفاً ارزيابي خود را در اين زمينه را ارائه بفرماييد.

يعقوبي: در خصوص مزايا و معايب رويکردهاي سختگيرانه و آزادسازي، بايد گفت که در رويکرد سختگيرانه يک مزيت نمادين وجود دارد و آن ايجاد نوعي بازدارندگي است؛ بدين معنا که وقتي دولتها با اين موضوع برخورد قاطع دارند پيام آن به جامعه اين است که اين پديده مطلوب نيست، ممنوع است و مصرف آن نادرست محسوب مي شود که اين خود داراي اثر پيشگيرانه است. از سوي ديگر اين رويکرد به طور موقت کنترل نسبي بر عرضه ايجاد مي کند و دسترسي به اين مواد را با دشواري مواجه مي سازد. اما اين رويکرد سختگيرانه معايبي نيز دارد. ايران نيز جزو کشورهايي است که رويکرد سختگيرانه را در پيش گرفته است.

 

رويکرد سختگيرانه 50 سال اخير، نتوانسته مصرف را کاهش دهد

 

اين رويکرد سختگيرانه ايران، طي پنجاه سال اخير عملاً نتوانسته است مصرف را کاهش دهد. از سوي ديگر، هزينههاي انساني و مالي سنگيني به همراه داشته است؛ نيروهاي انتظامي متعددي در اين مسير جان خود را از دست داده اند، زندانيان بسياري داريم و نيروهاي پليس و پاسگاهها متحمل فشار فراواني شدهاند. همچنين، مشکل ديگري که وجود دارد اين است که وقتي فردي را معتاد مي خوانيم و او را به زندان مي فرستيم، اگرچه او را بيمار ميدانيم، اما از حدي فراتر، اين ممنوعيت خود به نوعي انگيزه براي مصرف کننده ايجاد ميکند. به علاوه، اگر فردي بخواهد ازدواج کند يا شغلي به دست آورد، سابقة زندان و اعتياد، مانعي جدي براي او محسوب ميشود و اين امر، به شکلگيري بازار سياه و قاچاق عظيمي دامن زده است. به گمانم، قاچاق مواد مخدر پس از قاچاق اسلحه، دومين صنعت پرسود جهان به شمار ميرود.

 

مزاياي آزادسازي

 

اما در مواجهه با اين مشکلات، آيا بايد به سمت آزادسازي حرکت کنيم؟ رويکرد آزادسازي نيز مزاياي خود را دارد. نخست آنکه بار سيستم قضايي را به ميزان قابل توجهي کاهش ميدهد و شمار زندانيان کمتر ميشود. همچنين با آزادسازي، مرگ ومير و بيماريها کاهش مييابد، چرا که مواد استاندارد به دست مصرف کننده ميرسد و مصرف کننده ديگر هر مادهاي را تهيه نميکند؛ زيرا مواد از کنترل کيفي عبور کرده و داراي مارک استاندارد هستند. علاوه بر اين، انگ اجتماعي مصرف نيز کاهش مييابد؛ همچون سيگار که هرچند زيانبار است، اما به اندازة ترياک، هروئين و ساير مواد سنگين، مطرود نيست. همچنين، دولت ها ميتوانند از اين طريق، با اخذ ماليات درآمدزايي کنند. اما اين رويکرد نيز معايب خاص خود را دارد.

 

سوال: به نظر مي رسد دکتر مساح هم نقدهايي به بحث آزادسازي دارند لطفاً در اين زمينه ايشان ادامه بدهند.

مساح: ببينيد، بين اين دو تجربه يک طيف وجود دارد. يک سر آن کاملاً ممنوعيت است. بخشي نيز استفاده استاندارد و پزشکي از کانابينوئيدهاي استاندارد است که موضوعي پزشکي بوده و از سالهاي بسيار قبل انجام مي شده است. بخش ديگر، جرمزدايي از مصرف کننده است. بخشي نيز قانوني کردن عرضه است. نميخواهم محاسن را تکرار کنم. سر ديگر اين طيف تجاري سازي است.

 

آزادسازي باعث کاهش ادراک خطر ميشود

متأسفانه وقتي به سمت آزادسازي و قانوني سازي حرکت مي کنند، در پي آن به تجاري سازي ميرسند. گرچه ممنوعيت نتوانسته موفق باشد و اهداف خود را تأمين کند، اما آمارها نشان ميدهد که در سال 2024، 256 ميليون نفر مصرف کننده کانابيس در جهان وجود داشته است. البته اينها همه معتاد به کانابيس نيستند و براي همگي آنها تشخيص اختلال مصرف کانابيس صادر نشده است؛ بلکه در دوازده ماه گذشته تجربه مصرف داشتهاند. اما آزادسازي يا قانونيسازي باعث کاهش ادراک خطر ميشود؛ بدين معنا که افراد تصور ميکنند اگر پديدهاي عادي سازي شده و قانون براي آن مجاري قانوني باز کرده است، پس حتماً خطر آن کمتر است. اين کاهش ادراک خطر، منجر به عادي سازي ميشود و عادي سازي همراه با دسترسي آسان، ميتواند افزايش ريسک پذيري نوجوانان را به دنبال داشته باشد، به ويژه آنهايي که در معرض خطر هستند؛ از جمله کساني که زمينههاي ژنتيکي، اختلالات اضطرابي، يا مشکلات تحصيلي دارند و اگر خانه و مدرسه به اندازه کافي در اين زمينه گفت وگو و آگاهي بخشي لازم را انجام نداده باشند، اين گروه در معرض خطر بيشتري قرار مي گيرند.

 

سوال: ما در خبرگزاري جمهوري اسلامي قصد نداريم پرچمدار آزادسازي باشيم و چنين درخواستي نيز مطرح نيست، اما ميخواهيم ابعاد مختلف اين قضيه را به صورت شفاف مورد بحث قرار دهيم. به هر حال، بشر تجاربي را گذرانده است؛ شايد زماني سيگار نيز چنين وضعيتي داشته است. لطفاً در اين زمينه توضيح بفرماييد.

يعقوبي: بايد توجه داشت که سيگار و الکل با گل و حشيش تفاوتهايي دارند، اما ميتوان از تجربه آزادسازي الکل و به ويژه دخانيات، درس آموختههايي داشت. براي نمونه، اينکه تبليغات اين مواد نبايد انجام شود. امروزه مشاهده ميکنيد در رويدادهايي نظير جام جهاني، حتي يک مورد تبليغ سيگار يا مشروبات الکلي ديده نميشود، در حالي که به ياد دارم در جام جهاني 1986 مکزيک، تبليغات بسياري از مارکهاي سيگار به وفور انجام ميشد. همچنين هم اکنون بر روي پاکتهاي سيگار، هشدارها و پيامهاي منفي درج مي شود. اما بايد پرسيد که اين اقدامات تا چه اندازه تأثيرگذار بودهاند. به نظر ميرسد بيان صرف اينکه اين ماده باعث فلان عارضه ميشود، تا اندازهاي سادهانگارانه است.

 

در ايران هيچ کس آمار دقيقي درباره مصرف گل ندارد

 

در مورد گل، حشيش و کانابيس، مسئله اساسي اين است که مصرف اين مواد بر تکامل و رشد مغز تأثير منفي ميگذارد. مغز تا حدود 25 سالگي در حال رشد است و اين ماده با تأثير بر گيرندههاي مرتبط با تي. اچ. سي، اثرات منفي خود را اعمال ميکند. البته بايد اذعان کرد که ما شواهد و مدارک علمي قطعي و کافي در اين زمينه در اختيار نداريم. اگر به شواهد موجود در کشورهايي که آزادسازي را تجربه کردهاند نگاه کنيم، هم جنبههاي مثبت و هم جنبههاي منفي ديده ميشود. اما در ايران، وضعيت به مراتب دشوارتر است. ما اساساً تحقيق و پژوهش کافي در اين زمينه نداريم. نميتوانيم با قطعيت بگوييم چند درصد از جمعيت ايران مصرف کننده گل هستند و هيچکس آمار دقيقي در اين خصوص ندارد. اين مسئله خود به تنهايي ضربه اي بزرگ به کشور وارد مي کند.

مساح: در ايران اطلاعات بسيار ناقص است. در ساير کشورها، به عنوان مثال کانادا الگوي بسيار خوبي از ثبت و ضبط همه اطلاعات ارائه داده است. به گونهاي که ما اکنون به تمام دادههاي مربوط به زماني که مثلاً در ايالت انتاريو اين فرآيند اجرا شده، دسترسي داريم و ميتوانيم بررسي کنيم که در سنين مختلف، پيش از شروع اجرا، شاخص ها را مشخص کردهاند؛ براي نمونه، در نوجوانان 15 تا 16 سال، تجربه مصرف در دوازده ماه گذشته چقدر بوده و تجربه مصرف در يک ماه اخير چقدر بوده است و اين دادهها را در سالهاي مختلف ثبت کردهاند. زماني که اين دادهها را رصد کردند، مشاهده شد که شروع مصرف در سنين 15 تا 16 سال افزايش چنداني نداشته و بيشترين تأثير آزادسازي و قانونيسازي، بيشترين شيوع و بيشترين مقدار مصرف را به طور اتفاقي در بزرگسالان ايجاد کرده است؛ يعني گروه سني 25 سال به بالا.

 

آزادسازي گل در کانادا و آمريکا، مصرف بزرگسالان را افزايش داده

 

البته اين به هيچ وجه به معناي قابل تسري بودن اين تجربه به کشور ما نيست و نبايد تصور کنيم که هر نتيجه اي که آنها به دست آوردهاند، قطعاً در اينجا نيز قابل حصول است، چراکه ما زمينه هاي ژئوپليتيکي کاملاً متفاوتي داريم. اما نتايجي که هم در آمريکا و هم در کانادا نشان داده شده، حاکي از آن است که در نوجوانان، تجربه يکبار مصرف وجود داشته، اما مصرف گهگاهي به مصرف روزانه تبديل نشده است. تعداد مصرف کنندگان در سنين 15 تا 16 سال عمدتاً افزايش محسوس و معناداري نداشته، اما در آمريکا از 21 سال به بالا و در کانادا از 25 سال به بالا افزايش يافته است.

همچنين، در اونتاريو مطالعهاي طولي بر روي بزرگسالان انجام شده که نشان ميدهد مرگ ناشي از اختلال مصرف کانابيس تقريباً به 7 درصد رسيده است؛ در حالي که در جامعه معمول اين ميزان 6 درصد بوده و به 3.5 درصد نيز کاهش يافته است. اين امر نشان ميدهد که در درازمدت، حتماً عوارض و مشکلاتي را ايجاد خواهد کرد.

 

سوال: پس از آزادسازي، اين ميزان افزايش يافته است؟

مساح: بله، افزايش پيدا کرده است؛ يعني سه و نيم درصد در برابر 6 تا 7 درصد؛ يعني در مقايسه با کساني که مبتلا به اختلال مصرف کانابيس نبوده اند در برابر کساني که مبتلا بوده اند. اما خوشبختانه بخش مثبت آن اين است که در نوجوانان خطر را افزايش نداده است.

يعقوبي: اما بعداً افزايش ميدهد؛ يعني فردي که در 16 سالگي مصرف کننده قهاري از گل و کانابيس نيست، وقتي به 26 سالگي ميرسد، ممکن است به مصرف کننده قهار تبديل شود.

 

جامعه ايران پذيراي آزادسازي گل نيست

 

سوال: در حالي که مطالعات سازمان ملل نشان ميدهد که سنين بالا مصرف کمتري دارند و مشتريان ثابت وجود دارند، اما عمده جمعيت در سنين نوجواني و جواني هستند. به نظر ميرسد آزادسازي به سمتي که شما اشاره ميکنيد، جابجايي جمعيت مصرف کننده در آن جوامع را ايجاد کرده است.

يعقوبي: بايد توجه داشت که آزادسازي به اين معنا نيست که هر کسي هر گونه ميخواهد از آن استفاده کند، مانند تايلند که افراد آزادانه مصرف مي کنند و دچار مشکلات فراوان ميشوند. بلکه بايد در کنار آزادسازي، قانون، آموزش، پيشگيري، درمان و حمايت اجتماعي نيز وجود داشته باشد. اينها با يکديگر يک بسته کامل را تشکيل مي دهند. اکنون شما ميخواهيد آموزش دهيد؛ آيا ميتوانيد در مدارس در مورد گل به دانش آموزان آموزش دهيد؟ سازمان آموزش و پرورش بايد بپذيرد و زمينه را فراهم کند. اما آيا از لحاظ فرهنگي، اجتماعي و مذهبي، جامعه ايران پذيراي اين آزادسازي است؟

 

گويا اختلال مصرف الکل در ايران، بيشتر از اختلال مصرف مواد است

 

الکل را در نظر بگيريد که در جهان آزاد است اما ما به دلايل مذهبي نميتوانيم آن را آزاد کنيم، اگرچه گفته ميشود اختلال مصرف الکل در ايران اکنون بيشتر از اختلال مصرف مواد است. اما نکته اين است که آزادسازي، صرفنظر از مسائل ديگر، در وهله اول در دستور کار سياستگذاري ايران قرار ندارد و بسترهاي آموزشي و فرهنگي آن نيز مهيا نيست. هم اکنون اگر بخواهيم پرسشنامهاي از يک دانشآموز تهيه کنيم و در مورد مواد مخدر سؤالي بپرسيم، با صدها ملاحظه و حساسيت مواجه ميشويم و حتي در مورد خودکشي نيز با محدوديتهايي روبرو هستيم. به نظر ميرسد براي جامعه ايران هنوز بسيار زود است که به اين سمت حرکت کند؛ پيش از آن بايد زيرساخت هاي فراواني فراهم شود که در ايران وجود ندارد. بنابراين، همانگونه که شما اشاره کرديد، شايد آزادسازي به صورت غيررسمي رخ داده باشد و دسترسي آسان باشد؛ به گونهاي که فرد با يک تماس تلفني بتواند مواد را تهيه کند.

مساح: و اين بدترين حالت ممکن است؛ زيرا نه دارو از نظر آلودگي مورد آزمايش قرار گرفته، نه دسته بندي ميزان تي اچ سي مؤثر در آن وجود دارد، نه محدوديت سني براي عرضه اعمال ميشود، نه بسته بندي هاي ايمن در برابر کودکان وجود دارد (در حالي که در کشورها هنگام وضع قانون، اين موارد مد نظر قرار ميگيرد)، و نه مالياتي از آن عايد دولت ميشود تا بتواند آن را براي پيشگيري، درمان، افزايش نشاط اجتماعي يا ساير فعاليتهاي مفيد هزينه کند. اين بدترين حالت ممکن است؛ حالتي که نه ممنوعيت به طور جدي اعمال ميشود و نه کنترلي بر آن وجود دارد.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.