اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

پشت پرده مخالفت‌ها با مهم‌ترين پروژه ريلي ايران و روسيه

کمتر پروژه زيرساختي در ايران را مي‌توان يافت که به اندازه راه‌آهن رشت- آستارا با موافقان و مخالفان متعدد روبه‌رو شده باشد.

پشت پرده مخالفت‌ها با مهم‌ترين پروژه ريلي ايران و روسيه

هر بار که اجراي اين پروژه وارد مرحله جديدي ميشود، دوباره بحثها درباره ضرورت ساخت آن، مسير انتخابشده، نحوه همکاري با روسيه و حتي اصل تکميل کريدور شمال- جنوب در فضاي رسانهاي و کارشناسي داغ ميشود.

اين در حالي است که مطالعات انجامشده طي سالهاي گذشته، اين مسير را به عنوان حلقه نهايي اتصال شبکه ريلي ايران به جمهوري آذربايجان و روسيه معرفي کردهاند.

 

نخستين انتقاد؛ چرا مسير از اردبيل عبور نميکند؟

 

يکي از قديميترين مخالفتها، مربوط به انتخاب مسير پروژه است. برخي معتقدند که اتصال ريلي از مسير اردبيل و پارسآباد يا بيلهسوار ميتوانست گزينه مناسبتري باشد و مزاياي بيشتري براي کشور ايجاد کند.

اما بررسيهاي فني که مبناي انتخاب مسير رشت- آستارا بوده، نشان ميدهد اين گزينهها از نظر هزينه ساخت، طول مسير، شرايط اجرايي و بهرهبرداري مزيت قابلتوجهي نسبت به مسير فعلي ندارند. به همين دليل نيز در نهايت مسير گيلان به عنوان گزينه نهايي انتخاب شده است.

 

رقابتهاي منطقهاي؛ عامل پنهان اختلافها

 

بخش مهمي از اختلافنظرها را نميتوان صرفاً با معيارهاي فني توضيح داد. در پروژههاي بزرگ زيرساختي، طبيعي است که استانها و مناطق مختلف تمايل داشته باشند مسير عبور کريدورها از قلمرو آنها باشد؛ زيرا توسعه خطوط ريلي ميتواند زمينهساز رونق اقتصادي، افزايش سرمايهگذاري و ايجاد اشتغال شود.

از همين رو، بخشي از مخالفتها را بايد در چارچوب رقابتهاي محلي و استاني و تلاش براي تغيير مسير پروژه ارزيابي کرد، نه ضعف مطالعات فني آن.

 

همکاري با روسيه؛ منشأ بخشي از انتقادها

 

يکي ديگر از محورهاي انتقاد، همکاري ايران و روسيه در اجراي اين پروژه است که رسانههاي خارجي بهويژه رسانههاي معاندين روي آن تمرکز دارند.

برخي منتقدان، نوع همکاري دو کشور را به جاي خود پروژه هدف قرار دادهاند و همين موضوع باعث شده ارزيابيهاي سياسي با مباحث تخصصي حملونقل در هم آميخته شود.

در حالي که از منظر حملونقل، آنچه اهميت دارد تکميل حلقه مفقوده کريدور شمال- جنوب و افزايش ظرفيت ترانزيتي کشور است؛ موضوعي که مستقل از مباحث سياسي بايد مورد ارزيابي قرار گيرد.

 

نگاه پروژهاي به جاي نگاه ملي

 

يکي ديگر از دلايل استمرار اختلافها، نگاه بخشي به پروژههاي ملي است. زماني که هر پروژه صرفاً از منظر منافع يک استان يا يک منطقه بررسي شود، طبيعي است که درباره محل اجراي آن اختلاف ايجاد شود.

اما کريدورهاي بينالمللي با هدف افزايش منافع ملي طراحي ميشوند و معيار اصلي در انتخاب مسير آنها، کارايي شبکه حملونقل کشور است، نه توزيع جغرافيايي پروژهها.

از اين منظر، ارزيابي پروژههايي مانند رشت- آستارا بايد بر اساس شاخصهايي مانند زمان حمل، هزينه، ظرفيت و اتصال به شبکههاي بينالمللي براساس نقشه مطلوب ترانزيتي کشور انجام شود.

 

چالش واقعي جاي ديگري است

 

در کنار همه اين بحثها، شايد مهمترين چالش پروژه، موضوعي باشد که کمتر درباره آن صحبت ميشود.

حتي در صورت تکميل راهآهن رشت- آستارا، اگر ظرفيت خطوط داخلي، پايانههاي باري، ناوگان و زيرساختهاي لجستيکي کشور متناسب با افزايش حجم ترانزيت توسعه پيدا نکند، دستيابي به اهداف اين کريدور با محدوديت روبهرو خواهد شد.

بنابراين تمرکز صرف بر اختلاف درباره مسير، نبايد چالشهاي اصلي توسعه حملونقل ريلي را به حاشيه ببرد و تمرکز بر افزايش بهرهوري حملونقل داخلي با رويکرد نرمافزاري و مديريتي بايد در اولويت باشد.

کارشناسان معتقدند که راهآهن رشت-  آستارا امروز بيش از آنکه با چالشهاي فني روبهرو باشد، درگير مجموعهاي از اختلافنظرهاي منطقهاي، سياسي و رسانهاي است.

مرور مباحث مطرحشده درباره اين پروژه نشان ميدهد بخش قابل توجهي از انتقادها، فراتر از مسائل مهندسي و اقتصادي شکل گرفتهاند.

در نهايت، آنچه ميتواند درباره موفقيت يا ناکامي اين پروژه قضاوت کند، نه فضاي رسانهاي، بلکه عملکرد آن در تکميل کريدور شمال- جنوب و افزايش سهم ايران از ترانزيت منطقهاي و حتي اوراسيا خواهد بود.

منبع: خبرگزاري فارس

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.