در هفتم ديماه 1358 که امام خميني (ره) فرمان تشکيل «نهضت سوادآموزي» را صادر کردند، نهادي زاده شد که قرار بود بيسوادي را نه فقط به عنوان يک مشکل آماري، بلکه به مثابه مانعي بر سر راه بيداري و مشارکت مردمي ريشهکن کند.
به گزارش تابناک، جامعه آن روز ايراني، با بيش از 14 ميليون بيسواد در آغاز راه يک انقلاب بود، اين نهضت با شور و حال مردمي و جهادي، در دل روستاها، حاشيهها و مناطق محروم، معجزهاي آماري آفريد. ميليونها نفر از خواندن و نوشتن بهرهمند شدند و ايران از قعر جدول بيسوادي جهاني به موقعيتي قابل اعتنا صعود کرد.
امروز اما خبرها از «پايان» اين نهضت و «تلاش براي بقا و احياي دوباره» آن سخن ميگويند. در روزهاي گذشته، معاون وزير آموزش و پرورش و سرپرست سازمان نهضت سوادآموزي با تأکيد بر ضرورت بازتعريف مأموريتهاي اين سازمان، گفت: بر اساس برنامه توسعه کشور، ساختار و اساسنامه نهضت بايد بازآفريني و تغيير کند.
علي سعيدي معاون وزير آموزش و پرورش در ادامه تأکيد کرد: زمان آن رسيده که نگاه جديدي به سواد داشته باشيم؛ به طوري که نهضت سوادآموزي فقط آموزش ابتدايي نباشد، بلکه به يک مرکز آموزش و توانمندسازي بزرگسالان تبديل شود.
وي توضيح داد: هدف جديد اين سازمان بايد آموزش مهارتهاي کاربردي زندگي مثل سواد مالي، کار با فناوريهاي ديجيتال، فهم رسانهها، حل مسئله و مهارتهاي اجتماعي باشد.
طبق مصوبات برنامه هفتم توسعه در سال 1402، نهضت به شکل سابق منحل شد و مأموريتهاي آن عمدتاً به معاونت آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش سپرده گرديد. همزمان، تدوين اساسنامه جديد در جريان است تا اين نهاد با کارکردهاي نوين، از آموزش پايه به سوي «آموزش همگاني، دائمي و مادامالعمر» حرکت کند. اين گذار، فرصتي براي بازتعريف است، اما آکنده از چالشهايي عميق و ساختاري. در همين روزهاي اخير رئيس دانشگاه پيام نور هم از ماموريت آموزش مادم العمر و همگاني اين دانشگاه در اينده نزديک سخن گفته و حالا مسئولين آموزش و پرورش درصدد تعريف چنين نقشي براي نهضت سوادآموز هستند. پيشتر مهرداد ويس کرمي، نماينده مجلس، خواستار انحلال واقعي اين نهاد شده بود. چرا که ماندن آن به ايجاد هزينه هاي بيشتر به کشور مي انجامد و ضرورت و کارکردي هم براي آن متصور نيستيم.
سابقه و سرنوشتي پرتلاطم
نهضت سوادآموزي ريشه در ضرورتهاي انقلابي داشت: مبارزه با ميراث پهلوي که عليرغم برخي تلاشها مانند سپاه دانش، بيسوادي به شکل کاملا براز جريان داشت. در سالهاي آغازين انقلاب اسلامي و به فرمان امام راحل نهضت سوادآموزي شکل گرفت و آغاز تحول بزرگي بود. با تکيه بر نيروهاي مردمي، آموزشياران داوطلب و محتواي ديني-انقلابي، دستاوردهاي بسياري ثبت شد. تا اوايل دهه 90، ميليونها نفر سواد آموختند و ايران جوايز بينالمللي متعددي کسب کرد. اما با کاهش تدريجي بيسوادان زير 50 سال، پراکندگي جغرافيايي باقيماندهها، و ورود فناوري و تغييرات اجتماعي، مأموريت سنتي آن رنگ باخت.
سرنوشت آن شبيه برخي ديگر از نهادهاي انقلابي است: از اوج جهادي به چالشهاي بوروکراتيک. کمبود آمار شفاف از سوادآموزان و مربيان، بيانگيزگي آموزشياران (بهويژه پس از سال 92)، عقبماندگي محتوا از نيازهاي زندگي مدرن، و مطالبات استخدامي انباشته، از مهمترين زخمهاي آن بوده است. وزير آموزش و پرورش خود بر «فقدان آمار شفاف» به عنوان چالش اصلي تأکيد کرده است.
چالشهاي تبديل به نهاد جديد
احياي نهضت با کارکردهاي نوين - از سواد ديجيتال و مهارتهاي زندگي تا آموزش مادامالعمر - نيازمند جراحيهاي عميق است. در بعد هويتي و ساختاري آن بايد پاسخ داده شود که چگونه نهادي جهادي-مردمي را به سازماني پويا، چابک و پاسخگو به نيازهاي قرن 21 تبديل کنيم بدون آنکه روح اوليهاش را از دست بدهد؟
در اين ميان يکي از حساسترين نقاط، همپوشاني احتمالي با دانشگاه جامع علمي کاربردي و يا دانشگاه پيام نور است. اين دانشگاهها با تمرکز بر آموزشهاي مهارتي، دورههاي پودماني و کاربردي، و اموزش باز و همگاني سالهاست در همين حوزه ها فعاليت ميکنند. اگر نهضت به سمت آموزشهاي همگاني و مادامالعمر برود، مرزبندي وظايف، تخصيص بودجه و جلوگيري از موازيکاري حياتي خواهد بود. عدم شفافيت در اين زمينه ميتواند به اتلاف منابع و سردرگمي مخاطبان منجر شود.
همچنين پراکندگي سوادآموزان باقيمانده، بيانگيزگي به دليل مشغلههاي اقتصادي، بهروزرساني محتوا (از سواد پايه به سواد رسانهاي، مالي و ديجيتال)، تأمين نيروي متخصص و انگيزش آموزشياران و ... بخشي ديگر از چالش ها هستند. علاوه بر اين، مسائل استخدامي و منزلت اجتماعي مربيان همچنان سايه افکنده است.
احياي هوشمندانه يا تکرار تجربههاي ناکام؟
اين گذار را احتمالا ميتوان نقطه عطفي دانست: نهضت سوادآموزي نماد «انقلاب آموزشي يا آموزش انقلابي» در ايران بود که بيسوادي را از يک بحران ملي به مشکلي قابل مديريت تبديل کرد. اما موفقيت اوليهاش، خود به چالش تبديل شد؛ وقتي مأموريت اوليه به پايان رسيد، نهاد بدون بازتعريف، در خطر فرسودگي قرار گرفت. حالا سرنوشت نهايي آن همچنان مبهم است.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.