اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

وضعيت تکان‌ دهنده بافت‌هاي تاريخي

استان زنجان 955 اثر تاريخي، طبيعي و ناملموس دارد که حفظ آن براي آيندگان و مرمت‌هاي اصولي اهميت ويژه‌اي در حوزه گردشگري، باستان‌شناسي، هويت فرهنگي و ساير موارد دارد و در واقع استان با برخورداري از صدها اثر تاريخي، طبيعي و ناملموس، يکي از کانون‌هاي مهم هويت فرهنگي در شمال‌غرب ايران به‌شمار مي‌رود؛

وضعيت تکان‌ دهنده بافت‌هاي تاريخي

گنجينهاي که از بازارها و مساجد تاريخي تا خانههاي اعياني و بناهاي صنعتي را در برميگيرد و هر يک بخشي از حافظه جمعي اين سرزمين را روايت ميکنند.

با اين حال، چگونگي حفاظت و مرمت اين آثار، همواره محل بحث و مناقشه ميان کارشناسان، مديران و دلسوزان فرهنگي بوده است؛ بهويژه در شرايطي که فرسودگي بافتهاي تاريخي، کمبود منابع و برداشتهاي متفاوت از اصول مرمت، آينده اين سرمايههاي ملي را با چالشهايي جدي روبهرو کرده است.

درهمين راستا، در گفتوگويي تفصيلي با دکتر هوشنگ ثبوتي، معمار و باستانشناس زنجاني و از چهرههاي باسابقه حوزه مرمت، به بررسي وضعيت حفاظت و مرمت بناهاي تاريخي استان پرداخته است؛ گفتوگويي که ضمن تبيين مباني نظري مرمت، به نقد عملکردها، بيان تجربههاي نوآورانه و ارائه هشدارهايي درباره آينده برخي بافتهاي تاريخي ميپردازد.

دکتر هوشنگ ثبوتي که دانشجويان دانشگاههاي زنجان، قزوين و تهران از تدريس اين استاد بهرهمند شدند، ساليان متمادي به انجام کار مرمت حرفهاي پرداخته و اکثريت قريب به اتفاق بناهاي تاريخي استان زنجان به تعداد 57 اثر، در تهران 9 اثر و در استان قزوين به تعداد دو اثر را مورد مرمت قرار داده است.

 

ابتدا توضيح مختصري در خصوص اهميت آثار و بناهاي تاريخي و نقش آنها در توسعه و ارتقاي فرهنگ، هنر، تاريخ، تمدن و مقولات متعددي از اين باب و لزوم حفظ و مرمت آنها ارائه بفرماييد.

 

اساساً و در کليات، مسئله حفاظت و مرمت آثار و بناهاي تاريخي را ميتوان درسه بخش عمده مورد مداقه قرار داد.در بخش نخست، آثار و بناها به عنوان ثروتهاي غيرمنقول ملي نگريسته ميشود که در چرخه زندگي، داراي عملکرد و کاربردي مشخص و حفاظت از آنها لازم است. در بخش دوم مسئله بسيار پيچيده و حساس است و در اين نگاه، بناها و آثار علاوه بر دارا بودن ارزشهاي اقتصادي و ثروتهاي ملي، مفاهيم والاتري را مورد بحث قرار ميدهد. در اين نگرش مسئله نمايش دادن ارزشهاي فرهنگي، طرح تمدنهاي ملي، اشاعه افکار مذهبي، طرح فرهنگ قومي، بزرگداشت خاطرهها و افتخارات ملي، طرح آرمانها، ارزشها، ايدهآل فکري، مذهبي، تداوم دادن سنتهاي فرهنگي، هنري، معماري و مقولات متعددي از اين باب را لحاظ ميکند.

در اين بخش موضوع و مسئله مرمت نه تنها با بنا بهطور تجريدي ارتباط بر قرار ميکند، بلکه با معيارها و علومي همانند جامعهشناسي، مردمشناسي، تاريخنگاري، اکولوژي، باستانشناسي، شهرسازي، آرمانهاي نهفته در هنرهاي تجسمي، پلاستيک، ادبيات، اساطير، ايدئولوژيهاي مذهبي، ملي و قومي نيز آميخته ميشود.

موضوع و مصاديق اين نگرش عمدتاً آثار و بناهاي تاريخي است. اين آثار مملو از اطلاعات متقني از اعماق تاريخ است، اطلاعاتي که ميتواند پايه و اساس برنامه ريزيهاي کلان جامعه باشد.

به عبارت ديگر، يک عمارت تاريخي، يک قطعه کاشي منقوش از يک بنا، يک عدد کاسه و يا کوزه سفالي از دورانهاي تاريخي مختلف، اطلاعات دقيق و جامعي از افکار، انديشهها، آرمانها، ايدهآلها، هنجارها، ارزشها و معيارهاي رايج و حاکم در زمان همان اثر را در خود نگه داشته و در مواقع لزوم ميتواند مورد بهرهبرداري قرار گيرد. بنابراين ارزش و اعتبار واقعي اين آثار نه تنها در جنس آنها، بلکه متعلق به اطلاعاتي است که در اثر نهفته است. همچنانکه در جوامع انساني موج اول (دستيابي به غذا)، موج دوم (داشتن سلاحهاي قوي) و موج سوم (دستيابي به اطلاعات دقيق) سپري شده و موج چهارم که دوران هوش مصنوعي است، پديد آمده و با اطلاعات کارايي ارزشمندي را ارائه ميدهد و اين مطالب مختصر ارزش و اهميت آثار تاريخي و اطلاعات متقن نهفته در آنها را بيش از پيش مشخص ميکند.

در بخش سوم، به آثار و بناهاي تاريخي از ابعاد اقتصادي نگريسته ميشود. در کشورهاي پيشرو، نام ميراث فرهنگي به «ثروت فرهنگي» تبديل شده و مديران در اين جوامع، بحرانهاي اقتصادي مناطق را با ثروتهاي فرهنگي حل و فصل ميکنند و آن عنايت به صنعت عظيم گردشگري است.

 

يا مرمتهايي که در استان زنجان انجام ميشود، اصولي هست يا نه؟

ابتدا بايد مرمت اصولي بناهاي تاريخي را تبيين کنيم، آنگاه درمييابيم که مرمتها اصولي است يا خير.به نظر بنده، تئوريهاي پوياي هيچ علمي در مجامع جهاني، همانند علم مرمت مغاير هم نيستند. اين مغايرت از بدو ظهور علم مرمت در قرن نوزدهم بهوجود آمده و هم اکنون هم ادامه دارد. به عبارت ديگر، هر جا سخن از مرمت بناهاي تاريخي بشود، بلافاصله نام دو شخصيت مرمتي در اذهان متبادر مي شود. جان راسکين و اوژن لدوک که از بانيان و نظريه پردازان علم مرمت بودهاند. جان راسکين به اصالت، نگهداري و حفاظت بنا بدون دخالت فيزيکي در بنا معتقد بود اما لدوک به مرمت کردن کامل بنا و احياي عناصر و اندامهاي آسيبديده بنا تمايل داشت. هر دو نظريه پويا بود و بعدها معماراني همانند بويتو، لوکا بلترامي، لوکوربوزيه و ديگران اين نظريهها را تعقيب کردند و هنوز هم ادامه دارد.

علاوه بر مغايرت تئوريکي، مشکل ديگري در حوزه مرمت در کشور و به تبع اولي در استان وجود دارد و آن ناشي از بد ترجمه شدن و استباط نادرست از متون کنوانسيونهاي بينالمللي مرمت همانند کنوانسيون ونيز، آتن، کپنهاک و مثل اينهاست که در مسائل مربوط به مرمت ابنيه، تاثير منفي گذاشته است.

شهر زنجان يک بازار تاريخي بسيار جالب و ارزشمند را در خود جاي داده است. اين بازار در داخل محدودهاي واقع شده که به «محله تاريخي بازار» موسوم است و در مجموع 53 هکتار وسعت دارد، از اين مساحت 14 هکتار آن بازار سرپوشيده و تجاري و 39 هکتار آن در گذشته مسکوني بوده است. ادارهکل ميراث فرهنگي استان در سالهاي گذشته، تقريباً کل راستهها را که 584 چشمه طاق و تويزه است مورد مرمت قرار داده و مرمت آنها اگر ايدهآل نباشد، کاملاً قابل قبول است و به گونهايي است که اين راستهها در جريان زندگي شهري زنجان و روستاهاي حوزه نفوذ شهر، عملکرد جالبي را به خود اختصاص داده است. بنابراين مديران و مسئولان ذيربط شايسته دريافت دستمريزاد هستند.

اما فاجعه در قسمت غيرمسقف محله بازار است که بلافاصله از سمت جنوبي مغازهها آغاز شده و تا محور خيابان خيام ادامه دارد که قسمت مسکوني اين بافت مثلا تاريخي را تشکيل داده است! در اين محدوده هفت محله به نامهاي لطفعلي، سقالر، سيدستار، حسينيه، سيدلر، توپآقاجي و نايبآقا قرار دارد.

در اين محلات، 422 واحد غيرتجاري جاي گرفته است؛ از اين تعداد 39 واحد معادل 9.3 درصد نوساز، 95 واحد معادل 22.7 درصد قابل استفاده و 288 واحد معادل 68 درصد آن تخريبي و در حال تخريب است. از تعداد واحدهاي مزبور 189 واحد (44.5 درصد) کاربري مسکوني دارد و نزديک به 950 نفر در آنها ساکن هستند. اين بافت کاملاً مخروبه، آلود، فاقد هر گونه امکانات شهري، خطرناک و تقريباً غيرقابل سکونت است. مايه تاسف است که گفته شود، باعث و باني اين فاجعه ادارهکل ميراث فرهنگي استان است.

اين اداره محترم براي حفاظت و مرمت آن ضوابطي تعريف کرده که مقررات آن بر مبناي ترجمه و برداشت نادرست از متون و آييننامههاي بينالمللي بوده که در سطور قبل ذکر شد.

لازم به توضيح است که در سال 1354 بنابر درخواست از اداره ميراث فرهنگي شخصي موسوم به آنژلا بيوکيانس، ضمن مطالعه و برداشت ميداني، يک شيت نقشه 53 هکتاري محله بازار را در قطع A1 تهيه و در حاشيه همان نقشه - اشتباه نکنم - 13 بند براي مرمت و حفاظت از اين محله، ضوابطي تعريف کرده است. اين نقشه و ضوابط مندرج در آن در زمان ارائه مشکلات عجيب و غريبي داشته، اما هنوز باگذشت 50 سال از تهيه آن هنوز درب به همان پاشنه ميچرخد! به عبارت ديگر، محله بازار زنجان از سال 1354 فريز شده است. پس از سال مزبور براي شهر زنجان طرحهاي جامع و تفضيلي متعددي تهيه و به مرحله اجرا در آمده، اما از ترس ميراث فرهنگي محله 53 هکتاري دست نخورده باقي مانده است. در نتيجه اين سياست و ضوابط مرمتي و حفاظتي نادرست، محله تاريخي بازار که زماني نه چندان دور، محل اسکان بازاريان، متمولين شهر و شهروندان اصيل زنگاني بود، به علت رفتار نامناسب و غيرعلمي ميراث فرهنگي به اين وضعيت اسفناک دچار شده است.

پيشبيني بنده اين است، اگر خدايناکرده زلزلهايي با قدرت تخريبي 4 تا 5 درجه در مقياس ريشتر حادث شود، 90 درصد ساکنان اين محله آسيب خواهند ديد.

بنابراين توصيه ميشود، مقامات ارشد استاني، نظر ميراث فرهنگي استان را به حل اين معضل شهري که ناشي از بيتوجهي اين دستگاه است، جلب کرده و با اولويت به حل اين معضل خطرآفرين که راهکار آن بسيار ساده و اصولي است، بپردازند تا شايد موضوع جبران مافات و از وقوع فاجعه احتمالي جلوگيري کند.

بنده از همين تريبون به مسئولان معزز ميراث فرهنگي استان توصيه ميکنم به محله بازار تبريز که هم نزديک است و هم به لحاظ قدمت و ساختار مشابه بازار زنجان باشد، نظري بيندازند تا ببينند که محله بازار تبريز کاملاً آباد، پررونق، با امکانات شهري کامل، امن و نظيف است، بهطوري که زندگي عادي شهري در آن جريان دارد و اين منطقه را با محله بازار زنجان مقاسيه کنند تا عملکرد دستگاهها بيش از پيش روشن شود و مسئولان ذيربط با سرعت زياد و دقت نظر شايسته و استفاده از تجارب ديگران که خيلي هم زياد است، اقدامات قابل قبولي ارائه دهند.

بنابر مطالب ذکر شده عملکرد اداره کل ميراث فرهنگي استان زنجان در حيطه مرمت و نگهداري محله بازار کاملاً غيراصولي و غيرقابل قبول است.

 

مرمت ساير بناهاي تاريخي و آثاري مثل شهر زيرزميني دژمنده و خانه خديوي که در سالهاي اخير در معرض تخريب قرار گرفتند، را چگونه ارزيابي ميکنيد؟

 

در ادامه بررسي و ارزيابي اصولي بودن مرمت بناهاي تاريخي توسط ميراث فرهنگي به حضور عارضم که در سالهاي اخير عملکرد ميراث فرهنگي در مرمت بناهاي تاريخي استان فوقالعاده ناچيز بوده و مرمتي مبتني بر برنامه که داراي پايه و اساس مطالعاتي باشد، مشاهده نميشود.

کار مرمت آثار تاريخي فوقالعاده حساس است و دست يازيدن بر آن بايد مبتني بر مطالعات دقيق باشد. به عبارت ديگر، هرگونه مداخله فيزيکي در بناهاي تاريخي مستلزم شناخت کامل آن است و لاغير. در حال حاضر آن بناهايي که اسم برديد مثل شهرک زير زميني دژمنده و بناهاي ديگر، حرکت مرمتي قابل توجهي انجام نگرفته تا بتوان راجع به مرمت آنها اظهار نظر کرد.

خانه ناصر خديوي يکي از خانههاي زيبا و ارزشمند زنجان بود که متاسفانه مورد بيمهري و بيتوجهي اداره کل قرار گرفته و تقريباً در حال نابودي کامل است.

 

آيا براي مرمت آثار تاريخي زنجان از روشهاي روز دنيا و مصالح و يافتههاي جديد استفاده ميشود؟؟

 

پيشتر عرض کردم که در سالهاي اخير، ميراث فرهنگي فعاليتهاي مرمتي قابل توجهي انجام نداده است. اما در 10 سال گذشته کارهاي مرمتي ارزشمندي روي بعضي از بناهاي تاريخي استان انجام گرفته که اين سبک براي مرمتکاران ساير استانها ناآشناست.

جالب است بدانيد همين کارهاي مرمتي بينظيري که در بعضي از بناهاي تاريخي زنجان توسط تيم مرمت بنده انجام گرفته، از ابداعات خودمان هست که مسئولان و کارشناسان ذيربط در ادارهکل نه خبر از آن دارند و نه به خبردار شدن علاقهمند هستند.

يکي از شيوههاي نوين مرمت بناهاي تاريخي انجام گرفته در استان زنجان جابهجايي عناصر و اندامهاي لغزيده و ناشاقول در بناست. در عرف مرمت، عناصر معماري که ناشاقولي آنها بيشتر از 5 درصد ارتفاع آن باشد، کل آن عنصر لغزيده را جمعآوري کرده و آن را مجدداً مطابق با الگوهاي قبلي و با مصالح روز اجرا ميکنند. اما تيم بنده، بناهاي تاريخي ناشاقول و لغزيده متعددي را در استان بدون تخريب، جابهجا و به حالت شاقول و استوار درآورده و در نتيجه اصالت تاريخي اجزا و عناصر معماري حفظ شده است.

به طور مثال رواقهاي اضلاع جنوبي، شمالي و غربي سراي حاجي کلبعلي در راسته بازار امامزاده، رواق سراي ناصري در بازار بزرگ و رواقهاي کاروانسراي ملک در ابتداي بازار پايين به اين شيوه جديد به گونهايي مورد مرمت قرار گرفتهاند که اصالت اجزاي معماري آنها کاملاً حفظ شده است که البته کارفرماي بناهاي مذکوره اداره ميراث فرهنگي استان بوده است.

از ديگر بناهايي که به اين شيوه مرمت شده، بناي تاريخي موسوم به کارخانه کبريت سه ستاره زنجان است؛ اين بنا به کارفرمايي اتاق بازرگاني زنجان و به مديريت و پيمانکاري بنده و به شيوه جابهجايي عناصر معماري انجام گرفته و عنصر جابهجا شده قابل رويت آن، سر در زيباي کارخانه است. لازم به يادآوري است که سردر مزبور در گسترش عرضي خيابان صفا قرار گرفته بود و بايد تخريب يا جمعآوري ميشد که اين سردر با حفظ اصالت خود، 4.20 متر به عقب برده و از بستر خيابان خارج شد و بنا به طور اصيل مورد حفاظت قرار گرفت تا امروزمورد بازديد جمع کثيري از شهروندان باشد.

جالب است بدانيد که ادارهکل ميراث فرهنگي اصلاً در جريان اين نوع مرمتهاي حرفهايي قرار نگرفت.

يکي ديگر از فعاليتهاي مرمتي که با متدهاي جديد علم مرمت استفاده شده، مقاومسازي بناهاي تاريخي با استفاده از کابلهاي فولادي است و اين مورد نيز از ابداعات تيم مرمتي بنده است. بناهاي متعددي به اين شيوه مرمت و مقاومسازي شده به گونهايي که پديده تخريب از بناها سلب شده است. ايوانهاي اضلاع شمالي و جنوبي مسجد جامع زنجان، پل کهنه زنجان (يل مير بهاء الدين)، بناهاي تاريخي موسوم به آرامگاه مولانا حسن کاشي در سلطانيه و بناي تاريخي رختشويخانه با استفاده از کابلهاي فولادي مرمت و مقاومسازي شدهانده که در نوع خود بينظير هستند.

 

در مجموع وضعيت مرمت در استان زنجان را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

 

مرمت کردن بناي تاريخي، مستلزم شناخت کامل آن مانند شناخت پيشينه تاريخي، شناخت ويژگيهاي معماري، شاخصهاي هنري بنا، آسيبشناسي بنا، شناخت ضايعات داخلي و خارجي، شناخت ويژگيهاي سازهايي و ساير موارد است و مرمتکاراني که واجد اين اطلاعات باشند کمتر ديده ميشود. خروجي مرمتهاي بدون مطالعه و بدون نظر کارشناسي نتايجي مثل مرمت مسجد آقا کاظم در خيابان سعدي جنوبي، مرمت ضلع شرقي مسجد مشرف به خيابان سعدي دارد که نمونهايي از موارد مرمت مخدوش بهشمار ميرود که توسط ميراث فرهنگي انجام گرفته است.

 

آيا روند نگهداري و مرمت آثار تاريخي، آنها را براي نسلهاي آينده حفظ خواهد کرد؟

 

آثار و بناهاي تاريخي بهطور کلي در رديف اموال ملي و آثار شاخص در رديف اموال جهاني طبقهبندي ميشود. بهطور مثال بناهايي مانند گنبد سلطانيه، معبد پارتنون، کليساي سانتاماريا و مواردي از اين دست متعلق به تمدنهاي جهاني اما محل استقرار و جغرافياي آنها متفاوت است. يکي در سلطانيه، دومي در شهر رم و سومي در فلورانس قرار دارد، اما مالک اينها همه انسانهايي است که در کره زمين زندگي ميکنند يا در آينده خواهند زيست.

بنابراين آثار و بناهاي تاريخي امانتي است که گذشتگان به ما سپردهاند و ما نيز مکلفيم آنها را همانطور که تحويل گرفتيم به آيندگان بسپاريم. اما توليت و مسئوليت اين تفکر به ادارات کل ميراث فرهنگي محول شده است. حال با عنايت بر آنچه که در باب عملکرد ميراث فرهنگي در امور مربوط به حفاظت و مرمت آثار تاريخي ذکر شد، ميتوان اين روند را ارزيابي کرد.

منبع : تسنيم

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.