ورزش ايران مدتهاست اسير بلاتکليفي و سردرگمي شده است. تعدد و تکثر رشتههايي که در آن هيچ محلي از اعراب ندارند و هيچ چشم انداز روشني در آن نيز وجود ندارد.
نتيجه اين بلاتکليفي هدررفت منابع و تلف شدن هزينهها براي هيچ است و دردآور اينکه رشتههايي که شانسي براي موفقيت و ايستادن روي سکوهاي جهاني و آسيايي دارند، به پاي ناکامها ميسوزند. اين بدان معناست که ورزش ايران در رشتههايي که در آن هيچ شانسي براي موفقيت و درخشش ندارد، همان اندازه سرمايه گذاري ميکند که در رشتههاي صاحب شانس و مدعي هزينه ميکند. يک بي عدالتي محض که مشخص نيست که با کدام متر و معياري بدل به مانيفست ورزش ايران شده.
براي رسيدن به حقيقت ماجرا بايد کليت را کنار گذاشت و از جزييات حرف زد. مدال آوري و موفقيت در ورزش ايران تنها به چند رشته خاص محدود ميشود. ايران به جز کشتي، وزنه برداري، تکواندو، ووشو، کاراته و تا حدي واليبال و کبدي و چند جرقه کوچک و پراکنده در رشتههايي مثل تيراندازي، روئينگ و ژيمناستيک، در هيچ رشته ديگري حتي از نزديکيهاي سکوي يک مسابقه نه چندان بااهميت هم رد نميشود. در حقيقت رشتههاي مدال آور ورزش ايران از تعداد انگشتان 2 دست کمتر است و طعنه آميز اينکه ورزش ايران به اندازه دستان 5 انسان بالغ فدراسيون
دارد!
فدراسيونهايي که هر کدام به اندازه همان فدراسيونهاي موفق بودجه ميگيرند، زيرساختهاي دولتي در اختيار دارند و حتي بيشتر از فدراسيونهاي موفق سفر ميروند و البته دست خالي باز ميگردند و حتي از چند صد کيلومتري مدال و سکو هم رد نميشوند. نکته اسفبار اينکه در اين مجموعه عريض و طويل و بي هنر، فدراسيونهايي وجود دارند که گوي سبقت را در ناکامي از بقيه ناکامها ربوده و در اغلب رقابتها براي رسيدن به رتبههاي آخر ميجنگند و تلاش ميکنند! فدراسيونهايي با کارنامهاي لبالب از رفوزگي و مردودي.
مصداقها در اين باره بسيارند. کسي به ياد ميآورد آخرين بار فدراسيون بدمنيتون کي و کجا آخر نشد؟ رشتهاي که مدتهاست حتي در تورنمنتهاي درجه 3 هم از گرفتن يک برنز بي ارزش عاجز است و سريال ناکامي هايش حتي به مسابقات فجرکاپ داخلي هم سرايت کرده و در تورنمنت بي کيفيتي که با حضور درجه 3ها برگزار ميشود هم نميتواند مدال بگيرد!
فدراسيون تير و کمان 2 سال تمام يک مربي گمنام کرهاي را با حقوق دلاري استخدام کرد تا دست آخر ورزشکارش آخر شود. فدراسيوني که مدتهاست از تورنمنتي به تورنمنت ديگر ميرود بدون اينکه کماندارانش رتبه يک رقمي کسب کنند. طعنه آميز اينکه رئيس ناکام اين فدراسيون همين مسير امتحان پس داده و اشتباه را براي المپيک لس آنجلس ميخواهد دوباره امتحان کند؛ يعني جذب يک مربي کرهاي با حقوق چند هزار دلاري براي کسب يک رتبه آخر!
در دوچرخه سواري مدتهاست مدال که هيچ، بلکه گذر از خط پايان توسط رکابزنان ايران برايمان آرزو شده؛ به گونهاي که وقتي ورزشکار ايران به عنوان نفر صد و چندم از خط پايان عبور ميکند، آن را فتح الفتوح و دستاورد تاريخي عنوان ميکنيم!
در اسکي عادت کردهايم که هيچوقت مدال که نه، حتي رتبه دورقمي در مسابقات هم نداشته باشيم و عجيب اينکه رئيس جوان و ماجراجوي اين فدراسيون با اين عملکرد اعتقاد دارد بايد فدراسيونش به اندازه فوتبال بودجه بگيرد!
اين حکايت را ميتوان در قبال بقيه فدراسيونهاي ناکام و بدون دستاورد ديگري هم نوشت.
قصه پرغصه فدراسيونهاي بي خاصيت تنها به همين سياهه ختم نميشود. بسياري از رشتهها و فدراسيونهاي ورزشي ايران اساسا کارکرد قهرماني ندارند، اما با يک سياست و رويکرد غلط تاسيس شدهاند، دفتر و تشکيلات دارند، بودجه ميگيرند، سفر ميروند، بدون اينکه هيچ دستاورد خاصي داشته باشند. به معناي عام يعني پول ميگيرند و هيچ کار خاصي انجام نميدهند! فدراسيون آمادگي جسماني، همگاني، روستايي و عشايري، نجات غريق، انجمنهاي ورزشي، انجمنهاي رزمي، بدنسازي و پرورش اندام، کونگ فو، زورخانهاي، دانشگاهي، دانش آموزي، کارگري، ناشنوايان، نابينايان، پيوند اعضا، پزشکي ورزشي و حتي موتورسواري و اتومبيلراني در اين دسته جاي ميگيرند. فدراسيونهايي بدون هيچ خروجي خاص و مشخص، اما با بودجههاي کلان.
مشخص نيست که سياست وزارت ورزش و جوانان چيست که اين همه فدراسيون ناکام، بدون دستاورد و حتي بدون کارکرد مشخص در سپهر ورزش ايران وجود دارد که بودجههاي کلاني را از بيت المال تلف ميکنند و هيچ خروجي خاصي ندارند. فدراسيونهايي که برخي از آنها حتي فلسفه وجودي شان مبهم است و مشخص نيست چرا و با کدام هدف و دليل متقن تاسيس
شدهاند.
نتيجه حضور 52 فدراسيون در جغرافياي ورزش، فربه شدن و اتلاف منابع بسيار از بدنه ورزش است. منابعي که بايد تنها صرف چند رشته خاص و مدال آور شود که سبد مدال ايران را در ميادين بين المللي و بازيهاي آسيايي، جهاني و المپيک هميشه پر ميکنند، اما با کج سليقگي محض اين منابع از آنها دريغ ميشود تا آنها را به پاي فدراسيونهاي بدون خروجي مشخص تلف کنيم.
البته احمد دنيامالي به عنوان وزير ورزش و جوانان که داعيه فهم ورزش را دارد در تاريخ 23 دي بالاخره روي اين موضوع دست گذاشته است. حالا که وزير ورزش خودش هم مي داند وجود برخي فدراسيون ها دوباره کاري و هدر رفت منابع مالي است بهتر است که در اين زمينه اقدام عملي جدي انجام دهد. اداره ورزش با اين همه فدراسيون ناکام تنها و تنها تلف کردن منابع و بيت المال براي هيچ است. کاش پدر اين خانواده بزرگ خانواده اصلي اش را به مشتي بي مصرف ترجيح داده و بساط اين همه حيف و ميل و تاراج را براي هميشه پايان دهد.
منبع: خبرگزاري آنا
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.