خبرگزاري مهر-گروه سياست-هادي رضائي: روابط عمومي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بامداد امروز در اطلاعيه اي اعلام کرد يک فروند نفتکش متخلف که قصد خروج از تنگه هرمز را داشت، پس از خاموشکردن سامانههاي موقعيتياب و ناوبري و تلاش براي عبور از مسير غيرمجاز جنوبي اين تنگه، با مين دريايي برخورد کرد و دچار انفجار و آتشسوزي در موتورخانه شد.
سپاه در اين اطلاعيه تأکيد کرد با شناورهايي که سامانههاي ناوبري و شناسايي خود را در محدوده تنگه هرمز و خليج فارس خاموش کنند، با شدت و قاطعيت برخورد خواهد شد.
متن اين اطلاعيه به شرح زير است:
يک فروند نفتکش متخلف با اصابت به يک مين دريايي در محدوده جنوب تنگه هرمز دچار انفجار و آتش سوزي در موتورخانه گرديد.
اين کشتي که قصد خروج از تنگه هرمز را داشت تمامي سامانه هاي موقعيت ياب و ناوبري خود را از مبداء حرکت خاموش کرده و بدون توجه به مقررات تنگه هرمز در تلاش براي عبور از مسير غير مجاز جنوبي تنگه، دچار اين سانحه گرديد.
نيروي دريايي سپاه اعلام مي کند: در صورتي که کشتي هاي متردد در محدوده تنگه هرمز و خليج فارس سامانه هاي ناوبري و شناسايي خود را خاموش کنند، با آنها به شدت و قاطعيت برخورد خواهد شد.
اين اطلاعيه در شرايطي منتشر شده است که در روزهاي گذشته نيز گزارشهايي درباره برخورد نفتکشها و شناورهاي تجاري با مين دريايي در محدوده تنگه هرمز منتشر شده بود. نيروي دريايي سپاه در اطلاعيههاي پيشين خود از انفجار و آتشسوزي نفتکشهايي خبر داده بود که، مقررات اعلامشده براي تردد در اين آبراه را رعايت نکرده بودند.
اهميت اين اخبار تنها به خسارت واردشده به يک يا چند شناور محدود نميشود. تنگه هرمز يکي از مهمترين گلوگاههاي انتقال انرژي در جهان است و هر تحول امنيتي در آن، علاوه بر ابعاد نظامي، ميتواند بر محاسبات شرکتهاي کشتيراني، هزينه بيمه، قيمت حملونقل و امنيت زنجيره تأمين انرژي اثر بگذارد.
در چنين شرايطي، مين دريايي بار ديگر بهعنوان يکي از ابزارهاي اثرگذار جنگ دريايي مطرح شده است؛ سلاحي که ممکن است در مقايسه با موشکهاي ضدکشتي يا شناورهاي رزمي، کمتر به چشم بيايد، اما قابليت ايجاد محدوديت عملياتي و تحميل هزينههاي سنگين به طرف مقابل را دارد.
البته بايد ميان آنچه در اطلاعيه رسمي سپاه درباره حوادث اخير اعلام شده و آنچه درباره نوع، تعداد و مشخصات فني مينهاي بهکاررفته مطرح ميشود، تفاوت قائل شد. در اطلاعيه اخير، نوع دقيق مين و مشخصات فني آن اعلام نشده است؛ بنابراين نميتوان با قطعيت گفت نفتکش مورد اشاره با کدام مدل برخورد کرده است.
مين دريايي چيست و چرا همچنان در جنگهاي مدرن اهميت دارد؟
مين دريايي يک سلاح انفجاري است که در آب يا زير سطح آن قرار ميگيرد و براي آسيبزدن به شناورهاي سطحي يا زيردرياييها، يا محدودکردن دسترسي آنها به يک منطقه دريايي به کار ميرود. برخلاف موشک ضدکشتي که براي اصابت به هدف شليک ميشود، مين ميتواند بدون حضور مستقيم نيرو در محل، در وضعيت انتظار باقي بماند و با تحقق شرايط مشخص فعال شود.
همين ويژگي، مين را به ابزاري متفاوت در جنگ دريايي تبديل ميکند. يک شناور نظامي براي مقابله با تهديد موشکي معمولاً ميتواند از سامانههاي هشدار، جنگ الکترونيک و دفاع نزديک استفاده کند؛ اما مقابله با مين به شناسايي و بررسي محيط زير آب نياز دارد؛ کاري که به تجهيزات تخصصي، زمان و عمليات پرخطر احتياج دارد.
از سوي ديگر، تهديد مين صرفاً به زمان انفجار محدود نميشود. حتي احتمال وجود مين در يک مسير کشتيراني ميتواند شرکتهاي حملونقل را به تغيير مسير، توقف حرکت يا مطالبه پوشش بيمهاي گرانتر وادار کند. به همين دليل، اثر راهبردي اين سلاح گاهي فراتر از خسارت مستقيم به شناور است.
انواع مينهاي دريايي؛ از سازوکار انفجار تا شيوه استقرار
مينهاي دريايي را ميتوان از دو منظر اصلي دستهبندي کرد: نخست، محل قرارگيري آنها در آب و دوم، سازوکاري که باعث فعالشدن و انفجارشان ميشود. اين دو دستهبندي مستقل از يکديگرند؛ به اين معنا که يک مين کفخواب، براي مثال، ميتواند از حسگرهاي مغناطيسي يا صوتي استفاده کند.
1. مين تماسي
اين نوع از قديميترين گونههاي مين دريايي است و با تماس فيزيکي شناور با بدنه مين يا اجزاي حساس آن فعال ميشود. مينهاي تماسي معمولاً با يک مهار به بستر دريا متصل ميشوند و در عمقي مشخص قرار ميگيرند.
با وجود قدمت اين فناوري، اصل عملکرد آن همچنان قابل استفاده است؛ زيرا براي تهديد شناور به سامانههاي پيچيده شناسايي نياز ندارد.
2. مين مهارشده
اين مين با کابل يا زنجير به وزنهاي در کف دريا متصل است و در عمق مشخصي از آب قرار ميگيرد. مين مهارشده از نظر محل استقرار شناخته ميشود و لزوماً به معناي تماسيبودن آن نيست؛ سازوکار انفجارش ميتواند تماسي يا مبتني بر حسگر باشد.
اين خانواده براي ايجاد تهديد در ستون آب، از جمله عليه شناورهاي سطحي و در برخي طراحيها زيردرياييها، کاربرد دارد.
3. مين کفخواب
اين مين روي بستر دريا قرار ميگيرد و معمولاً براي شناسايي حضور شناور از حسگرهاي غيرتماسي بهره ميبرد. در اين حالت، کشتي لزوماً نبايد با مين برخورد کند؛ عبور آن از محدوده اثر حسگرها ميتواند باعث فعالشدن سلاح شود.
مينهاي کفخواب در آبهاي کمعمق اهميت ويژهاي دارند و به دليل قرارگرفتن روي بستر دريا، ممکن است شناسايي آنها دشوار باشد.
4. مين شناور يا سرگردان
اين نوع به نقطهاي ثابت مهار نشده و با جريان آب حرکت ميکند. جابهجايي پيشبينيناپذير آن ميتواند تهديدي براي مسيرهاي کشتيراني ايجاد کند و خطر آن به منطقهاي که ابتدا در آن قرار گرفته، محدود نميماند.
مينهاي شناور سرگردان از نظر حقوق بينالملل نيز موضوع مقررات ويژهاي هستند و نبايد آنها را با مينهاي مهارشده يا کفخواب يکسان دانست.
مينهاي هوشمند چگونه شناور را شناسايي ميکنند؟
تحول مهم در فناوري مين دريايي، گذار از سازوکارهاي ساده تماسي به سامانههايي است که آثار فيزيکي حضور يک شناور را تشخيص ميدهند. در اين دسته، مين با استفاده از يک يا چند حسگر، تغييرات محيطي ناشي از عبور کشتي را بررسي ميکند.
مين مغناطيسي
بدنه فلزي و تجهيزات الکتريکي شناور ميتوانند ميدان مغناطيسي محيط را تغيير دهند. مين مغناطيسي اين تغييرات را تشخيص ميدهد و در صورت تحقق شرايط تعريفشده، فعال ميشود. در اين روش، تماس مستقيم کشتي با مين ضروري نيست.
مين صوتي
هر شناور هنگام حرکت، بهويژه از طريق موتور و پروانه، صدا و ارتعاش توليد ميکند. حسگر صوتي ميتواند اين آثار را تشخيص دهد. سامانههاي پيشرفتهتر ممکن است از ترکيب چند نشانه براي تمايز ميان الگوهاي مختلف صوتي استفاده کنند.
مين فشاري
عبور بدنه يک شناور بزرگ از آب، تغييرات فشاري ايجاد ميکند. مين فشاري اين تغييرات را تشخيص ميدهد و ميتواند براساس الگوي تعيينشده واکنش نشان دهد.
مين چندحسگري
در اين خانواده، چند نوع حسگر در کنار يکديگر به کار گرفته ميشوند. ترکيب نشانههاي مغناطيسي، صوتي يا فشاري ميتواند امکان تشخيص دقيقتر حضور شناور را فراهم کند و مقابله با مين را پيچيدهتر سازد.
البته عنوان «هوشمند» به معناي برخورداري از هوش مصنوعي به مفهوم رايج امروزي نيست. در بسياري از اين تسليحات، منظور از هوشمندي، استفاده از مدارهاي الکترونيکي، حسگرهاي ترکيبي و منطق برنامهريزيشده براي تشخيص شرايط فعالشدن است.
چرا تنگه هرمز براي جنگ مين اهميت ويژهاي دارد؟
اهميت مين دريايي در تنگه هرمز را بايد در پيوند سه عامل جغرافيا، اقتصاد انرژي و ملاحظات نظامي بررسي کرد.
نخست؛ جغرافياي محدود و حساس. تنگه هرمز يک آبراه راهبردي است که مسيرهاي عبور شناورهاي تجاري و نفتکشها در آن اهميت ويژهاي دارد. در چنين محيطي، هرگونه تهديد زيرسطحي ميتواند برنامهريزي حرکت کشتيها را دشوار کند و بر ارزيابي ايمني مسير اثر بگذارد.
دوم؛ هزينه اقتصادي فراتر از خسارت مستقيم. برخورد يک شناور با مين ممکن است به آسيب بدنه، آتشسوزي، توقف حرکت يا حتي غرقشدن منجر شود. اما حتي بدون وقوع حادثه تازه، افزايش احتمال تهديد ميتواند شرکتهاي بيمه و کشتيراني را به بازنگري در ارزيابي ريسک وادار کند. در نتيجه، اثر اقتصادي مين به خسارت مستقيم محدود نميماند.
سوم؛ دشواري پاکسازي و بازگرداندن اطمينان. شناسايي و خنثيسازي مينها به تجهيزات تخصصي، شناورهاي مقابله با مين، سامانههاي سونار و در مواردي ابزارهاي بدون سرنشين نياز دارد. پاکسازي يک منطقه نيز لزوماً به معناي اطمينان کامل از نبود هرگونه تهديد در تمام مسيرهاي پيراموني نيست. به همين دليل، عمليات مقابله با مين ميتواند زمانبر و پرهزينه باشد.
مين دريايي؛ سلاحي براي تحميل هزينه به طرف مقابل
از منظر نظامي، ارزش مين صرفاً در قدرت انفجاري آن خلاصه نميشود. اين سلاح ميتواند طرف مقابل را به اختصاص منابع بيشتر براي شناسايي، حفاظت از شناورها، پاکسازي مسيرها و تأمين امنيت کشتيراني وادار کند. حتي احتمال وجود مين نيز ممکن است در تصميمگيري فرماندهان و شرکتهاي تجاري اثرگذار باشد.
از اين منظر، مين دريايي را ميتوان بخشي از مجموعه ابزارهاي جنگ نامتقارن در محيط دريايي دانست؛ ابزارهايي که با هدف افزايش هزينه حضور و عمليات طرف مقابل، ايجاد محدوديت در آزادي عمل و تغيير محاسبات ريسک به کار ميروند. اين ويژگي بهخصوص در آبراههاي راهبردي که تردد تجاري در آنها متراکم است، اهميت بيشتري پيدا ميکند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.