اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

متن کتاب الهي نامه علامه حسن زاده آملي (4)

إلهي، من کيستم و اطوار خلقتم چيست؟

متن کتاب الهي نامه علامه حسن زاده آملي (4)

إلهي، همه از مردن مي ترسند، و حسن از زيستن، که اين کاشتن است و آن دِرَويدن (کُلَّما رُزِقُوا مِن ثَمَرهٍ ِرزْقاً قالوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْل و اُتُو بِهِ مُتَشابِهاً- بقره/25) الدنيا مزرعة الآخرة، (جَزاءً وِفْقاً-نبأ/26)

إلهي، توفيق امتثال آن رؤياي شيرينِ «يا حسن خُذِ الکتابَ بقُوَّهٍ» مرحمت بفرما!

إلهي، غذا به کردار و گفتار رنگ و بو مي دهد؛ واي بر آنکه دهنش مزبله است!

إلهي، عبادت بي معرفت خرواري بي خردلي، (فَلا نُقيمُ لَهُمْ يومَ القيامَةِ وَزْناً- کهف/105)، خرّم آنکه (ثَقُلَتْ مَوارينُهُ- اعراف/8- مؤمنون/102- قارعه/6)

إلهي، ميوه در طول هستة خود است و جزا در طول عمل، بلکه نفس عمل، (يومَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِن خَيرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ- آل عمران/30) «روضةٌ مِن رياضِ الجنه» است.

إلهي، در بسته نيست، ما دست و پا بسته ايم.

إلهي، در جواب خطاب (يا أيها الّذينَ آمنوا)، لبيک بگويم ماية شرمندگي است، نگويم دور از وظيفة بندگي.

إلهي، امروز هم چون (اليوم نَخْتِمَ عَلي أفْواهِهِم- يس/65) که (لا يسْئَلُ عَمّا يفْعَلُ  وَ هُمْ يسْئَلُونَ- أنبياء/23)

إلهي، دل خوشم که إلهي گويم.

إلهي، دل به جمال مطلق داده ايم، هر چه بادا باد.

إلهي، کيست که موفّق به زيارت جمال دل آرايت شد و شيدايت نشد.

إلهي، کي الله گفت و لبيک نشنيد.

إلهي، حرف هايم اگر مشوّش است، از ديوانه پراکنده خوش است.

إلهي، گل، دماغ را معطر مي کند و گندنا، دهن را ابخر، با اين که کاشتة ديگرانند و خارج از ذات ما. پس آنچه در خود کاشته ايم با ما چه خواهد کرد.

إلهي، عمري کوکو مي گفتم و حالا هوهو مي گويم.

إلهي، پيش از تشنگي، آب از چشمه سار مي جوشد و تشنة تشنه است، و پيش از گرسنگي، گندم از کشتزار مي رويد و گرسنة گرسنه است؛ عشق است که در همه ساري است بلکه يکسره جز عشق نيست.

إلهي، خوابهاي ما را تبديل به بيداري بفرما!

إلهي، آن که سَحَر ندارد، از خود خبر ندارد.

إلهي، ذلّت و لذّت، قريب هم بلکه قرين همند، که (إنَّ مَعَ العُسْرِ يسراً- شرح/6) راهرو در رنجِ تن گنجْ توان يابد و در اين بار گران، بار گران.

إلهي، آن که عالم است عامل است؛ اين خفته صنعتگر است نه دانشور.

إلهي، آن که سرمايه دارد و از آن بهره نمي برد، از گدا گرفتارتر و بيچاره تر است.

إلهي، شکرت که در لباس دوستانت هستم، مرا در عِدادِ دوستانت بدار!

إلهي، در صورت انبيايم داشتي، در سيرت آنانم هم بدار!

إلهي، عاشق را ترک ماسواي معشوق،عين فرض است، که يک دل و دو معشوق کذب محض است.

إلهي، در (إياکَ نَسْتَعين) صادقم و در (إياکَ نعبُدُ) کاذب نيستم.

إلهي، کريمة (اللهُ يتَوَفَّي الأنْفُس حينَ مَوتِها و الَّّتي لَم تَمُتْ في منامِها- زمر/42)، خواب را شيرين مي کند و مرگ را شيرينتر.

إلهي، شب پره را در شب پرواز باشد، و حسن را نباشد!

إلهي، هر چه پيش آمد خوش آمد، که مهمان سفرة توايم.

إلهي، تن خوش است که براي يکتا دوتا بود، و جان خوش است که از دوتا يکتا بود.

إلهي، اگر خداخدا نکنيم چه کنيم، و اگر ترک ماسِوا نکنيم چه کنيم؟

إلهي، در شگفتم از کسي که غصّة خودش را نمي خورد و غصة روزي اش را مي خورد.

إلهي، فرزانگان گنگ شدند، ديوانگان چه بگويند؟

إلهي، اسمي جز بي اسمي برايم مباد!

إلهي، چرا بگريم که تو را دارم، و چرا نگريم که منم.

إلهي، در اين جهان پر هياهو چرا من هوهو نکنم.

إلهي، بر سر نوح نجي چه آوردند که تا (رَبِّ لا تَذَر- نوح/26) گفت؟! (سلامٌ علي نوحٍ فِي العالَمين- صافات/79)

إلهي، کودکان کتابي، به وعدة گردو به کمال رسند، و بزرگان کودک مآب به وعدة مينو.

إلهي، خوشا به حال عالين، که جز تو نديدند و ندانند.

إلهي، حرم بر نامحرم حرام است، محرم چرا محروم باشد.

إلهي، به امروز و فردا، نه کار امروز رسيده شد نه فردا؛ چه کنيم با (کُلُّهُم آتيهِ يوم القيمةِ فرداً- مريم/59)

إلهي، بَدان بر ما حق بسيار دارند تا چه رسد به خوبان.

إلهي، جهان زندان رندان است، و جهانبان بهشت آنان؛ ما را با رندان بدار!

إلهي، قاسم که تويي، کسي محروم و مغبون نيست.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.