کتاب الهي نامه علامه حسن زاده آملي
إلهي، موي حسن سفيد شد و خوي حسن سفيد نشد.
إلهي، حسن را با عروس اقليدس چه کار، با عروس قرآنش بدار!
إلهي، حسن را با کساني که همنشين تواند همنشين بفرما!
إلهي، حسن را يکرنگ تعلّق «سبقة الله» بسند است و ديگرها بند.
إلهي، آنکه رسيده است خاموش است، حسن نارسيده در جوش و خروش است.
إلهي، آنکه در حجاب نيست تنها تويي.
إلهي، شکرت که حسن را با کتابت آشنا کرده اي.
إلهي، حُجَجَت را حُجُبت قرار داده اي، حسنت را حجاب حُجُبت قرار ده!
إلهي، امشب که شب قدر است همه قرآن به سر مي کنند، حسن را توفيق ده که قرآن به دل کند!
إلهي، ماية عزّت حسن آمده حکم ذوالمنن
هرچه بدو قدر دهد هر چه بر او قضا کند
إلهي، رويم را نيکو کردي، خويم را هم نيکو گردان!
إلهي، شکرت که اقتضاي عين ثابت حسن، اغتذاي از مأدبة محمّد و آل محمّد است.
إلهي، شکرت که از پستان ايمان و طهارت و تقوي شير خورده ام.
إلهي، چه جويم که غايت نشان از تو بي نشاني است، و چه گويم که نهايت عرفان به تو سرگرداني است.
إلهي، حسن بسياري از جنازه هاي زنده را مي بيند و مي گويد: «الحمد لله الذي لم يجعلني من السواد المخترم».
إلهي، قرآن و انسان عرفان و برهان يکي اند و از هم جدايي ندارند، حسن را تأحد جمعي ده!
إلهي، سين را در دل حسن نهاده اي، ياسين را هم در دل حسن نِه!
إلهي، خوشا به حال کساني که عبادت محبانه دارند!
إلهي، «سبحانک و تعاليت»، قطرة ماء مهين را چه منيّتي و چه مُنيتي؟
إلهي، به عزّت جمال اسم عزيز جميلت، حُسن صنيع شمايل حسنت را از مشايل مُثله مصون بدار و آن گوهري را که اول بار به (نفختُ فيهِ- حجر/29) بدو عطا فرموده اي هم امل بار به (الله يتوفي الأنفس- زمر/42) مقبوض و متوفا بدار.
إلهي، از توبه هايم توبه کردم.
إلهي، آنچه حسن خواست نکو شد که نشد.
إلهي، اين آدم نماها که از خوردن گوشت برّة گوسفند تا بدين اندازه درّنده اند، اگر گوشت گرگر و پلنگ را بر آنان حلال مي فرمودي چه مي شدند؟!
إلهي، راز دل با تو چه گويم که تو خود راز دلي
دانه و لانه بال و پر و پرواز دلي
إلهي، همه تو را خوانند: قمري به قوقو، پوپک به پوپو، فاخته به کوکو، حسن به هوهو.
إلهي، به رحمت رحمانيّه ات نطقم داده اي، به رحمت رحيميّه ات سکوتم ده!
إلهي، حاصل کار و کوششم اين شده است که از غفلت به در آمده ام و در حيرت افتاده ام.
إلهي، شکرت که موت اخترامي دامن گيرم نشده است.
إلهي، شکرت که حسنت هم مشمول موهبت (و إنّي عُذتُ بربّي و ربّکم أن ترجمون- دخان/20) شده است.
إلهي، شکرت که نداي (يا أيّتها النفس المطمئنة- فجر/27) را لبّيک مي گويم.
إلهي، شکرت که بر قدم لقمان و ايّوبي مشهد و يعقوبي مشربم.
إلهي، شکرت که به زيارت حقيقت طلعت دل آراي کتابت تشرّف يافته ام.
إلهي، شکرت که در اين شهرالله 1414 ه . ق . پيش از ليلةالجَوائز به جايزه رسيده ام.
إلهي، شکرت که فهم خطاب محمدي روزي ام شده است.
إلهي، شکرت که همة نقش ها بر آب شد و کثرتي که حجاب بود سراب شد.
إلهي، شکرت که حسن مجذوب نظام احسن وجود است.
إلهي، شکرت که عقل و دينم دستم را بسته اند.
إلهي، شکرت که حسن زميني احسن آسماني شده است.
إلهي، حسن روزگاري غرق در کتاب تکويني و تدويني است و هنوز در فهم يک حرف، طرفي نبسته است.
إلهي، نبيّ تو خاتم الأنبياء صلي الله عليه و آله فرمود: «کل اسم من اسماء الله اعظم»، و وليّ تو صادق آل محمد عليه السلام فرمود: «إنّ آه، اسمٌ مِن أسماء الله»، حسن را از همه اسم اعظم بيشمارت فقط يک اسم اعظم «آه» است که جز آه در بساط ندارد.
إلهي، شکرت که طعمه و لقمة من از مأدبه ات قرآن کريم است.
إلهي، حسن، مفت پير شده است.
إلهي، شکرت که هر کتابي را مي خوانم، کتاب وجود خودم را مي خوانم.
إلهي، شکرت که زنگ تفريح من گشت و گذار در کتب و دفاتر علمي و تماشاي آنهاست چنانکه وليّ تو امام علي وصيّ عليه السلام فرمود: «الکتبُ بساطين العلما».
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.