[*] حمايت از فتواي امام، پاسداري از خط امام فروردين 68 نشريهي پاسدار اسلام مينويسد: «حضرت امام وقتي از مضمون اين کتاب کفرآميز مطلع شدند از خشم بر خود لرزيدند و فرمودند: و الله اگر جوان بودم و قدرت حرکت داشتم شخصاً ميرفتم و او را ميکشتم.»
سؤال دربارهي موضع ايران در قضيهي سلمان رشدي تا مدتها موضوع مورد بحث در جهان بود. 19 فروردين آيتالله خامنهاي در ديداري مهم با سفراي ايران در کشورهاي بازار مشترک اروپا بر لزوم حفظ موضع عزت سفراي جمهوري اسلامي تأکيد ميکند. «بنابراين در مورد کشورهايى که بد برخورد کردند، ما هم به همان نسبت بد برخورد مىکنيم و در همهى موارد بدون استثناء برخورد ما برخورد از موضع استغنا است، يعنى حتى کشورى هم که ما حالا مثلاً ايتاليا يا اسپانيا که ما سفيرمان را خواهيم فرستاد آنجا، از موضع استغنا است، يعني در برخوردهايى که با دولت خواهند داشت برخورد، برخورد دوستانه خواهد بود، برخورد مرتبط، يک مقدار مثل دولتى که مىخواهد ارتباط داشته باشد خواهد بود، اما کاملاً از موضع استغنا. موضع عزت يعنى بههيچوجه اين اشتباه نبايستى در ذهن آن کشور ميزبان شما پيش بيايد، که او خيال کند ما به اين ارتباط شديداً نيازمنديم، بيش از آن نيازى که هر دولتى به ارتباط دارد، که آن دولت هم همان نياز را دارد؛ منتها خب يک مقدار نيازى را همهى دولتها به ارتباط دارند، اما بيش از آن اصلاً نبايد اين اشتباه را آنها بکنند، که فکر کنند ما به آن نياز شديد داريم و حالا مايليم که اين نياز را برآورده بکنيم و اگر شرطى هم طرف داشته باشد آن شرط را هم خواهيم پذيرفت، بههيچوجه. يعنى کاملاً برخورد، برخورد آقاوار و متين و از روى استغنا و اعتزاز باشد، منتها کاملاً آشتىجويانه و در مقام ميل به ارتباط و علاقهى به ارتباط، اما از موضع استغنا، در همهى موارد اينگونه باشد. رفتن سفراى ما حتماً بايستى بعد از آمدن سفراى آنها باشد، با يک فاصلهى معقولى»
دههي دوم ارديبهشت 68 آيتالله خامنهاي ايران را به مقصد چين و کرهي شمالي ترک ميکنند. حکم امام رحمةاللهعليه دربارهي سلمان رشدي يکي از سؤالات مصاحبهي مطبوعاتي ايشان در پکن پس از مذاکره با مقامات چين است که ايشان در جواب ميگويند: «با مقامات چينى در اين زمينه صحبتى نشد، ولى حکم صادرشده دربارهى سلمان رشدي به قوت خودش باقى است. همانطور که گفتم، اين تيرى است که نشانهگيرى شده و پرتاب شده و بالاخره يک روزى به هدف اصابت خواهد کرد.»
حکم امام مبني بر ارتداد سلمان رشدي و مهدورالدم بودن او و دفاع محکم جمهوري اسلامي از آن براي دشمنان اسلام بسيار سخت ميآيد. طبيعي است که اميد ايادي استکبار و نظام سلطه که در قضيهي سلمان رشدي تمامقد به ميدان آمده بودند، به اين باشد که با ارتحال حضرت امام خميني رحمةاللهعليه اين موضوع نيز به فراموسي سپرده شود. اما آيتالله خامنهاي در اولين پيام خود به حجاج يک ماه پس از ارتحال امام خميني رحمةاللهعليه و انتخاب ايشان به رهبري با اشاره به کينهورزي دشمنان نسبت به اسلام مجدداً بر قضيهي سلمان رشدي تأکيد ميکنند: «اين نيز يکى از الطاف الهى است که هر اقدام آنان براى توهين يا ضربه زدن به اسلام، خود به عاملى براى شدت يافتن خشم مسلمانان و راسخ شدن ارادهى آنان در دفاع از اسلام تبديل مىشود. نمونهى بارز، ماجراى نوشتن کتاب شيطانى نويسندهى مرتد و مهدورالدم انگليسى است که دولتهاى استکبارى با اين کار مىخواستند اسلام را تضعيف کنند، و خداى متعال برعکس خواستهى آنان، اين کار را موجب آبروريزى آنان قرار داد و با صدور فتواى امام امت بر مهدورالدم بودن نويسندهاش، آهنگ مسلمين رساتر و انسجام آنان بيشتر شد و همهى تلاشهاى دشمن در مبارزه با اسلام -انشاءاللَّه- به همينگونه نتيجهيى منتهى خواهد شد که: «انّ کيدالشّيطان کان ضعيفا... البته وظيفهى عمومى همگان در برابر اهانت به مقدسات اسلامى، روشن و واضح است و حکم امام فقيد به واجبالقتل بودن نويسندهى مرتد و پليد آيات شيطانى، تکليف همه را نسبت به موارد مشابه روشن مىسازد. حکم امام امت دربارهى آن نويسندهى نگونبخت به قوّت خود باقى است و او بايد همچنان در انتظار اجراى آن تا لحظهى مقدر بماند.»
14مرداد 1368 مصطفي مازح جوان 21 سالهي لبناني که قصد به مجازات رساندن سلمان رشدي را داشت، دقايقي زودتر از اينکه به طبقهي سوم هتل محل استقرار سلمان رشدي نزديک شود، به شهادت ميرسد. عوامل محيطي و حرارت ناشي از پوشش و تحرک زياد شهيد، موجب عمل کردن زودتر از موعد چاشني و انفجار زودهنگام مواد منفجره، قبل از رسيدن به رشدي مرتد ميشود. پيکر اين شهيد هشتماه بعد توسط دولت انگلستان تحويل خانوادهاش ميشود.
رهبر معظم انقلاب يکسال پس از رحلت امام رحمةاللهعليه با اشارهي مجدد به مسئله ميگويند: «عکسالعمل و ضربهى متقابل امام، آنقدر قوى بود که بهکلى ورق را دگرگون کرد. حکم اعدام سلمان رشدى که با اقبال و تصديق و شوق وافر ملتهاى اسلامى در همهجا مواجه شد، کار را دگرگون کرد. حالا روحيهى آنها بود که تضعيف مىشد. حالا طرفداران آنها بايد در طول اين مدت از خودشان دفاع مىکردند. لذا از آن روز تا حالا، سردمداران غرب و استکبار، در مقابلههايى که با جمهورى اسلامى کردند، از اولين کلماتشان اين است که بياييد اين قضيهى سلمان رشدى را يکطور حلش کنيد! هرجا يکى از اين مهرههاى زنجيرهى استکبار جهانى، کسى را پيدا کرد که فهميد ممکن است حرف او را به گوش مسئولان جمهورى اسلامى برساند، اولين حرفى که زد -يا جزو اولين حرفها- اين بود که کارى بکنيد اين قضيه حل بشود!
فشار آوردند، هو و جنجال کردند، متهم نمودند، بالا رفتند، پايين آمدند، نوشتند، گفتند، محکوم کردند، نويسندگان و هنرمندانِ آلت دست را جمع کردند، طومار امضاکردند، تا شايد بتوانند در اين حکم استوار الهى، اندکى خدشه وارد کنند؛ ولى نتوانستند، بعد از اين هم نمىتوانند؛ چون حکم اعدام سلمان رشدى، متکى به آيات الهى است و مثل آيات الهى، مستحکم و غيرقابل خدشه است.
مىگويند: راهحلش چيست؟ راهحلش خيلى ساده است. مجرمى است که جرمى مرتکب شده و بايد مثل بقيهى مجرمان عالم، حکم الهى دربارهى او جارى بشود. به دست همان مسلمانان انگليس بدهند -نمىگوييم به دست ما بدهند- تا حکم الهى را دربارهى او جارى کنند. با چنين اقدامى، اين قضيه حل خواهد شد و ديگر تمام مىشود. گرهى نيست که باز نشود. اين، همان گره است. اين، همان نحوهى باز شدن اين گره است. بايد حکم الهى دربارهى اين موجودى که بر حسب آيات الهى و احکام قطعى اسلامى، به مجازاتى محکوم شده، اجرا بشود.»
اما بحث توبهي سلمان رشدي و امکان لغو حکمِ امام دربارهي او همچنان توسط رسانههاي استعماري ادامه مييابد. دفتر مقام معظم رهبري در واکنش به اين شايعات طي بيانيهاي در 5 ديماه 69 بر «ثابتبودن حکمِ امام» تأکيد ميکند: «با توجه به اخبار مربوط به تبري جستن سلمان رشدي مرتد از اهانتهايي که به پيامبر عظيمالشأن اسلام صلياللهعليهوآله و ديگر مقدسات اسلامي، در کتاب موهن آيات شيطاني شده است، دفتر مقام معظم رهبري در پاسخ به سؤالاتي که از سوي مسلمانان در اين زمينه بهعمل آمده است، اعلام داشت که:
«رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند: حکم تاريخي و تغييرناپذير حضرت امام رضواناللهتعاليعليه در مورد نويسنده کتاب کفرآميز آيات شيطاني و تعهد مسلمانان در سراسر جهان به اجراي اين حکم اسلامي، نخستين ثمرات خود را در صحنه رويارويي اسلام با کفر جهاني نشان ميدهد و استکبار غرب که حمله به مقدسات يک ميليارد مسلمان جهان را مقدمهاي براي تحقير مسلمين و از بين بردن انگيزههاي خيزش اسلامي در جهان قرارداده بود، بهصورت مفتضحانه و گامبهگام مجبور به عقبنشيني شده و انشاءالله با ادامهي مقاومت مسلمانان جهان از اين پس کسي جرئت اهانت به پيامبر معظم (ص) و مقدسات اسلامي را نخواهديافت. حکم اسلام در مورد نويسنده کتاب آيات شيطاني همانگونه که حضرت امام رضواناللهتعالي فرمودند: «اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد» ثابت است و چنين تشبثاتي که با همياري بعضي افراد بهظاهر مسلمان صورت ميگيرد، تغييري در اين حکم الهي نخواهد داد.»
پنج روز بعد رهبر معظم انقلاب در سخنراني خود بر اين مسئله تأکيد ميکنند: «دلهاى مردم، در قبضهى قدرت اسلام و قرآن است. شما ديديد که ملتهاى مسلمان در همه جا -اروپا و آسيا و بهخصوص در پاکستان- در مقابل اهانت آن بلندگوى شيطان، که آيات شيطانى را بر دل مجرمان نازل مىکرد، چه کردند؛ مخصوص جمهورى اسلامى هم نبود. اين اسلام، اعتقاد و ايمان اسلامى مردم است. ملتها اينگونهاند. ممکن است بعضى از سران، دلهاى ناباور و کافرپيشهيى داشته باشند و فقط مصالح خودشان را بسنجند؛ اما ملتها اينطور نيستند.»
«دفاع صريح از اصول و مواضع جمهوري اسلامي در دنيا» از توصيههاي رهبر معظم انقلاب به دستگاه ديپلماسي کشور است. ايشان در ديدار با مسئولان وزارت امور خارجه، سفرا و کارداران جمهوري اسلامي با اشاره به حکم امام دربارهي سلمان رشدي ميگويند: «اصولى را که جمهورى اسلامى با آنها معروف شده، با سربلندى نگه داريد، نه با خجالت. با سربلندى! و اين است که کوبنده است. ببينيد! امام، سلمان رشدى را مهدورالدم کردند. در دنيا غوغا شد. يادتان هست؟ اروپاييها يکسره سفيرهايشان را از تهران خواستند. بنده، همان وقتها سفرى به يکى دو کشور اروپايى داشتم؛ به همين يوگسلاوى و رومانى و اينها. خبرنگارها ريختند سر ما که «آقا؛ اين قضيهى سلمان رشدى چيست؟» گفتيم: «بله؛ اين قضيهى بسيار مهمى است که امام فرمودند. اين کار هم خواهد شد.» بنا کردند از اطراف خدشه کردن: «چطور شما چنين حکمى کرديد؟! چطور شما دخالت مىکنيد؟!» قرص و محکم ايستادم و گفتم: «امام تيرى شليک کردهاند و اين تير همينطور مىرود. خوب هم هدفگيرى کردهاند و تا به هدف نخورد، نمىافتد.» الان هم همين را مىگويم. معتقدم اين تير، روزى به هدف خواهد خورد. شايد بعضى، آن روز خيال مىکردند که «حالا به اين شدت و وضوح هم لازم نيست.» نه آقا! الحمدلله، چند صباحى بيشتر نگذشت که همانهايى که با اخم، سفيرها را برده بودند، يکىيکى به در خانهى آقاى دکتر ولايتى آمدند و گفتند «آقا، ببخشيد! اشتباه شده است.» آن وقت يکىيکى، سفيرها را برگرداندند. ايشان هم بحمدالله، با عزت، يکىيکى اينها را قبول کرد و آمدند سرجايشان. قضيه چنين است. اصول ما اينهاست.»
ايشان همچنين چند ماه بعد در ديدار با جمعي از بانوان بهمناسبت ولادت حضرت زهرا سلاماللهعليها با اشاره به ادعاي طرفداري غرب از حقوق بشر و عملکرد متناقض در اين زمينه، به دفاع آنها از سلمان رشدي به بهانهي حقوق بشر اشاره کرده و ميگويند: «يکى از حرفهايى که مىزنند، موضوع «حقوق بشر» است. آيا چيزى که غرب از آن دفاع مىکند حقيقتاً حقوق بشر است؟ آنجا که حقوق يک ميليارد و اندى مسلمان، با اهانت به مقدساتشان تضييع مىشود، سردمداران حقوق بشر ساکتند و بلکه تشويق هم مىکنند! مىبينيد امروز همهى دستگاههاى استکبارى و نوکران و مزدوران قلم به دست و جيرهخوارشان، در دفاع از انسان بىارزشى که «آيات شيطانى» را در معرض ديد مردم قرار داد، صف بستهاند؛ همان انسان مرتد ملحد، يعنى سلمان رشدى. اين، دفاع از حقوق بشر است!؟»
پنج روز بعد رهبر معظم انقلاب در سخنان خود با اشاره به اينکه هر فضايي عليه جمهوري اسلامي درست ميشود، بدترش را در زمان امام داشتيم و اين باعث ميشود خود را نبازيم ميگويند: «در قضيهى سلمان رشدى يادتان است چه جنجالى به راه انداختند؟ ناگهان چندين کشور اروپايى، يکى پس از ديگرى، نمايندگانشان را از تهران خواستند. يادتان هست؟ ما که نبايد اينها از يادمان برود! آدم احساس مىکرد کأنه در دنيا تنها مانده است. بعد از چندى هم، با عذرخواهى آمدند که «خيلى ببخشيد. معذرت مىخواهيم. اشتباه شده است!» يکىيکى برگشتند.»
ايشان چندماه بعد نيز مجدداً با اشاره به برنامهي استکبار براي توهين به مقدسات مسلمانان و باطل شدن آن با فتواي امام رحمةاللهعليه، آن را لازمالاجرا و غيرقابل تغيير دانستند: «مسلمانانى که امروز بتوانند اين موجود موذى و مضر را که بهعنوان يک عامل پستفطرت و لئيم، براى يک حرکت ضد اسلامى عظيم ظاهر شد از سر راه مسلمانان بردارند، بايد بردارند و مجازات کنند. الان هم وظيفهى همه است. وظيفهى همهى کسانى است که اين کار از عهدهى آنها برآيد و دستشان به اين شخص برسد.
حالا آنها دنبال اينند که آيا فتواى امام عوض شده است؟ مگر فتوا قابل عوض شدن است؟ مگر کسى مىتواند نسبت به اين قضيه با کسى معامله کند؟ دولت انگليس بدش مىآيد؟ خب؛ ما هم از خيلى از کارهاى دولت انگليس بدمان مىآيد! فلان دولت اروپايى ناراحت مىشود؟ ما هم از بسيارى از کارهاى آنها ناراحت مىشويم. مگر ما قول دادهايم که هر کارى را که دولت انگليس از آن بدش مىآيد انجام ندهيم؟! دولت انگليس، بيش از همه چيز، از استقلال ايران بدش مىآيد.»
سال 1372 ديدار سلمان رشدي با بيل کلينتون رئيسجمهور آمريکا در کاخ سفيد خبرساز ميشود. رهبر معظم انقلاب مدتي بعد در واکنش به اين ملاقات در ديدار با ميهمانان کنفرانس اسلامي ميگويند: «برادرانِ عزيزِ مسلمان از سراسر عالم! امروز دشمنان عليه اسلام قيام کردهاند، نه عليه تسنّن يا تشيع يا فلان فرقه يا فلان جمعيت. دشمنان با اسلام بدند و با قرآن دشمنند. ديديد که رئيسجمهور آمريکا، بهرغم مسلمين و از لجِ مسلمانها، با سلمان رشدى کافرِ مرتدِ معاند ملاقات کرد! ملاقات دو کافر با همديگر، امر مهمّى نيست؛ معناىِ سياسىِ اين کار مهم است. دستگاه حاکمهى آمريکا، با اين عمل مىخواهد چه بگويد؟ گمان مىکنم فهميدنِ پيامِ اين کار، چندان مشکل نباشد. اين، مفهوم همان چيزى است که امروز در همهى مناطق عالمِ اسلام مشاهده مىشود. اين مفهوم، هم در جمع و تحشيد همهى قوا براى احياى دولت صهيونيست غاصب و جا انداختن و تثبيت و رسمى کردن آن تجلّى مىکند و هم در سکوت نسبت به ظلمى که به بعضى از مسلمين در اقطار عالم، مثل کشمير و تاجيکستان، وارد مىشود.»
پيامدهاي حکم امام رحمةاللهعليه همچنان ادامه دارد. هزينههاي محافظت پليس اسکاتلنديارد از رشدي در سال، بين يک تا 10 ميليون پوند تخمين زده ميشد؛ در حدي که يکبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام کرد: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي مالياتدهندگان انگليسي است. همچنين شرکت هواپيمايي «بريتيش ايرويز» حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام کرده بود و شرکت هواپيمايي «ايرکانادا» تا چند سال از سفر رشدي با پروازهاي خود جلوگيري نمود. حکم امام آنقدر نافذ هست که تا 20 سال بعد هيچکس به خود اجازهي توهين به مقدسات اسلامي و پيامبر اسلام نميدهد.
[*] درسي براي هميشه
تأکيدات رهبر معظم انقلاب بر حکمِ امام رحمةاللهعليه در سالهاي دههي 70، 80 و 90 روندي پيوسته داشته و چندينبار تکرار ميشود. ايشان در پيام حج خود در سال 83، سخنراني پس از انتشار کاريکاتورهاي موهن از پيامبر اسلام در يک نشريهي دانمارکي در بهار 87 و پس از هتک حرمت قرآن مجيد توسط يک کشيش آمريکايي در سال 1389 اين اتفاقات را در ادامهي پروژهي دشمنان اسلام و ماجراي سلمان رشدي معرفي ميکنند. رهبر معظم انقلاب پس از ماجراي هتک حرمت قرآن در پيامي ضمن محکوم کردن اين اقدام مينويسند: «اگر از حلقههاي قبلي اين زنجيرهي پليد، يعني سلمان رشدي و کاريکاتوريست دانمارکي و کشيشهاي آمريکايي آتشزنندهي قرآن حمايت نميکردند و دهها فيلم ضد اسلام را در بنگاههاي وابسته به سرمايهداران صهيونيست سفارش نميدادند، امروز کار به اين گناه عظيم و غيرقابل بخشش نميرسيد.»
قرار بود که کتاب آيات شيطاني نقطهي آغازي بر تحقير نظاممند جهان اسلام باشد اما حکم قاطعانهي امام خميني رحمةاللهعليه آن برنامه را از بين برد. زنجيرهي پليد توهين به اسلام از راههاي مختلف دنبال ميشود تا در جنگ ارادهها، ارادهي جهان اسلام را بشکند. تجربه برخورد با آيات شيطاني به ما ثابت کرد «پايبندي بر اصول اسلامي و کوتاه نيامدن از آنها در چالشهاي بينالمللي» از مهمترين بايستههايي است که بايد براي موفقيت در ديپلماسي رعايت شود.
پايان
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.