اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ايران در چهارراه گاز جهان؛

فرصت ميليارد دلاري ترانزيت انرژي

موقعيت جغرافيايي ايران مي‌تواند کشور را به مسير اصلي انتقال گاز در منطقه تبديل کند و سالانه ميلياردها دلار درآمد پايدار ايجاد کند.

فرصت ميليارد دلاري ترانزيت انرژي

به گزارش خبرنگار مهر، ايران يکي از مهمترين کشورهاي جهان از نظر ذخاير گاز طبيعي است. اما درآمد از گاز فقط به معناي استخراج و فروش مستقيم آن نيست. يک راه مهم ديگر کسب درآمد از گاز، ترانزيت است. ترانزيت يعني انتقال گاز يک کشور به کشور ديگر از طريق خاک ايران و دريافت حق عبور. اين مدل درآمدي در بسياري از کشورهاي جهان اجرا شده و براي برخي کشورها ميلياردها دلار درآمد سالانه ايجاد کرده است. اکنون اين پرسش مطرح است که ايران چه ظرفيتي در اين حوزه دارد و جايگاه آن در مقايسه با ساير کشورها چگونه است.

ايران در موقعيت جغرافيايي ويژهاي قرار دارد. در شمال ايران کشورهايي مانند روسيه و ترکمنستان داراي منابع عظيم گاز هستند. در غرب ترکيه و مسير اروپا قرار دارد که از مصرفکنندگان بزرگ انرژي به شمار ميروند. در جنوب نيز خليج فارس و آبهاي آزاد وجود دارد که امکان دسترسي به بازارهاي جهاني را فراهم ميکند. اين موقعيت جغرافيايي باعث شده ايران در نقطه اتصال توليدکنندگان و مصرفکنندگان گاز قرار گيرد.

ترانزيت گاز به اين صورت انجام ميشود که يک کشور توليدکننده گاز خود را از طريق خط لوله از خاک کشور واسطه عبور ميدهد و کشور واسطه در ازاي هر هزار مترمکعب گاز مبلغي به عنوان حق ترانزيت دريافت ميکند. اين مبلغ بر اساس قرارداد بين کشورها تعيين ميشود و معمولا به طول مسير و هزينههاي نگهداري خطوط انتقال بستگي دارد.

در جهان تعرفه ترانزيت گاز معمولا بين 15 تا 40 دلار به ازاي هر هزار مترمکعب است. اگر حجم انتقال بالا باشد اين عدد ميتواند به درآمد قابل توجهي تبديل شود. براي مثال اگر سالانه 30 ميليارد مترمکعب گاز از خاک کشوري عبور کند و ميانگين تعرفه 20 دلار باشد درآمد سالانه حدود 600 ميليون دلار خواهد بود. اگر اين حجم به 60 ميليارد مترمکعب برسد درآمد به حدود يک و نيم ميليارد دلار افزايش مييابد. در صورت رسيدن به 100 ميليارد مترمکعب درآمد ميتواند به حدود سه ميليارد دلار در سال برسد.

براي درک بهتر اين ارقام کافي است به تجربه ساير کشورها نگاه کنيم. اوکراين پيش از جنگ يکي از بزرگترين مسيرهاي انتقال گاز روسيه به اروپا بود. اين کشور سالانه حدود 2 تا 3 ميليارد دلار از محل ترانزيت گاز درآمد داشت. ترکيه نيز که امروز خود را به عنوان يک هاب منطقهاي معرفي ميکند سالانه بيش از يک ميليارد دلار از محل عبور گاز درآمد کسب ميکند. بلاروس و آذربايجان نيز هر کدام صدها ميليون تا حدود يک ميليارد دلار از اين محل درآمد دارند.

اين ارقام نشان ميدهد که ترانزيت گاز ميتواند منبع درآمدي پايدار و قابل توجه باشد. نکته مهم اين است که ترانزيت نسبت به صادرات مستقيم گاز ريسک کمتري دارد. در صادرات مستقيم کشور بايد سرمايهگذاري عظيمي در ميدانهاي گازي و خطوط صادراتي انجام دهد و درگير نوسان قيمت جهاني شود. اما در ترانزيت کشور واسطه صرفا هزينه نگهداري و توسعه شبکه انتقال را پرداخت ميکند و بدون درگير شدن با بازار جهاني انرژي حق عبور دريافت ميکند.

 

موقعيت ايران در نقشه انرژي منطقه

 

ايران از نظر زيرساخت انتقال گاز يکي از گستردهترين شبکههاي خطوط لوله را در منطقه دارد. اين شبکه سالها براي تامين مصرف داخلي توسعه يافته و اکنون ظرفيت آن ميتواند در خدمت ترانزيت منطقهاي نيز قرار گيرد. ايران هماکنون تجربه سوآپ گاز را نيز داشته است. در مدل سوآپ، گاز در يک نقطه از کشور تحويل گرفته ميشود و معادل آن در نقطهاي ديگر به کشور مقصد تحويل داده ميشود. اين روش هزينه انتقال را کاهش ميدهد و سرعت عمليات را افزايش ميدهد.

در شمال ايران امکان دريافت گاز از ترکمنستان و حتي روسيه وجود دارد. در جنوب امکان تحويل معادل آن به کشورهاي حاشيه خليج فارس يا صادرات از طريق دريا فراهم است. همچنين مسير غربي ايران ميتواند گاز را به ترکيه و در نهايت اروپا منتقل کند. چنين جايگاهي در کمتر کشوري وجود دارد.

از سوي ديگر مصرفکنندگان بزرگ گاز در اروپا و برخي کشورهاي منطقه به دنبال مسيرهاي متنوع و امن براي تامين انرژي هستند. هر کشوري که بتواند مسير مطمئن و اقتصادي ارائه دهد شانس بالايي براي جذب قراردادهاي بلندمدت خواهد داشت. ايران به دليل قرار گرفتن در مرکز منطقه ميتواند کوتاهترين و کمهزينهترين مسير را در برخي پروژهها ارائه دهد.

 

مقايسه درآمد ايران با کشورهاي ترانزيتي

 

اگر ايران بتواند تنها 30 ميليارد مترمکعب گاز در سال ترانزيت کند درآمدي حدود 600 ميليون دلار خواهد داشت. اين رقم معادل درآمد برخي پروژههاي بزرگ صنعتي است. در صورت افزايش حجم به 60 ميليارد مترمکعب درآمد سالانه به حدود يک و نيم ميليارد دلار ميرسد که با درآمد برخي کشورهاي کوچک نفتي برابري ميکند. در سناريوي بلندمدت و تبديل شدن به هاب منطقهاي امکان دستيابي به درآمدي حدود 3 ميليارد دلار در سال نيز وجود دارد.

در مقايسه با ترکيه که سالانه بيش از يک ميليارد دلار از ترانزيت گاز درآمد دارد ايران از نظر موقعيت جغرافيايي حتي مزيت بيشتري دارد. ترکيه مسير اتصال شرق به غرب است اما ايران علاوه بر شرق و غرب به شمال و جنوب نيز دسترسي دارد. اين ويژگي به ايران امکان ميدهد نقش گستردهتري در تبادل انرژي ايفا کند.

اوکراين پيش از بحران اخير نمونه روشني از اهميت ترانزيت بود. بخش قابل توجهي از بودجه اين کشور از محل عبور گاز تامين ميشد. اين تجربه نشان ميدهد که ترانزيت ميتواند به يکي از پايههاي پايدار درآمد ملي تبديل شود.

 

مزايا و چالشهاي پيش رو

 

مزيت اصلي ترانزيت گاز براي ايران ايجاد درآمد ارزي پايدار است. اين درآمد به قيمت جهاني گاز وابستگي مستقيم ندارد و در قالب قراردادهاي بلندمدت قابل پيشبيني است. همچنين توسعه ترانزيت باعث ايجاد اشتغال در بخشهاي فني و مهندسي ميشود و زيرساختهاي انرژي کشور را تقويت ميکند.

از سوي ديگر تبديل شدن به مسير اصلي انتقال انرژي باعث افزايش اهميت ژئو اقتصادي کشور ميشود. کشورهايي که به عنوان مسير ترانزيت شناخته ميشوند معمولا در معادلات اقتصادي منطقه نقش پررنگتري دارند.

با اين حال تحقق اين ظرفيت نيازمند برنامهريزي دقيق و سرمايهگذاري در توسعه و نوسازي خطوط لوله است. همچنين قراردادهاي بلندمدت بايد بر اساس منافع ملي تنظيم شوند تا درآمد پايدار تضمين شود. رقابت منطقهاي نيز وجود دارد و کشورهايي مانند ترکيه تلاش ميکنند سهم بيشتري از بازار ترانزيت را در اختيار بگيرند.

در مجموع بررسي تجربه کشورهاي ديگر نشان ميدهد که ترانزيت گاز ميتواند سالانه بين يک تا سه ميليارد دلار براي ايران درآمد ايجاد کند. اين رقم در مقايسه با بسياري از منابع درآمدي ديگر قابل توجه است و در صورت مديريت صحيح ميتواند به يکي از پايههاي پايدار اقتصاد کشور تبديل شود.

ايران با توجه به موقعيت جغرافيايي ويژه و شبکه گسترده انتقال گاز ظرفيت آن را دارد که به يکي از مسيرهاي اصلي انرژي در منطقه تبديل شود. استفاده از اين فرصت ميتواند علاوه بر درآمدزايي جايگاه اقتصادي کشور را نيز تقويت کند. ترانزيت گاز نه يک رويا بلکه ظرفيتي واقعي است که در صورت برنامهريزي مناسب ميتواند به يکي از منابع مهم درآمدي کشور در سالهاي آينده تبديل شود.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.