شعر از علي شهودي
رضا حميدي، کارشناس فرهنگي و رسانه، در تازهترين سروده خود با عنوان غزل اربعين، به بازخواني حماسه عاشورا، غربت کاروان حسيني و پيوند عميق فرهنگ شهادت با حقيقت انساني پرداخته است. اين غزل با بهرهگيري از تصاوير ماندگار کربلا، از داغ کاروان شهيدان، مشي عاشقانه حضرت عباس(ع)، شکوه حرم حسيني و پيام جاودان قيام عاشورا سخن ميگويد. شاعر در اين اثر، اربعين را نه تنها يک آيين سوگواري، بلکه مسير معرفت، بيداري و عرفان معرفي ميکند؛ مسيري که از مرز زمان عبور کرده و همچنان الهامبخش دلهاي عاشقان است. اين سروده، تلاشي ادبي براي بازتاب فرهنگ ايثار، مقاومت و عشق حسيني در قالب غزل فارسي است.
اربعين است و غمي سرزده مهمان من است
داغِ يک قافله در خلوتِ ويران من است
خجل از روي شهيدانم و از خونِ فرات
مشکِ عباس، هنوز آينهگردان من است
هر وجب خاک در آن واديِ خونين بلا
به الفباي شهادت، خطِ قرآن من است
اين غمِ توست که از مرزِ زمان ميگذرد
مقتلت تا به ابد مکتب عرفان من است
واپسين لحظه عمر تو سرآغاز صفاست
اخرين زمزمهات زمزم پنهان من است
همچو هاجر که دويدهست پي آب حيات
حرمت آينهي ديدهي گريان من است
شرح غمهاي تو چون نيزة خونپالايي
تيغ بيداري عالم شده، در جان من است
لحظه اي نيست که غافل بشوم از يادت
زندگي بي غم تو باعث خسران من است
بيرق عشق حسين است که برپاست هنوز
سرخياش حک شده بر پرچم ايران من است
کربلا چيست؟ شفاخانهي عشاقِ جهان
که غبارِ حرمش مرهم و درمان من است
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.