در بازار انرژي، مشتريان براي هميشه وفادار نميمانند؛ آنها به دنبال امنيت عرضه، قيمت رقابتي و اطمينان از تداوم صادرات هستند. عراق امروز دقيقاً به همين سمت حرکت ميکند و اين، زنگ هشداري است که نبايد در تهران ناديده گرفته شود.
عراق آرامآرام شير را ميبندد؟
تا همين چند سال پيش، عراق را ميشد مطمئنترين و استراتژيکترين بازار صادرات گاز ايران دانست؛ کشوري که نيروگاههاي برق آن بدون گاز ايران با خاموشيهاي گسترده روبهرو ميشدند و هر زمستان و تابستان نگاه بغداد به خط لولههاي گازي ايران دوخته بود. صادرات روزانه دهها ميليون مترمکعب گاز علاوه بر درآمد ارزي يکي از مهمترين ابزارهاي نفوذ اقتصادي و ژئوپليتيکي تهران در منطقه به شمار ميرفت اما اکنون ورق در حال برگشتن است؛ نه با يک تصميم ناگهاني بلکه با مجموعهاي از برنامههاي بلندمدت که هدف نهايي آنها، کاهش وابستگي عراق به گاز ايران است.
به گزارش سرويس انرژي تابناک، در ماههاي اخير، بغداد با سرعتي کمسابقه پروژههاي توسعه ميدانهاي گازي، جمعآوري گازهاي همراه نفت، واردات گاز طبيعي مايع (LNG) و اتصال شبکه انرژي خود به کشورهاي عربي را دنبال کرده است. اين اقدامات در کنار فشارهاي مداوم آمريکا براي کاهش همکاريهاي انرژي با تهران، اين پرسش را مطرح کرده که آيا ايران در آستانه از دست دادن بزرگترين بازار صادرات گاز خود قرار دارد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، اين فقط به معناي کاهش چند ميليارد دلار درآمد سالانه نيست بلکه زنگ خطري براي جايگاه ايران در معادلات انرژي خاورميانه خواهد بود؛ جايگاهي که سالها با تکيه بر مزيت ذخاير عظيم گاز به دست آمده اما اکنون بيش از هر زمان ديگري در معرض تهديد قرار گرفته است.
عراق چگونه خود را بينياز ميکند؟
اگر تا چند سال پيش کاهش وابستگي عراق به گاز ايران بيشتر شبيه يک شعار سياسي به نظر ميرسيد، امروز اين هدف به يک برنامه عملياتي تبديل شده؛ برنامهاي که همزمان در چند جبهه پيش ميرود و هر کدام از آنها سهم ايران را در بازار انرژي عراق کوچکتر ميکند. نخستين گام بغداد، افزايش توليد گاز داخلي است. عراق با در اختيار داشتن حدود 3.5 تريليون مترمکعب ذخاير اثباتشده گاز طبيعي از نظر منابع، کشوري فقير محسوب نميشود؛ مشکل اصلي، سالها نبود سرمايهگذاري، ضعف زيرساختها و سوزاندن گازهاي همراه نفت بوده است.
بر اساس گزارش بانک جهاني، عراق سالانه ميلياردها مترمکعب گاز همراه نفت را در مشعلها ميسوزاند؛ گازي که اگر جمعآوري و فرآورش شود، بخش بزرگي از نياز نيروگاههاي اين کشور را تأمين خواهد کرد. به همين دليل، دولت عراق در سالهاي اخير قراردادهاي بزرگي را براي توسعه صنعت گاز امضا کرده است. مهمترين آنها قرارداد چند ميليارد دلاري با شرکت توتال فرانسه است که يکي از محورهاي اصلي آن جمعآوري گازهاي همراه ميدانهاي نفتي جنوب عراق و تبديل آنها به خوراک نيروگاهها است. اين پروژه بهتنهايي ميتواند در سالهاي آينده ميلياردها مترمکعب گاز قابل استفاده وارد شبکه انرژي عراق کند و وابستگي اين کشور به واردات را کاهش دهد.
بغداد همزمان مسير ديگري را نيز دنبال ميکند. عراقيها با ايجاد پايانههاي شناور دريافت LNG در بندر فاو تلاش ميکنند براي نخستين بار امکان واردات گاز مايع از بازار جهاني را فراهم کنند. اين اقدام دست دولت عراق را براي خريد گاز از تأمينکنندگان مختلف از قطر گرفته تا آمريکا و ديگر صادرکنندگان LNG باز ميگذارد و انحصار نسبي ايران در تأمين گاز اين کشور را از بين ميبرد.
عراق در کنار اين اقدامات پروژه اتصال شبکه برق خود به کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس را نيز با جديت دنبال ميکند. اتصال به شبکه برق عربستان، کويت و ديگر کشورهاي منطقه به بغداد اين امکان را ميدهد که بخشي از کمبود برق خود را بدون اتکا به نيروگاههاي گازسوز جبران کند. به عبارت ديگر هر مگاوات برقي که از اين مسير وارد عراق شود به معناي کاهش نياز اين کشور به گاز وارداتي نيز خواهد بود.
از سوي ديگر نبايد نقش فشارهاي سياسي آمريکا را ناديده گرفت. واشنگتن در سالهاي گذشته بارها بغداد را تشويق کرده که وابستگي خود به واردات انرژي از ايران را کاهش دهد. هر چند معافيتهاي تحريمي در مقاطع مختلف تمديد شده اما پيام آمريکا همواره روشن بوده؛ عراق بايد هرچه سريعتر منابع جايگزين براي گاز و برق خود پيدا کند.
مجموعه اين تحولات نشان ميدهد که آنچه امروز در عراق در حال وقوع است يک تصميم مقطعي يا واکنشي سياسي نيست بلکه بخشي از يک استراتژي بلندمدت براي استقلال انرژي است. استراتژياي که اگر با همين سرعت ادامه پيدا کند، ميتواند در چند سال آينده بزرگترين بازار صادرات گاز ايران را به بازاري با حداقل وابستگي به تهران تبديل کند؛ اتفاقي که آثار آن، تنها در ترازنامه شرکت ملي گاز ايران خلاصه نخواهد شد بلکه معادلات ژئوپليتيکي انرژي در خاورميانه را نيز دستخوش تغيير خواهد کرد.
چه چيزي را از دست ميدهيم؟
از دست دادن بازار عراق فقط به معناي کاهش صادرات چند ميليون مترمکعب گاز در روز نيست؛ ايران ممکن است مهمترين اهرم انرژي خود در منطقه را از دست بدهد. براساس آمار رسمي، ايران سالهاي اخير روزانه بين 40 تا 50 ميليون مترمکعب گاز طبيعي به عراق صادر کرده؛ گازي که سوخت اصلي نيروگاههاي برق بغداد، بصره و ديگر شهرهاي اين کشور را تأمين ميکند. اين صادرات، سالانه ميلياردها دلار درآمد ارزي براي ايران به همراه داشته و عراق را به بزرگترين مشتري گاز طبيعي ايران تبديل کرده است.
در شرايطي که به دليل تحريمها، دسترسي ايران به بسياري از بازارهاي جهاني محدود شده، عراق يکي از معدود بازارهايي بوده که صادرات گاز به آن استمرار داشته اما اهميت اين بازار، فقط در درآمدهاي ارزي خلاصه نميشود. گاز برخلاف نفت، کالايي نيست که بهراحتي بتوان مشتري جديدي براي آن پيدا کرد. صادرات گاز نيازمند خط لوله، قراردادهاي بلندمدت، زيرساختهاي انتقال و سرمايهگذاري چند ميليارد دلاري است بنابراين اگر عراق در سالهاي آينده به سمت خودکفايي يا واردات LNG حرکت کند، جايگزين کردن اين بازار براي ايران تقريباً غيرممکن خواهد بود.
از سوي ديگر کاهش وابستگي عراق به گاز ايران به معناي کاهش نفوذ ژئوپليتيکي تهران نيز خواهد بود. سالهاي گذشته صادرات گاز يکي از مهمترين پيوندهاي اقتصادي ميان دو کشور بود و در بسياري از مقاطع به عاملي براي حفظ روابط راهبردي تبديل شد. از دست رفتن اين اهرم تنها يک مسئله اقتصادي نيست بلکه بر وزن سياسي ايران در معادلات انرژي منطقه نيز اثر خواهد گذاشت.
شايد مهمتر از همه، اين اتفاق يک هشدار بزرگ براي سياستگذاران انرژي کشور باشد؛ اينکه در بازاري که رقبا با سرعت در حال سرمايهگذاري و توسعه هستند، هيچ مشترياي براي هميشه تضمينشده نيست. عراق امروز فقط در حال کاهش واردات از ايران نيست؛ بلکه در حال بازتعريف نقشه انرژي خود است؛ نقشهاي که ممکن است در آينده، جاي ايران را به بازيگران ديگري واگذار کند.
بازار انرژي منتظر ايران نميماند
در بازار جهاني انرژي هيچ مشتري براي هميشه تضمينشده نيست. کشورها نه بر اساس روابط سياسي بلکه بر مبناي امنيت عرضه، قيمت رقابتي، پايداري تأمين و منافع اقتصادي تصميم ميگيرند. عراق نيز از اين قاعده مستثنا نيست. آنچه امروز در بغداد در حال وقوع است، يک تغيير تاکتيکي نيست بلکه بخشي از يک استراتژي بلندمدت براي کاهش وابستگي به يک تأمينکننده و متنوعسازي منابع انرژي است.
اين تحول براي ايران بايد يک زنگ خطر جدي باشد. اگر بزرگترين بازار صادرات گاز کشور بهتدريج به سمت خودکفايي و منابع جايگزين حرکت کند، صرفاً چند ميليارد دلار درآمد ارزي از دست نخواهد رفت بلکه يکي از مهمترين ابزارهاي نفوذ اقتصادي و ژئوپليتيکي ايران در منطقه نيز تضعيف خواهد شد. در شرايطيکه توسعه ميادين گازي، جذب سرمايهگذاري خارجي، نوسازي زيرساختها و افزايش ظرفيت صادرات بهدليل تحريمها با دشواريهاي فراوان روبهروست، از دست دادن بازار عراق ميتواند جبرانناپذير باشد.
شايد مهمترين پيام اين تحولات براي سياستگذاران انرژي ايران اين باشد که مزيت داشتن دومين ذخاير بزرگ گاز جهان، بهتنهايي تضمينکننده حضور در بازارهاي منطقه نيست. کشوري که نتواند سرمايهگذاري کند، زيرساختهاي صادراتي خود را توسعه دهد، قراردادهاي بلندمدت رقابتي ارائه کند و ديپلماسي انرژي فعالي داشته باشد، دير يا زود جاي خود را به رقبايي خواهد داد که با سرعت بيشتري در حال حرکت هستند.
بازار انرژي منتظر تصميمهاي ديرهنگام نميماند. عراق امروز در حال بازنويسي نقشه انرژي خود است. آيا تصميمگيران حوزه انرژي کشورمان براي حفظ جايگاه ايران در بازار گاز منطقه برنامهاي دارند؟ يا چند سال ديگر از دست رفتن بازار عراق را به سرنوشت بازارهاي ديگري نيز تعميم خواهد داد؛ جواب اين پرسش، آينده صادرات گاز ايران را رقم خواهد زد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.