کنفدراسيون فوتبال آسيا (AFC) بازهم درباره ميزباني تيمهاي ايراني از مسابقات قارهاي تصميماتي اتخاذ کرده که هيچيک از ارکان مرتبط در ايران، از جمله فدراسيون فوتبال و دو باشگاه استقلال و تراکتور اقدامي جز پذيرش انجام ندادهاند.
به گزارش تابناک، در ايران جنگ بوده؟ قبول. هنوز احتمال ازسرگيري جنگ وجود دارد؟ اين هم قبول. در صورت وقوع دوباره جنگ، امکان برگزاري مسابقه در خاک ايران وجود ندارد؟ اين را هم قبول ميکنيم. با اين حال قرار نيست هر تصميمي که از سوي AFC گرفته شد، بي، چون و چرا مورد پذيرش مقامات و مديران مرتبط فوتبال ايران قرار بگيرد و عدم امنيت در ايران تبديل به يک امر عادي
شود.
آنچه وضعيت نشان ميدهد، اين است که ايران و آمريکا پس از 40 روز جنگ، با تفاهمنامهاي که امضا کردند که البته در مقطعي پايبندي به آتشبس صورت نپذيرفت، در مسير يک توافق هستند. توافقي که شايد قطعي نباشد، اما احتمال آن نسبت به ازسرگيري جنگ بيشتر است. فارغ از هرگونه تحليل يا پيشبيني درباره احتمال دوباره وقوع جنگ، يک مسئله بسيار واضع و روشن است که اگر دوباره از سوي اتحاد آمريکايي-اسرائيلي يا يکي از آنها حملهاي به خاک ايران صورت بگيرد، جنگ بار ديگر منطقه را دربرميگيرد و يکي از اهداف ايران امارات خواهد بود که ميزبان پايگاههاي آمريکايي است. البته صحبت در مورد اين مسائل هم بسيار تخصصي و در حوزه نظامي است، اما آنچه در برآيند اين جنگ ديده ميشود، چيزي جز اين
نيست.
پيش از اين هم تابناک در گزارشي با عنوان «سلب ميزباني از استقلال و تراکتور با بله قربانگويي/ چرا تاج قدرت دفاع از حقوق فوتبال ايران را ندارد؟» به رويکرد عجيب AFC و البته دفاع ضعيف يا بي دفاع بودن فدراسيون فوتبال ايران در مقابل اين ساختار اشاره کرد. اينکه چگونه استدلال شده در صورت وقوع دوباره جنگ، ايران امنيت ندارد و از حالا استقلال، تراکتور و البته گلگهر که در ليگ قهرمانان 2 حضور دارد، نميتوانند ميزبان مسابقات خانگي خود باشند، اما امارات مشکلي از اين بابت ندارد؟ آن هم در شرايطي که ميزان پرتابها به سمت امارت برمبناي تعداد و مساحت اين کشور نسبت به ميزان پرتابها به سمت ايران با همين مبنا، بسيار بيشتر بوده است.
در بررسي اجمالي تابناک در خصوص نرخ پرتابها به سمت کشورهاي منطقه، اشاره شد که پرتابهاي آمريکايي-اسرائيلي به سمت خاک ايران بالغ بر 30 هزار عدد بوده و ايران در پاسخ با موشکهاي کروز، بالستيک و همچنين پهباد 8 کشور را مورد هدف قرار داده است که به امارات 2819، اسرائيل 1357، عربستان سعودي 1231، کويت 1214، قطر 730، بحرين 717، عراق 340 و اردن 287 مورد پرتاب صورت گرفته است. خبرنگار تابناک همچنين بررسي کرد که مساحت ايران حدود يک ميليون و 648 هزار و 195 کيلومتر مربع است و مساحت امارات حدود 83 هزار و 600 کيلومتر مربع برآورد ميشود؛ بنابراين مقياس پرتاب مهمات به سمت ايران و امارات بدون در نظر گرفتن نوع مهمات، تفاوت چشمگيري دارد. در قبال ايران با عدد 30 هزار پرتاب اين رقم، حدود 18.2 مورد به ازاي هر هزار کيلومتر مربع است، اما در مورد امارات، با عدد 2819 پرتاب، اين رقم حدود 33.7 پرتاب به ازاي هر هزار کيلومتر مربع خواهد بود.
با بررسي مجدد اين آمارها، پرسش اصلي از مديران فوتبال ايران است. مهدي تاج به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال و البته نايب رئيس کنفدراسيون فوتبال آسيا، علي تاجرنيا به عنوان رئيس هيئت مديره و سرپرست مديرعاملي باشگاه استقلال، حجت کريمي به عنوان مديرعامل باشگاه تراکتور و البته هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال و همچنين محمد اسفنديارپور که از قضا او هم عضو هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال و مديرعامل باشگاه گلگهر سيرجان، چه اقدامي براي جلوگيري از سلب ميزباني AFC از باشگاههاي ايراني کردهاند؟ کدام دفاع از حقوق فوتبال ايران صورت گرفته است و پاسخ کنفدراسيون فوتبال آسيا چه بوده؟
در اين بين علاوه بر اينکه پاسخ AFC مهم است، اين مسئله هم بسيار اهميت دارد که مهدي تاج به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال ايران و البته نايب رئيس کنفدراسيون فوتبال آسيا چه اقدامي براي جلوگيري از اين اتفاق کرده است؟ اين در حالي است که مهدي تاج در شهريور 1401 در يک نشست خبري گفته بود: «اگر در AFC باشم و خاصيتي براي ايران نداشته باشم، همان بهتر که نباشم.» حالا رئيس فدراسيون فوتبال که پاسخگوي رسانهها در اين زمينه نيست، نزد خودش و وجداني که دارد پاسخ بدهد که آيا خاصيتي براي ايران داشته است؟
فدراسيون فوتبال يا دفاعي از حقوق فوتبال ايران نکرده يا دفاع ضعيفي داشته که AFC به سادگي از باشگاههاي ايراني سلب ميزباني کرده، اما امارات با نرخ بيشتر پرتابههاي جنگي، همچنان صلاحيت ميزباني دارد. در شرايطي که اگر بار ديگر جنگي رخ دهد، نه تنها ايران بلکه ساير کشورهاي منطقه و از همه بيشتر امارات در خطر قرار ميگيرد؛ بنابراين تصميم کنفدراسيون فوتبال آسيا با هيچ عقلانيتي همراه نيست و مديران فوتبال ايران هم در مقابل به جاي دفاع از حقوق کشور، تصميم گرفتهاند که تابع امر AFC باشند.
سلب ميزباني از ايران، پيش از اين هم در موارد مختلفي رخ داده بود. از جمله با قطع روابط ديپلماتيک ميان ايران و عربستان که حداقل عقلانيت آن تصميم اين بود که عربستانيها هم از تيمهاي ايراني ميزباني نميکردند و تمام مسابقات در کشور ثالث برگزار ميشد. در مسائل ديگري هم اين سلب ميزباني صورت گرفت که به نظر رسيد نايب رئيس ايراني AFC کاري نتوانست براي دفاع از حقوق فوتبال ايران انجام دهد. اتفاقي که انگار در مسير عاديسازي عدم امنيت در ايران است که با دست فرمان فوتبال پيش ميرود.
طبق پيگيريهاي تابناک، باشگاههاي ايراني برخلاف بسياري ديگر از باشگاههاي قاره آسيا، اجازه مکاتبه مستقيم با AFC را هم ندارند و فدراسيون فوتبال مکاتبات را انجام ميدهد. يعني حتي استقلال کاري از باشگاهها سلب شده و هرگونه نامهنگاري با کنفدراسيون فوتبال آسيا به صورت مستقيم از سوي فدراسيون فوتبال صورت ميگيرد. همين موضوع خود نشانهاي از ضعف ساختار است که ميتواند منجر به مخدوش شدن برخي مخاطبات براساس سلايق يا روابط برخي اشخاص باشد. از جمله ماجراي معرفي گلگهر سيرجان به AFC به جاي چادرملوي اردکان که از سوي هدايت ممبيني صورت گرفته و آب از آب تکان نخورده است.
در ماجراي معرفي گلگهر به جاي چادرملو براي حضور در ليگ قهرمانان آسيا 2، تاکنون نه مهدي تاج به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال پاسخ روشني داده و نه هدايت ممبيني به عنوان دبيرکل و متهم رديف اول، توضيح شفاف و روشني ميدهد يا حتي حاضر است بابت اين اشتباه بزرگ از سمت خود استعفا دهد. هدايت ممبيني که به عنوان دبيرکل فدراسيون فوتبال ايران در مقابل ابهامها، هنوز پاسخ نداده چه ارتباطي با وحيد کرداني دارد و برخي معتقدند اين مدير ايراني به عنوان معاون دبيرکل کنفدراسيون فوتبال آسيا، قدرت تغيير نماينده ايران را داشته، اما اقدامي در اين زمينه انجام نداده است و اين موضوع هم شايد به برخي روابط خارج از فوتبال مرتبط است.
معاون دبيرکل کنفدراسيون فوتبال آسيا که در سالهاي اخير در ساختار AFC قدرت بالايي گرفته، مدتي هم که مسئوليت کميته فدراسيونهاي عضو اين کنفدراسيون را برعهده داشت. گفته ميشود کرداني، جلسات مهدي تاج در AFC را هدايت ميکرد و نايب رئيس ايراني AFC از طريق مصطفي که کارمند افغانستاني و فارسيزبان کرداني بود، صحبتهايش را ترجمه ميکرد و در جلسات انتقال ميداد. تمامي اين موارد، نشان دهنده ايجاد برخي روابط تودرتو است که گاهي منجر به تغيير سرنوشت باشگاههاي ايراني و چه بسا منافع فوتبال ايران ميشود.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.