* استاد جلال محمدي، کارشناس ارشد فرهنگي
اگر دشمنان ايران و انقلاب اسلامي از جمله آمريکا، جهان را به مثابة «ميدان نبرد» در ابعاد گوناگون سياسي، تبليغاتي، اقتصادي، اطلاعاتي و... براي مقابله با ايران و انقلاب اسلامي تعريف کردهاند، بسيار ساده انديشانه است که نظام جمهوري اسلامي، تنها در داخل ايران با آمريکا و نظام سلطه مبارزه کند. اگر ميدان مبارزة ايرانيان با دشمناني که در هر نقطه و هر گوشه از جهان با انقلاب و ايران مبارزه ميکنند، تنها محدود به داخل ايران باشد، ترديدي نيست که ايران به تدريج منزوي و تنها و فاقد قدرت تاثيرگذاري بر جهان شده و به ضعف خواهد گراييد.
دولتهاي مخالف جمهوري اسلامي به ويژه آمريکا براي مبارزه با انقلاب اسلامي و ايران که آنها با تعبيرهايي چون «تغيير رژيم يا تغيير رفتار رژيم» از آن ياد ميکنند، «جهان» را به مثابة ميدان نبرد ترسيم کردهاند. آمريکا نه تنها از دولتهاي همسو با خود براي مبارزه با ايران و اعمال تحريمهاي ظالمانه اقتصادي و علمي، و محدودسازي روابط سياسي کشورها با ايران استفاده ميکند، بلکه سعي ميکند قوانين و مصوبات ظالمانة خود عليه ايران را «جهانيسازي» کند.
امام خميني «اعليالله مقامه» با درک عميق ماهيت نظام سلطه، نگاهي جهاني و فراايراني به فعاليت جريان حقيقتطلبي و آزاديخواهي و جايگاه انقلاب اسلامي و آزادي فلسطين داشتند. يکي از راهبردهاي آن انديشمند يگانه و مقتداي فرزانه براي قدرتيابي جريان حقطلب «تشکيل هستههاي مقاومت در سراسر جهان» بود:
«به ياري خداوند تعالي از قطرات پراکندة پيروان اسلام و توان معنوي امت محمّد - صليالله عليه وآله وسلم - و امکانات کشورهاي اسلامي بايد استفاده کرد و با تشکيل هستههاي مقاومت حزبالله در سراسر جهان اسرائيل را از گذشته جنايت بار خود پشيمان و سرزمينهاي غصب شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرد.».(صحيفة امام خميني، ج 20، ص320، پيام امام راحل به مناسبت حج با موضوع برائت از مشرکان 6 مرداد1366)
در آخرين پيام حکيمانه، اميدآفرين و آيندهنگرانة امام خميني به بسيجيان که در 2 آذر1367 صادر شده، آمده است: «بايد بسيجيان جهان اسلام در فکر ايجاد حکومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است، چرا که بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست، بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.»(صحيفة امام، ج 21، ص 195)
رهبر معظم انقلاب در ديدار بسيجيان در 5 آذر 1401 فرمودند: «در امتداد پديدهي اين بسيج در کشور ما، بسيج در جهان اسلام است؛ ما ميليونها نفر بسيجي هم در جهان اسلام داريم؛ بسيجيهايي که زبان ما را نميفهمند، ما هم زبان آنها را نميفهميم امّا زبان دل ما و دل آنها يکي است؛ جهتگيريشان همين جهتگيري ما است؛ در کشورهاي مختلف؛ اينها هم از برکات بسيج است.»(https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=51418)
بديهي است که تشکيل هستههاي مقاومت عدالتطلبان و آزاديخواهان در جهان مانند «صدور انقلاب»، برخلاف تحريفگريهاي دشمنان، يک عمليات سياسي و امنيتي براي تحميل حاکميت به سبک شوروي و امريکا از طريق ايجاد احزاب و سازمانها و دولتهاي سرسپرده و ضدّ مردمي نبوده و نيست. از نمونههاي هستههاي مقاومت که در قالب احزاب و جنبشهاي اسلامي، آزاديخواه و ضدّ اشغالگري در پرتو تاثير انقلاب اسلامي و فرهنگ بسيج در لبنان، فلسطين، يمن و عراق شکل گرفتند، ميتوان به حزبالله لبنان، جنبش انصارالله، مجموعههاي مقاومت و ضدّ اشغالگري در عراق و...اشاره کرد. اين تشکلها توسط مردم هر منطقه و بر اساس نيازهاي واقعي آن مناطق مانند مبارزه با اشغالگري قدرتهاي بيگانه و سازمانهاي تروريستي بيرحم، شکل گرفتهاند.
نظام «جهاني» سلطه، در سطح منطقه و جهان با ايران و انقلاب اسلامي درگير شده است. آنها با شيوههاي عيان و پنهان، تحت فشار قرار دادن دولتها براي قطع يا کاهش روابط سياسي، اقتصادي، فرهنگي با ايران (انزواي ايران)، تحريمها در گسترة جهان از عرصة سياست تا علم و اقتصاد و فناوري و دريا و زمين و آسمان، براي شکست ايران تلاش ميکنند. عرصة مبارزة آنها با ايران، عرصة جهان است.
اينجاست که ميتوان مراتب روشنبيني، آيندهنگري، دورانديشي و سياستورزي امام راحل را دريافت که چرا بر تشکيل هستههاي مقاومت در سراسر جهان تاکيد داشتند و رهبر معظم انقلاب نيز بر همان مسير امام تاکيد دارند.
بحران سوريه و عراق که با رهبري آشکار امريکا و توسط ائتلافي از دولتهاي مختلف (براي تامين نيرو، تجهيزات، پول و...) در 1390 براي فروپاشي سوريه و تجزية عراق آغاز شد، بار ديگر نشان داد که وجود هستهها و نيروهاي مقاومت در خارج از ايران تا چه حد ميتواند در مقابله با قدرت نظام جهاني سلطه و تامين منافع امت اسلام و ملت ايران و جهان تشيع کارساز باشد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.