اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

شکست شوروي در نفوذ به آذربايجان ايران و تاثير انقلاب اسلامي بر مسلمانان قفقاز(12)

* استاد جلال محمدي، کارشناس ارشد فرهنگي

9:5
شکست شوروي در نفوذ به آذربايجان ايران و تاثير انقلاب اسلامي بر مسلمانان قفقاز(12)

نسبت دادن چنين سوءقصدي به حسينيون، حتي اگر فرد سوءقصد کننده سابقة همکاري با حسينيون را نيز داشته باشد، نادرست است. زيرا سالها پيش از اين ماجرا و تشکيل حسينيون نيز چنين اتفاقاتي در جمهوري آذربايجان رخ داده بود؛ فردي به نام رافق تقي که به مقدسات ديني و اعتقادات مردم آذربايجان آشکارا اهانت ميورزيد و مطالبي در اهانت به قرآن کريم و پيامبر مکرم اسلام «صلواتالله عليه وآله» منتشر ميکرد، در سال 1390 در باکو به قتل رسيد.

جالب اين که در ماجراي رافق تقي (تقياف) که با انتشار ترجمة «آيات شيطاني» و مطالبي در نشرية صنعت (تحت حمايت شرکت دولتي نفت جمهوري آذربايجان) به خدا، پيامبر، قرآنکريم، عاشورا و عزاداران حسيني اهانتها کرد، به رغم اعتراضهاي مسالمتآميز مردم، دولت باکو اقدامي انجام نداد. تا اينکه حضرت آيتالله فاضل لنکراني «نوّرالله مرقده»، در پاسخ به استفتاي مردم آذربايجان، فتوا به مهدورالدّم بودن تقياف داد. مرحوم آيتالله بنيفضل تبريزي از شاگردان امام خميني نيز با انتشار فتواي صريح خود تقياف را مهدورالدم معرفي، و منزل مسکوني خود را به عنوان جايزه براي مجري حکم تعيين کرد...

اين اقدام فقها در ايران، اقدامي دولتي نبود. همچنين فضاي مردمي در داخل جمهوري آذربايجان عليه اقدام رافيق تقي و سکوت دولت بود. به همين خاطر فتواي فقها مبني بر مهدورالدّم بودن رافيق تقي موجب نشد که دولت باکو به صورت رسمي در اين باره به دولت جمهوري اسلامي اعتراض کند.

اگر فرماندار سابق گنجه نيز به علت رفتار واکنشبرانگيز خود و اهانت به ساحت مقدس سيدالشهداء «عليهالسلام» در معرض تنبيه و خشم جوان شيعة آذري قرار گرفته است، چگونه عدهاي در داخل ايران با تمسک به آن، گروه مقاومت حسينيون را مقصر قلمداد ميکنند و حتي به اين نيز بسنده نکرده و تشکيل حسينيون را به مثابة اشتباهي معرفي ميکنند که موجب به هم خوردن روابط تهران- باکو شده است!؟

حدود سه سال بعد از تشکيل حسينيون و فعاليت جهادي آن در سوريه عليه جريان تکفير و تروريسم، با کاهش بحران در اين کشور و شکلگيري مذاکرات «آستانه» در سه دور آستانة 1و2و3 که ايران و روسيه و ترکيه در آن مشارکت داشتند، اعضاي حسينيون به زندگي و عرصة فعاليتهاي علمي و فرهنگي و ديني بازگشتند. در نتيجة مذاکرات آستانه، آتشبس در سوريه ميان دولت و گروههاي مخالف داخلي و خارجي که با حمايت کشورهاي مختلف بهويژه ترکيه در سوريه ميجنگيدند، از سال 2017 برقرار شد و گروههاي مخالف دولت که پس از چند سال جنگ با دولت سوريه و متحدانش (ايران، حزبالله لبنان، روسيه و رزمندگان شيعه از عراق و پاکستان و افغانستان) شکست خورده بودند، به منطقة ادلب سوريه رانده شدند. مذاکرات آستانه از سال 1395 آغاز شد و دور آخر آن (آستانه- تهران) با حضور رؤساي جمهور ايران، روسيه و ترکيه در 1400 در تهران برگزار شد. پس از آتش بس و کاهش چشمگير نبرد در سوريه، اعضاي حسينيون نيز به زندگي عادي و آزاد خود بازگشتند.

در حالي که رزمندگان حسينيون به عنوان «مدافع حرم» به ميدان سوريه پا نهاده و هدف آنها معطوف به مبارزه با جريان تروريستي تکفيري بود و ضدّ دولت باکو اقدامي انجام نداده بودند، مورد پيگرد دولت باکو قرار گرفتند. برخي از آنها به محض بازگشت به جمهوري آذربايجان دستگير و زنداني شده و به مجازاتهاي سنگين محکوم شدند. برخي نيز با توجه به روابط گستردة مردم جمهوري آذربايجان با روسيه و سکونت حدود دو ميليون آذري شيعه در اين کشور، به روسيه رفتند که به خاطر اقدامات دولت باکو از طريق پليس اينترپل، به عنوان «تروريست!» دستگير شده و به باکو بازگردانده شدند. از جملة اين افراد، رزمندة شاخص حسينيون، طالع يوسفاف (حاج تقي) بود که در ارديبهشت سال 1403 در زندان باکو به شهادت رسيد. برخي از حسينيون نيز با توجه به شرايط، در ايران ماندگار شدند و به فعاليتهاي علمي و فرهنگي و رسانهاي پرداختند.

بديهي است که اين افراد در زندگي عادي و آزاد خود، بر اساس تمام قوانين حقوقي جهان، حق دارند نسبت به سياستها و عملکرد دولت جمهوري آذربايجان منتقد و معترض باشند و انتقاد و اعتراض خود را بازگويند. چنان که عدهاي از منتقدان و مخالفان دولت باکو به ويژه فعالان سياسي و رسانهاي به خاطر عدم وجود آزادي در کشور و به علت آزارها و فشارهايي که از زندان تا مرگ امتداد دارد، مجبور شدهاند به برخي کشورهاي غربي مهاجرت کرده و به روشنگري رسانهاي و سياسي دربارة سياستها، اقدامات و فساد گستردة دولت باکو و حتي شرکتها و سرمايهگذاريها و تجارت خانوادة الهام علياف افشاگري کنند. اما دولت باکو همچنان که اسلامگرايان شيعه را در داخل، تنها به جرم فعاليتهاي عادي ديني تحمل نکرده و آنها را سرکوب و زنداني ميکند، حضور حسينيون را در ايران نيز تحمل نکرده و با اقدامات سياسي و لابيگري به دنبال آن بود که جمهوري اسلامي آنها را به دولت باکو بازگرداند!

در اين ميان، برخي افراد براي زمينهسازي، و در واقع تصميمسازي براي استرداد اعضاي حسينيون به دولت باکو فعال شده و حضور حسينيون را در ايران به روابط تهران- باکو پيوند ميزدند و مجاهداني را که براي حضور در صف «مدافعان حرم» از زندگي و وطن و جان خود گذشته بودند، به عنوان گروهي تعريف ميکردند که روابط ايران و جمهوري آذربايجان قرباني آنها شده است!

بديهي است که همة عقلا خواهان روابط گسترده و پايدار ميان جمهوري اسلامي و جمهوري آذربايجان هستند. اما نبايد از اين اصل خردمندانه، نتيجهاي غيرشرافتمندانه مانند استرداد حسينيون به دولت باکو گرفته شود.

براي دانستن اين نکته که تشکيل گروه حسينيون و حضور اعضاي آن در ايران، تاثيري در روابط تهران- باکو نداشته است، اين سؤال را ميتوان مطرح کرد که پيش از تشکيل حسينيون، روابط دو کشور همسايه و همدين و همفرهنگ چگونه بوده است؟ آيا روابط تهران- باکو پيش و پس از تشکيل گروه مقاومت حسينيون تغييري داشته است يا همان روابط محدودي است که از حوالي سالهاي 1995/1374 برقرار بوده است؟

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.