انتشار فيلمي در شبکههاي اجتماعي از شليک سردار شهيد محمد پاکپور با تيربار «ثُعبان»، بار ديگر توجهها را به يکي از پروژههاي تسليحاتي نيروي زميني سپاه جلب کرده است؛ تيرباري که اگرچه ريشه در يک طراحي قديمي روسي دارد، اما با مجموعهاي از تغييرات و بهينهسازيهاي مهندسي، براي ايفاي نقش يک تيربار هجومي و قابل حمل توسط نفر بازطراحي شده است.
به گزارش خبرگزاري فارس، تصاوير منتشرشده، شليک ثعبان را در دست اين فرمانده شهيد نشان ميدهد؛ اما اهميت اين فيلم فقط به نمايش قدرت آتش يک تيربار محدود نميشود.
ثعبان خود روايت يک پروژه مهندسي است؛ پروژهاي که از يک RPD قديمي آغاز شد، با تغيير بخشهاي مختلف سلاح ادامه يافت، در رزمايش مورد آزمايش قرار گرفت و در نهايت به يگانهاي عملياتي نيروي زميني سپاه راه پيدا کرد.
ثعبان از دل کدام سلاح بيرون آمد؟
«ثعبان 1» يک تيربار کاملاً جديد با طراحي صفر تا صد نيست؛ بلکه حاصل بهينهسازي تيربار سبک RPD است؛ سلاحي که در شوروي طراحي شد و براي استفاده از فشنگ 7.62×39 ميليمتري به کار رفت.
سلاح RPD از جمله تيربارهاي سبک شناختهشده خانواده تسليحات شرقي بود و نمونههايي از آن در دهههاي گذشته در اختيار نيروهاي مسلح ايران قرار گرفت. اما با گذشت زمان، نمونههاي موجود با مشکلاتي مواجه شدند و بخشي از آنها از چرخه عملياتي خارج شدند.
اينجا بود که يک سلاح قديمي بار ديگر به ميز مهندسان بازگشت.
متخصصان سازمان تحقيقات و جهاد خودکفايي نيروي زميني سپاه با بررسي نمونه موجود، تغييراتي را در بخشهايي از آن از جمله صفحه خوراکدهنده، قبضه، قنداق، لوله و سيستم چکاننده اعمال کردند. هدف، بازگرداندن ساده RPD به خدمت نبود؛ بلکه قرار بود يک تيربار سبک متناسب با نيازهاي عملياتي جديد ايجاد شود.
چرا يک RPD قديمي دوباره مهم شد؟
بازگرداندن يک سلاح قديمي به چرخه طراحي، لزوماً به معناي عقبگرد نيست.
وقتي يک پلتفرم شناختهشده، سازوکار مشخص و مهمات استانداردشده دارد، مهندسي مجدد آن ميتواند نسبت به طراحي يک سلاح کاملاً جديد مسير متفاوتي داشته باشد. در چنين پروژهاي، بخشي از تجربه فني و عملياتي سلاح پايه از قبل وجود دارد و تمرکز مهندسان بر اصلاح نقاط ضعف و تطبيق آن با نياز جديد قرار ميگيرد.
در مورد ثعبان نيز انتخاب RPD، از يک سو امکان استفاده از تجربه موجود را فراهم ميکرد و از سوي ديگر، مهمات 7.62×39 ميليمتري را در اختيار سلاح قرار ميداد؛ مهماتي که سابقه طولاني در تسليحات سبک منطقه دارد.
به اين ترتيب، پروژه ثعبان را ميتوان نمونهاي از مهندسي مجدد يک پلتفرم موجود براي رسيدن به يک قابليت عملياتي جديد دانست.
کاهش وزن؛ يک تغيير کوچک با اثر عملياتي
يکي از تغييرات اعلامشده براي ثعبان، کاهش وزن آن نسبت به نمونه پايه است.
در اطلاعات منتشرشده هنگام معرفي اين سلاح، کاهش حدود يک کيلوگرم وزن نسبت به نمونه روسي عنوان شده بود. اين تغيير در يک تيربار قابل حمل توسط نفر اهميت ويژهاي دارد.
تيربارچي علاوه بر خود سلاح، بايد حجم قابل توجهي مهمات و تجهيزات فردي را نيز حمل کند. بنابراين کاهش وزن ميتواند به افزايش تحرک و کاهش خستگي در جابهجايي کمک کند.
اين مسئله با مأموريت اصلي ثعبان نيز ارتباط دارد؛ سلاحي که قرار است همراه نيروي پياده حرکت کند و در عين حال قدرت آتش يک تيربار را در اختيار تيم قرار دهد.
تيربار هجومي براي تيم پياده
ثعبان براي جايگزيني تمام تيربارهاي موجود طراحي نشده است. نقش آن بيشتر در سطح تيم و گروه پياده تعريف ميشود؛ جايي که نيروي عملياتي به سلاحي نياز دارد که نسبت به سلاح انفرادي حجم آتش بيشتري توليد کند، اما همچنان قابليت حمل توسط نفر را حفظ کند.
در رزمايش پيامبر اعظم(ص) 16، ثعبان در اختيار تيمهاي عملياتي نيروي ويژه قرار گرفت و سردار علي کوهستاني مسئول وقت سازمان تحقيقات و جهاد خودکفايي نزسا اعلام کرد که عملکرد اين سلاح در نقش تيربار هجومي مورد ارزيابي قرار گرفته و بهعنوان تيربار هجومي سازماني وارد يگانهاي نيروي زميني شده است.
در ميدان نبرد، تيربارهاي سبک هجومي ميتوانند براي ايجاد آتش سريع و متمرکز عليه نيروهاي دشمن در فواصل نزديک و مياني به کار گرفته شوند؛ قابليتي که در عملياتهاي ويژه، براي سرکوب مواضع و از کار انداختن نيروهاي مؤثر دشمن اهميت بيشتري پيدا ميکند. ثعبان نيز با تکيه بر کاليبر 7.62 ميليمتري و قابليت ايجاد حجم آتش، در همين چارچوب براي يگانهاي عملياتي طراحي و بهينه شده است.
قلب ثعبان؛ 7.62×39 ميليمتري
ثعبان از فشنگ 7.62×39 ميليمتري استفاده ميکند؛ انتخابي که علاوه بر ويژگيهاي بالستيکي اين مهمات، از نظر لجستيکي نيز اهميت دارد.
وجود زنجيره توليد و تأمين اين فشنگ در داخل کشور و استفاده گسترده آن در سلاحهاي مختلف، باعث ميشود يک تيربار با اين کاليبر نيازمند ايجاد يک زنجيره مهماتي مستقل نباشد.
در مشخصات منتشرشده براي ثعبان، برد مؤثر 800 متر و نواخت تير حدود 600 تا 700 تير در دقيقه اعلام شده است.
البته نواخت تير فني را نبايد با ميزان شليک مداوم در ميدان نبرد يکسان دانست؛ چرا که مديريت حرارت، نوع شليک، وضعيت مهمات و شرايط محيطي بر ميزان آتش واقعي اثرگذار هستند.
اين اعداد در مجموع جايگاه ثعبان را مشخص ميکنند: يک تيربار سبک که براي ايجاد حجم آتش بيشتر در سطح يگان پياده طراحي شده است.
تغيير چهره RPD؛ از سلاح قديمي تا پلتفرم جديد
تفاوت ثعبان با RPD اوليه فقط در نام آن نيست. در فرآيند بهينهسازي، صفحه خوراکدهنده، قبضه، قنداق، لوله و سيستم چکاننده تغيير کرده و سلاح به تجهيزات جانبي جديدتري مجهز شده است.
يکي از تغييرات مهم، اصلاح سامانه تغذيه است؛ ثعبان امکان استفاده از جعبههاي مهمات 100 و 200 فشنگي را دارد و براي حمل حجم بيشتري از مهمات نيز کوله مخصوص مهمات براي آن در نظر گرفته شده است. اين تغيير براي سلاحي که قرار است نقش تيربار هجومي را ايفا کند اهميت دارد، چرا که امکان حمل و تغذيه حجم بيشتري از مهمات را نسبت به يک سلاح انفرادي فراهم ميکند.
در بخش نشانهروي نيز براي ثعبان ريل نصب تجهيزات و سامانه نشانهروي رددات در نظر گرفته شده است؛ تغييري که امکان استفاده از تجهيزات نشانهروي مدرنتر را فراهم ميکند.
از سوي ديگر، قبضه جلويي ثعبان قابليت تبديل شدن به دوپايه را دارد؛ به اين ترتيب سلاح در زمان حرکت و جابهجايي، پيکربندي مناسبتري براي حمل دارد و هنگام استقرار ميتواند با ايجاد تکيهگاه، ثبات بيشتري پيدا کند.
اين تغييرات در کنار کاهش وزن، باعث شدهاند ثعبان از يک RPD قديمي فاصله بگيرد و به سلاحي با ارگونومي و تجهيزات متناسبتر با نياز يگانهاي عملياتي تبديل شود.
دوپايه براي آتش پايدار
در کنار قابليت حمل، ثعبان براي شليک از موقعيت ثابت نيز تجهيز شده است.
وجود دوپايه امکان ايجاد تکيهگاه و افزايش ثبات سلاح را هنگام استقرار فراهم ميکند. اين ويژگي باعث ميشود ثعبان بتواند ميان دو نقش حرکت کند؛ سلاحي همراه نيروي پياده در زمان جابهجايي و تيرباري مستقر براي ايجاد آتش پشتيباني در زمان توقف.
همين ترکيب، يکي از عناصر اصلي مفهوم تيربار هجومي است.
از نمونه اوليه تا يگان عملياتي
ثعبان در سال 1399 بهصورت رسمي معرفي شد، اما پروژه در همان مرحله متوقف نماند.
آزمايش آن در رزمايش پيامبر اعظم(ص) 16، يکي از مراحل مهم ورود اين سلاح به چرخه عملياتي بود. در ادامه نيز گزارشهايي از تحويل اين تيربار به يگانهاي عملياتي منتشر شد.
بر اساس گزارش منتشرشده در سال 1400، دستکم 30 قبضه ثعبان به يگانهاي عملياتي نيروي زميني سپاه تحويل شده بود. در همان گزارش، اين سلاح حاصل بازسازي يک سلاح قديمي معرفي شد.
اين مسير نشان ميدهد ثعبان صرفاً يک نمونه نمايشگاهي نبوده است؛ بلکه دستکم بخشي از آن وارد فرآيند آزمايش و تحويل سازماني شده است.
راز ثعبان در دست تکاوران ايراني
شايد مهمترين نکته درباره اين تيربار همين باشد که ثعبان قرار نيست بهعنوان يک سلاح کاملاً جديد معرفي شود. ريشه طراحي آن به RPD بازميگردد؛ اما ارزش پروژه در مهندسي مجدد يک پلتفرم موجود است.
متخصصان ايراني به جاي آنکه يک سلاح قديمي را صرفاً بازسازي کنند، بخشهايي از آن را تغيير دادند تا وزن، ارگونومي، تجهيزات جانبي و کاربري آن با نيازهاي جديد سازگار شود.
در واقع، ثعبان نمونهاي از اين رويکرد است که در صنعت دفاعي، «جديد بودن» هميشه به معناي طراحي يک سامانه از صفر نيست؛ گاهي ارزش اصلي در اين است که يک پلتفرم قديمي چگونه دوباره ارزيابي، اصلاح و براي مأموريتي جديد آماده شود.
تصويري که ثعبان را دوباره سر زبانها انداخت
حالا انتشار فيلمي در شبکههاي اجتماعي از شليک سردار شهيد محمد پاکپور با تيربار ثعبان، بار ديگر توجهها را به اين سلاح جلب کرده است.
در اين تصاوير، فرمانده شهيد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در حال استفاده از ثعبان ديده ميشود؛ تيرباري که پيش از اين در رزمايشهاي نيروي زميني سپاه نيز مورد استفاده قرار گرفته و مسير خود را از يک نمونه قديمي RPD تا يک تيربار بازطراحيشده و قابل استفاده در يگانهاي عملياتي طي کرده است.
فيلم منتشرشده جزئيات دقيقي درباره زمان و محل تصويربرداري ارائه نميکند، اما تصويري که از شليک ثعبان در اختيار مخاطب قرار ميدهد، بار ديگر نام اين تيربار را مطرح کرده است؛ سلاحي که يک پلتفرم قديمي را با مجموعهاي از تغييرات مهندسي به يک تيربار سبک و متناسب با نيازهاي عملياتي تبديل کرده است.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.