اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

رئيس سازمان اطلاعات سپاه:

10 سرويس خارجي در آشوب‌هاي دي‌ماه دخيل بودند

- بخش دوم

چه شباهت‌ها و تفاوت‌هايي بين روش‌هاي خشونت‌آميز اين گروه‌ها و روش‌هاي داعش وجود دارد؟ آيا گروه‌هاي داخلي از همان ساختارهاي لجستيکي يا ايدئولوژيک داعش استفاده کرده‌اند؟

10 سرويس خارجي در آشوب‌هاي دي‌ماه دخيل بودند

آنچه در اين ايام توسط آشوبگران تروريستي با هدايت سرويسهاي غربي به وقوع پيوست، بيانگر بازتوليد گونه جديد از رفتارهاي داعشگونه بود. آمريکاييها به خيال موفقيت روشهاي خشونتبار و رعبآور در سوريه که تأثير آن در ايجاد هراس و هرج و مرج و رفتن يک کشور تا لبه فروپاشي عيان شد، ميخواستند مجدداً به اين روش متوسل شوند که متأسفانه تعدادي از شهداي مردمي و امنيّتي در اين ايام، قرباني اين خشونت تمام عيار شدند. از سويي ديگر مترصد بودند تا با ايجاد فضاي خشن گسترده در کشور، اين تلقي را ايجاد کنند که برقراري امنيّت، از کنترل خارج شده است. همچنين با توسعه نقاط درگيري و حمله به مقرهاي نظامي و اماکن بيپناه مثل مساجد، حسينيهها، حتي مراکز درماني توان نيروهاي انتظامي و امنيّتي را مشغول کرده تا شرايط براي ضربه ترکيبي خارجي فراهم شود.

در اين آشوب، سرويسهاي غربي مشابه بهرهبرداري داعش در شستشوي مغزي برخي جوانان و وادارسازي آنان به انجام اقدامات خشن حتي با استفاده از مواد مخدر و داروهاي روانگردان از جمله سوزاندن افراد، سر بريدن، مثله کردن و... وارد عمل شدند.

نکته قابل توجه اينکه اگر در سوريه و عراق، داعش با تابلو دفاع از دين، مردم را ميکشت، در آشوب اخير، به تعبير رهبر معظم انقلاب ما با داعشي نو مواجه بوديم که اتفاقاً مردم را به جرم دينداري سر ميبريد. حمله به حدود 350 مسجد، 20 حسينيه و مصلي، 90 حوزه علميه، 60 دفتر امام جمعه و مراجع تقليد و... گوشهاي از رفتار ضدّدين آشوبگران به شمار ميرود. در کنار اين موارد، آتش زدن و تخريب مغازهها، بانکها، فروشگاههاي زنجيرهاي، مراکز درماني و... نشان ميدهد که دشمن با بهکارگيري آشوبگران نوداعشي، در پي تسويه حساب و انتقام از مردم عزيز ايران اسلامي بود.

 

به نظر ميرسد کشتهسازي يکي از اهداف اصلي ماجرا بود و متأسفانه تعداد قابل توجهي نيز جان خود را از دست دادند. درباره چرايي و چگونگي اجراي اين هدف توسط طراحان و عوامل ميداني توضيح بفرماييد. چه روشهايي براي افزايش تعداد کشتهها بهکار گرفته شد و چه دستورات و برنامهريزيهاي خاصي براي اين کار وجود داشته است؟

 

موضوع کشتهسازي در همه فتنههاي پيشين هم مورد توجه دشمن بود، اما در اين آشوب، دشمن حساب ويژهاي براي کشتهسازي و کشتهگيري باز کرده بود؛ تا حدّي که موضوع «فتح تهران» و «حمله به ايران به شرط کشتار معترضين» توسط رئيسجمهور آمريکا به عنوان نوعي «اسم رمز» اعلام شد. در اين باره سر پل يکي از گروهکها به يکي از عناصر ميداني خود دستور داده بود که هرچه بيشتر، نيروهاي امنيّتي را تحريک به تيراندازي کنند تا تعداد کشتهها بيشتر شود و ميگويد: «حتي اگر آنها اين کار را نکردند، خودت اطرافيانت را بکش.»

با نگاهي اجمالي ميتوان اينگونه فهميد که آشوبگران، در پروژه کشتهسازي به دنبال اهداف زير بودند:

جريحهدار کردن احساسات داخلي و خارجي

 ايجاد محرّکِ مشروع براي مداخله خارجي

 ايجاد رعب و واگرايي در نيروهاي طرفدار نظام اعم از مردم و نيروهاي انتظامي و امنيّتي

 مقابل هم قرار دادن مردم و نظام

بر اساس همين طراحي نيز، از همان ابتدا، موضوع به اصطلاح «کشتار مردم» بهعنوان ترجيعبند سخنان مقامات رسمي و رسانههاي منتسب به دشمن مطرح و پيگيري شد. در ميدان هم «نيروهاي آشوبگر ارزان قيمت، امّا خشن» با حمله به مقرهاي انتظامي و نظامي و آگاهي از تبعات اين تصميم، برخي از معترضين را قرباني اين دستور سرويسي کردند. شليک نزديک از پشت و با استفاده از صدا خفهکن، کشتار با سلاحهاي نامتعارف مانند سلاح شکاري و سلاح سرد از اين نمونه است. حتي در موارد متعددي، اين کشتار توسط خود آشوبگران با سنگ، قمه و حتي سلاح جنگي و بعضاً در مناطقي غير از محل آشوب صورت گرفته است که عليرغم خويشتنداري نيروهاي انتظامي و امنيّتي در استفاده از سلاح گرم (حتي به قيمت شهادت و زخمي شدن نيروها) و تيراندازي صرفاً با هدف حفاظت و صيانت از مقرهاي نظامي و انتظامي، تعدادي از شهروندان عزيزمان، قرباني مطامع دشمن و پياده نظامش در خيابانها شدند.

 

تحليل دقيق نهادهاي مسئول از کمپين رسانهاي همراه اين حوادث چيست؟ نقش شبکههاي اجتماعي خاص، رسانههاي فارسي زبان خارج نشين و خبرگزاريهاي بينالمللي در تشديد يا جهتدهي به ناآراميها چگونه ارزيابي ميشود؟ آيا شواهدي از عمليات رواني برنامهريزي شده مانند توليد و پخش گسترده تصاوير جعلي، انتشار شايعات هماهنگ يا هجوم رباتهاي خبري در فضاي مجازي شناسايي شده است؟

 

 نگاهي به تاريخ جنگها در قرنهاي گذشته نشان ميدهد که سير تحول مدل مبارزه، تنوعي در روش و ابزار ايجاد کرده است. در سالهاي اخير، در کنار جنگهاي زميني، دريايي، هوايي و فضايي و اطلاعاتي، مدل جديدي از نبرد شکل يافته و رشد کرده که به مراتب، پيچيده و مؤثرتر و شايد کم هزينهتر باشد. جنگ شناختي که از آن با عنوان نبرد قلبها و ذهنها ياد ميشود، شکل جديدي از مبارزه را پيش روي ما گذاشته که ايمان، اميد، اعتماد، آگاهي و اراده را هدف گرفته است. نبردي که سلاح اصلي آن، شبکه هاي اجتماعي و فضاي مجازي بوده و ميدان آن هم، فراتر از جنگهاي سنتي بلکه در تمامي اذهان احاد جامعه و حتي منازل افراد است.

اساساً هم در فتنههاي گذشته کشورمان و هم در موارد مشابه در کشورهاي خارجي، فضاي مجازي و مشخصاً شبکههاي اجتماعي يک رکن اساسي در ايجاد ناامني شناختي و شکلبخشي و سازماندهي شبکه رزم خياباني بوده است. اما در آشوبهاي دي ماه، شبکههاي اجتماعي به عنوان ابزاري کارآمد در اختيار دشمن قرار گرفت. ابزاري که به دليل ضعف در حکمراني داده در درون کشور، به سلاحي عليه منافع ملّي کشورمان در حوزههاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و حتي امنيّتي تبديل شده است.

 در جنگ تحميلي 12 روزه، «کمپين ترديد» با هدف 1. فريب محاسباتي افکار جهاني، 2. دستکاري شناختي اذهان ايرانيان و 3. فروپاشي ادراکي حاميان نظام جمهوري اسلامي ايران شکل گرفت. در آشوب اخير نيز همانطوري که در بيانيه سوم سازمان اطلاعات اشاره شد، «دستکاري الگوريتم شبکههاي اجتماعي و تأمين محتواي شبکههاي ماهوارهاي براي تحريک به اقدام خشونتبار، مکانمند کردن فراخوانها، آموزش و ترويج انجام اقدامات هرجومرجطلبانه» در دستور کار بازوهاي رسانهاي آشوب قرار گرفت. گروههاي تروريستي هم با استفاده از فضاي فراهم شبکههاي اجتماعي در کشور، آموزش به نيروها و پياده نظام خود را در دستور کار خود قرار دادند. حتي شرکت متا نيز در غير فعال کردن نمايش فهرست دنبالکنندگان و دنبالشوندگان در اينستاگرام براي حسابهاي ايراني، در پي مصونيت بخشي به شبکه داخلي آشوب و بهکارگيري گسترده از رباتها در پلتفرمهاي ايکس، اينستاگرام و تلگرام براي گسترش پيامها و تصاوير آشوب بود که اخيراً نيز يکي از روزنامههاي فرانسوي به اين مهم اعتراف کرد: استفاده از «محرک سازمان دهنده گسترده». به شکلي که به عنوان مثال، با اعلام اسم رمز و فراخوان 18 دي ماه، به يک باره تعداد کاربران فعال در پلتفرم ايکس، 10 برابر و تعداد محتواي منتشر شده در آن، به تعداد 92 هزار توئيت افزايش يافت. همين نسبتها را ميتوان در ساير پلتفرمهاي خارجي به خوبي مشاهده کرد.

 

 از آنجايي که امنيّت و اقتدار ايران مردم پايه است، به نظر شما مردم در مواجهه و مقابله با اين قضيه چه نقشي داشتند؟

 

مردم هميشه نقش بيبديل در همکاري با نهادهاي امنيّتي و اطلاعاتي داشتهاند. اساساً ويژگي اصلي انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن، از همان ابتدا همين مردمي بودن آن بوده است. بلافاصله با شفاف شدن ماهيت اين آشوب آمريکايي-صهيونيستي، حضور ميداني و شجاعانه مردم در خيابانها و مساجد، سبب مرزبندي آگاهانه با آشوبگران شد که اوج اين حضور، در راهپيماييهاي ضدّتروريستي 22 دي، تبلور پيدا کرد. علاوه بر اين، در آشوب اخير نيز (همانند جنگ 12 روزه)، مردم با اعتماد به فرزندان خود در سازمان اطلاعات سپاه، همکاري گستردهاي در شناسايي و کشف برنامهها و پياده نظام دشمن داشتند. تماس شبانهروزي مردم با سامانه 114 سازمان اطلاعات سپاه و گزارشهاي مردمي در خصوص فعاليتهاي مخرّب آشوبگران در شهرهاي مختلف، نقش مهمي در اقدامات ضدّآشوب دشمن داشته است. تا پايان دي ماه، نزديک به 500 هزار تماس و گزارش دريافتي از مردم درباره موارد نقض امنيّت عمومي و مظنونين به برخي اقدامات خرابکارانه در سامانه 114 اطلاعات بسيج، ثبت شده که در برخي موارد، منجر به تعقيب يا دستگيري شده است.

 

پيشبيني شما از حرکت بعدي دشمن چيست؟ آيا اينان همين خط را ادامه ميدهند يا به دنبال شرارتهاي جديد خواهند رفت؟

 

بررسي اطلاعاتي ما نشان ميدهد که گروهکهاي ضدّانقلاب از سويي دچار سرخوردگي از حمايت آمريکا شدهاند و از سوي ديگر، ترديد جدّي نسبت به توان ليدرها در به سرانجام رساندن عملياتهاي ميداني دارند. اشراف موجود بر عناصر گروهکي ثابت کرده که دشمن به خوبي ميداند که گروهکهاي تروريستي در درون جامعه ايراني، از سرمايه اجتماعي خاصي برخوردار نبوده و حتي در ميدان هم از انجام اقدامات مؤثر، عاجز هستند. به ياد ميآورم که در يکي از جلسات داخلي سرويس جاسوسي دشمن با سران آشوب، در دوره جنگ 12 روزه، وقتي گروهک با انتقاد جدّي در خصوص بيعملي ميداني مواجه ميشود، اعتراف ميکند که «ميخواستيم اما نتوانستيم». اين ناتواني در به ميدان آوردن مردم، به دلايل متعدد در آشوب اخير، امکان بازسازي نيافت. براي همين تلاش کرد از مسير دستکاري شناختي، دنياي موازي با وضعيت حقيقي کشور در شبکههاي اجتماعي ساخته و با ميدانداري اراذل و اوباش، از ميان جوانان و نوجوانان يارگيري کند که اگر سوء استفاده از زمينههاي اقتصادي نبود، هرگز امکان به ميدان کشيدن مردم را نداشتند. چه اينکه پش از اين، فراخوانهاي متعدد اين گروهکها با نه بزرگ ملّت مواجه شده بود.

 در عين حال ميدانيم که دشمن از برنامهريزي براي ايجاد بيثباتي در داخل ايران نااميد نشده و ميکوشد تا با عمليات رواني گسترده، ضمن ايجاد تزلزل شناختي، در صف مستحکم ملّت ايران رخنه کرده و از زمينههاي موجود در وضعيت داخلي کشور، سوء استفاده کند. براي اين منظور، حتي از انجام عملياتهاي پيچيده در لايه زيرساختهاي ارتباطي کشور نظير ايجاد اخلال در تلفنهاي همراه مسئولين و مردم، هک زيرساخت نهادهاي خدماتي نظير صداوسيما و ارسال تصاوير بر روي گيرندههاي تلويزيوني از طريق هواپيما، صدا و تصوير سازي جعلي با استفاده از هوش مصنوعي، ارسال تصوير و... در غالب پروژه «سورپرايز جنگ» هم ابايي ندارد. همچنين کماکان بر استفاده از پياده نظام خود براي ايجاد ناامني در کشور، ضربه به توان آفندي و پدافندي و البته حمله مراکز مقابله کننده با آشوبگران (سپاه، واجا و فراجا) تأکيد ويژه دارند تا بتوانند برنامههاي هفت گانهاي که قبلاً به آن اشاره شده بود را بهتر پياده کند.

در همين رابطه و با هدف پيشگيري از برنامههاي دشمن، موارد زير در دستور کار سازمان اطلاعات سپاه قرار گرفته است:

1. پيگيري و اهتمام براي کمک به تکميل پروژه شبکه ملّي اطلاعات با هدف مصونيتسازي در برابر نقشه دشمن

 2. رهگيري و نفوذ در زيرساختهاي ارتباطي آشوبگران داخلي با سرشبکههاي خارجي

 3. اشراف عملياتي بر روي عناصر کليدي شبکه تروريست دشمن در جدار مرزي

 4. بهکارگيري عوامل فريب خورده در آشوبهاي اخير درون شبکههاي دشمن

 5. دستکاري شناختي در لايه طراحان و مجريان عمليات ترکيبي دشمن توسط عوامل نفوذي

 6. تداوم شناسايي و برخورد قاطع با شبکه تأمين نيروي خياباني با همکاري مردم و اقشار مختلف

طبيعتاً با توجه به اشراف موجود بر راهبرد و برنامههاي ميداني دشمن براي بر هم زدن امنيّت عمومي مردم، سناريوهاي متعدد شناسايي و براي مواجهه با آنها برنامهريزي شده است. اما نکته مهم اين است که بدانيم شرارتهاي دشمن هم از حيث مبنايي و هم از حيث روشي هنوز به پايان نرسيده و تلاش ميکند با استفاده از زمينهها و کمبودهاي اقتصادي، اجتماعي و شناختي جامعه، شرايط را براي تضعيف کشور و به تسليم کشاندن ملّت ايران فراهم نمايد.

 اما ضعف اطلاعاتي دشمن از شناخت برنامههاي متنوع و گسترده جمهوري اسلامي در به چالش کشيدن مؤلفههاي قدرت منطقهاي و فرامنطقهاي، موضوعي است که بايد به آن اشاره شود. «جنگ منطقهاي» که رهبر معظم انقلاب به ان اشاره داشتند در کنار توانمنديهاي نرم، نيمه سخت و سخت جمهوري اسلامي در خارج از مرزهاي کشور، موضوعي است که دشمن را به خود مشغول کرده است. آنها کاملاً ميدانند که جمهوري اسلامي تهديدات موجوديتي را از طريق ضربه به اهداف موجوديتي پاسخ ميدهد. همين موضوع، آنها را در پيگيري برخي سناريوهاي خطر آفرين، محتاط کرده است.

 

احتمالاً شما در هفتههاي اخير ديدارهايي با رهبر انقلاب داشتهايد و رهنمودهايي دريافت کردهايد. در صورت امکان، درباره اين بايدها و نبايدها مقداري توضيح دهيد.

 

قبل از آشوب اخير محضر حضرت آقا رسيدم و گزارشي از جنگ 12 روزه و آخرين وضعيت دشمن و طرحريزي براي آينده ارائه کردم. همچنين عرض کردم که دشمن در جنگ 12 روزه تصور ميکرد که با اقدام نظامي و زدن فرماندهان زمينه فرپاشي دروني و آشوب ضدّانقلاب را فراهم خواهد کرد که با تدابير حضرتعالي در انتصاب سريع فرماندهان، ضربه قاطع رزمندگان، هوشياري مردم و انسجام ملّي شکل گرفته و اجراي سريع رزمايش اميرالمؤمنين2 توسط جامعه اطلاعاتي، تير آنها به سنگ خورد و اعلام شکست کردند. اما بعد از جنگ به اين نتيجه رسيدهاند که بايد اول در کشور بحران و شورش بهپا کنند و سپس از توان نظامي بهره بگيرند. براي همين دشمن درصدد است با استفاده از چالشهاي اقتصادي در کشور و دستاويز قرار دادن اسنپ بک، آرامش جامعه را به هم زده و آشوب بهپا کند. مهمترين ابزار آنها نيز فضاي مجازي و ضعف حکمراني ما در اين فضاست.

حضرت آقا فرمودند به کار اطلاعاتي توجه کنيد. اين دوره مانند دوران و سال 60 است. ايشان روي نفوذ تأکيد فرمودند. در جلسات قبل نيز فرموده بودند که دو نوع نفوذ داريم يکي نفوذ فردي که فرد ميداند عامل دشمن است و آگاهانه خيانت ميکند، اما نوع دوم نفوذ جرياني است که افراد بدون اينکه متوجه باشند که براي دشمن کار ميکنند افکار، اهداف و برنامههاي دشمن را دنبال ميکنند و از اين جهت فضاي مجازي نقش به سزايي دارد که بايد حکمراني صحيح بر آن اعمال شود.

 بعد از حوادث اخير روي چند نکته تأکيد فرمودند:

1. به اطلاعات، برنامهها و اهداف دشمن به ويژه در حوزه نفوذ فردي و جرياني توجه کنيد.

 2. بايد تلاش کنيد صف مردم و معترضين را از آشوبگران تفکيک نمائيد، جوانان و افراد ناآگاه را توجيه و با آشوبگر برخورد قاطع صورت گيرد.

 3. مشکلات مردم يک واقعيت است که بايد مد نظر داشته باشيد، مطالبه به حق مردم و بازاريان را از آشوبگران جدا کنيد.

 4. [در رابطه با جامعه و مردم] واقعيت مثبت جامعه را فراموش نکنيد. ما ثروتي داريم که کسي ندارد و آن مردم است. در کجاي دنيا سراغ داريد که با يک اشاره چنين جمعيتي (مثل 22 دي ماه) بيايد؟

 5. حکمراني صحيح اينترنت فراموش نشود.

 6. آمريکا و دشمني او نيز تمام نميشود تا اينکه مأيوس گردد. اما دل من روشن است که بر همه اينها فائق ميآييم، من دلم روشن است اينها کاري از دستشان بر نميآيد.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.