* دکتر جواد صبوري کزج - پژوهشگر مطالعات ترکيه
بُعد ديگري از نقدها به اين نکته بازميگردد که در اذهان عمومي، ايران به دنبال منافع ملي خود و گسترش نفوذ ژئوپليتيکاش است، نه حل مسئله فلسطين. به همين دليل، بخشي از افکار عمومي معتقدند حمايت بيچونوچرا از ايران منطقي نيست.
نکته مهم ديگر آنکه افکار عمومي ترکيه به روشني ميان «حق پاسخگويي ايران» و «حق گسترش جنگ» فرق ميگذارد؛ طبق افکارسنجي مرکز پژوهشهاي بينالملل سازمان هنري رسانهاي اوج، از يک سو، 88 درصد از مردم با ادامه جنگ مخالف بوده و تنها 12 درصد خواهان تداوم آن هستند، و همچنين، 78 درصد با بسته بودن تنگه هرمز مخالفاند و تنها 22 درصد اين اقدام را تأييد کردهاند. اين ارقام نشان ميدهد که مردم ترکيه نميخواهند به نام دشمني با اسرائيل، منطقه وارد جنگي فرسايشي، پرهزينه و بيپايان شود و به همين دليل است که موضوع «پيامدهاي اقتصادي جنگ» يکي از محورهاي مورد بحث در فضاي مجازي ترکيه بوده است.
علي رغم رويکرد مثبت مردم ترکيه به ايران و حمايت هاي آنها در فضا مجازي، بر اساس نظرسنجي مؤسسه متروپول 68.1 درصد خواهان بيطرفي کامل ترکيه در جنگ هستند و تنها 22.6 درصد از ايران حمايت ميکنند؛ اين فاصله ميان همدلي عاطفي و عدم همراهي با حضور نظامي ريشه در سه عامل ساختاري دارد: نخست، تأثير مخرب اقدامات ماجراجويانه پيشين دولت ترکيه در منطقه بر اقتصاد و معيشت مردم (مانند بحران پناهندگان سوريه و تورم) و ترس از تکرار آن؛ دوم، سنت ديرپاي بيطرفي و اولويت امنيت منطقهاي در سياست خارجي ترکيه که مردم را به دوري از درگيريهاي پرهزينه ترغيب ميکند؛ و سوم، تفاوتهاي مذهبي (سني-شيعي) و رقابت تمدني ميان دو کشور که باعث ميشود همراهي با ايران در چارچوب «همدلي راهبردي عليه دشمن مشترک» تعريف شود، نه «همپيماني نظامي بيقيدوشرط».
همزمان، تفاوت ميان بسترهاي ارتباطي نيز قابل تأمل است: در اينستاگرام که مخاطب عام و انبوه دارد، حمايت از ايران (به عنوان نماد مقاومت) بسيار پررنگتر از توييتر است که محيطي نخبهمحور، تحليلي و اغلب منتقدانه محسوب ميشود. دو پديده فرهنگي غيرمنتظره نيز به تقويت اين همراهي دامن زد: نخست، مداحيهاي انقلابي ايراني (به ويژه مداحي حسين ستوده) که با سبک عرفاني و احساسي خود، بازخورد مثبتي در شبکههاي اجتماعي ترکيه برانگيخت؛ و دوم، بازنمايي صحبتهاي ترکي مردم تبريز که حس همزباني و نزديکي قومي را تقويت کرد.
در نهايت، تصويري که از افکار عمومي ترکيه در جنگ رمضان به دست ميآيد، تصوير جامع و چندلايهاي است که همزمان دربردارنده سه مؤلفه کليدي است: ترس از سرايت جنگ، همدلي راهبردي با ايران (که عمدتاً ناشي از جايگاه ايران به عنوان قرباني تجاوز و نماد مقاومت است، با تأکيد بر اينکه 87 درصد مردم نگاه مثبت به ايران داشتهاند)، اولويت ثبات منطقه (مخالفت با موضوعاتي از جمله ادامه جنگ، مشارکت نظامي ترکيه در جنگ و بستن تنگه هرمز) و نفرت ريشهدار از اسرائيل (که فراتر از اين بحران خاص و ريشه در حافظه تاريخي و هويتي جامعه ترکيه دارد). آنکارا به خوبي دريافته است که امروز از پشت شانههاي ايران به دشمن مينگرد و فردا ممکن است خود هدف مستقيم باشد؛ پس از ايران، نوبت ترکيه است. به همين دليل، در حالي که رسماً بر بيطرفي و ميانجيگري پافشاري ميکند، در عمق استراتژيک خود، پيروزي نمادين ايران را به سود امنيت ملي خويش ارزيابي مينمايد و از هرگونه تضعيف يا فروپاشي همسايه شرقي به عنوان پيشدرآمدي براي بيثباتي مرزهاي خود ميهراسد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.