يک کارشناس ارشد مناطق آزاد تجاري گفت: بسياري از مناطق آزاد هنوز مأموريت مشخصي ندارند و همين بلاتکليفي، جذب سرمايه، توسعه صادرات و تبديل شدن به هابهاي اقتصادي را با چالش جدي مواجه کرده است.
کمال ابراهيمي کاوري، کارشناس ارشد مناطق آزاد تجاري در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ضرورت بازتعريف مأموريت مناطق آزاد کشور، اظهار کرد: مناطق آزاد تجاري ايران قرار بود به هابهاي منطقهاي تجارت، توليد و صادرات تبديل شوند؛ نقاطي هوشمند در نقشه اقتصادي کشور که با بهرهگيري از مزيتهاي جغرافيايي و مقرراتي خاص، اقتصاد ملي را به بازارهاي جهاني متصل کنند.
وي افزود: پرسش جدي اينجاست که چند منطقه آزاد واقعاً ميدانند قرار است چه باشند و در کدام نقطه از زنجيره ارزش منطقهاي تعريف شوند؟ امروز بسياري از مناطق آزاد با نوعي بلاتکليفي استراتژيک مواجه هستند.
اين کارشناس ارشد مناطق آزاد تجاري بيان کرد: در اسناد و سخنرانيها از هاب لجستيکي، قطب گردشگري، مرکز صنعتي، دروازه صادراتي يا کانون تجارت منطقهاي سخن گفته ميشود، اما در عمل اولويت روشن و تمرکز راهبردي مشخصي مشاهده نميشود. نتيجه اين وضعيت آن است که پروژهها بهصورت پراکنده اجرا ميشوند، سرمايهگذاريها هدفمند نيستند و منابع محدود در مسيرهاي متعدد و گاه متناقض هزينه ميشوند.
وي ادامه داد: اگر يک منطقه آزاد قرار است هاب صادراتي باشد، بايد زيرساختهاي توليد رقابتي، دسترسي لجستيکي کارآمد و شبکه بازار هدف مشخص و تعريفشده داشته باشد. همچنين اگر مأموريت يک منطقه آزاد در حوزه لجستيک تعريف شده است، بايد به کريدورهاي بينالمللي متصل شود و خدمات ارزش افزوده حملونقل ارائه دهد.
ابراهيمي کاوري تصريح کرد: در صورتي که گردشگري بهعنوان اولويت اصلي يک منطقه آزاد مطرح باشد، آن منطقه بايد از برند شناختهشده، زيرساختهاي اقامتي مناسب و دسترسي بينالمللي برخوردار باشد. اما زماني که همه اين مأموريتها بهصورت همزمان مطرح ميشوند، در نهايت هيچکدام بهطور کامل محقق نخواهند شد.
وي يادآور شد: اين بلاتکليفي استراتژيک بيش از هر چيز براي سرمايهگذاران مسئلهساز است. سرمايهگذار به دنبال محيطي قابل پيشبيني با چشمانداز روشن است و ميخواهد بداند منطقه مورد نظر در پنج سال آينده چه جايگاهي خواهد داشت، چه صنعتي مورد حمايت قرار ميگيرد و چه مزيت پايداري براي آن تعريف شده است.
اين کارشناس حوزه مناطق آزاد گفت: زماني که پاسخ روشني براي اين پرسشها وجود نداشته باشد، سرمايهگذاري نيز يا به تعويق ميافتد يا به مقصدي ديگر منتقل ميشود.
وي تاکيد کرد: در سطح کلان نيز اين پراکندگي استراتژيک موجب شده است مناطق آزاد نتوانند نقش واقعي خود را در رشد صادرات غيرنفتي و ارزآوري ايفا کنند. به جاي شکلگيري خوشههاي تخصصي و مزيتهاي رقابتي متمرکز، شاهد فعاليتهاي متنوع اما کماثر هستيم؛ فعاليتهايي که بيش از آنکه توسعه واقعي ايجاد کنند، صرفاً تصويري از توسعه را به نمايش ميگذارند.
ابراهيمي کاوري با تأکيد بر ضرورت اصلاح رويکردهاي موجود گفت: راه عبور از اين وضعيت، بازتعريف مأموريت هر منطقه آزاد بر اساس مزيتهاي واقعي جغرافيايي، اقتصادي و منطقهاي است.
وي ادامه داد: هر منطقه آزاد بايد داراي هويت اقتصادي مشخص، شفاف و غيرقابل ابهام باشد؛ هويتي که در سياستگذاري، جذب سرمايهگذاري، توسعه زيرساختها و ارزيابي عملکرد آن منطقه بهطور کامل منعکس شود. تمرکز راهبردي، نه پراکندگي، شرط اصلي تبديل شدن به يک هاب واقعي اقتصادي است.
اين کارشناس ارشد مناطق آزاد تجاري در پايان خاطرنشان کرد: مناطق آزاد ايران اگر ميخواهند از مرحله شعار عبور کنند و به جايگاه پيشران اقتصادي کشور برسند، بايد پيش از هر چيز نقشه راه خود را شفاف کنند. بدون نقشه راه، هيچ هاب اقتصادي شکل نميگيرد و بدون هاب واقعي نيز اتصال مؤثر به اقتصاد منطقهاي و جهاني محقق نخواهد شد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.