* دکتر عزيزالله محمدي، تبريز
طي سه دهة اخير، رژيم صهيونيستي براي «نفوذ در پيرامون ايران و دسترسي به مرزها و درون ايران» تلاش کرده و به نتايج محسوسي رسيده است.
تلاش براي ايجاد روابط راهبردي با دولتهاي پيرامون ايران بهويژه جمهوري آذربايجان، ترکيه، ترکمنستان، امارات، دولت خودمختار بارزاني در شمال عراق و گروهکهاي ضد انقلاب، طي حدود سي سال گذشته ادامه يافته و با تمام فراز و فرودها نتايج خوبي براي رژيم صهيونيستي داشته است. مهمترين نتيجه گسترش «نفوذ در پيرامون ايران»، دسترسي به ايران بوده است. اين «دسترسي»، تعبيري کلي و بسيار مهم و داراي ابعاد گوناگون است؛ دلير کردن سفارتخانه يا پايگاههاي اطلاعاتي در باکو، عشقآباد، اربيل، دبي، آنکارا، استانبول، جمعآوري اطلاعات از جامعة ايران، جمعآوري اطلاعات نظامي از طريق رادارها و... ، جلب همکاريهاي امنيتي و اطلاعاتي کشورهاي پيرامون ايران، عضوگيري از ميان ايرانيان متردد به کشورهاي همسايه براي اقدامات حاسوسي و تروريستي، استفاده از امکانات برخي کشورهاي پيرامون ايران در جنگ 12 روزه و جنگ رمضان براي حملات هوايي مانند جمهوري آذربايجان و ترکمنستان و حتي طرحريزي حملة زميني از شمال عراق با سازماندهي و تسليح گروهکهاي تجزيهطلب.
چرا روابط رژيم صهيونيستي با برخي کشورهاي «پيرامون ايران» گستردهتر شد و به مرحلة همکاري نظامي در جنگ عليه ايران رسيد؟
روابط رژيم صهيونيستي با کشورهاي پيرامون ايران (به عنوان مثال جمهوري آذربايجان)، به طور تدريجي شکل گرفت. سالها با ملاحظة ايران به صورت مخفي گسترش يافت (علياف حدود 10 سال قبل از روابط باکو با رژيم صهيوني به «کوه يخ» تعبير کرد که 90 درصد آن ديده نميشود) دولت باکو به رغم روابط امنيتي و نظامي و اقتصادي و حتي فرهنگي با رژيم صهيوني، با ملاحظه ايران، جهان اسلام و مردم شيعة جمهوري آذربايجان از علني کردن روابط خود با رژيم و ابراز وقاحت در اين زمينه پرهيز داشت. اما در نتيجة عوامل مختلف کار به جايي رسيد که با پرچم اسراييل در خيابانهاي باکو تظاهرات پيروزي در جنگ قراباغ برگزار کردند و قبح رابطه با دشمن درجه اول اسلام و ايران را در افکار عمومي جمهوري آذربايجان شکستند!..
نتايج خسارتبار روابط رژيم صهيوني با کشورهاي پيرامون ايران در حوزههاي امنيتي و سياسي در وهلة اول متوجه ايران است. بنابراين، ايران بايد از ابتداي ورود رژيم صهيوني به حوزة گسترش روابط با کشورهايي مانند آذربايجان، ترکمنستان، امارات، دولت خودمختار بارزاني، وارد مبارزه با اسراييل در کشورهاي پيراموني ميشد. بديهي است کهچنبن مبارزهاي از ماهيت اطلاعاتي و امنيتي، فرهنگي و سياسي برخوردار ميشد. متاسفانه مراجع مسئول در ايران به علل مختلف با توجيهاتي مثل «پرهيز از ايجاد تنش!! رعايت حسن همجواري!! توجيهات برخي افراد اقتصادي فعال در باکو و امارات و... مبني بر رعايت افرادي مانند علياف و اولاد زايد و...، ديپلماسي ناکارآمد و... سالهاي سال اين فرصت را در اختيار اسراييل قرار داد که نه تنها در امارات و ترکمنستان بلکه حتي در شمال عراق و در جمهوري آذربايجان نفوذ خود را گسترش داده و ژرفتر کند تا جايي که در جنگ، هواپيماهاي اسراييل از حريم هوايي جمهوري آذربايجان وارد ايران شوند يا هزاران نيروي تجزيهطلب در شمال عراق براي ورود زميني به ايران مسلح شوند. (درباره روابط ترکيه با رژيم صهيوني که از زمان تاسيس رژيم اشغالگر برقرار شده، تحليل ديگري بايد داشت)
متاسفانه عدم قاطعيت در مبارزه با نفوذ اسراييل در پيرامون ايران حتي در جنگ رمضان نيز محسوس بود. جنگ رمضان فرصتي مناسب براي برخورد برّنده با رژيم جنايتپيشه در جمهوري آذربايجان و ترکمنستان بود که اين فرصت نيز مورد استفاده واقع نشد بهويژه دربارة دولت باکو که در پيوند با اسراييل پروندههاي قطور و متعددي از فعاليت ضد ايران، شيعيان آذري و محور مقاومت دارد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.