در صورت وقوع درگيري بر سر تايوان، ناوهاي هواپيمابر آمريکا ممکن است با تهديدي فناورانه روبهرو شوند که هدفش نه غرق کردن آنها، بلکه از کار انداختن توان عملياتي آنها است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اينترستينگانجينيرينگ، به کارگيري مجموعه اي از فناوري ها توسط چين باعث شده تا اگر درگيري بر سر تايوان به رويارويي با آمريکا تبديل شود، ناوهاي هواپيمابر ايالات متحده ديگر نتوانند مانند گذشته بهراحتي به منطقه نزديک شوند.
چين طي چند دهه، شبکهاي از موشکهاي دوربرد و سامانههاي شناسايي ساخته است که ميتواند ناوهاي بزرگ آمريکايي را پيش از ورود به محدوده عملياتي، به يک هدف پرريسک تبديل کند.
مسئله فقط قدرت تخريب يک موشک نيست؛ مشکل اصلي، پيدا کردن ناو در اقيانوس و رساندن موشک به آن است.
چين براي حل اين مشکل به سراغ ترکيبي از ماهوارهها، رادارهاي دوربرد، پهپادها و سامانههاي شناسايي رفته است. در چنين ساختاري، يک موشک ضدکشتي تنها آخرين حلقه زنجيرهاي است که از کشف و رديابي هدف آغاز ميشود. برخي تحليلها نيز معتقدند هدف پکن الزاماً غرق کردن ناو نيست؛ وارد کردن آسيب به عرشه پرواز يا مختل کردن عمليات آن ميتواند براي خارج کردن ناو از ميدان کافي باشد.
اين رويکرد ريشه در تجربه بحران تنگه تايوان در سالهاي 1995 و 1996 دارد؛ زماني که حضور ناوهاي هواپيمابر آمريکا توانست فشار نظامي چين را تحت تأثير قرار دهد. پس از آن، پکن توسعه تواناييهاي موسوم به «ضددسترسي و ممانعت از ورود» را با جديت بيشتري دنبال کرد. موشکهاي بالستيک ضدکشتي مانند «دياف-21دي» و «دياف-26» در مرکز اين راهبرد قرار دارند و هدف آنها افزايش هزينه نزديک شدن ناوهاي آمريکايي به سواحل چين است.
در سالهاي اخير، اين تهديد از موشکهاي زميني فراتر رفته است. چين در کنار موشکها، از پهپادها، زيردرياييها، ماهوارهها و ديگر ابزارهاي شناسايي استفاده ميکند، زنجيرهاي که ميتواند يک ناو متحرک را در فاصلهاي بسيار دور شناسايي، موقعيت آن را مشخص و اطلاعات لازم براي حمله را منتقل کند. يک مطالعه نظامي منتشرشده در چين نيز امکان استفاده هماهنگ از دستههاي موشکي براي حمله به گروه رزمي ناوهاي آمريکايي در فاصله حدود 3 هزار کيلومتري را بررسي کرده است.
با اين حال، تبديل يک ناو در حال حرکت به يک هدف واقعي بسيار دشوارتر از اصابت به يک هدف ثابت روي زمين است. ناوهاي هواپيمابر تنها يک کشتي منفرد نيستند و معمولاً در مرکز يک گروه رزمي شامل ناوشکنها، سامانههاي پدافندي، هواپيماها و ديگر شناورها فعاليت ميکنند. بنابراين موشک مهاجم بايد از يک شبکه دفاعي چندلايه عبور کند و در شرايطي که هدف دائماً در حال تغيير موقعيت است، مسير صحيح را پيدا کند.
اهميت اين موضوع براي تايوان در يک نکته خلاصه ميشود: چين شايد مجبور نباشد ناو آمريکايي را غرق کند؛ کافي است نزديک شدن آن را بيش از حد خطرناک کند. اگر ناوهاي هواپيمابر براي حفظ امنيت خود مجبور شوند صدها يا حتي هزاران کيلومتر دورتر از منطقه درگيري فعاليت کنند، برد مؤثر هواپيماهاي آنها کاهش مييابد و نقش آنها در پشتيباني مستقيم از تايوان دشوارتر ميشود. به همين دليل، نبرد احتمالي بر سر تايوان ميتواند پيش از نخستين شليک، به جنگي براي پيدا کردن و دور نگه داشتن ناوهاي هواپيمابر تبديل شود.
در همين حال، رزمايشهاي اخير تايوان نيز نشان ميدهد اين سناريو صرفاً روي کاغذ بررسي نميشود. ارتش تايوان در رزمايش سالانه خود، از جمله واکنش به حملات موشکي، تعمير سريع باندهاي آسيبديده و آمادهسازي هواپيماها براي بازگشت سريع به عمليات را تمرين کرده است.
در چنين شرايطي، آينده ناوهاي هواپيمابر در غرب اقيانوس آرام الزاماً با «غرق شدن» آنها تعيين نميشود؛ ممکن است مسئله مهمتر، وادار کردن آنها به فاصله گرفتن از ميدان نبرد باشد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.