اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

روايت آيات قرآن از اميرالمومنين

ما مردماني هستيم که پشت بند خداحافظي‌مان يک ياعلي سنجاق مي‌کنيم. موقع به خانه بخت رفتن و قبل از آغاز عشق، ياعلي مي‌گوييم. زمين‌خورده‌هايمان با ياعلي گفتن از جا بلند مي‌شوند. ما مثل حاج کاظم توي آژانس شيشه‌اي براي صبرهايمان يک ياعلي مي‌خوانيم. اصلا قول‌هاي بچگي‌مان وقتي قول مردانه مي‌شود که به هم دست علي داده باشيم.

روايت آيات قرآن از اميرالمومنين

ما زندگيمان با نام اميرالمومنين گره خورده؛ کسي که اسم بلند بالايش به واژه مرد و مردانگي اعتبار ميدهد و طي تاريخ هرجا بخواهند شجاعت و دلاوري را معنا کنند ناگزير به او ميرسند طوري که نه فقط در روزمره که اگر نگاهي به قرآن و کلام الله مجيد بيندازيد ميتوانيد آيههاي زيادي را پيدا کنيد که شان نزولش به توصيف شخصيت ابوتراب برميگردد. بزرگمردي که خودش قرآن ناطق بود و جان پيامبر؛ کسي که خدا در قرآن حتي به برق سم اسبش سوگند خورده. به بهانه فرارسيدن عيد غدير نگاهي انداخيتم به همين آيات. آياتي که پروردگار آنها را به افتخار وجود مردي نازل کرده که حالا اسمش روي زمين توان زانوي آدمهايي است که شايد گاهي وقتها ياراي ايستادن نداشته
باشند.

 

شبي که علي(ع) جانش را سپر جان پيامبر(ص)کرد

 

«و از مردم کسي است که جانش را براي خشنودي خدا مي فروشد [مانند اميرالمؤمنين عليه السلام] و خدا به بندگان مهربان است» سوره بقره، آيه 207

تاريخ اسلام روز و شبهاي سرنوشتساز کم نديده، اما شايد هيچ شبي به اندازه «ليلة المبيت» در سرنوشت مسلمانان تأثيرگذار نبوده واقعهاي که بيشتر ما ماجراي آن را خوانده و شنيدهايم. شبي که مشرکان مکه براي پايان دادن به دعوت پيامبر(ص)، خانه او را محاصره کردند و تصميم گرفتند با حملهاي ناگهاني براي به شهادت رساندن حضرت رسول کار اسلام را يکسره کنند. در آن لحظه حساس، حضرت علي عليهالسلام بود که بيهيچ ترديدي پذيرفت در بستر پيامبر بخوابد تا رسول خدا از مکه خارج شود. او به خوبي ميدانست که ممکن است با طلوع صبح، شمشيرهاي دشمن بر پيکرش فرود آيد، اما حفظ جان پيامبر را بر امنيت خود ترجيح داد. مفسران شأن نزول آيه 207 سوره بقره؛ «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» را به همين واقعه نسبت دادهاند؛ آيهاي که از انسانهايي سخن ميگويد که جان خود را براي رضايت خداوند ميبخشند.

 

سوگند به سُم اسباني که در رکاب حيدر تاختند

 

«سوگند به اسبان دونده که (در ميدان جهاد) نفسشان به شماره افتاد. و (به هنگام تاختن، از برخورد نعل اسبان با سنگهاي بيابان) به شدّت برق افروزند.» (سوره عاديات آيات 1 و 2)

قرآن کريم سوره عاديات را با تصويري پرشکوه آغاز ميکند؛ اسبهايي که نفسزنان ميتازند، از برخورد سُمهايشان با سنگها جرقه برميخيزد و در سپيدهدم به قلب ميدان نبرد ميزنند. سورهاي که حجت الاسلام قرائتي درباره ماجراي شان نزولش اين طور ميگويد: «سال هشتم هجري کفار تعهد کرده بودند که حتماً پيغمبر اسلام(ص) و علي بن ابي طالب عليهالسلام را بکشند. پيغمبر(ص) يک جمعيت 12 هزار نفري را براي يورش فرستاد از مدينه به سرزمين يابس. فرمانده نظامي خليفه اول ابوبکر رفتند موفق نشدند و برگشتند.

دو مرتبه لشکر را فرستاد به فرماندهي خليفه دوم باز هم رفتند و شرمنده برگشتند، مرتبه سوم لشکر را به فرماندهي عمروعاص فرستاد او هم رفت و خيلي خراب کرد دفعه چهارم فرماندهي را به علي بن ابي طالب عليهالسلام دادند، ايشان شبانه رفتند، دستور داد سم اسبها را در پارچه بپيچند که تق تق نکند تا نزديک سحر به جمعيت کفار رسيدند اول سحر که شد پارچهها را از سم برداشتند يکمرتبه حمله کردند دشمن ديد اميرالمومنين عليهالسلام آمده، وسط جنگ کفار را تارومار کردند جبرئيل خبر آورد يا رسول الله چشمت روشن سه نفر اول خراب کردند اما بشارت علي عليهالسلام موفق شد اين سوره را بخوان پيغمبر(ص) در نماز صبح بعد از حمد اين سوره را خواند «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ»، «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً فَالْمُورِياتِ قَدْحاً.»

 

آيهاي به نام انگشتري ابوتراب

 

«سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمناني [مانند علي بن ابي طالب اند] که همواره نماز را برپا مي دارند و در حالي که در رکوع هستند [به تهيدستان] زکات مي دهند.» (آيه 55 سوره مائده)

اين آيه به اسم آيه ولايت هم شناخته ميشود. داستان هم از جايي آغاز ميشود که راويان ميگويند نيازمندي وارد مسجد شد و از مردم ياري خواست، اما کسي پاسخ او را نداد. در اين ميان، اميرالمومنين عليهالسلام که در حال رکوع بودند، با اشاره دست انگشتر خود را به او بخشيدند. پس از اين اتفاق، آيه ولايت نازل شد: «إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...»؛ آيهاي که از نگاه مفسران شيعه، يکي از مهمترين مستندات قرآني درباره ولايت و جايگاه ويژه اميرالمؤمنين علي عليهالسلام به شمار ميرود.

 

روزي که اميرالمومنين جان پيامبر شد

 

«پس هر که با تو درباره او [عيسي] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحي، نسبت به احوال وي] علم و آگاهي آمد، مجادله و ستيز کند، بگو: بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما جانهايمان را و شما جانهايتان را دعوت کنيم؛ سپس يکديگر را نفرين نماييم، پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» (سوره آل عمران آيه 61)

ماجراي مباهله يکي از مهمترين رخدادهاي تاريخ اسلام است. هنگامي که گفتوگوهاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با مسيحيان نجران به نتيجه نرسيد، فرمان الهي براي مباهله صادر شد. در مباهله قرار بود پسران ما و پسران آنها، زنان ما و زنان آنها و جانهاي ما و جانهايشان حضور پيدا کنند. در روز موعود، پيامبر(ص) تنها نزديکترين افراد خاندان خود را همراه برد؛ حضرت فاطمه سلام الله عليها، امام حسن عليه السلام، امام حسين عليه السلام و حضرت علي عليه السلام. در اين ميان، تعبير «أَنْفُسَنَا» در آيه مباهله همواره مورد توجه مفسران قرار گرفت؛ تعبيري که در روايات گفته شد که اميرالمومنين براي پيامبر حکم جان او را داشت و از جايگاه استثنايي ايشان در کنار حضرت رسول حکايت داشت.

 

فرماني که در غدير سرنوشت امت را رقم زد

 

«اي پيامبر! آنچه از سوي پروردگارت [درباره ولايت و رهبري علي بن أبي طالب اميرالمؤمنين عليه السلام] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهي پيام خدا را نرساندهاي و خدا تو را از [آسيب و گزند] مردم نگه مي دارد؛ قطعاً خدا گروه کافران را هدايت نميکند» (آيه 67 سوره مائده)

اين آيه مربوط به همان واقعه بزرگ در آخرين حج پيامبر است وقتي در سال دهم هجري، کاروان بزرگ مسلمانان در منطقه غدير خم توقف کرد. در همين هنگام، آيهاي با لحني قاطع بر پيامبر خاتم نازل شد: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ...». اين آيه به اعلام ولايت و جانشيني حضرت علي عليه السلام مربوط ميشود. پس از نزول اين فرمان، پيامبر در ميان جمعيت ايستاد، دست اميرمومنان را بالا برد و جمله تاريخي «من کنت مولاه فهذا علي مولاه» را بر زبان جاري کرد؛ واقعهاي که بعدها به عنوان عيد غدير در حافظه تاريخي مسلمانان ماندگار شد.

 

وقتي که اميرالمومنين مُهر تکميل رسالت شد

 

«....امروز [با نصبِ علي بن ابي طالب به ولايت، امامت، حکومت و فرمانروايي بر امت] دينتان را براي شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برايتان به عنوان دين پسنديدم.....»(سوره مائده آيه3)

همه اين را خوب ميدانيم که غدير تنها يک واقعه تاريخي نبود؛ روزي بود که قرآن از آن با تعبير «اکمال دين» ياد کرد. در بخشي از آيه سوم سوره مائده آمده است: «الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا». بر اساس روايات معتبر ، اين آيه پس از معرفي اميرالمومنين علي عليهالسلام در غدير خم نازل شد. از همين رو، غدير فقط يادآور يک انتصاب نيست؛ بلکه نماد تکميل رسالت، ادامه دار شدن مسير هدايت و به سرانجام رسيدن نعمتي است که با بعثت پيامبر مهربانيها آغاز شده بود.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.