شعر از علي شهودي
اي به اوج آسمان آذين چراغ نامتان
چشم عالم خون شده از کوچ ناهنگامتان
باقري ها و سلامي ها و حاجي زاده ها
مالک اشترهاي حيدر، کو طنين گامتان؟
آه اي دريادلان در موج خيز حادثه
شور محشر شد بپا از رجعت آرامتان
کو به کو سنگر به سنگر با شهادت زيستيد
زد شهادت مهر خون بر دفتر ايامتان
تلخي ايام طي شد، رنج دوريها گذشت
گشت شيرين تا که با شهد شهادت کامتان
ابرهاي آسمان را باخبر بايد نمود
گرد هم گريند و آيند از پس آلامتان
اي سواران بهخون غلتيده در دشت جنون
شد شهادت عاقبت همچون سمندي رامتان
تا که شد دلهايتان خالي ز هر بند و قيود
از شراب ناب پر شد رفته رفته جامتان
قسمت هرکس نمي گردد چنين پايان خوب
اي شما خوبان، به خوبي ختم شد فرجامتان
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.