دروغ را شايد بتوان قديميترين و در عين حال مدرنترين اختراع بشر دانست.
پيش از آنکه اخلاقيون دربارهي خوب يا بد بودن دروغ قضاوت کنند، سنگنگارههاي هخامنشي از «دروج» به عنوان ديوي سخن گفتهاند که نظم عالم را به هم ميزند و در متون کهن اسلامي و ايراني، همواره نکوهشاش کردهاند.
اگر فقط به نکوهشهاي اخلاقي بسنده کنيم، از عمقِ پديده دروغ غافل شدهايم. چراکه دروغ، دستکم در يک معنا، همپاي تکامل انسان پيش آمده و حتي ردپايش را در قلمرو حيوانات هم ميتوان ديد؛ حشرهاي که خود را به شکل برگ درميآورد تا از چنگ شکارچي بگريزد، پرندهاي که خود را به زخمي بودن ميزند تا جوجههايش نجات يابند و شامپانزههايي که براي دستيابي انحصاري به غذا، همنوعان خود را گمراه ميکنند. اين رفتارها را که زيستشناسان «فريب تکاملي» مينامند، نشان ميدهد که ريشهي دروغ، نه به اخلاق، که به غريزهي بقا گره خورده است. اما انسان در مسير تمدن، اين غريزه را پيچيدهتر کرد؛ از دروغهاي مصلحتآميز براي حفظ آرامش در خانواده گرفته تا دروغهاي راهبردي در سياست و جنگ. فلاسفهي اخلاق را نيز به دو دسته تقسيم کرد: کانت که دروغ را مطلقاً نادرست ميدانست و پيامدگراياني که معتقد بودند اگر نتيجهي دروغ، خيرِ بيشتري به بار آورد، ميتواند موجه باشد. اين گفتگوي فلسفي، همچنان ادامه دارد، اما آنچه در زندگي روزمرهي ما ميگذرد، فراتر از اين بحثهاي نظري است.
دروغگوترينهاي دنيا
چندي پيش، پژوهشي در دانشگاه شرق انگليس، ميزان صداقت را در پانزده کشور جهان سنجيد. نتيجه نشان داد که چين با هفتاد درصد عدمصداقت، رکورددار بيشترين دروغ و انگليس با تنها سه و چهار دهم درصد، صادقترين مردم جهان هستند. آمريکا با کمتر از چهل درصد، در ميانهي جدول قرار گرفت و ايران در آن پژوهش حضور نداشت، اما يک نظرسنجي داخلي در سال 1395 نشان داد که نزديک به هفتاد و دو درصد از مردم ايران، رواج دروغ در جامعه را «زياد» يا «خيلي زياد» ارزيابي ميکنند. اين اعداد، اگرچه محل مناقشهي روششناختي هستند، اما ميتوانند آيينهاي از اعتمادِ افولکرده در روابط اجتماعي باشند.
تحول ديجيتال دروغ
با اين حال، شايد مهمتر از ميزانِ دروغ، تحولي باشد که فضاي مجازي در ماهيتِ آن ايجاد کرده است. تا پيش از عصر ديجيتال، تريبونهاي عمومي در انحصار روزنامهها، راديو و تلويزيون بود و دروغ، هزينهي سنگيني براي نشر داشت؛ اما امروز هر کاربر شبکههاي اجتماعي با چند کليک، ميتواند پيامي را به هزاران نفر برساند. اين دموکراتيکشدنِ دروغ، فقط کميتش را افزايش نداده، بلکه کيفيتش را هم دگرگون کرده است. تحقيقات نشان ميدهد که افراد در پيامرسانهاي متني، بسيار راحتتر از ارتباط رو در رو دروغ ميگويند، چراکه غيابِ نگاه و لحنِ صدا، موانعِ روانيِ فريب را کاهش ميدهد. افزون بر اين، دروغ ديگر فقط کلامي نيست؛ فيلتر کردن چهره، نمايشِ زندگيِ ايدهآل در استوريها و ارائهي «بهترين نسخه» از خود، همگي نوعي فريبِ تصويري هستند که به باور کارشناسان، به عاديسازيِ ناخودآگاهِ دروغ در زندگي روزمره انجاميده است. شکلگيري هويتهاي جعلي و پروفايلهاي ساختگي نيز اين فضا را به ميدانِ مينگونهاي براي کلاهبرداري، فريبِ عاطفي و حتي جنگهاي سياسي تبديل کرده است.
دروغهايي که زيستيم
اما شايد عميقترين و تلخترين لايهي دروغ، جايي است که ديگر «دروغ» خوانده نميشود؛ جايي که آن را باور کردهايم و با آن زيستيم. اين دروغها از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشوند، نه با نيّتِ فريب، بلکه در قالبِ «حقيقتهاي مسلم»؛ مثل اينکه مدرسه، تضمينکنندهي موفقيت است، يا ازدواج، پايانِ همهي مشکلات است، يا پول خوشبختي نميآورد، در حالي که فقر بهوضوح بدبختي ميآورد. اين دروغهاي جمعي چنان در فرهنگ نهادينه شدهاند که اگر کسي آنها را به چالش بکشد، برچسبِ منفيباف يا خارج از عرف ميخورد.
در سطح شخصي هم، ما براي حفظِ عزتنفس و کاهشِ اضطراب، قصههايي براي خودمان ميسازيم: «اگر بخواهم ميتوانم»، «براي من مهم نيست» و «حالم خوب است»؛ جملاتي که تکرارِ مکررشان، آنها را به باورهاي دروني تبديل ميکند. روانشناسان به اين پديده، «سوگيري خوشبينانه» ميگويند؛ مکانيزمي که مغز براي جلوگيري از شوکِ واقعيت، آن را به کار ميگيرد تا بتواند به حياتِ ذهنياش ادامه دهد. اما اين سازوکارِ دفاعي، زماني به بحران ميخورد که يکي از اين دروغهاي بنيادين، با واقعيت برخورد کند؛ در يک شکستِ بزرگ، يک مرگِ ناگهاني، يا يک مواجههي ناگهاني با حقيقت.
رواندرمانگران به اين لحظه، «لغزشِ حقيقت» ميگويند؛ لحظهاي که دنياي درونمان فرو ميريزد، اما شايد همين فروپاشي، تنها راه براي ساختِ يک زيستِ صادقانهتر باشد. پرسش اينجاست که آيا ما به عنوان جامعهاي که با انواعِ دروغهاي کلان و خرد احاطه شده، تواناييِ تشخيص و سپس کنارزدنِ اين حقيقتهاي ساختهشده را داريم؟ يا همچنان ترجيح ميدهيم در پناهِ دروغهاي خوشايند، به زندگيِ روزمرهمان ادامه دهيم، تا زماني که خودِ زندگي، پردهها را يکيک کنار بزند؟
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.