اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

در ميدان ...

شعر از جلال محمدي

در ميدان ...

نهيب تندر و توفان، طنينِ طبل جنگ است اين

هلا منشين تماشا را که ننگ است اين، که ننگ است اين

 

نميبيني کسي از مترفان و مطربان اينجا

شهادتگاه مردان خدا، ميدان جنگ است اين

 

کليد فتح را مرد شهادت ميکند پيدا

اگر بر قلة کوه است يا در زير سنگ است اين

 

در اين هنگامه بايد بيمحابا دل به دريا زد

نه هنگام سؤال است و نه هنگام درنگ است اين

 

به دريا زن دل، اي دريادلِ بيدل، دگر منگر

که توفان است يا موج است و گرداب و  نهنگ است اين

 

پدر رفت و از او، اي قوم، ميراثي مقدس ماند

نماد غيرت و مردانگي، يعني تفنگ است اين

 

همانا دشمن ما خوک زرد است و سگ هاري

نپنداري که شير است آن، نپنداري پلنگ است اين

 

دلم خون شد ز داغ غنچههاي پرپر ميناب

دل من هم دل است آري، نه از آهن، نه سنگ است اين

 

چنان از داغ آن گلهاي پرپر غرق اندوهم 

ندانم بر لبم آب است يا جام شرنگ است اين

 

چنان شور شهادت کرده سرمستم در اين ميدان

نميبينم که تيغ است آن، نميدانم خدنگ است اين...

 

سپيدش عشق و سبزش مهدوي، سرخش ز عاشوراست

شکوه صبغةالله است، اگر پرسي چه رنگ است اين

 

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.