اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

خودروي برقي در اوج بي برقي؟

در شرايطي که مصرف روزانه بنزين در ايران به مرز توليد رسيده و هشدار‌ها درباره افزايش کسري سوخت در ماه‌هاي آينده جدي‌تر شده، بار ديگر نسخه «برقي‌سازي ناوگان حمل‌ونقل» به عنوان راه‌حل نجات‌بخش مطرح مي‌شود.

خودروي برقي در اوج بي برقي؟

 به گزارش تابناک، آرش نجفي، رئيس کميسيون انرژي اتاق بازرگاني در گفتوگويي با ايلنا تأکيد کرده که ايران به جاي هزينههاي سنگين توليد و واردات بنزين بايد به سمت توسعه خودروهاي برقي حرکت کند و زيرساختهاي اين حوزه را گسترش دهد. اما پرسش اساسي اينجاست؛ آيا ايران امروز ظرفيت پذيرش گسترده خودروهاي برقي را دارد يا هنوز با الزامات اوليه اين تحول فاصله زيادي
دارد؟

واقعيت اين است که اگرچه خودروهاي برقي در بسياري از کشورهاي جهان به بخشي از زندگي روزمره شهروندان تبديل شدهاند، اما شرايط ايران با کشورهاي پيشرو در اين حوزه تفاوتهاي بنيادين دارد؛ تفاوتهايي که باعث ميشود برقيسازي ناوگان حملونقل در ايران با چالشهاي پيچيدهاي روبهرو باشد.

 

جهان برقي شد اما ما...؟

امروز کشورهاي پيشرو در استفاده از خودروهاي برقي صرفاً با واردات خودرو به اين نقطه نرسيدهاند. آنها سالها پيش از فراگير شدن خودروهاي برقي، شبکه گستردهاي از ايستگاههاي شارژ، مشوقهاي مالي، استانداردهاي ساختماني و زيرساختهاي برق پايدار را ايجاد
کردند.

 در نروژ بيش از 80 درصد خودروهاي جديد فروختهشده برقي هستند. در چين ميليونها خودرو برقي در حال تردد است و هزاران ايستگاه شارژ سريع در سراسر کشور فعال هستند. همچنين در امريکا، آلمان، هلند و ... طي بيش از يکدهه سرمايهگذاري گستردهاي روي توسعه شبکه شارژ و نوسازي شبکه برق انجام دادهاند. در اين کشورها ابتدا زيرساخت ايجاد شد و سپس خودروهاي برقي وارد بازار شدند؛ مسيري که به نظر ميرسد در ايران برعکس طي شده است.

 

خودروي برقي در اوج برقي؟!

بزرگترين چالش توسعه خودروهاي برقي در ايران نه خود خودرو، بلکه برق است. در حالي که بسياري از شهرهاي کشور در تابستان با خاموشيهاي برنامهريزيشده و محدوديتهاي مصرف برق مواجه هستند، اضافه شدن صدها هزار خودروي برقي ميتواند فشار مضاعفي بر شبکه وارد کند. اين تناقض زماني آشکارتر ميشود که همزمان مسئولان از ناترازي چندين هزار مگاواتي برق سخن ميگويند و در عين حال از توسعه خودروهاي برقي به عنوان راهکار کاهش مصرف بنزين ياد ميکنند. در واقع، خودروي برقي زماني مزيت محسوب ميشود که برق کافي و پايدار براي شارژ آن وجود داشته باشد؛ موضوعي که هنوز در بسياري از شهرهاي ايران محل ترديد است.

 

چالش پنهان خودروهاي برقي!

يکي ديگر از موانع جدي توسعه خودروهاي برقي در ايران، الگوي سکونت شهروندان است. در کشورهاي پيشرو، بخش قابل توجهي از مالکان خودروهاي برقي امکان شارژ خودرو در پارکينگ اختصاصي منزل يا محل کار را دارند. اما در کلانشهرهايي مانند تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، کرج و ... ميليونها نفر در مجتمعهاي مسکوني زندگي ميکنند که نه زيرساخت شارژ دارند و نه براي نصب تجهيزات شارژ طراحي شدهاند.

 بسياري از ساختمانهاي قديمي حتي توان تأمين برق مورد نياز چند شارژر همزمان را ندارند. در نتيجه، مالکان خودروهاي برقي ناچار خواهند بود به ايستگاههاي عمومي شارژ مراجعه کنند؛ ايستگاههايي که تعداد آنها هنوز بسيار محدود است.

 

کمبود ايستگاههاي شارژ؛ حلقه مفقوده برقيسازي

يکي از اصليترين دلايل موفقيت خودروهاي برقي در کشورهاي توسعهيافته، دسترسي آسان به ايستگاههاي شارژ است. در ايران، اما تعداد ايستگاههاي شارژ عمومي هنوز با نياز يک ناوگان گسترده برقي فاصله زيادي دارد. در بسياري از شهرهاي بزرگ نيز پراکندگي اين ايستگاهها به گونهاي نيست که شهروندان بتوانند با اطمينان کامل از خودروهاي برقي استفاده کنند.

 اين وضعيت موجب شکلگيري پديدهاي به نام «اضطراب پيمايش» ميشود؛ نگراني از اينکه باتري خودرو در مسير تخليه شود، اما ايستگاه شارژ مناسبي در دسترس نباشد.

 

تابستان و زمستان؛ دشمن پنهان باتريها

شرايط اقليمي ايران نيز چالش ديگري براي خودروهاي برقي محسوب ميشود. در شهرهاي جنوبي مانند بوشهر، بندرعباس، اهواز و ... دماي هوا در برخي روزهاي سال به بيش از 50 درجه سانتيگراد ميرسد؛ موضوعي که ميتواند بر عملکرد و طول عمر باتريها اثر بگذارد. در مقابل، شهرهاي سردسير نيز با افت راندمان باتري در زمستان مواجه ميشوند؛ مسئلهاي که در بسياري از کشورهاي داراي خودروهاي برقي با زيرساختهاي پيشرفته و فناوريهاي مکمل مديريت شده است.

 

قيمت خودرو؛ مانع بزرگتر از زيرساخت

حتي اگر مشکل برق و شارژ نيز حل شود، مسئله قيمت همچنان پابرجاست. خودروهاي برقي وارداتي براي بخش بزرگي از خانوارهاي ايراني کالايي گرانقيمت محسوب ميشوند. در حالي که در کشورهاي پيشرو، دولتها با پرداخت يارانه، معافيت مالياتي، وامهاي کمبهره و مشوقهاي متعدد، هزينه خريد خودروهاي برقي را کاهش دادهاند، چنين سازوکار گستردهاي هنوز در ايران شکل نگرفته است.

 

آيا ايران مسير را برعکس رفته؟

اظهارات آرش نجفي درباره ضرورت کاهش وابستگي به بنزين و حرکت به سمت خودروهاي برقي، از منظر بلندمدت قابل دفاع است. ايران سالانه ميلياردها دلار يارانه پنهان انرژي پرداخت ميکند و مصرف بنزين نيز با سرعتي نگرانکننده در حال افزايش است. اما تجربه جهاني نشان ميدهد برقيسازي ناوگان حملونقل صرفاً با واردات خودرو محقق نميشود. کشورهايي مانند چين، نروژ و هلند ابتدا شبکه برق، زيرساخت شارژ، مشوقهاي اقتصادي، استانداردهاي ساختماني و حملونقل عمومي را توسعه دادند و سپس خودروهاي برقي را به بخشي از زندگي روزمره شهروندان تبديل کردند.

 در ايران، اما به نظر ميرسد سياستگذار پيش از حل چالشهاي زيرساختي، به سراغ واردات خودروهاي برقي رفته؛ رويکردي که ميتواند توسعه اين فناوري را با کندي و نارضايتي مصرفکنندگان مواجه کند.

 

بنزين را حذف کنيم يا زيرساخت را بسازيم؟

آنچه امروز بيش از هر زمان ديگري روشن شده، اين است که بحران بنزين و ناترازي انرژي کشور واقعي و جدي است. اما همانطور که توليد خودروهاي پرمصرف نميتواند راهحل آينده باشد، واردات محدود خودروهاي برقي بدون ايجاد زيرساخت نيز نسخه شفابخش نخواهد بود.

 پرسش اصلي اين نيست که آيا ايران بايد به سمت خودروهاي برقي حرکت کند يا نه؛ پرسش اين است که آيا شبکه برق، شهرها، پارکينگها، ساختمانها و اقتصاد ايران براي پذيرش انبوه خودروهاي برقي آماده شدهاند؟ تا زماني که پاسخ اين پرسش منفي باشد، خودروهاي برقي بيش از آنکه يک راهحل ملي براي بحران سوخت باشند، به پروژهاي محدود و لوکس براي بخشي از جامعه تبديل خواهند شد.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.