اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

خداحافظي تلخ مرد طلايي ووشوي ايران

رقابت‌هاي انتخابي تيم ملي ساندا براي حضور در بازي‌هاي آسيايي 2026 آيچي ـ ناگويا، روز جمعه در آکادمي ملي ووشوي برگزار شد و در مهم‌ترين ديدار اين مسابقات، محسن محمدسيفي و عرفان محرمي براي کسب پيراهن تيم ملي در وزن 70- کيلوگرم به مصاف هم رفتند.

خداحافظي تلخ مرد طلايي ووشوي ايران

اين مسابقه در حالي که محمدسيفي در پايان راند نخست برتري داشت، به دليل آسيبديدگي شديد کاپيتان تيم ملي نيمهتمام ماند؛ آسيبديدگياي که از همان لحظات ابتدايي مشخص بود ميتواند شانس پنجمين حضور کاپيتان پرافتخار تيم ملي در بازيهاي آسيايي را از بين ببرد.

در نهايت محسن محمدسيفي با انتشار پيامي در فضاي مجازي، ضمن اشاره به شدت مصدوميتش، در 37 سالگي به صورت رسمي از دنياي قهرماني خداحافظي کرد.

محمدسيفي طي حدود 20 سال حضور در تيم ملي ووشوي ايران، سه مدال طلا و يک نقره بازيهاي آسيايي، پنج مدال طلاي جهان، دو نقره جهان و يک مدال طلاي بازيهاي کشورهاي اسلامي را کسب کرده است. محمدسيفي همچنين در ساليان اخير وارد دنياي ورزشهاي هنرهاي رزمي ترکيبي(MMA) نيز شده بود و سال گذشته در سازمان PFL موفق به کسب کمربند قهرماني شد.

متن پيام خداحافظي محسن محمدسيفي به شرح زير است:

«در آستانه 37 سالگيام و در آمادهترين حالت بدني، روحي، رواني و تمريني تمام عمرم بودم.

جايي که تکتک کالريهاي دريافتيام حسابشده بود، تمرينهايم با وسواس انجام ميشد و براي ثانيهثانيه رسيدن به هدفم جنگيده بودم.

در بهترين نسخهي خودم ايستاده بودم، اما درست همانجا اتفاقي افتاد که حتي لحظهاي از ذهنم هم عبور نکرده بود.

و آخرين رويداد زندگيام بهعنوان ورزشکار، در رشتهاي که جوانيام را پايش گذاشته بودم، از من گرفته شد.

ادامه دادن، يعني جنگيدن با سلامتيام! و من بين ادامه دادن بيرحمانه، که سالهاي زيادي تبديل به روزمرگيام شده بود، و حفظ چيزي که يک عمر برايش زحمت کشيده بودم، دومي را انتخاب کردم.

شايد از بيرون شبيه به يک پايان تلخ باشد، اما براي من اين تصميم يعني حفظ و احترام به تمام سالهايي که با عشق، درد، اشک، فشار و جنگيدن با تکتک سلولهايم ساخته شدند.

امروز اين پايان با حسرت نيست...

چون تا آخرين لحظه،

تا آخرين تمرين،

تا آخرين نفس،

بهترين خودم را به نمايش گذاشتم...

و با قلبي آرام،

از فصلي بيرون ميآيم (1405-1385) که تمام وجودم را در آنجا گذاشتم.

به پايان آمد اين دفتر و اين بار حکايتي باقي نماند.»

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.