اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

برگ برنده ايران در تجارت جديد آسيا

در دنيايي که رقابت کشورها از کنترل منابع به کنترل مسيرهاي تجارت جهاني تغيير کرده، ايران با برخورداري از موقعيتي کم‌نظير ميان آسياي مرکزي، خليج‌فارس و اقيانوس هند، فرصتي تاريخي براي تبديل شدن به کانون اصلي اقتصاد آسيا را در اختيار دارد.

برگ برنده ايران در تجارت جديد آسيا

گروه اقتصادي خبرگزاري فارس؛ جهان در حال ورود به مرحلهاي تازه از رقابتهاي اقتصادي است؛ دوراني که در آن قدرت کشورها ديگر تنها با ميزان توليد، صادرات يا ذخاير انرژي سنجيده نميشود، بلکه جايگاه آنها در شبکه تجارت جهاني، کريدورهاي حملونقل و زنجيرههاي تأمين به يکي از مهمترين شاخصهاي قدرت ملي تبديل شده است.

در اين معادله جديد، کشورهايي موفقتر خواهند بود که بتوانند خود را به مسيرهاي اصلي تجارت جهاني متصل کنند و در عين حال، وابستگي خود را به يک يا دو مسير محدود کاهش دهند.

تجربه سالهاي اخير نشان داده است که تمرکز تجارت خارجي بر يک گلوگاه يا يک مسير مشخص، ميتواند در شرايط بحرانهاي سياسي، امنيتي يا نظامي، هزينههاي سنگيني به اقتصاد کشورها تحميل کند.

جنگ روسيه و اوکراين، تحريمهاي اقتصادي، بحرانهاي دريايي و اختلال در برخي مسيرهاي بينالمللي حملونقل، اهميت مفهومي به نام «تابآوري تجاري» را بيش از گذشته آشکار کرده است؛ مفهومي که بر توانايي کشورها براي حفظ جريان تجارت از طريق مسيرهاي جايگزين و شبکههاي چندلايه لجستيکي تأکيد دارد.

ايران در ميان اين تحولات از يک مزيت کمنظير برخوردار است. دسترسي همزمان به آسياي مرکزي، قفقاز، خليجفارس، درياي عمان و اقيانوس هند، موقعيتي ايجاد کرده که کمتر کشوري در منطقه از آن بهرهمند است. اين موقعيت جغرافيايي ميتواند ايران را به يکي از حلقههاي اصلي اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب آسيا تبديل کند.

در اين ميان، بندر چابهار جايگاهي فراتر از يک بندر تجاري معمولي پيدا کرده است. دسترسي مستقيم اين بندر به اقيانوس هند، امکان اتصال ايران به بازارهاي جنوب آسيا، شرق آفريقا و حتي جنوب شرق آسيا را فراهم ميکند و وابستگي تجارت کشور به برخي گلوگاههاي محدود منطقهاي را کاهش ميدهد.

همزمان، اهميت همکاري با کشورهاي جنوب آسيا نيز بيش از گذشته نمايان شده است. پاکستان با جمعيت بالا، موقعيت جغرافيايي ويژه و قرار گرفتن در مسير بسياري از کريدورهاي منطقهاي، ميتواند بخشي از شبکه مکمل تجارت ايران در منطقه باشد. در چنين نگاهي، روابط اقتصادي صرفاً به تجارت دوجانبه محدود نميشود، بلکه به ايجاد يک منظومه گستردهتر از اتصال منطقهاي منجر خواهد شد.

در سوي ديگر، سريلانکا نيز اگرچه اقتصاد بزرگي در مقياس جهاني محسوب نميشود، اما به دليل قرار گرفتن در قلب مسيرهاي اصلي کشتيراني اقيانوس هند، از جايگاهي راهبردي برخوردار است.

بسياري از کشورها در اقتصاد جديد نه به دليل حجم توليد، بلکه به واسطه موقعيت واسط و نقش لجستيکي خود اهميت پيدا ميکنند و سريلانکا يکي از اين نمونههاست.

اقتصادهاي موفق جهان سالهاست که از مدل هابهاي منطقهاي و مراکز توزيع مجدد استفاده ميکنند؛ مدلي که در آن کالاها از طريق شبکهاي از بنادر، مراکز لجستيکي و پايگاههاي توزيع به بازارهاي مختلف ارسال ميشوند.

چنين رويکردي که در کشورهايي مانند سنگاپور، امارات و ترکيه در حال پيادهسازي است، علاوه بر کاهش هزينهها، انعطافپذيري تجارت را نيز افزايش ميدهد.

تحولات سالهاي اخير نشان ميدهد که آينده اقتصاد جهاني بيش از گذشته در اقيانوس هند و آسيا رقم خواهد خورد. در چنين شرايطي، توسعه بنادر، تقويت کريدورهاي منطقهاي و ايجاد شبکهاي متنوع از شرکاي لجستيکي، ديگر يک انتخاب اقتصادي نيست، بلکه بخشي از معماري جديد امنيت اقتصادي کشورها محسوب ميشود.

به گفته کريم نائيني، کارشناس حملونقل و ترانزيت، اگر قرن بيستم عصر رقابت بر سر منابع بود، به نظر ميرسد قرن بيست و يکم به عصر رقابت بر سر مسيرهاي تجاري و کريدورها تبديل شده؛ رقابتي که ايران ميتواند در آن، به جاي حاشيهنشيني، به يکي از بازيگران اصلي تبديل شود.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.