خبرگزاري فارس - گروه رسانه: کازوهيسا وادا، سازنده بازي «پرسونا»، که در حال توليد ششمين سري اين مجموعه است در گفتوگو با مجله فاميتسو گفت «ميخواهيم چيزي شبيه به يک «سم» ارائه دهيم؛ محصولي که تأثيري عميق و ماندگار بر مخاطب بگذارد. چيزي که ارزشهاي مردم را به چالش بکشد يا آنها را وادار کند درباره مسائل فکر کنند.»
او پيشتر نيز مجموعه Persona را به نوعي «سم» تشبيه کرده و در سال 2024 گفته بود «ميخواهيم به بازيکنان سمي کُشنده بدهيم که داخل يک پوشش شيرين پيچيده شده است.»
از اين اظهارات ميتوان برداشت کرد که دستکم بخشي از صاحبنظران اين صنعت، بازي را تنها ابزار سرگرمي نميدانند و آن را محملي براي انتقال ارزشها، ايدئولوژيها و پيامها ميبينند.
در همين زمينه رهبر شهيد انقلاب در ديدار اعضاي ستاد برگزاري کنگره ملي شهداي استان اصفهان (1403/8/21) فرمودند «امروز در دنيا بازيهاي رايانهاي يکي از ابزارهاي انتقال پيام است؛ يعني فقط بازي نيست. افرادِ بافکر مينشينند طراحي ميکنند بازي جنگ بين ايران و خودشان را...»
اين رويکرد، البته تنها از سوي يک رهبر مذهبي و سياسي اعلام نشده است. ايان بوگوست، استاد دانشگاه و يکي از مشهورترين پژوهشگران بازيهاي ويديويي، توضيح ميدهد که قوانين بازيها خود، حامل پيام هستند و بهطور کلي بازيها ميتوانند براي سياست، تبليغات، آموزش و تغيير نگرش اجتماعي استفاده شوند.
در مقابل، عدهاي ديگر بازي را از مباحث سياسي برکنار ميدانند. حسن مهدياصل، بازيساز رايانهاي، در همين زمينه با بيان اينکه هدف بازيساز سرگرمي و خوشحالي مردم است ميگويد «ما بازيسازان کار سياسي نميکنيم و به هيچ عنوان بازي نميتواند سياسي باشد.»
با اين حال، انتقال پيامهاي سياسي، اعتقادي، فرهنگي و... با استفاده از بستر بازي، در ميان فعالان و صاحبنظران اين حوزه امري پذيرفتهشده و رايج است.
بهطور مثال، پژوهشگراني مثل مارکوس شولتزکه بازي America’s Army را ابزار جذب نيرو، مشروعيتبخشي به ارتش آمريکا و انتقال گفتمان نظامي دانستهاند.
مؤسسه مطالعات ديني دانشگاه هايدلبرگ آلمان نيز در مقالهاي از يان ويسوکي مينويسد بازي BioShock: Infinite با بهرهگيري از نمادها و مفاهيم تاريخ ديني و سياسي آمريکا، مانند استثناگرايي آمريکايي، مسيحيت انجيلي، هزارهگرايي و روايت خروج، جهاني داستاني ميسازد که در آن مليگرايي و مذهب به هم گره خوردهاند. اين تنها دو نمونه از فراگيرترين بازيهايي است که شايد بسياري، بدون آگاهي از پيامهاي پشتپرده آنها، طرفدارشان باشند.
به هر روي، باور به اينکه بازيها صرفاً ابزار سرگرمي نيستند، در اظهارات اکثر قريب به اتفاق پژوهشگران اين حوزه به چشم ميخورد. همان گونه که نيک داير ويتفورد و گريگ دِ پيوتر نيز در کتاب «بازيهاي امپراتوري» بازيهاي ويديويي را بخشي از ساختارهاي سرمايهداري جهاني، فرهنگ و قدرت سياسي تحليل ميکنند و معتقدند بازيها در بازتوليد يا نقد ايدئولوژي نقش دارند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.