اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

«رسول خطيبي» و چرخه تکراري ناکامي؛

از يک نيمکت به نيمکت ديگر

رسول خطيبي در سال‌هاي اخير حضور در تيم‌ها و باشگاه‌هاي مختلف فوتبال ايران را تجربه کرده، اما اکثر اين تجربه‌ها با ناکامي و پايان همکاري همراه بوده است؛ مسيري که حالا با جدايي او از فجرسپاسي، بار ديگر کارنامه اين مربي را زير ذره‌بين قرار مي‌دهد.

از يک نيمکت به نيمکت ديگر

خطيبي که فصل جديد ليگ برتر را با هدايت نماينده شيراز آغاز کرده بود، پس از نتايج ضعيف و شکست سنگين 6 بر يک مقابل سپاهان، به همکاري خود با اين تيم پايان داد تا تجربه‌اي ديگر به فهرست دوره‌هاي کوتاه‌مدت حضورش در فوتبال ايران اضافه شود.

فجرسپاسي فصل جاري را با اميد به تکرار روند مثبت فصل گذشته آغاز کرد، اما نتايج اين تيم با انتظارات هواداران فاصله داشت. کسب تنها 7 امتياز در هشت هفته ابتدايي و شکست سنگين برابر سپاهان، شرايط را براي کادر فني دشوار کرد. با اين حال بررسي عملکرد خطيبي نبايد صرفاً به نتايج فجر محدود شود؛ چرا که او پيش از اين نيز در چند باشگاه مسئوليت داشته و عملکردش در اين تيم‌ها مي‌تواند تصويري روشن‌تر از مسير مربيگري‌اش ارائه کند.

 

مس رفسنجان؛ تجربه‌اي تلخ

 

يکي از مهم‌ترين تجربه‌هاي اخير خطيبي حضور روي نيمکت مس رفسنجان در فصل گذشته بود. دوره‌اي که با نتايج ضعيف و قرار گرفتن اين تيم در انتهاي جدول همراه شد. خطيبي در 12 مسابقه ليگ برتر با مس، تنها دو پيروزي به دست آورد، چهار بار به تساوي رسيد و 6 شکست را تجربه کرد. در نهايت نيز پس از ادامه ناکامي‌ها، باشگاه مس تصميم به پايان همکاري با او گرفت.

اين آمار پرسش مهمي را مطرح مي‌کند: چرا مربي‌اي که در يکي از تجربه‌هاي اخير خود نتوانست نتايج قابل قبولي به دست آورد، بار ديگر فرصت هدايت يک تيم ليگ برتري را دريافت کرد، اما اين فرصت نيز به نتيجه مطلوب نرسيد؟ البته شرايط هر باشگاه متفاوت است و بررسي دقيق عملکرد يک مربي بايد با در نظر گرفتن امکانات، وضعيت مديريتي و ترکيب بازيکنان انجام شود؛ با اين حال، نتايج نهايي همچنان يکي از اصلي‌ترين معيارهاي ارزيابي عملکرد فني محسوب مي‌شوند.

 

سايپا و پيکان؛ مسئوليت‌هاي متفاوت، کارنامه‌اي قابل بررسي

 

خطيبي علاوه بر مربيگري، سابقه فعاليت مديريتي در فوتبال ايران را نيز دارد. او در سايپا مسئوليت مديريتي بر عهده داشت و در پيکان نيز در جايگاه مدير و سرمربي فعاليت کرد. اين تجربه‌ها فرصت‌هايي براي نشان دادن توانايي‌هاي او در حوزه‌هاي مختلف فوتبال بودند، اما ارزيابي آن‌ها بايد بر اساس دستاوردهاي مشخص، تصميم‌هاي اجرايي و نتايج حاصل از دوره مسئوليت صورت بگيرد.

در فوتبال حرفه‌اي جابه‌جايي ميان باشگاه‌ها به‌خودي‌خود نشانه پيشرفت نيست. آنچه اهميت دارد، ميزان موفقيت در تحقق اهداف، ساختن تيمي باثبات و ايجاد روندي ماندگار است. از همين رو، کارنامه خطيبي نيز بايد با چنين معيارهايي بررسي شود؛ به‌ويژه آنکه پايان همکاري با مس رفسنجان و جدايي از فجرسپاسي، بار ديگر توجه‌ها را به نتايج او در سال‌هاي اخير جلب کرده است.

 

تيم اميد ايران؛ انتخابي فراتر از نام‌ها

 

در چنين شرايطي مطرح شدن نام رسول خطيبي به‌عنوان يکي از گزينه‌هاي احتمالي هدايت تيم فوتبال اميد ايران بحث‌برانگيز است. تيم اميد سال‌هاست براي صعود به المپيک با ناکامي مواجه بوده و فوتبال ايران همچنان در انتظار پايان دادن به اين طلسم طولاني است. حذف از بازي‌هاي آسيايي 2026 نيز بار ديگر ضرورت بازنگري در برنامه‌ريزي، انتخاب کادر فني و شيوه آماده‌سازي اين تيم را برجسته کرده است.

هدايت تيم اميد مسئوليتي مهم و نيازمند برنامه‌ريزي بلندمدت است. سرمربي اين تيم بايد بتواند بازيکنان مستعد را شناسايي کند، ساختار تاکتيکي مناسبي بسازد، نسل جديد فوتبال ايران را براي رقابت‌هاي دشوار آماده کند و در نهايت تيمي در اختيار داشته باشد که شانس رقابت براي صعود به المپيک را افزايش دهد. چنين مأموريتي با انتخاب‌هاي شتاب‌زده يا اتکا به شهرت افراد قابل تحقق نيست.

به همين دليل، اگر نام خطيبي در ميان گزينه‌هاي هدايت تيم اميد مطرح باشد، طبيعي است که نتايج اخير او در مس رفسنجان، فجرسپاسي و... نيز در ارزيابي‌ها مورد توجه قرار بگيرد. سابقه حضور در تيم‌هاي مختلف به‌تنهايي نمي‌تواند تضمين ‌کننده موفقيت در يک مسئوليت ملي باشد؛ همان‌طور که ناکامي در يک باشگاه نيز لزوماً تمام توانايي‌هاي يک مربي را زير سؤال نمي‌برد. آنچه اهميت دارد، بررسي جامع کارنامه، کيفيت فني تيم‌هاي تحت هدايت و تناسب تجربه مربي با ماموريت پيش‌رو است.

جدايي از فجرسپاسي پس از نتايج ضعيف، در کنار پايان همکاري پيشين با مس رفسنجان، پرسش‌هايي جدي درباره مسير حرفه‌اي خطيبي ايجاد کرده است. او فرصت‌هاي متعددي براي فعاليت در فوتبال ايران داشته، اما اکنون بايد اين سؤال مطرح شود که دستاوردهاي اين تجربه‌ها تا چه اندازه با انتظارات از يک مربي در سطح ليگ برتر همخواني دارد.

تيم اميد نيز شرايطي ندارد که انتخاب سرمربي آن بدون بررسي دقيق سوابق و نتايج انجام شود. فوتبال ايران براي پايان دادن به ناکامي چنددهه‌اي در مسير المپيک، بيش از هر چيز به برنامه‌اي روشن، ثبات فني و انتخابي مبتني بر شواهد نياز دارد. مربياني مانند رسول خطيبي سال‌ها فرصت داشته‌اند توانايي‌هاي خود را روي نيمکت تيم‌هاي مختلف به اثبات برسانند، اما حاصل اين تجربه‌ها دستاورد قابل‌توجهي نبوده است. آنچه بيش از هر چيز از اين همکاري‌ها در ذهن‌ها باقي مانده، خبرهاي تکراري با تيترهايي همچون «برکنار شد» و «کنار رفت» است. تکرار چنين تجربه‌هايي اين پرسش را مطرح مي‌کند که چرا با وجود نتايج نه‌چندان قابل دفاع، همچنان نام اين مربيان براي پذيرش مسئوليت‌هاي مهم مطرح مي‌شود؟

منبع: مهر

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.