براي اينکه ببينيم در چه جايگاهي از معرفت امام قرار داريم، بايد ببينيم امامت در نگاه قرآن و عترت چيست و ما تا چه حد نسبت به ويژگيهاي امام آگاهي داشتيم و به جامعه مؤمنين آگاهي رسانديم.
امامت «شأن و مقام پيامبران و ميراث اوصياء و در يک کلام، خلافت خدا روي زمين است. امام، حلال خدا را حلال و حرامش را حرام و نيز حدود خدا را اقامه ميکند. امام، ماه درخشنده و چراغ پرتوافکن و روشنايى تابنده و ستارة راهنما در ناپيدايىِ شبهاى ظلمانى و راهنماى هدايت و همچنين نجاتبخش از تباهى است. امام، يگانه دوران خويش است. کسى با او برابرى نکند و دانشمندى همسنگ او نباشد و نظيرى برايش پيدا نشود. منبع نبوّت است؛ در دودمانش عيبى نباشد و هيچ اصل و نسبدارى با او برابرى نکند. عالم به سياست و سزاوار رياست است، فرمانپذيرى از او واجب، قائم به امر خدا، و نصيحتکنندة بندگان خداست.» اينها گوشهاي از ويژگيها و فضائل امام در کلام امام رضا عليهالسلام بود که از نظرها گذشت.
اکنون که در ايام منتسب به امام عصر عجلالله تعالي فرجه قرار داريم؛ همين ويژگيهاي امامت را بايد منتسب به ايشان بدانيم. حال به صورت دستهبندي شده به گوشهاي از مقام و منزلت امام معصوم ميپردازيم.
ابتدا بايد بدانيم که طبق آموزههاي ناب اسلام، هيچ کجا خالي از امام نيست؛ چه در عوالم و چه در نشئات آينده امام حضور دارد و بلکه از جانب خداوند حاکم بر آنهاست. به چه استنادي؟ در ادامه ميخوانيم:
کلمة الله:
يعني آن زمان که از کلمة الله صحبت ميشود، منظور آن دست از صفات منحصر به فرد خداست که خداوند عالم و آدم را متأثر از آنها خلق کرد؛ بنابراين فرمودند «نَحْنُ کَلِمَةُ اللَّه»؛ ما همان کلمة الله هستيم. اين حقيقتي است که انبياء و رسولان الهي در سير رشد معرفتي خود به آن ميرسيدند؛ از اين جهت است که ذيل آيه «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه؛ سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دريافت کرد؛ و [خدا] او را توبه داد» فرمودند ما همان کلمات بوديم «نَحْنُ وَ اللَّهِ الْکَلِمَاتُ الَّتِي تَلَقَّاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَيْه» (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج25، ص5) و در توضيح آن فرمودند آدم عليهالسلام از خداوند به حق محمد، علي، حسن، حسين و فاطمه از خداوند درخواست توبه کرد «سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ فَاطِمَةَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ». (الکافي (ط - دارالحديث)، ج15، ص684)
مشيت خدا:
تمام مشيت خداوند که در عالم جريان دارد، در اختيار امام معصوم است بلکه امام همان مشيت خداست. يکي از حکمتهاي اين امر در نظام خداوند اين است که انسانها با ديدن رفتارهاي او پي به خواست خداوند ببرند. امام کاظم عليهالسلام در روايتي فرمود «إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ- فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شَاءُوهُ.» يعني خداوند قلوب ائمه را محل ورود ارادهي خويش قرار داده است؛ پس اگر خداوند، چيزي را بخواهد، آنها نيز آن چيز را ميخواهند. سپس به آيه29 تکوير اشاره کرده، فرمود «همانگونه که خداوند عزّوجلّ ميفرمايد: وَ مَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.» شما اراده نميکنيد مگر اينکه خداوندي که پروردگار جهانيان است، اراده کند. (تفسير القمي، ج2، ص409) امام حسن عسکري عليهالسلام نيز فرمود «قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا وَ اللَّهُ يَقُولُ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه»؛ يعني قلوب ما ظرفت مشيت خداست؛ پس هنگامي که او بخواهد، ما ميخواهيم، همچنان که فرمود وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه.
علم به غيب و شهود و قيامت:
مشهورترين آيه در اين باره آيات 26 و 27 سوره جن است، آنجا که فرمود«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً؛ إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ» يعني عالم غيب است و کسى را بر غيب خود آگاه نميکند مگر رسولي که از او راضي باشد...» اين آيه طبق نص روايات، به صورت خاص درباره پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت وحي عليهمالسلام است. امام رضا عليهالسلام در روايتي ذيل اين آيه تصريح دارند که «فَرَسُولُ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ مُرْتَضَى وَ نَحْنُ وَرَثَةُ ذَلِکَ الرَّسُولِ الَّذِي أَطْلَعَهُ اللَّهُ عَلَى مَا شَاءَ مِنْ غَيْبِهِ فَعَلِمْنَا مَا کَانَ وَ مَا يَکُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة...» يعني رسول خدا صلي الله عليه و آله نزد خداوند مورد رضا هستند و ما وارثان آن مقوله از رسول هستيم، همان که خداوند او را از آنچه بخواهد از غيب مطلع کند؛ پس ما به گذشته و آينده تا روز قيامت علم داريم. ذيل اين آيه در همين مضمون رواياتي ديگر در منابع وجود دارد. (بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص113) ضمن آنکه در زيارت جامعه کبيره به نقل از امام هادي عليهالسلام ميخوانيم «اصْطَفاکمْ بِعِلْمِهِ، وَ ارْتَضاکمْ لِغَيبِهِ»؛ يعني خداوند شما را به علم برگزيد و براي غيبش به شما رضايت داد.
در آيهاي ديگر ميخوانيم «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في کِتابٍ مُبين»؛ و کليدهاى غيب، تنها نزد اوست. جز او [کسى] آن را نميداند، و آنچه در خشکى و درياست علم دارد و هيچ برگى فرو نميافتد مگر [اينکه] آن را ميداند، و هيچ دانهاى در تاريکيهاى زمين، و هيچ تر و خشکى نيست مگر اينکه در کتابى مبين است.» اين آيه نيز در شأن پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت وحي عليهمالسلام است. امام صادق عليهالسلام فرمود وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في کِتابٍ مُبين يعني فَعِندَ عَليٍ عِلم کل رَطبٍ و يابِسِ. يعني نزد علي عليهالسلام علم اين مسائل است.«الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، ج1، ص211)
صاحب فضل:
امام از جانب خداوند صاحب تمام فضائل است؛ نه فضائل اخلاقي بلکه تمام مقولاتي که در عالم به عنوان فضيلت شناخته ميشود و سبب برترين ايشان نسبت به ساير مخلوقات ميشود؛ به عنوان مثال، از جمله مهمترين فضائلي قرآني امير مؤمنان به تصريح روايت امام رضا عليهالسلام آيه مباهله است که در آنجا امير مؤمنان به عنوان نفس رسول و طبق روايات، نفسالله شناخته ميشوند؛ (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج10، ص: 350) لذا رسول خدا صلي الله عليه و آله در وصف فضيلت امير مؤمنان فرمود «وَ هُوَ جَنْبُ اللَّهِ وَ نَفْسُ اللَّه». در زيارتنامهاي خطاب به ايشان ميخوانيم «السَّلَامُ عَلَى نَفْسِ اللَّهِ تَعَالَى».
خليفه خدا:
از ديگر مقامات امام، خلافت خداوند در زمين است؛ امام رضا عليهالسلام فرمود «إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ وَ خِلَافَةُ رَسُولِهِ»؛ يعني خداوند از مجراي امام و به وسيله او عالم را مديريت ميکند. در اين فرآيند، امام واسطه است. در اين نظام واسطهاي، هم خداوند عالم و آدم را بهسوي امر خود پيش ميبرد و هم مخلوقات به واسطه امام از نعمات الهي بهرهمند ميشوند. در اين باره احاديث متعددي نيز وجود دارد. امام صادق عليهالسلام فرمود «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ لَوْلَانَا مَا عُرِفَ اللَّه»؛ يعني به واسطه ما خداوند مورد عبوديت قرار ميگيرد و اگر ما نبوديم، خداوند شناخته نميشد. (بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص61) رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز فرمود «بِنَا يُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ وَ يُدْفَعُ الْبَلَاءُ وَ بِنَا يَنْزِلُ الْغَيْثُ مِنَ السَّمَاء»؛ يعني به واسطه ما دعا مستجاب و بلاء دفع ميشود و به واسطه ما باران از آسمان ميبارد. (تفسير فرات الکوفي، ص258)
نکته حائز اهميت آن است که تمام اين فضيلتها منحصر در زمان و مکان نيست بلکه اهل بيت وحي عليهمالسلام در تمام زمانها و مکانها واسطه خداوند بر مخلوقات هستند. در اين باره روايات بسيار زيادي در منابع وجود دارد و خود اين امر نيز از برترين فضائل عترت شمرده ميشود که قبلاً به برخي از اين گزارهها اشاراتي شد.
نور خدا:
يکي از جنبههاي آسماني ائمه عليهمالسلام، بُعد نوراني ايشان است که در زيارتنامهها به اين جنبه اشاره شده است. اين بُعد از وجود عترت در معارف شيعي با عنوان «خلقت نوري» ياد ميشود. حاصل اين احاديث ــ که تعداد آنها فراوان است ــ در بردارندة اين معرفت است که خداوند انوار مقدس پيامبر صلي الله عليه و آله و بعد ساير اهل بيت وحي را ميليونها سال قبل از خلقت آسمانها و زمين ايجاد کرد؛ اين انوار مقدس خداوند را به صورت عملي تسبيح و تقديس ميکردند. آن زمان که خداوند اراده کرد اولين بشر يعني آدم عليهالسلام را خلق کند، اين انوار در عرش خداوند با عنوان «عالّين» شناخته ميشدند و براي تمام ملائک و موجودات با همين نام شهرت داشتند؛ نشان به اينکه وقتي ابليس از امر خداوند مبني بر سجده بر آدم عليهالسلام سرپيچي ميکند، خداوند خطاب به او ميفرمايد «... أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالين»؛ آيا تکبر کردي يا (تصور کردي) از عالين هستي؟ طبق روايتي از رسول خدا صلي الله عليه و آله عالّين پنج تن آلعبا بودند. (فضائل الشيعة، ص9) و طبق ديگر روايات از اين انوار ساير انوار عترت ايجاد شدند. يکي از فرازهاي مربوط به زيارتنامة امام رضا عليهالسلام اشاره به همين جنبه از خلقت اهل بيت دارد؛ آنجا که ميخوانيم «السَّلامُ عَلَيْکَ يَا نُورَ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ.» يعني سلام بر تو اي نور خدا در تاريکيهاي دنيا.
حاصل آنکه، فضائل پيامبر صلي الله عليه و آله و ائمه عليهمالسلام بيشمار است و در آينده نياز است به فضائل قيامتي آن بزرگواران پرداخته شود. صراط مستقيم، سُبُل الله، عروة الوثقي، نور الله، وجهالله، حجتالله، آياتالله، عينالله، رجال الاعراف و ... از ديگر ويژگيهاي امام معصوم است که در نگاه جامعه مؤمنان در حد يکسري عبارات باقي مانده است. چنين مقامي را سزاوار است که صاحب شب قدر شود و خداوند امورات را به واسطه امام معصوم در عالم جريان دهد؛ از اين جهت توصيه شده با سوره قدر با مخالفان ما محاجه کنيد. چنين مقاماتي است که سبب جلب حسادت بدخواهان شد و 250 سال مقامي را غصب کردند که يک مورد از بينهايت فضائل عترت را نه تنها واجد نبودند بلکه خباثتشان سبب شد تا اهل بيت عليهمالسلام به مسلخ دشمنان بروند و گاهي به فجيعترين شکل ممکن به قتل برسند؛ لذا خداوند خطاب به آنها فرمود «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»؛ يعني آيا مردم (سران امت رسول الله) حسادت ورزيدند بر آنچه که خداوند از فضيلت خود به آنها (عترت) داد؟» از اين جهت امام باقر عليهالسلام فرمود «نَحْنُ الْمَحْسُودُونَ»؛ يعني ما مورد همانها هستيم که مورد حسديم.
اما معرفت به اين معارف عترت به ويژه امام عصر عجل الله تعالي فرجه سبب اصلاح ايمان و رفتار ما نسبت به آن وجود مقدس ميشود. امامي که نور خداست، يعني در همه جا حضور دارد و بايد از نور او جهت رشد بهره برد. امامي که مجراي خداييِ خداوند است، يعني بايد براي عبوديت به سمت او رفت و خود را با او هماهنگ کرد. امامي که علم و حکمت خداوند را واجد است، ميتوان به او اعتماد کرد و بر او توکل و توسل کرد و از او خواست؛ نهايت آنکه امام خدا نيست بلکه از جانب خداوند صاحب هر فضيلتي است که در عالم وجود دارد.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.