اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

پهنه ايران درحال خشک شدن

بارش‌هاي کمتر از نرمال در سال‌هاي اخير بيشتر شده است، پيش‌بيني‌ها نشان مي‌دهد سال جاري هم بارش‌هاي کمي پيش‌رو است، حداقل پاييز امسال نبايد چندان انتظار باران‌هاي پاييزي داشت، اما اين وضعيت به عدم مديريت مصرف آب در بخش‌هاي مختلف مانند کشاورزي گره خورده است، وضعيتي که اگر ادامه داشته باشد بياباني شدن مناطق مسکوني و خالي از سکنه شدن آن‌ها دور از ذهننيست.

پهنه ايران درحال خشک شدن

احد وظيفه، رييس مرکز ملي خشکسالي و مديريت بحران سازمان هواشناسي در گفتوگويي به خبرآنلاين ميگويد: «يکي از تبعات مهم کمبود آب مهاجرت است، جمعيتي که براي کار کردن آب نداشته باشد، راهي جز رها کردن آن منطقه ندارد، مناطقي که شبيه کوير مرکزي فعلي ميشوند که هيچ سکنهاي ندارد.»

متن کامل گفتوگو در ادامه آمده است.

 

مقدار بارشها در پاييز امسال چگونه است؟

 

برآوردها نشان ميدهد بارندگيها در پاييز امسال کمتر از نرمال است، البته پيشبينيهاي فصلي قطعي نيست و معمولاً بهصورت احتمالي بيان ميشود، اما همين احتمالها ميگويند انتظار داريم پاييز خشکي داشته باشيم، اگر بخواهم بهصورت عددي بگويم انتظار داريم 60 الي 70 درصد بارندگي پاييزي کمتر از نرمال باشد.

 

چرا بارندگيهاي پاييز امسال کمتر از نرمال پيشبيني ميشود، آيا دليل مشخصي دارد؟

 

دليل مشخصي ندارد، اساساً بارندگيها داراي نوسان است، اگر آمار 50 سال گذشته را بررسي کنيم بارشهاي فصلي و سالانه نوسان دارند، اما آمارها نشان ميدهد تعداد سالهايي که بارندگيها کمتر از نرمال است بهخصوص در دو دهه اخير روند افزايشي دارد و تعداد سالهاي خشک افزايش پيدا کرده است، مثلاً سال آبي 1399-1400 بارندگيها کمتر از نرمال شد، سال آبي 1400-1401 هم بارشها کمتر از نرمال است، اين دو سال خشکسالي پيدرپي سبب شده ذخيره آبي کشور کمتر شود، وضعيتي که در پاييز امسال هم ادامه دارد.

 

اينکه گفته ميشود تغييرات اقليمي سببساز افزايش سالهاي کم بارش شده است چقدر صحت دارد؟

 

بله، وقتي دادهها را در بازه زماني طولاني بررسي کنيم ميتوان متوجه تغييرات اقليمي شد، اما بخش زيادي از اين تغييرات مربوط به عملکرد انسان است، براي مثال از بين بردن جنگلها به منظور ساختن خانه، جاده و مواردي مانند اين؛ بخشي ديگر به گرمايش زمين ربط دارد، انسان با کارهاي صنعتي سبب شده اقليم زمين تغيير کند و دماي زمين گرمتر شود، متوسط جهاني گرم شدن زمين نسبت به قبل از صنعتي شدن کشورها يک درجه است، وليکن در منطقه خاورميانه و ايران اين متوسط از يک درجه بيشتر است، همين گرمايش زمين تغييرات زيادي ايجاد ميکند.

 

شما گفتيد در سالهاي اخير، بارش بارانِ کمتر از نرمال بيشتر شده و سالهاي کم بارش افزايش پيدا کرده است، اين وضعيت کدام مناطق کشور را بيشتر تحت تاثير قرار ميدهد؟

 

بدترين وضعيت بارندگي امسال براي استان ايلام بود که 61 درصد بارش کمتر از نرمال داشت، در رتبههاي بعدي استان خوزستان و کرمانشاه بودند که 48 درصد کمتر از نرمال بارندگي داشتند. البته کمبود بارندگي هر استان نسبت به خودش بايد سنجيده شود، در چنين وضعيتي بيهنجاري منفي بارندگي در ايران بيشتر براي جنوب غرب و غرب کشور بوده است، البته مناطق شرقي و جنوب شرقي ايران هم بارندگيهاي نامنظم دارند، مخصوصاً در دو سال گذشته، طوريکه رودخانه هيرمند عملاً خشک شده است، و سبب شده مهاجرت از استاني مانند سيستان و بلوچستان بيشتر شود، اين مهاجران هم بيشتر به سرزمينهاي شمالي مهاجرت ميکنند.

 

درخصوص تنش آبي چطور؛ کدام منطقه از کشورها بيشترين تنش آبي را دارند؟

 

بدترين وضعيت تنش آبي در حوزه مرکزي کشور داريم مانند شهر اصفهان، طوريکه مدتي قبل شاهد تاثيرات اجتماعي کمبود آب در اصفهان بوديم و ناآراميهايي آنجا رخ داد. همينطور در چهار محال بختياري تنش آبي وجود دارد، در همدان که حتي براي تامين آب شرب چالشهاي جدي و گسترده وجود دارد، بنابراين با توجه به اينکه کشور ما گرم و خشک است يعني متوسط بارش ما بين يکسوم تا يکچهارم متوسط جهاني است تغييرات آب بلافاصله اثرات خودش را نشان ميدهد.

 

امروز از شماليترين نقطه ايران مانند درياچه اروميه درحال خشک شدن است تا جنوبيترين نقطه در سيستان و بلوچستان و حتي در استان خراسان منابع آبي به شدت درحال کاهش است، لذا جايي در ايران وجود ندارد که بگوييم کاهش آب شرايط مطلوبي دارد، هر نقطه از کشور را انگشت بگذاريد متوجه شرايط بد آب ميشويد، در سه دهه اخير وضعيت طوري رقم خورده که برخي شهرها مانند اصفهان، همدان و شهرهاي شمالي سيستان و بلوچستان وضعيت بحراني دارند طوريکه اگر کمبود آب نباشد بحث آلودگي آب مطرح ميشود.

 

تبعات اين خشکساليها چيست؟

 

ببينيد، آب در سه بخش شرب، کشاورزي و صنعت مصرف ميشود، بيشترين مصرف هم براي کشاورزي است، طبيعتاً کمبود آب اثر جدي بر روي توليد محصولات کشاورزي و امنيت غذايي دارد، از طرفي کمبود آب ميتواند تبعات اجتماعي گسترده ايجاد کند، مثلاً مردم در استانهاي مجاور را نسبت به يکديگر درخصوص حقابه استان خودشان بدبين کند. قطعا کمبود آب در توسعه صنعت تاثير دارد، اگر آب نباشد کارخانهاي تاسيس نميشود. اما يکي از تبعات مهم کمبود آب مهاجرت جمعيت است، اگر کشاورزي نتواند نيازهاي خودش را تامين کند قطعاً به فکر مهاجرت به شهرهاي صنعتي و بزرگ ميافتد و ممکن است وارد شغلهاي خدماتي و حاشيه نشيني شود.

 

آيا ممکن است خشکسالي سبب شود بخشهايي از کشور خالي از سکنه شود؟

 

بخش وسيعي از کشور ما کوير لميزرع است، شما يک چند ضلعي تصور کنيد، ضلعهاي آن خراسان رضوي، خراسان جنوبي، بخشهايي از استان کرمان، استان اصفهان، استان يزد، شرق قم، جنوب تهران و جنوب سمنان است، اين يک منطقه وسيعي است که تقريباً خالي از سکنه است، براي اينکه در اين منطقه هيچ آبي وجود ندارد؛ حالا شما تصور کنيد در بخشهاي شرقي کشور چندين سال است بارندگي کم شده است و اين وضعيت ادامه دارد، در اين شرايط جمعيتي که براي کار کردن آب نداشته باشد، روستايي که براي دام آب نداشته باشد راهي جز رها کردن آن منطقه ندارد، اين مناطق شبيه کوير مرکزي فعلي ميشود که هيچ سکنهاي ندارند، جمعيت از مناطقي که قابل زيست نيست مهاجرت ميکند. اين سرنوشت ميتواند در هرجايي از دنيا رخ دهد، بهخصوص در منطقه خاورميانه که به طور طبيعي فقط يکسوم تا يکچهارم ساير مناطق جهان بارندگي دارد.

 

درحال حاضر در ايران کدام مناطق و شهرها براي خالي از سکنه شدن به دليل خشکسالي مستعد هستند؟

 

مناطق شمالي سيستانوبلوچستان و استان کرمان، بخشهاي مهمي از مناطق مرکزي کشور که چالش آب دارند مانند شرق استان اصفهان، استان مرکزي، استان قم، اين شهرها درخصوص آب چالش جدي دارند. همينطور در سالهاي اخير استان خراسان رضوي با مشکلات کمبود آب مواجه شده است، در نتيجه اين مناطق مستعد هستند که به بيابان تبديل شوند. البته اگر به استانهاي غربي بيتوجهي شود و اقدامات سريع در بخشهاي شرب، کشاورزي و صنعت انجام نشود آنها هم در وضعيت مشابه قرار ميگيرند.

 

براي جلوگيري از بياباني شدن اين مناطق چه اقداماتي بايد انجام بدهيم؟

 

اگرچه ما به امنيت غذايي نياز داريم و بخشي از اقتصاد ايران صادرات محصولات کشاورزي است، اما اگر به وضعيت آبهاي زيرزميني نگاهي بيندازيم متوجه ميشويم رفتار عاقلانهاي با آب نداشتيم و سطح آبهاي زيرزميني کاهش پيدا کرده است، اگر همينطور پيش برويم سرنوشت محتوم ما تخريب سرزميني و غيرقابل زيست شدن مناطقي از ايران است.

درچنين وضعيتي مصرف آب را بايد به اندازهاي که آب ميتواند تجديد شود محدود کرد، بنابراين در همه بخشها بايد اقدامات فوري انجام داد، مثلاً صنعت به سمتوسوي استفاده از آبهاي خاکستري يعني همان فاضلابها برود، بنابراين تصفيه فاضلاب بايد به بهترين شکل انجام بگيرد. در بخش کشاورزي بهجاي استفاده از مزارع که آب در آنها به شدت درحال تبخير است از گلخانهها استفاده شود، سيستمهاي آبياري بهينه شود، محصولاتي که کمترين آب را مصرف ميکنند و بيشترين بازدهي را دارند جايگزين شوند، در صادرات محصولات کشاورزي حتماً بايد تجديدنظر شود.

 

اگر بخواهيم روند کشور در کاهش مصرف آب را بررسي کنيم ارزيابي شما چيست، آيا اقدامات لازم درحال انجام و پيشرفت است؟

 

يک کارگروه سازگاري با کم آبي شکل گرفت که دغدغه آن انجام اقدامات لازم در بخشهاي کشاورزي، صنعت و شرب براي مصرف آب بود تا بعد از اجراي 5 ساله آن سبب احياي دشتها و آبخوانها شود، ولي متاسفانه عليرغم تهيه دستورالعملها اقدامات انجام شده خيلي اميدوار کننده نيست، عملاً برنامه مدنظر به کندي پيش ميرود، اين درحالي است که راه دومي براي نجات وجود ندارد ما بايد مصرف آب را در بخشهاي مختلف کم کنيم، اقداماتي از قبيل انتقال آب يا بارورسازي ابرها بيشتر جنبه تبليغاتي دارند و در عمل نتايجي نخواهند داشت، درحاليکه برنامههايي از قبيل سازگاري با کم آبي بايد بهطور جدي پيگيري شود، اما اطلاعات ما نشان ميدهد انجام برنامهها خيلي عقبتر از جايي است که بايد باشد.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.