اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

پاسخ به 15 سوال درباره حجاب و حواشي آن

محمدجواد اخوان: «گشت ارشاد موجب دين‌گريزي شده»، «من محجبه‌ام و با گشت ارشاد مخالفم»، «گشت ارشاد را تعطيل کنيد» و... اين‌ها و شبيه اين‌ها جملاتي است که در فضاي مجازي شنيده مي‌شود و گاه برخي تلاش‌ها هم بر اين است که اين‌ها نظر اکثريت مردم معرفي شود.

پاسخ به 15 سوال درباره حجاب و حواشي آن

امروزه موضوع حجاب و مسائل مرتبط با آن از قبيل گشت ارشاد از پيچيدگيهاي خاصي برخوردار شده که در سطور يک يادداشت نميتوان حق مطلب را در مورد آن ادا کرد، اما سؤالهايي در ذهن مردم هست که بايد حتيالمقدور بدانها پاسخ داد، از جمله:

 

1. چرا در خصوص حجاب به کار فرهنگي اکتفا نميشود و برخورد انتظامي ميشود؟

 

البته کار فرهنگي در حکومت اسلامي يک ضرورت است و مشکل اصلي هم قصور در همين حوزه در گذشته است. از سويي چهار دهه است که عدم رعايت پوشش اسلامي در قانون کشور جرمانگاري شده، بنابراين ورود ضابط قضايي (فراجا) به اين حوزه نهتنها قانوني بلکه وظيفه اين نهاد است. اگر نهادهاي فرهنگي قبلاً کوتاهي کردهاند، نميتوان نهاد انتظامي را هم از مسئوليتش باز داشت.

 

2. برخورد گشتهاي ارشاد با متخلفان موجب وهن دين و زده شدن مردم نميشود؟

 

ممکن است عدهاي به نحوه عملکرد ضابطان خرده بگيرند و مواردي از رفتارهاي ضابطان در فضاي مجازي منتشر شده که مؤيد همين نکته است. در اين خصوص به دو نکته بايد دقت کرد: اولاً تعداد فيلمهايي که حاکي از رفتار «خارج از ضابطه» ضابطان با متخلفان است، هنوز در حدي نيست که بتوان ادعا کرد تعداد «زياد»ي از ضابطان خارج از چارچوبهاي منطقي عمل ميکنند، هرچند يک تخلف هم در خور رسيدگي است و ثانياً نبايد انتظار داشت و منطقي نيست که به خاطر تخلف يک مأمور، اصل مأموريت تعطيل شود.

 

3. وقتي بعداز اين همه سال بيحجابي در جامعه نهتنها از بين نرفته بلکه افزايشيافته، پس چرا اصرار به ادامه کار «گشت ارشاد» داريم؟

 

نميتوان انکار کرد که در مورد گشت ارشاد با پديده «مبالغه» مواجهيم. هم در کثرت اين گشت ها، هم در نوع مواجهه آن با مجرمان و... اگر تهران را بهصورت نمونه مطالعه کنيم، تعداد اين گشتها در مقابل وسعت اين شهر تقريباً ناچيز است و محدود به معدودي از معابر و ميادين اصلي است. طبيعي است که گشت ارشاد قرار نبوده و نيست که کسي را محجبه کند، بلکه قرار بوده جلوي هنجارشکني را بگيرد. براي مثال ممکن است افرادي در جامعه باشند (هرچند معدود) که مايل باشند برهنه به خيابان بيايند يا در مرئاي ديگران به اعمال منافي عفت دست بزنند، آن وقت تکليف چيست؟ حداقل فايده حضور ضابطان اين است که مانع از هموار شدن مسير اينگونه هنجارشکنيها ميشود.

 

4. چه اشکالي دارد در ضوابط تعريفشده براي حجاب کمي سختگيري را کنار بگذاريم؟

 

درست يا نادرست، همين الآن هم عملاً چنين اتفاقي افتاده و نمونههاي آن را در خيابان ميتوان ديد. اما يک سؤال مهمتر اينجا وجود دارد، اگر فرضاً ضوابط شرعي کلاً به کناري نهاده شده و بيحجابي مجاز قلمداد شد، حد يقف و نقطه پاياني روند بيحجابي کجاست؟ بهبيانديگر چه ضمانتي هست که کساني برهنه به خيابان نيايند. ممکن است برخي بگويند براي منع برهنگي ميتوان قانون گذاشت، آنگاه بايد پرسيد اگر فردا عدهاي کمپين «نه به منع برهنگي» گذاردند، چه؟ آيا در مقابل فروريختن ستونهاي اخلاقي جامعه بايد تسليم اقليت معدود لذتطلب و هوسران شد؟

 

5. مگر تنها مسئله کشور حجاب است؟ وقتي اوضاع اقتصادي مردم بد است و در جامعه برخي اختلاس و فسادها به چشم ميخورد، چرا حکومت فقط حواسش به بيحجابي است؟

 

قطعاً تنها مشکل کشور حجاب نيست. اتفاقاً وجود اين سطح از ناهنجاري در پوشش حاکي از آن است که دستگاههاي مسئول حواسشان به حجاب و کلاً فرهنگ عمومي نبوده و نيست. حتي سطحي از توجهي که پليس هم به موضوع پوشش دارد خيلي کمتر از ساير حوزه مأموريتياش است، اما رسانهها سعي ميکنند چنين وانمود کنند که اصليترين و تنها مسئله نهادهاي حکومتي حجاب است. از سويي بهطورکلي نميتوان با اين استدلال که، چون در جايي مشکلات داريم، بايد به دست خودمان بقيه جاها را هم خراب کنيم که «همهچيزمان به هم بيايد (!)» مثلاً اگر کشور دچار کسري بودجه شد، آيا ميتوان آموزشوپرورش را که جزو دستگاههاي پرخرج دولت است، تعطيل کرد؟ از طرفي تفاوت مهمي ميان جرائم مشهود و نامشهود وجود دارد. ضابطان بايد با جرائم مشهود (که در ملأعام انجام ميگيرد) در همان حين وقوع جرم برخورد کنند، اما جرائمي، چون مفاسد اقتصادي و... عمدتاً در خفا انجام ميگيرد که نيازمند تجسس و تفحص است که مقدمات مخصوص به خود را دارد.

 

6. چرا فقط براي مردم امر به معروف داريم و نسبت به مسئولان امر به معروف صورت نميگيرد؟

 

امر به معروف منحصر به مردم عادي نيست و مسئولان هم به گشت ارشاد نياز دارند. امر به معروف چه در مرحله تذکر زباني و قلمي و چه در مرحله برخورد قضايي در سطح مسئولان الآن هم وجود دارد (چه در قالب رسانهها و چه نهادهاي نظارتي)، اما کافي نيست و ضعيف است. به همين نسبت امر به معروف اجتماعي و در لايه مردم عادي هم ضعيف است و اگر غير از اين بود وضعيت جامعه طور ديگري بود. عليايحال بهقولمعروف «اثبات شيء نفي ماعدا نميکند» و بايد در هر دو سطح امر به معروف و نهي از منکر رونق يابد و نميتوان هيچکدام را معطل ديگري کرد.

 

7. آيا نبايد براي اصلاح بيحجابي اول اوضاع اقتصادي را بهتر کرد؟

 

اگر تنها دليل بيحجابي مشکلات اقتصادي باشد اين ادعا ميتواند درست باشد. اما اينطور نيست، ممکن است بخشي از هنجارشکنيها منشأ اعتراضي داشته باشد، اما موضوع سبک زندگي خيلي پيچيدهتر از اينهاست. مطالعات ميداني هم نشان ميدهد بخش قابلتوجهي از رفتارهاي اينچنيني در طبقات اجتماعي نسبتاً مرفه جامعه رخ ميدهد و اتفاقاً وضعيت مراکز تفريحي و خريد شمال شهر تهران (که در اين اوضاع اقتصادي مخاطبان به خصوصي دارد) خود بخشي از اين واقعيت را هويدا ميکند. بهطورکلي بايد گفت هنجارگريزي در امر پوشش پديدهاي فرهنگي و مرتبط با سبک زندگي است، اما جريانات سياسي ضدانقلاب و فرصتطلب سعي ميکنند آن را سياسي قلمداد و آن را موجي عليه نظام تصوير کنند. درعينحال بايد توجه داشت براي نظام اسلامي بهجز اصل بقا، چگونه ماندن هم مهم است و نميتوان با اين توجيه که اصرار بر نظارت بر پوشش ممکن است به ناراضي تراشي منجر شود، هنجارشکنيها را ناديده گرفت.

 

8. چرا حکومت ميخواهد در حوزه خصوصي مردم دخالت کند؟

 

اولاً حجاب و پوشش در خيابان از مصاديق حوزه خصوصي نيست و کاملاً به عرصه عمومي جامعه و حقوق عامه مردم نسبت به يکديگر مرتبط است. ثانياً حتي اگر از ضوابط اسلامي که در مورد رعايت حجاب تصريح دارد هم بگذريم بايد گفت همه حکومتها (حتي ليبرالترينها) به نحوي در حوزه شخصي و خصوصي مردم دخالت ميکنند. مثلاً در همه جاي دنيا حمل و نگهداري مواد مخدر جرم است. آيا در کشورهاي غربي مردم نميتوانند بگويند جيب و کيف من جزو حريم شخصي من است که به حکومت چه ارتباطي دارد که من در آن چه موادي نگهداري ميکنم؟ تفاوت تنها در مصاديق مداخله است و اصل مداخله حکومت در شئون شخصي اصلي جهانشمول است.

 

9. مگر وجوب امر به معروف و نهي از منکر در صورت عدم تأثير اسقاط نميشود، پس دليل اصرار بر ادامه چيست؟

 

اولاً معلوم نيست که اکثر کساني که يک گناه را انجام ميدهند آن را با برنامهريزي قبلي و از سر لجاجت انجام دهند که اين قاعده در موردشان صدق کند. ثانياً اين احتمال عدم تأثير در مرحله تذکر لساني معنادار است و وقتي به مرحله ضابطان و مأموران ميرسد بيمعناست. وظيفه مأموران در برخورد با جرائم احتمالي جلوگيري با ابزارهاي قانوني است.

 

10. وقتي نوعي از پوشش عرف ميشود ديگر نهي از منکر در مورد آن چه معنايي دارد؟

 

اولاً هنجارشکني عرف جامعه نيست و اگر عدهاي از هموطنان ما دقت کافي را در انتخاب پوشش خود ندارند، به اين معنا نيست که عامدانه و با انتخاب قبلي اين کار را کردهاند و اتفاقاً اکثريت آنها به نجابت و شأنيت زن ايراني توجه دارند. ثانياً عادت جمعي بخشي از مردم هيچگاه مبناي حق و باطل نبوده و اصلاً انبيا آمدهاند تا عادات اجتماعي خوب را ترويج و عادات اجتماعي غلط را اصلاح کنند. در هر جامعهاي ممکن است به دلايلي عادات اجتماعي غلطي رايج شود، وظيفه نهادهاي انتظامي و فرهنگي آن جامعه اين است که با اين عادات مقابله کنند. فرض کنيد در شهري شيوههاي رانندگي غلط شيوع يابد، آيا ميتوان کل قوانين راهنمايي و رانندگي را در آن شهر تعطيل کرد تا مردم در استمرار عادت غلط خود آسوده باشند؟ علاوه بر اينها بايد دقت کرد که جامعه ايراني در طول هزاران سال جامعهاي نجيب و متمدن بوده و بههيچعنوان به برهنگي و عرياني روي خوشي نشان نداده و نميدهد.

 

10. وقتي نوعي از پوشش عرف ميشود ديگر نهي از منکر در مورد آن چه معنايي دارد؟

 

اولاً هنجارشکني عرف جامعه نيست و اگر عدهاي از هموطنان ما دقت کافي را در انتخاب پوشش خود ندارند، به اين معنا نيست که عامدانه و با انتخاب قبلي اين کار را کردهاند و اتفاقاً اکثريت آنها به نجابت و شأنيت زن ايراني توجه دارند. ثانياً عادت جمعي بخشي از مردم هيچگاه مبناي حق و باطل نبوده و اصلاً انبيا آمدهاند تا عادات اجتماعي خوب را ترويج و عادات اجتماعي غلط را اصلاح کنند. در هر جامعهاي ممکن است به دلايلي عادات اجتماعي غلطي رايج شود، وظيفه نهادهاي انتظامي و فرهنگي آن جامعه اين است که با اين عادات مقابله کنند. فرض کنيد در شهري شيوههاي رانندگي غلط شيوع يابد، آيا ميتوان کل قوانين راهنمايي و رانندگي را در آن شهر تعطيل کرد تا مردم در استمرار عادت غلط خود آسوده باشند؟ علاوه بر اينها بايد دقت کرد که جامعه ايراني در طول هزاران سال جامعهاي نجيب و متمدن بوده و بههيچعنوان به برهنگي و عرياني روي خوشي نشان نداده و نميدهد.

 

11. آيا نميتوان بهجاي مأموران انتظامي کار را به مردم سپرد تا خودشان حل کنند؟

 

امر به معروف و نهي از منکر در مرحله زباني وظيفه همه است، اما اگر قرار باشد عموم مردم در مرحلهاي فراتر از اين وارد شوند، نظام اجتماعي دچار چالش ميشود و بيم رفتارهاي بهمراتب خارجتر از ضابطه ميرود. از اين رو، بايد نهاد انتظامي و قضايي حاضر باشد تا در مرحله فراتر از تذکر لساني عمل کند. اين مرحله قابلواگذاري به عامه مردم نيست.

 

12. وقتي سلبريتيها و محصولات هنري، صفحات پرمخاطب در فضاي مجازي و توليدکنندگان پوشاک در حال ترويج بيحجابي هستند، چرا با افراد معمولي که معلول اين روند هستند برخورد ميشود؟

 

اين نقد کاملاً وارد است و در مرحله انتظامي، برخورد با علل و عوامل مولد بيحجابي بر برخورد با معلول (افراد عادي) مقدم است. طبيعي است که نهادهاي نظارتي گوناگون فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي موظفاند کانونهاي اصلي ترويج بيحجابي اعم از سلبريتيها، صفحات مجازي، توليدکنندگان و مدسازان را شناسايي کنند و با ابزارهاي قانوني و حاکميتي مانع از ادامه کار آنها شوند. از طرفي پوشاک متناسب با هويت اسلامي ايراني و حجاب کامل با قيمت مناسب بايد در دسترس همگان باشد.

 

13. بهتر نيست بهجاي برخورد، مثلاً جريمه مالي قرار دهيم؟

 

نتيجه منطقي اين تصميم آن است که ثروتمندان حاشيه امن خواهند يافت و تنها کمبرخوردارها مجازات خواهند شد. در واقع اين کار نوعي «ماليات بر هنجارشکني» و رانتي براي اغنيا است.

 

14. آيا ادامه کار گشت ارشاد جامعه را دوقطبي نميکند؟

 

نميتوان انکار کرد که قطبيسازياي در مورد پوشش در حال شکلگيري است، اما اگر منصفانه بنگريم، در واقع اين گشت ارشاد نيست که جامعه را دوقطبي ميکند، بلکه بازنمايي مبالغهآميز معدود رفتارهاي خارج از ضابطه برخي مأموران آن در فضاي مجازي از يک طرف و از طرف ديگر کاسبکاري ضدانقلاب و برخي جريانات فرصتطلب داخلي به اين فضا دامن ميزند. ترديدي نيست که جرياني در خارج از کشور با محوريت چند مهره ضدانقلاب به دنبال بهرهبرداري از مسئله حجاب عليه نظام هستند و مترصد فرصتي هستند تا از کاه کوه بسازند. حساب عموم مردم را بايد از اين فرصتطلبان جدا کرد. آنچه از گشت ارشاد در رسانهها بازنمايي ميشود همه واقعيت نيست، اما بهعنوان وجه غالب از آن به مخاطب عرضه ميشود. طبيعي است که مأموران هم بايد هوشيار باشند و از هرگونه بهانه دادن به فرصتطلبان پرهيز کنند. براي مقابله اين قطبيسازي هم نظارت بر گشتهاي ارشاد بايد تقويت شود و هم به جامعه توضيح داده شود که با چند فيلم موردي و ناقص نميتوان کل يک پديده را قضاوت کرد.

 

15. آيا گشت ارشاد بايد به همين رويه موجود ادامه دهد؟

 

رويه عمل کنوني اين گشتها مشکلات زيادي دارد و بايد جداً متحول شود. مأموران آن بايد از افراد آموزشديده و داراي سعهصدر حداکثري و متخلق به اخلاق اسلامي باشند اگر برخي مأموران کنوني با اين شاخصها منطبق نيستند از آن جدا شوند. سامانههاي نظارتي هوشمند و آنلاين بر عملکرد اين يگانها و نيز بازرسيهاي مداوم و حتي مردمي ميتواند درصد خطاي عملکرد آنها را کاهش دهد. علاوه بر اينها بايد الگوهاي عمل ايجابي و فرهنگي نيز با عمليات اين يگانها ترکيب و همافزا شود تا اثربخشي آن حداکثري شود.

طبيعتاً آنچه در سطور بالا رفت پاسخ جامع و کاملي به همه سؤالات پرتکرار و متعدد جامعه در خصوص حجاب قانوني و مسائل حاشيهاي آن نيست، بايد مجال گفتگو و تأمل دراينباره فراهم آيد تا ابهامات موجود در اين باب تا حد زيادي برطرف شود.

* منبع :  روزنامهجوان

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.