اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

هشت سفارش امام حسن عسکري(ع) به شيعيان

- بخش دوم

عوامل دشمني با امام عسکري عليه السلام

هشت سفارش امام حسن عسکري(ع) به شيعيان

دشمني بني عباس با امام عليه السلام در سه محور کلّي قابل بررسي است:

1. عزّت نفس، آزاد انديشي، مسئوليت پذيري و مبارزه خستگي ناپذير امام حسن عسکري عليه السلام بر ضدّ خلفاي ستمگر.

2. دشمني ديرينه بني عباس با علويان.

عباسيان کساني بودند که با شعار «الرّضاء من آل محمّد صلي الله عليه و آله وسلم » حمايت مردم را به خود جلب کرده و بر اريکه قدرت تکيه زدند. بزرگ ترين دست آويز آنان نيز در مدّت شصت سال تلاش و تبليغ، بهره گيري از خون پاک سرور شهيدان، حضرت امام حسين عليه السلام بود. آنان به خوبي مي دانستند که وارثان حقيقي خلافت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم «امامان شيعه» مي باشند. از اين رو، علويان را همواره يگانه رقيب خويش در حکومت مي شمردند و تمام سعي خود را در نابودي آنها به کار مي گرفتند. زندان هاي خود را از مردان و زنان علوي پر ساخته و حتّي بزم عيّاشي خود را در کاخهايي مي چيدند که ديوارهاي آن، مدفن جوانان علوي بود و در زير سنگ فرشهاي ايوان و تالارهاي آن، صدها جوان زيباي علوي زنده به گور شده بودند.

خلفا و کارگزاران بني عبّاس تمام دارائي علويان را گرفته بودند، چنانکه از فقر و ناداري، چهره اي رنجور و قامتي ضعيف داشتند. با اين همه، آتش دشمني عباسيان جز با نابودي کامل و حتي زدودن نام و ياد علويان از دلها، خاموش نمي شد.

3. ويژگي هاي شخصي امام حسن عسکري عليه السلام .

ويژگي هاي برجسته آن حضرت فراوان است، اما دو چيز بيشتر از همه موجب دشمني بني عباس مي شد:

 

الف) شخصيّت آن حضرت.

امام حسن عسکري عليه السلام در ميان مسلمانان آگاه و ديندار، مقامي بلند و منزلتي نيکوداشت. آوازه دانش و فضل وي در سراسر بلاد پهناور اسلام پيچيده بود. مقام معنوي امام در گستره جهان اسلام، براي خلفاي عباسي بسيار گران مي آمد؛ به ويژه اينکه مي ديدند بسياري از درباريان، فرماندهان و بزرگان مسلمان از حجاز، عراق و ايران و حتي برخي شخصيّت هاي عباسي شيفته آن بزرگوار شده و از ايشان به چشمه سار علم، زهد، پارسايي، سخاوت، فتوّت، سيادت و عظمت ياد مي نمايند، در آتش رشک و حسد مي سوختند. چنانکه حسادت و حسّاسيت نسبت به امام حسن عسکري عليه السلام بر چهره همه پادشاهان عباسي پيدا بود.

 

ب) وجود مبارک امام زمان عليه السلام .

در ميان مردم، اخباري که از وجود مبارک امام زمان عليه السلام خبر مي داد، به تواتر مي رسيد. و از اينکه همگان شنيده بودند که به وسيله ايشان جهان پر از عدل و داد مي گردد، موجي از شادي و افقي از اميدواري در ميان آگاهان و ستمديدگان مي گشود.

اين اخبار، ذهن حاکمان بني عباس را نيز به خود مشغول مي نمود. چنانکه جاسوسان فراواني در اطراف خانه امام گماشته بودند تا بلکه خبر ميلاد «مهدي موعود» را به گوش آنان برسانند. با اين همه، امام عسکري عليه السلام هم ارتباط خود با شيعيان را حفظ مي نمود و هم در پنهان ساختن وجود مبارک امام زمان عليه السلام موفّق بود.

 

امام؛ احياگر اسلام

 

دوره عباسي ـ به ويژه در زمان امام حسن عسکري عليه السلام ـ از هر نظر بدترين دوره اسلامي بود؛ چرا که به علّت عيّاشي و ستم پيشگي حاکمان و منصب داران و نيز بي خبري و فقر عمومي در ساير بلاد اسلام، بسياري از ارزشهاي اسلامي از بين رفته بود و اگر تلاش شبانه روزي امام عسکري عليه السلام ياري گر اسلام نمي گرديد، نام و ياد اسلام در ورطه سياست هاي حکومت عباسي به نابودي کشيده مي شد.

امام عسکري عليه السلام به حَسَب سختي زمان و اقتضاي شرايط مکان ـ که طوفان بي ديني و لاابالي گري بر سرزمين هاي اسلامي مي وزيد ـ از نيروي «کرامت» که خداوند آن را در وجود اولياي خاصّ خود قرار مي دهد، در راه تقويت ايمان شيعيان و ديگر شيفتگان وادي حق، بهره مي جست.

معجزات و کراماتي که با نيروي معنوي آن حضرت رخ مي نمود، نقش اساسي در هدايت مسلمانان به سوي ارزش هاي اسلامي داشت. چنانکه در همان فضاي آلوده و تاريک، که در سراسر سرزمين هاي اسلامي جريان داشت، بسياري از انديشمندان و آگاهان، امام را به عنوان حقيقت زلال اسلام مي دانستند و در مشکلات مادّي و معنوي به امام حسن عليه السلام پناه مي بردند.

گرچه امام عسکري عليه السلام زير نظر مستقيم دولت عباسي قرار داشت؛ ليکن درايت و کارداني آن حضرت چنان بود که در بيشتر سرزمين هاي اسلامي «نماينده» داشت و از حال مسلمانان آگاه بود. برخي از مساجد و اماکن ديني در شهرها به امر مبارک ايشان ساخته شد؛ از جمله مسجد امام حسن عسکري عليه السلام (مسجد جامع) در قم. اين مطلب، نشانگر آن است که آن بزرگوار به وسيله نمايندگان خود و با نيروي امامت، از تمام کاستي ها و مشکلات مردم آگاه بوده است.

دانشگاه مخفي امام عليه السلام ، حوزه آگاهي و رشد اسلامي همگان به شمار مي رفت که ثمره آن، پرورش صدها دانشمند و اسلام شناس بود. چنانکه از کتب رجال و حديث پيداست، حدّاقل 500 نفر از جويندگان و علاقه مندان به مسائل اسلامي، از محضر آن حضرت بهره برده اند. در کتاب هاي رجالي نام 107 نفر آمده که به عنوان اصحاب خاصّ امام عليه السلام از آن وجود مبارک، روايت کرده اند8 و اين، نشانه حجمي گسترده و چشمگير از تلاش علمي امام عليه السلام در بدترين دوران حکومت عباسي است. تا زماني که آن جناب زنده بود، هيچ کس قدرت سوء استفاده و تحريف مسائل اسلامي را نداشت.

آن حضرت در گستره سياسي نيز ميزان حق و باطل بود. از هر قيام ضدّ دولتي که در جهت عدالت و حقوق مردم انجام مي گرفت، مخفيانه حمايت مي کرد و اگر کساني در پي بهره گيري از نيروي مردمي براي مقاصد سياسي خويش دست به فعّاليتي مي زدند، حضرت قاطعانه مي ايستاد و دسيسه آنان را آشکار و خنثي مي نمود.

در زمان امامت آن حضرت، فردي به نام «يحيي بن عمر طالبي» بر ضدّ خليفه عباسي به پا خاست؛ هدفش چنانکه از لا به لاي سخنان و شعارهايش پيدا مي شود، عدالت اجتماعي و تقسيم غنائم ميان ضعيفان و تهي دستان مسلمان بود. در جنگي که بين «يحيي» و «مستعين»، پادشاه ستمگر عباسي درگرفت، يحيي کشته شد و به دستور مستعين و بعد «معتزّ» جنازه او را بر دروازه بغداد نصب نمودند و مردم را وادار به اظهار بيزاري و بدگويي از قيام کنندگان کردند. در ميان بزرگان و چهره هاي برجسته اسلامي، تنها امام عسکري عليه السلام است که از زبان مبارکش کلمه اي بر ضدّ قيام کنندگان شنيده نشد.

رهبري قيام زنگيان، با فردي به نام «علي بن عبدالرّحيم» از قبيله عبدالقيس بود. او خود را علوي و از نوادگان «زيد شهيد» مي ناميد. مردم را به ياري فرا مي خواند؛ برخي به وي گرويدند و شعار خود را دفاع از مردم قرار دادند. چون از ناحيه اي از شامات به نام «زنج» بود، به اين نام نيز معروف شد. امام حسن عسکري عليه السلام فرمود:

 

«صاحب الزّنج ليس منّا اهل البيت»

 

جمال امامت در آينه کرامت

«ابوهاشم جعفري»، از ياران امام عسکري عليه السلام ، مي گويد:

در زندان بوديم که امام عسکري عليه السلام را به زندان آوردند. برادرش «جعفر» نيز همراه او بود. دورش جمع شديم و از هر موضوعي پرسش نموديم. اتفاقاً مردي «جمحي» در زندان بود که خود را علوي معرّفي مي نمود. امام، نگاهي به سوي او کرد و فرمود:

«اگر غير خودي در ميان ما نبود، زمان آزادي هر يک از شما را مي گفتم.»

گفتم: اي پسر رسول خدا! مگر اين، از ما نيست؟ او خود را علوي مي نامد!

فرمود: «اين مرد، جاسوس است و زير لباسش کاغذي است که اسامي زندانيان نوشته شده و همه سخنان شما را گزارش مي کند.»

ابوهاشم مي گويد: لباس او را گشتيم؛ ليستي که امام به آن اشاره فرموده بود را، پيدا کرديم.

 

«علي بن ابراهيم» مي گويد:

در زندان بوديم. امام حسن عسکري عليه السلام هم در زندان با ما بود. هر روز غلام امام از منزل ايشان بسته اي مي آورد و همه ما روزه خود را با آن افطار مي کرديم. چند روز بعد، من به قسمت ديگر زندان منتقل شدم و نمي توانستم از غذاي امام افطار کنم. نان خشکي بيش نداشتم و هر روز با آن افطار مي کردم. يک روز از شدت ضعف، حالم دگرگون شد. نزد امام عسکري عليه السلام رفتم. هنوز چيزي نگفته بودم که به غلام خود فرمود: «براي علي بن ابراهيم غذا بياور که روزه نيست.» سپس به من فرموند: «روزه با نان خالي، بدن را ضعيف مي کند و توان آدم را به تحليل مي برد. گاهي از گوشت استفاده کن تا بدين حال دچار نشوي. گوشت، باعث مي شود تا بهتر روزه بگيري و توفيق بيشتري در عبادت پروردگار متعال داشته باشي.»

من از اين برخورد امام تعجّب کردم؛ زيرا کسي از وضع من خبر نداشت و به هيچ کس هم حرفي نزده بودم. روز بعد، چيزي پيش آمد که بر شگفتي من افزوده شد. امام عليه السلام روزها روزه داشت و شب ها به عبادت مشغول بود و کمتر سخن مي گفت. صبح روز بعد، غلام ايشان به عادت هميشه غذا آورد. امام عليه السلام فرمود تا غذاها را به ما تحويل دهد. سپس فرمود: «من امروز آزاد مي شوم و اين غذاها روزيِ شماست!»

به خدا سوگند! هيچ حرف و سخني از آزادي نبود. اما آن حضرت عصر همان روز از زندان آزاد گرديد.

 

روشني ديدگان

 

با تولّد امام زمان عليه السلام شادي، چهره مبارک امام حسن عسکري عليه السلام را فرا گرفت و فرمود:

«سپاس خداوندي را که به من فرزندي داد که: اشبه النّاس برسول اللّه صلي الله عليه و آله وسلم خَلْقاً و خُلْقاً يحفظه اللّه تبارک و تعالي في غيبته ثمّ يظهر، يملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما مُلِئَتْ جَوْراً و ظُلْماً؛ او از نظر صورت و سيرت، شبيه ترين مردم به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم است و خداوند پس از يک غيبت طولاني، آشکارش مي نمايد و زمين را پر از عدل و داد مي کند، در حالي که پر از بي عدالتي و ستم پيشگي مي باشد.»

پايان

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.