اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

هوش مصنوعي رايگان؛

هديه فناوري يا آغاز رقابت براي تصاحب «مغز ديجيتال» جهان؟

کمتر از سه سال پيش، استفاده از هوش مصنوعي براي بسياري از مردم شبيه فيلم‌هاي علمي‌تخيلي بود؛ اما امروز ميليون‌ها نفر هر روز از آن براي نوشتن متن، ترجمه، برنامه‌نويسي، طراحي، آموزش و حتي تصميم‌گيري استفاده مي‌کنند.

هديه فناوري يا آغاز رقابت براي تصاحب «مغز ديجيتال» جهان؟

به گزارش تابناک، بخش زيادي از اين خدمات، رايگان يا با هزينهاي بسيار اندک در اختيار کاربران قرار گرفته است. اين پرسش طبيعي مطرح ميشود که چرا شرکتهايي که ميلياردها دلار صرف ساخت مراکز داده، پردازندههاي گرانقيمت و توسعه مدلهاي هوش مصنوعي کردهاند، حاضر شدهاند چنين فناوري ارزشمندي را تقريباً رايگان در اختيار عموم قرار دهند؟ آيا اين صرفاً يک رقابت تجاري است يا اهداف بلندمدتتري نيز در ميان است؟

 پاسخ کوتاه اين است که نه ميتوان همه چيز را به «توطئه» نسبت داد و نه ميتوان تصور کرد که شرکتهاي بزرگ فناوري تنها از سر خيرخواهي چنين سرمايهگذاري عظيمي انجام دادهاند. واقعيت، ترکيبي از اقتصاد، رقابت، فناوري و نگرانيهاي جدي درباره آينده است.

 

رايگان بودن؛ يک سرمايهگذاري، نه يک هديه

 

در نگاه نخست شايد عجيب به نظر برسد که شرکتهايي مانند OpenAI، گوگل، مايکروسافت، متا، آنتروپيک و رقباي چيني حاضرند ميلياردها دلار هزينه کنند، اما نسخهاي رايگان از محصولات خود را در اختيار کاربران قرار دهند.

اما در اقتصاد ديجيتال، «رايگان» اغلب به معناي «سرمايهگذاري براي آينده» است، نه بخشش.

همانگونه که موتورهاي جستوجو، شبکههاي اجتماعي، سرويسهاي ايميل و بسياري از خدمات اينترنتي ابتدا رايگان شدند تا کاربران را جذب کنند، هوش مصنوعي نيز اکنون در مرحله گسترش سريع بازار قرار دارد. هرچه کاربران بيشتري وارد يک اکوسيستم شوند، ارزش آن اکوسيستم بيشتر ميشود؛ توسعهدهندگان نرمافزارهاي بيشتري ميسازند، شرکتها خدمات خود را بر پايه آن توسعه ميدهند و وابستگي بازار به آن فناوري افزايش پيدا ميکند.

 

رقابتي که ميلياردها دلار ارزش دارد

 

رقابت در صنعت هوش مصنوعي شايد بزرگترين رقابت فناورانه قرن بيستويکم باشد.

شرکتها بهخوبي ميدانند برنده اين رقابت تنها فروشنده يک نرمافزار نخواهد بود؛ بلکه ممکن است زيرساخت اصلي اقتصاد ديجيتال آينده را در اختيار بگيرد؛ همان جايگاهي که امروز موتورهاي جستوجو، سيستمعاملهاي تلفن همراه يا خدمات رايانش ابري دارند.

 به همين دليل، بسياري از تحليلگران معتقدند هزينههاي امروز، در واقع سرمايهگذاري براي تسلط بر بازارهاي چند ده تريليون دلاري آينده است.

 

کاربران فقط مصرفکننده نيستند

 

يکي از مهمترين دلايل عرضه عمومي هوش مصنوعي، بهبود کيفيت آن است.

 مدلهاي زباني بزرگ تنها با دادههاي اوليه آموزش نميبينند؛ بلکه پس از عرضه نيز از طريق بازخورد کاربران اصلاح ميشوند. پژوهشگران اين فرآيند را «يادگيري از بازخورد انساني» (RLHF) مينامند.

هر بار که کاربري پاسخ اشتباه را اصلاح ميکند، کيفيت پاسخها را ارزيابي ميکند يا شيوه بهتري براي پاسخگويي پيشنهاد ميدهد، در عمل به بهتر شدن نسلهاي بعدي مدل کمک ميکند.

البته اين به معناي آن نيست که هر گفتوگوي کاربران مستقيماً براي آموزش استفاده ميشود؛ زيرا سياست شرکتها متفاوت است و بسياري از آنها امکان غيرفعال کردن استفاده آموزشي از دادهها را نيز فراهم کردهاند. با اين حال، اصل استفاده از بازخورد انساني براي ارتقاي کيفيت مدلها، يکي از ارکان توسعه هوش مصنوعي محسوب ميشود.

 

آيا هوش مصنوعي باعث تنبلي ذهن ميشود؟

 

يکي از جديترين نگرانيهاي مطرحشده در سالهاي اخير، وابستگي بيش از حد انسان به هوش مصنوعي است.

 تاريخ فناوري نمونههاي مشابهي را نشان ميدهد؛ ماشينحساب باعث کاهش محاسبات ذهني شد، GPS مهارت مسيريابي را تا حدي کمرنگ کرد و موتورهاي جستوجو نيز شيوه دسترسي انسان به اطلاعات را تغيير دادند.

 اکنون برخي پژوهشگران هشدار ميدهند اگر افراد همه وظايف فکري، از نگارش و تحليل گرفته تا تصميمگيري را به هوش مصنوعي واگذار کنند، ممکن است بخشي از مهارتهاي شناختي آنان به مرور تضعيف شود.

با اين حال، بسياري از متخصصان معتقدند نتيجه نهايي به شيوه استفاده بستگي دارد. اگر هوش مصنوعي جايگزين فکر کردن شود، اين نگراني جدي است؛ اما اگر به عنوان دستيار فکري و ابزاري براي افزايش بهرهوري به کار گرفته شود، ميتواند توانايي انسان را نيز ارتقا دهد.

 

وقتي يک پاسخ، جاي دهها منبع را ميگيرد

 

يکي ديگر از دغدغههاي مطرحشده، موضوع «مرجعيت اطلاعات» است.

 در گذشته براي يافتن پاسخ يک پرسش، افراد معمولاً چندين کتاب، مقاله يا وبسايت را بررسي و سپس جمعبندي ميکردند؛ اما امروز بسياري تنها يک پرسش از هوش مصنوعي ميپرسند و همان پاسخ را مبناي تصميمگيري قرار ميدهند.

 همين موضوع باعث شده کارشناسان بر اهميت شفافيت، ذکر منابع، امکان راستيآزمايي و آموزش سواد رسانهاي و سواد هوش مصنوعي تأکيد کنند.

 واقعيت اين است که هيچ سامانه هوش مصنوعي، مرجع نهايي حقيقت نيست و پاسخهاي آن نيز بايد در موضوعات حساس با منابع معتبر تطبيق داده شود.

 

نگراني درباره تمرکز قدرت

 

يکي از مباحث جدي در ادبيات فناوري، تمرکز روزافزون قدرت در دست تعداد محدودي از شرکتهاي بزرگ است.

 آموزش مدلهاي پيشرفته نيازمند ابررايانهها، هزاران پردازنده گرافيکي، برق فراوان و سرمايههاي چند ده ميليارد دلاري است؛ منابعي که تنها تعداد محدودي از شرکتها و دولتها در اختيار دارند.

 به همين دليل برخي کارشناسان هشدار ميدهند اگر زيرساختهاي هوش مصنوعي تنها در اختيار چند بازيگر بزرگ باقي بماند، وابستگي اقتصاد جهاني به اين شرکتها افزايش خواهد يافت و رقابت دشوارتر ميشود.

همين نگرانيها سبب شده اتحاديه اروپا با تصويب «قانون هوش مصنوعي» (AI Act)، چين با تدوين مقررات اختصاصي و آمريکا با مجموعهاي از دستورالعملها و سياستهاي نظارتي، تلاش کنند چارچوبهايي براي توسعه مسئولانه اين فناوري ايجاد کنند.

 

هشدار سازمان ملل؛ سرعت فناوري از سرعت قانونگذاري بيشتر شده است

 

يکي از مهمترين گزارشهاي منتشرشده در سالهاي اخير، گزارش هيئت مستقل علمي وابسته به سازمان ملل متحد است.

 اين گزارش هشدار ميدهد که سرعت پيشرفت هوش مصنوعي از توان دانشمندان، قانونگذاران و دولتها براي شناخت کامل و مديريت آن پيشي گرفته است.

 يوشوا بنجيو، از پيشگامان يادگيري عميق و رئيس مشترک اين هيئت، اعلام کرده است شواهدي از رفتارهاي غيرمنتظره و گاه فريبکارانه برخي سامانههاي هوش مصنوعي مشاهده شده و هنوز نميتوان با اطمينان گفت که مدلهاي بسيار قدرتمند آينده همواره تحت کنترل انسان باقي خواهند ماند.

در اين گزارش همچنين پيشبيني شده است که نسل جديد «عاملهاي هوشمند» (AI Agents) که قادرند بهطور مستقل وظايف پيچيده را انجام دهند، بهسرعت وارد زندگي روزمره خواهند شد؛ موضوعي که فرصتهاي بزرگي ايجاد ميکند، اما در عين حال نيازمند نظارت، استانداردهاي ايمني و مقررات دقيق است.

 

بازار کار؛ بزرگترين تغيير قرن؟

 

بررسيهاي مؤسساتي مانند صندوق بينالمللي پول، مجمع جهاني اقتصاد، مککينزي و گلدمن ساکس نشان ميدهد هوش مصنوعي احتمالاً ميليونها شغل را دستخوش تغيير خواهد کرد.

 اما بيشتر پژوهشها تأکيد دارند که در کوتاهمدت، هوش مصنوعي بيش از آنکه همه مشاغل را حذف کند، ماهيت آنها را تغيير ميدهد.

مشاغلي که بر تحليل، خلاقيت، تصميمگيري، ارتباطات انساني و نظارت بر سامانههاي هوشمند استوار هستند، همچنان نقش مهمي خواهند داشت؛ در مقابل، بسياري از فعاليتهاي تکراري و قابل پيشبيني به تدريج خودکار خواهند شد.

 

آيا واقعاً هدف پنهاني وجود دارد؟

 

در فضاي مجازي گاهي ادعاهايي مطرح ميشود مبني بر اينکه رايگان بودن هوش مصنوعي نشانه وجود يک برنامه پنهان براي کنترل افکار يا وابسته کردن کامل انسانهاست.

 در حال حاضر، شواهد علمي و مستند، چنين ادعاهاي گستردهاي را تأييد نميکند.

 اما اين بدان معنا نيست که هيچ نگراني واقعي وجود ندارد. وابستگي بيش از حد کاربران، تمرکز قدرت اقتصادي، مخاطرات حريم خصوصي، انتشار اطلاعات نادرست، سوءاستفادههاي سايبري و تأثير بر بازار کار، همگي موضوعاتي هستند که در گزارشهاي معتبر دانشگاهي و بينالمللي بارها درباره آنها هشدار داده شده است.

به بيان ديگر، خطرهاي واقعي هوش مصنوعي، بيش از آنکه در روايتهاي هيجانزده و آخرالزماني باشد، در چالشهاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي و اخلاقي نهفته است.

 هوش مصنوعي نه «منجي مطلق» است و نه «تهديدي آخرالزماني». رايگان بودن نسبي آن نيز نه از سر خيرخواهي کامل است و نه الزاماً نشانه وجود يک طرح پنهان.

واقعيت اين است که شرکتهاي بزرگ فناوري در حال رقابت براي تصاحب يکي از مهمترين بازارهاي تاريخ هستند؛ بازاري که داده، اعتماد کاربران، اکوسيستم نرمافزاري و نوآوري، سرمايههاي اصلي آن به شمار ميروند.

در چنين شرايطي، مهمترين وظيفه کاربران، دولتها، دانشگاهها و شرکتهاي فناوري، استفاده آگاهانه از اين ابزار قدرتمند، توسعه سواد هوش مصنوعي، حفظ حريم خصوصي، تقويت قوانين و پرهيز از وابستگي کامل به سامانههاي هوشمند است. آينده اين فناوري نه فقط به توانايي الگوريتمها، بلکه به تصميمهايي بستگي دارد که انسانها امروز درباره نحوه توسعه، نظارت و استفاده از آن ميگيرند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.