اين روزها در بسياري از رسانههاي استانبول و آنکارا، همچنان درباره اهميت ديدار علي الزيدي نخست وزير عراق با رجب طيب اردوغان رئيس جمهور ترکيه صحبت ميشود.
برخي از رسانههاي نزديک به آکپارتي، با استفاده از اظهارات و تعابير اغراقآميز، ادعا ميکنند که هوشياري و دقت اردوغان درباره ضرورت تکميل امضاهاي يک سند که وزير حمل و نقل عراق آن را امضا نکرده بود، مانع از يک خسران 50 ساله شده و منافع ملي ترکيه را تضمين کرده است.
از اين گذشته، رسانههاي ديگري نيز مدعي شدهاند که با خريد 15 درصدي سهام نفت کرکوک، ترکيه به يکي از مهمترين کنشگران بازار انرژي منطقه تبديل خواهد شد.
در اين يادداشت، در آغاز به اظهارنظر يکي از کارشناسان انرژي ترکيه ميپردازيم و سپس نشان خواهيم داد که چرا بخشهاي مهمي از اين ديدگاهها واقع بينانه به نظر نميرسد.
سهام 15 درصدي، فرصت 100 درصدي
يکي از ديپلماتهاي اسبق وزارت امور خارجه ترکيه به نام مهمت اوغوتچي که حالا رياست باشگاه انرژي در لندن انگليس را بر عهده دارد و در عين حال به عنوان يک کارشناس بين المللي حوزه انرژي شناخته ميشود، در ارزيابي اهميت خريد سهام نفت کرکوک، به نکات اغراق آميزي اشاره کرده است.
اوغوتچي ميگويد: «در بخش انرژي، برخي از توافقنامهها صرفاً تجاري نيستند. برخي نقشههاي انرژي را تغيير ميدهند و برخي ديگر موقعيت ژئوپليتيکي کشورها را تغيير ميدهند. خريد 15 درصد سهام شرکت انرژي BP کرکوک ليميتد (BPECKL) توسط شرکت نفت ترکيه (TPAO) يکي از اين تحولات استراتژيک است که در دسته دوم قرار ميگيرد. در نگاه اول، اين ممکن است يک سرمايهگذاري معمولي در بخش نفت بينالمللي به نظر برسد. با اين حال، موضوع بسيار بزرگتر از اين است. براي اولين بار، ترکيه نه تنها به يک خريدار نفت يا اپراتور خط لوله در يکي از مهمترين ميادين نفتي عراق تبديل ميشود، بلکه به بخشي مستقيم از زنجيره توليد تبديل ميشود. اين يک گام استراتژيک است که نه تنها پيامدهاي اقتصادي، بلکه پيامدهاي ژئوپليتيکي، ژئواکونوميکي و ديپلماتيک نيز دارد».
اوغوتچي، کرکوک را به عنوان «حافظه انرژي خاورميانه» توصيف کرده و يکي از تخمينهاي قديمي را تکرار کرده که مدعي است ميادين کرکوک، باي حسن، جمبور و خباز، پتانسيل هيدروکربن قابل بازيابي معادل 3 ميليارد بشکه نفت دارد.
اوغوتچي در ادامه گفته: «خريد 15 درصد سهام نفت کرکوک توسط ترکيه، ممکن است در نگاه اول ناچيز به نظر برسد. با اين حال، در بخش انرژي، ارزش استراتژيک هميشه با درصد سهم سنجيده نميشود. ترکيه اکنون نه تنها در مسيري است که نفت از آن عبور ميکند، بلکه در ميزي است که توليد در آن انجام ميشود. مزاياي سياسي و اقتصادي اين امر بسيار فراتر از اندازه مالي سرمايهگذاري خواهد بود. آنچه کرکوک را متفاوت ميکند، مقياس آن نيست، بلکه ماهيت نمادين و استراتژيک آن است. براي اولين بار، ترکيه با غولهاي انرژي جهاني در توسعه مجدد يکي از مهمترين ميادين نفتي عراق همکاري ميکند. همانطور که شرکتهاي سعودي آرامکو، ADNOC، پتروبراس، اکوينور، پتروناس و قطر انرژي با سرمايهگذاري در خارج از مرزهاي خود به ابزارهاي سياست خارجي کشورهايشان تبديل شدهاند، شرکت ملي تاپو با چشماندازي مشابه براي امنيت انرژي ترکيه و همچنين ظرفيت سياست خارجي آن مهم است.
امروزه، مبارزه در ژئوپليتيک انرژي ديگر صرفاً بر سر ذخاير نيست. رقابت واقعي بر اين متمرکز است که نفت از کدام کريدورها، با چه هزينهاي و با چه خطرات سياسي به بازارهاي جهاني ميرسد. از اين منظر، خط لوله کرکوک-جيحان همچنان اقتصاديترين، کوتاهترين و پيشرفتهترين مسير صادرات زيرساختي براي نفت عراق است».
در همين حال روزنامه صباح گازته به عنوان يکي از جرايد وابسته به اتاق فکر حزب عدالت و توسعه ميگويد: «هدف ترکيه نبايد محدود به بازگشايي خط لوله کرکوک-جيحان باشد. هدف واقعي تبديل شدن به يک شريک ضروري در معماري انرژي آينده عراق است. پروژه راه توسعه که ترکيه در سالهاي اخير در اولويت قرار داده، نبايد صرفاً به عنوان يک پروژه حمل و نقل ديده شود. خطوط لوله نفت، گاز طبيعي، اتصالات برق، مراکز داده، بنادر، راهآهن، مراکز لجستيک، هيدروژن سبز... همه اينها بخشهايي از يک چشمانداز ژئواکونوميک هستند. از ديگر سو، جيحان فقط يک پايانه صادراتي نيست؛ بلکه مرکزي براي ذخيرهسازي، تجارت، پالايش و پتروشيمي نيز هست. جيحان نه تنها بايد به يک پايانه صادراتي، بلکه به مرکزي براي ذخيره سازي، تجارت، پالايش، پتروشيمي و تأمين مالي انرژي نيز تبديل شود».اين روزنامه در ادامه به خريد سهام نفت کرکوک توسط ترکيه اشاره کرده و ميگويد: «سهم 15 درصدي کرکوک ممکن است از نظر ترازنامه محدود به نظر برسد. با اين حال، ارزش استراتژيک آن بسيار فراتر از اين است. براي اولين بار، ترکيه به شيوهاي نهادي و بلندمدت وارد زنجيره ارزش انرژي عراق ميشود. آنچه اکنون بايد انجام شود اين است که اين سود را به عنوان يک سرمايهگذاري مستقل در نظر نگيريم، بلکه آن را به بخشي از يک مشارکت استراتژيک بزرگتر ترکيه و عراق تبديل کنيم. سهام 15 درصدي کرکوک صرفاً يک سرمايهگذاري نفتي نيست. اين اقدام حلقهاي حياتي در يک چشمانداز چندلايه است که شامل امنيت انرژي، ديپلماسي آب، مبارزه با تروريسم، جاده توسعه، کريدورهاي انرژي جايگزين به تنگه هرمز و آينده مشارکت استراتژيک ترکيه و عراق ميشود. ترکيه ميتواند از يک کشور ترانزيت نفت عراق به يک قدرت ژئواکونوميک واقعي تبديل شود که جريانهاي انرژي منطقهاي را توليد، حمل، تأمين مالي و هدايت ميکند».
واقعيت از چه قرار است؟
همچنان که در آغازِ اين گزارش ذکر شد، رسانههاي نزديک به حزب حاکم ترکيه ميکوشند تا خريد 15 درصدي سهام نفت کرکوک را به عنوان يک دستاورد تاريخي بينظير براي دولت اردوغان توصيف کنند.
ولي واقعيت اين است که خريد 15 درصدي، به معني نفوذ و دسترسي بيشتر است و نبايد آن را به معناي تغيير قواعد بازي قلمداد کرد. حالا از مجموع 100 درصدي سهام نفت کرکوک فقط 15 درصد در اختيار ترکيه است و با توجه به سهم 43 درصدي بريتيش پتروليوم، تصميمگيري اصلي همچنان با انگليسيها خواهد بود. نکته دوم اين است که اساساً برخلاف ادعاي تحليلگران ترکيه، کرکوک آينده انرژي عراق را تعيين نميکند. چرا که حدود 85 تا 90 درصد توليد نفت عراق در جنوب اين کشور يعني در بصره متمرکز است.
به عبارتي ديگر، کرکوک بسيار مهم است، اما موتور اصلي اقتصاد نفتي عراق نيست. در دهه آينده، سرنوشت انرژي عراق بيش از هر چيز به بصره وابسته خواهد بود.
نکته بعدي اين است که اغلب رسانههاي نزديک به حزب و دولت اردوغان در ترکيه مدعي شدهاند که بندر جيحان به هاب اصلي منطقه تبديل ميشود. اين در حالي است که واقعيت ميداني بازار نفت منطقه، گوياي آن است که در برابر رقباي بسيار قدرتمندي مانند فاو، بصره، بانياس، بنادر خليج فارس و بستر صادرات ال.ان.جي، جيحان فقط يکي از بازيگران خواهد بود و نه هاب اصلي.
در پايان بايد گفت: به باور بسياري از انديشکدههاي جهاني بازار انرژي، برخلاف ادعاي ترکها، عراق در ساليان آتي نيز افزايش توليد قابل توجهي نخواهد داشت و نميتواند با حمايت ترکيه به مهمترين صادرکننده منطقه تبديل شود.
به باور بسياري از تحليلگران بازار انرژي، خط لوله کرکوک- جيحان همچنان يکي از اقتصاديترين مسيرهاي صادرات نفت شمال عراق است، اما در بلندمدت عراق احتمالاً به دنبال تنوعبخشي به مسيرهاي صادراتي خواهد بود تا وابستگي خود را به يک کريدور کاهش دهد. اين همان منطقي است که توليدکنندگان بزرگ انرژي معمولاً دنبال ميکنند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.