چين در دو دهه گذشته، فرآيند مدرنسازي نظامي خود را با سرعتي بيسابقه پيش برده است.اين کشور از جايگاه يک قدرت نظامي منطقهاي با اتکا بر ارتش انبوه و فناوريهاي عمدتاً مهندسي معکوسشده، به يک مبتکر جهاني در حوزههاي کليدي فناوري نظامي تبديل شده است.
سرمايهگذاري هنگفت در تحقيق و توسعه منجر به ظهور نسلي از تسليحات شده است که نه تنها با همتايان غربي خود برابري ميکنند، بلکه در برخي موارد، مانند جنگافزارهاي هايپرسونيک، از آنها پيشي گرفتهاند.
در ادامه به تشريح 4 سلاح فوق پيشرفته چيني ميپردازيم:
1: سامانه موشکي DF-17
تحليل فني: موشک دانگ فنگ 17 اولين سامانه موشکي بالستيک عملياتي در جهان است که به طور خاص براي حمل يک کلاهک گلايدکننده هايپرسونيک به نام DF-ZF طراحي شده است. برخلاف موشکهاي بالستيک سنتي که يک مسير قوسي قابل پيشبيني را طي ميکنند، دي اف 17 يک رويکرد بوست-گلايد را اتخاذ ميکند.
پرتاب: موشک توسط يک پرتابگر متحرک جادهاي شليک ميشود که قابليت شليک و جابجايي را براي بقاپذيري بالا فراهم ميکند.فاز بوست (تقويت): يک موتور راکتي سوخت جامد، کلاهک DF-ZF را به ارتفاع بسيار بالا در لبه اتمسفر ميرساند.فاز گلايد: در اين مرحله، کلاهک HGV جدا شده و با سرعتي بين 5 تا 10 ماخ (حدود 6,100 تا 12,300 کيلومتر بر ساعت) شروع به سُر خوردن بر روي لايههاي بالايي اتمسفر ميکند.مانورپذيري: ويژگي کليدي DF-17 در اين فاز است. کلاهک DF-ZF ميتواند مانورهاي شديد و غيرقابل پيشبيني افقي و عمودي را اجرا کند.
اين ترکيب از سرعت بسيار بالا و مانورپذيري، رهگيري آن را براي سامانههاي دفاع موشکي معاصر مانند تاد يا پاتريوت که براي مقابله با مسيرهاي بالستيک طراحي شدهاند، تقريباً غيرممکن ميسازد.برد اين سامانه بين 1,800 تا 2,500 کيلومتر تخمين زده ميشود و هدف اصلي آن، اهداف استراتژيک باارزش مانند ناوهاي هواپيمابر و پايگاههاي نظامي کليدي در زنجيره اول و دوم جزاير است.
کارايي به زبان ساده: تصور کنيد يک سنگ را به هوا پرتاب ميکنيد؛ شما ميتوانيد مسير سقوط آن را حدس بزنيد و آن را بگيريد. اين، يک موشک بالستيک عادي است. حالا تصور کنيد يک سنگ کَفي بسيار سريع را روي آب پرتاب ميکنيد که با هر برخورد با آب، مسيرش را به چپ و راست تغيير ميدهد. DF-17 دقيقاً همين کار را با اتمسفر انجام ميدهد. آنقدر سريع است که سيستم دفاعي فقط چند ثانيه براي واکنش فرصت دارد، و در همان چند ثانيه، موشک دائماً در حال جاخالي دادن است. به همين دليل به آن قاتل ناو ميگويند؛ دفاع در برابر آن تقريباً غيرممکن است.
2: موشک هايپرسونيک تغيير شکل دهنده
تحليل فني: يکي از جديدترين و انقلابيترين پروژههاي چين، توسعه يک موشک هايپرسونيک با قابليت تغيير شکل در ميانه پرواز است.اين فناوري که توسط محققان دانشگاه ملي فناوري دفاعي توسعه يافته، به عنوان معجزه آيروديناميک هايپرسونيک توصيف شده است.مشکل اصلي در پرواز هايپرسونيک (بالاي 5 ماخ) اين است که طراحي بهينه براي سرعت کم با طراحي بهينه براي مانور Lift در تضاد است. اين موشک با استفاده از بالهاي جمعشونده اين پارادوکس را حل ميکند:حالت سرعت بالا (Wings-In): در فاز کروز، بالها درون بدنه جمع ميشوند. اين امر سطح مقطع را به حداقل رسانده و به موشک اجازه ميدهد با کمترين مقاومت هوا، به سرعتهاي فوقالعاده بالا دست يابد.حالت مانورپذيري: در فاز نهايي يا هنگام نياز به تغيير مسير، بالها باز ميشوند. اين کار سطح بالابر (Lift) را به شدت افزايش داده و به موشک اجازه ميدهد مانورهاي بسيار تند (مانند چرخش 90 درجهاي) را اجرا کند که براي موشکهاي بالستيک يا گلايدرهاي قبلي غيرممکن بود.
چالش فني اصلي در اين طراحي، پديده لرزش کنترلي است؛ در دماي بالاي 2000 درجه سانتيگراد و فشارهاي شديد پرواز هايپرسونيک، هرگونه حرکت مکانيکي ميتواند منجر به لرزشهاي فاجعهبار و از هم پاشيدگي سازه شود.تيم چيني ادعا ميکند با توسعه يک الگوريتم کنترل پيشرفته به نام super-twisting sliding mode control ، بر اين مشکل غلبه کرده و حرکت بالها را بدون لرزش و پايدار ساخته است.
3: جنگنده نسل ششم، فرماندهي آسمان با هوش مصنوعي
تحليل فني: در حالي که جنگنده نسل پنجم J-20 در حال توليد انبوه است، چين به طور فعال در حال آزمايش پروازي نمونههاي اوليه جنگنده نسل ششم خود است که گاهي با نام J-36 يا J-XX از آن ياد ميشود. بر اساس تصاوير و تحليلها، اين پلتفرم يک جهش نسلي کامل محسوب ميشود.
طراحي آيروديناميکي: اين جنگنده داراي طراحي بدون سکان و بال الماسي است. حذف سطوح سکان عمودي و افقي، پنهانکاري راداري را در تمام زوايا به حداکثر ميرساند.پيشرانه: گزارشها به يک پيکربندي بسيار غيرمعمول سه موتوره اشاره دارند. اين طراحي احتمالاً براي تأمين نيروي الکتريکي عظيم مورد نياز براي سلاحهاي انرژي هدايتشده (ليزر) و همچنين دستيابي به سوپرکروز پايدار و برد بسيار طولاني است.
کنترل: براي جبران ناپايداري ناشي از حذف دُم، اين جنگنده به شدت به کنترل بردار رانش و سطوح کنترلي پيشرفته متکي است.
دکترين: احتمالاً به عنوان يک حسگر-تيرانداز و مهاجم نفوذي طراحي شده است. ابعاد بسيار بزرگ آن (وزن برخاست احتمالي 50 تا 70 تن) نشاندهنده ظرفيت حمل سلاح و سوخت داخلي عظيم است. انتظار ميرود داراي يک کابين دو نفره باشد: يک خلبان و يک مدير نبرد که مسئوليت کنترل پهپادهاي همبال جنگ الکترونيک و مديريت سنسورها را بر عهده دارد.
4: سلاح ليزري (LY-1 ) دفاع با سرعت نور
تحليل فني: سامانه پدافندي ليزري که با نام LY-1 نيز شناخته ميشود، يک سلاح انرژي هدايتشده (DEW) مبتني بر ليزر فيبر نوري است. اين سامانه نشاندهنده بلوغ چين در فناوري ليزر حالت جامد است.توان خروجي: اين سيستم به صورت ماژولار طراحي شده و توان آن قابل تنظيم است (از 5 کيلووات تا 100 کيلووات).عملکرد: نسخه 30 کيلوواتي آن قادر است يک صفحه فولادي به ضخامت 5 ميليمتر را از فاصله 1000 متري سوزانده و در آن نفوذ کند کاربرد: هدف اصلي آن، پدافند هوايي ارتفاع پايين در برابر تهديدات «ارزان اما پرشمار» مانند پهپادها، کوادکوپترها، راکتها و موشکهاي کروز است.
مزايا:سرعت نور: درگيري با هدف آني است و نيازي به محاسبه پيشگيري هدف نيست.هزينه هر شليک: کمتر از يک دلار (هزينه برق مصرفي) در مقايسه با صدها هزار دلار براي يک موشک پدافندي.ظرفيت مهمات: نامحدود تا زماني که منبع تغذيه (معمولاً يک ژنراتور) فعال باشد.دقت عملياتي: آسيب جانبي بسيار کم دارد و ميتواند با دقت بالايي مثلاً موتور يک پهپاد را هدف بگيرد.پلتفرم: اين سامانه هم به صورت ثابت (براي حفاظت از پايگاهها) و هم به صورت متحرک نصب شده بر روي کاميونهاي 6x6توسعه يافته است.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.