اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

نگاهي به دلايل تأکيد رهبر انقلاب بر جواني جمعيت

جواني جمعيت از ديدگاه رهبر انقلاب، نه تنها يک ضرورت اجتماعي، بلکه رويارويي با جنگ نرم دشمن و داراي پيوندي حياتي با پيشرفت و اقتدار ملي است.

14:23
نگاهي به دلايل تأکيد رهبر انقلاب بر جواني جمعيت

به گزارش خبرگزاري تسنيم، در نگاه رهبر انقلاب و  چشمانداز تمدني جمهوري اسلامي ايران، آيندهاي مقتدر و مستقل بدون سرمايه انساني جوان، پويايي و اميد به پيشرفت امکانپذير نيست. رهبر معظم انقلاب اسلامي، طي سالهاي اخير، بارها و با صراحت نسبت به روند کاهشي جمعيت و کاهش مواليد هشدار دادهاند و آن را يکي از مهمترين تهديدهاي پيشروي کشور دانستهاند؛ تهديدي خاموش اما بسيار تعيينکننده که در صورت غفلت، ميتواند آينده کشور را با چالشهاي جدي مواجه سازد.

 

جواني جمعيت؛ موتور محرک پيشرفت ملي

 

يکي از مفاهيم کليدي در بيانات رهبر انقلاب، جايگاه «جوان» به عنوان موتور پيشرفت کشور است. بيان صريح ايشان در اين باره اينگونه است که «همهي پيشرفتهاي ما تا امروز به برکت حضور جوانها بوده... پيرها بلاشک نقش ايفا ميکنند، امّا موتور، جوانهايند.»

از نگاه امام خامنهاي، حفظ اکثريت جوان در ترکيب جمعيتي کشور، مستقيماً با توان دفاعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي گره خورده است.

رهبر انقلاب حفظِ جمعيّتِ جوانِ کشور را يکي از ابزارهاي قوّت ميدانند و بر اين باورند کشوري که در آن جوان کم است، پيشرفتش [هم] کم است.

اين نگاه برخلاف الگوي توسعهگراي غربي است که جمعيت را صرفاً بار اقتصادي ميبيند؛ بلکه در انديشه رهبري، جواني جمعيت يک فرصت استراتژيک براي اقتدار آينده ايران تلقي ميشود.

 

فرزندآوري، يک وظيفه حياتي اجتماعي و ملي

 

فرزندآوري از نظر رهبر انقلاب يک وظيفه همگاني و نه صرفاً يک انتخاب فردي يا خانوادگي است. ايشان با تأکيد بر اين مسئله که فرزندآوري و تکثير نسل يکي از آن وظايف مهم و اساسي است آن را جزو نيازهاي حياتي امروز و فرداي کشور ميدانند.

بر اين اساس اقدام به فرزندآوري نه تنها با منافع خانوادگي در تضاد نيست، بلکه با منافع بلندمدت ملي همسوست. اهميت اين مسئله تا حدي است که رهبر انقلاب ميفرمايند: «در داخل جامعهي خودمان مسائلي داريم که جنبه سياسي ندارد، امّا براي جامعه جنبه حياتي دارد؛ فرض کنيد مسئلهي زاد و ولد يا جواني جمعيت... اينها موعظه اجتماعي است» (1402/10/26)

 

جمعيت جوان، ابزار قدرت ملي

 

از نگاه امام خامنهاي يکي از مهمترين عناصر قدرت در هر کشور، وجود جمعيت جوان است. ايشان صريحاً تأکيد ميکنند که «حفظِ جمعيّتِ جوانِ کشور يکي از ابزارهاي قوّت است» و هشدار ميدهند که «اگر چنانچه مواليد در اين کشور به قدر لازم و به قدر کافي توليد نشوند (که الان به قدر کافي نيست) چند صباح ديگر، چند سال ديگر نسل جوان در کشور کمياب خواهد شد. آن وقت کشوري که در آن جوان کم است، پيشرفتش [هم] کم است» (1399/01/03)

با تأمل در اين سخن درميابيم که رهبر انقلاب، جمعيت جوان را نهفقط يک ظرفيت اجتماعي يا اقتصادي، بلکه ابزاري بنيادين براي استمرار قدرت ملي و پيشرفت همهجانبه ميدانند. در واقع، جامعهاي که از انرژي، انگيزه و نوآوري جوانان بهرهمند نباشد، قادر نخواهد بود در رقابتهاي منطقهاي و بينالمللي جايگاه بالايي کسب کند. تجربه 40 سال گذشته نيز نشان داده است که بسياري از قلههاي علمي، فناورانه، فرهنگي و حتي جهادي کشور، به دست جوانان فتح شدهاند.

در اين چارچوب، موضوع فرزندآوري از سطح يک انتخاب فردي يا خانوادگي، به يک مسئلهي راهبردي در مقياس ملي ارتقا پيدا ميکند. رهبر انقلاب بارها با نگاهي آيندهنگر، نسبت به «کمياب شدن نسل جوان» هشدار دادهاند؛ وضعيتي که نهتنها پيشرفت را دشوار ميکند، بلکه کشور را در معرض تهديدهاي امنيتي و وابستگيهاي عميقتري قرار ميدهد.

از اين منظر، حفظ و گسترش جمعيت جوان، نهتنها با اهداف کلان انقلاب اسلامي همخواني دارد، بلکه لازمه تحقق بسياري از آن اهداف است. از جمله استقلال سياسي، شکوفايي اقتصادي، پيشرفت علمي و استقرار عدالت اجتماعي. در واقع، اگر سرمايه انساني جوان نباشد، ساير سرمايهها نيز به درستي فعال نميشوند يا قابليت رقابت نمييابند.

 

فرسودگي جمعيت و فرصت بيبازگشت «پنجره جمعيتي»

 

رهبر انقلاب اسلامي در تحليل روند جمعيتي کشور، بارها نسبت به غفلت از اين فرصت حياتي هشدار دادهاند؛ فرصتي که در ادبيات جمعيتشناسي از آن با عنوان «پنجره جمعيتي» ياد ميشود. ايشان با اشاره به اين مفهوم، تصريح ميکنند: «يکي از مزيّتهاي بزرگ کشور عبارت است از فرصت جمعيّت جوان کشور... به تعبير اين جمعيّتشناسها «پنجرهي جمعيّتي». ما امروز در دلِ اين فرصت قرار داريم... اين فرصت تا 20 سال ديگر ادامه خواهد داشت... اگر اين 20 سال از دستمان رفت و کشور وارد عرصه سالمندي و فرسودگي شد، ديگر کاري نمي شود کرد.» (1398/08/28)

در واقع، پنجره جمعيتي به دورهاي محدود گفته ميشود که در آن بخش غالب جمعيت يک کشور را گروه سني کارآمد و مولد تشکيل ميدهد؛ فرصتي که با برنامهريزي صحيح ميتواند موتور حرکت کشور به سمت توسعهي پايدار باشد. اما اين پنجره، دائمي نيست؛ اگر در زماني مشخص مورد استفاده قرار نگيرد، بسته خواهد شد و جاي خود را به پديدهاي خطرناک به نام «پيري جمعيت» خواهد داد.

رهبر انقلاب اين روند را نهتنها از زاويه علمي و آماري، بلکه با نگاه تمدني و راهبردي ارزيابي ميکنند. ايشان تصريح دارند که پيري جمعيت فقط يک پديدهي زيستي نيست، بلکه به معناي از دست رفتن پويايي اجتماعي، ضعف در توليد، کاهش توان دفاعي و افزايش وابستگي خواهد بود، چرا که جامعهي پير نميتواند به آن قلّهها برسد و همه پيشرفتهاي ما تا امروز به برکت حضور جوانها بوده است.

نکته مهم اينجاست که از منظر رهبر انقلاب، فرصت جمعيتي بهتنهايي کفايت نميکند؛ بلکه بهرهگيري از آن مستلزم اقدامات ساختاري، سياستگذاري منسجم و فرهنگسازي عميق است. ايشان صريحاً ميگويند که اگر اين بيتوجّهي ادامه پيدا کند و همه به فکر فرزندآوري نيفتند، 20 سال آينده وارد مسيري خواهيم شد که ديگر کار برايمان بسيار مشکل خواهد شد.

بنابراين، رهبر انقلاب با آيندهنگري و بر اساس محاسبهي دقيق، هشدار ميدهند که فرصت رشد و نوسازي تمدن اسلامي وابسته به جمعيت جوان است و اگر اين فرصت از دست برود، بازگرداندن آن امکانپذير نيست. پيري جمعيت نهتنها حرکت تمدني انقلاب را متوقف ميکند، بلکه کشور را در برابر تهديدات نرم و سخت بيدفاع خواهد کرد.

 

 چالش سياست تحديد نسل و سلطه نسخههاي غربي

 

از ديگر محورهاي راهبردي در تحليل رهبر انقلاب درباره بحران جمعيتي، نقد جدي نسبت به سياستهاي تحديد نسل و تبعيت برخي دستگاهها و مسئولان از نسخههاي غربي است. ايشان در بياني شفاف و هشداردهنده، اين تبعيت را «اعتماد بيشتر به نسخهي بيگانگان تا نسخهي داخلي» تعبير کرده و آن را يک «خطاي بزرگ» ميدانند.

در دهههاي گذشته، در نتيجه اجراي سياست «فرزند کمتر، زندگي بهتر» که برگرفته از توصيهها و الگوهاي کشورهاي اروپايي بود، الگوي فرزندآوري در ايران دچار تغييرات بنيادين شد. اين سياست، در ظاهر با اهداف رونق اقتصادي و بهداشت عمومي معرفي شد، اما رهبر انقلاب، آن را بخشي از راهبرد کلان غرب براي تضعيف کشورهاي اسلامي ميدانند و معتقدند که آنها «ميخواهند کشورهاي اسلامي از جمعيّتهاي زياد و جوانهاي فعّال و انسانهاي کارآمد برخوردار نباشند.»

نکتهي حائز اهميت در بيانات ايشان اين است که برخلاف ظاهر فريبنده اين سياست، خود کشورهاي غربي اکنون با بحران شديد کاهش جمعيت و پيري مواجه شدهاند و به انواع تشويقها براي فرزندآوري روي آوردهاند، اما «فايده هم ندارد.» (همان) تجربه غربيها نشان داده است که بازگرداندن شاخصهاي جمعيتي به حالت مطلوب، پس از افت شديد نرخ مواليد، تقريباً غيرممکن است.

رهبر انقلاب با تأکيد بر تفاوت مبنايي ميان سياستهاي جمعيتي اسلامي و غربي، تصريح ميکنند که بايد به نسخه درونزاي اسلامي بازگشت؛ نسخهاي که در آن ازدواج، فرزندآوري، تکثير نسل و تشکيل خانواده ارزش شمرده ميشود: «به اين نسخه اسلامي که «تَنَاکَحوا تَناسَلوا تَکثُروا فَاِنّي اُباهي بِکُمُ الاُمَمَ يَومَ القِيامَة» عمل نميکنند، [امّا] به نسخهي غربي عمل ميکنند!»

از اين منظر، تبعيت برخي مديران مياني از الگوي جمعيتي غربي، نهتنها آسيبزا، بلکه در تعارض با هويت و آينده کشور است. رهبر انقلاب بارها اشاره کردهاند که اين عقبماندگي بايد جبران شود، اما به صراحت هم ابراز نگراني کردهاند که: «نتايج خيلي نتايجِ دلگرمکنندهاي نيست.»

در چنين شرايطي، رهبر انقلاب بر ضرورت «فرهنگسازي»، «قانونگذاري» و «دنبالگيري جدّي دستگاههاي اجرايي» تأکيد کردهاند. از نظر ايشان، مقابله با روند کاهش جمعيت، امري صرفاً فرهنگي يا شخصي نيست، بلکه يک راهبرد ملي و تمدني است که نياز به عزم و اراده همهجانبه دارد.

 

 مسئوليت دستگاهها و خطر ترک فعل در سياست جواني جمعيت

 

با توجه به جايگاه راهبردي جواني جمعيت در منظومه فکري رهبر انقلاب، غفلت از آن نهتنها بيتدبيري بلکه در مواردي ترک فعل آشکار و قابل پيگرد محسوب ميشود. ايشان در بيانات صريحي نسبت به کمکاري دستگاههاي اجرايي، فرهنگي و آموزشي هشدار داده و تأکيد کردهاند که دستگاههاي مختلف دولتي و عمومي کشور مسئله جمعيّت را جدّي بگيرند و کساني که مسئولاند، به معناي واقعي کلمه، وظايفشان را در اين زمينه انجام بدهند.

از نظر رهبر انقلاب، هر دستگاهي که با «زندگي»، «معيشت»، «فرهنگ»، «آموزش»، «اشتغال»، «مسکن» و حتي «تبليغ و رسانه» ارتباط دارد، در قبال جواني جمعيت مسئول است و نميتواند نسبت به آن بيتفاوت باشد. مسئوليت اين دستگاهها تنها در صدور بخشنامه يا تکرار شعارها خلاصه نميشود، بلکه به اجراي دقيق، مستمر و اثربخش سياستهاي مصوب نياز دارد؛ از جمله «قانون حمايت از خانواده و جواني جمعيت» که از سال 1400 لازمالاجرا شده و ابعاد متعددي از تسهيل فرزندآوري، تأمين مسکن و معيشت خانوادهها تا توسعه خدمات مراقبتي و آموزشي کودکان را در بر ميگيرد.

اما آنچه در عمل مشاهده ميشود، فاصلهاي نگرانکننده ميان «قانون» و «اقدام» است. بسياري از دستگاهها به وظايف قانوني خود در اين زمينه يا ورود نميکنند يا بهصورت جزيرهاي و نمايشي عمل ميکنند. اين ترک فعلها که بعضاً از روي بياعتقادي به اصل مسئله يا بيتوجهي به اولويتهاي کشور صورت ميگيرد، ميتواند آثار غيرقابل جبراني بر آينده کشور برجاي بگذارد.

رهبر انقلاب در هشدار نسبت به اين مسامحهها فرمودهاند: «مسئوليني که امروز هستند، بايد بدانند اگر چنانچه اين موضوع [جمعيت] مورد توجه قرار نگيرد، 10 سال ديگر، 15 سال ديگر، وقتي اثراتش ظاهر شد، ديگر قابل علاج نيست.»

در واقع، ترک فعل امروز، منجر به بحران غيرقابل بازگشت فردا خواهد شد؛ چرا که ساخت جمعيتي، سيال و قابل انعطاف فوري نيست، و اصلاح آن، نيازمند فرآيند بلندمدت و حمايتهاي چندلايه است. غفلت چند ساله از سياستهاي جمعيتي، دههها آينده کشور را به مخاطره مياندازد؛ بهويژه که روند سالمندي جمعيت در ايران شتابي فزاينده گرفته و فرصت تاريخي براي اصلاح آن بهشدت محدود است.

در چنين شرايطي، رهبر انقلاب، مطالبهگري عمومي از دستگاهها، نظارت سازمانهاي ناظر و پاسخخواهي رسانهها را نيز ضروري ميدانند. زيرا اجراي اين سياستها بدون فشار افکار عمومي و پيگيري نهادهاي نظارتي بهراحتي به تعويق ميافتد يا منحرف ميشود.

 

 موانع فرهنگي فرزندآوري؛ گفتمانسازي يا مقابله با تحريف؟

 

در کنار موانع اقتصادي و اجرايي، يکي از مهمترين چالشهاي تحقق جواني جمعيت در انديشه رهبر انقلاب، موانع فرهنگي و گفتماني است. ايشان بارها تأکيد کردهاند که دشمنان ملت ايران با «جنگ نرم» و «هجمه فرهنگي» تلاش کردهاند ساختار فکري مردم را درباره خانواده، فرزند و سبک زندگي تغيير دهند تا از درون، پويايي جامعه ايراني را متوقف سازند.

«يکي از کارهايي که در اين جنگ نرم انجام ميگيرد، همين مسئلهي کاهش نسل است؛ که حالا در بعضي از کشورهاي غربي اين اتفاق افتاده و دارند جبران ميکنند، براي کشور ما هم برنامهريزي کردند.» (1399/02/28)

بر اين اساس، مقابله با کاهش جمعيت صرفاً يک پروژه اقتصادي يا حقوقي نيست؛ بلکه يک مواجهه «تمدني» با گفتمان سلطه است که ميکوشد خانواده را از ارزش و مرکزيت بيندازد و سبک زندگي فردگرايانه، مصرفزده، بدون فرزند و بيتعهد را جايگزين کند. ترويج ترس از فرزند، بزرگنمايي مشکلات تربيت کودک، القاي «مزاحم» بودن فرزند براي پيشرفت شخصي، تبليغ زندگي تکفرزندي يا بيفرزندي، و حتي جعل مفاهيم ديني درباره قناعت يا رضايت الهي، همه نمونههايي از اين تحريف فرهنگياند.

رهبر انقلاب از اين روند با واژههاي دقيقي چون «تبليغات غلط» و «نقشه دشمن» ياد کردهاند. بهعنوان نمونه، ايشان ميفرمايند: «يکي از کارهايي که در اين جنگ نرم انجام ميگيرد، همين مسئلهي کاهش نسل است... حالا يک زماني بود که بعضيها با انگيزهي خير، بهخاطر مشکلات کشور، براي کنترل نسل تبليغ ميکردند؛ امروز آن روز نيست، آن شرايط نيست.»

مسئله اساسي از نظر ايشان، نياز به «بازسازي گفتمان» است. گفتماني که در آن، فرزند نه «هزينه اضافي»، بلکه «سرمايه انساني»، «نعمت الهي» و «افق آيندهساز کشور» تلقي شود. اين امر مستلزم ورود فعالانه نخبگان، رسانهها، روحانيون، دانشگاهيان، فعالان اجتماعي و هنرمندان به ميدان روايتسازي است تا با ايجاد تصويري مطلوب از خانواده پرجمعيت، مادران فعال، پدران مسئول و کودکان شاد، فضا را از سيطره نگرشهاي مأيوس و واگرا خارج کنند.

گفتمانسازي اما نبايد سطحي و شعاري باشد؛ بلکه بايد با بهرهگيري از ظرفيتهاي فرهنگي بومي، مضامين ديني، تجارب موفق اجتماعي و تحليل علميِ فرصتهاي جمعيتي، به بنيانهاي فکري مخاطبان عمق ببخشد. رهبر انقلاب با اشاره به مسئوليت نهادهاي فرهنگي در اين زمينه معتقدند که «سياستهاي فرهنگي کشور بايد به نحوي تنظيم بشود که تشکيل خانواده و فرزندآوري، يک ارزش تلقي بشود؛ اين بايد فرهنگ عمومي مردم بشود، نهفقط يک حکم شرعي يا توصيه اجتماعي.»

 

فرصت تمدني، و نه فقط چالش جمعيتي

 

در نهايت بايد در نظر داشته باشيم رهبر انقلاب اسلامي، مسئله جمعيت را صرفاً يک مقوله جمعيتي يا آماري نميدانند، بلکه آن را يک «فرصت تمدني» و رکن حياتي براي «پيشرفت اسلامي» تلقي ميکنند. در منظومه فکري ايشان، جمعيت جوان نهتنها بار هزينهاي نيست، بلکه بزرگترين «سرمايه ملي» است؛ سرمايهاي که اگر درست مديريت و تربيت شود، ميتواند کشور را به سمت اقتدار، استقلال، نوآوري و مرجعيت جهاني سوق دهد.

ايشان جمعيت جوان و پرنشاط را يکي از مهمترين ثروتهاي ملي ميدانند . معتقدند کشوري که نيروي انسانيِ جوان نداشته باشد، مثل انساني است که توان حرکت و تحرک را از دست داده است.

اين نگاه، نقطه مقابل تلقي رايج در برخي محافل غربي است که افزايش جمعيت را با بحرانهاي اقتصادي، بيکاري و کمبود منابع گره ميزنند. رهبر انقلاب با شناخت عميق از ظرفيتهاي دروني کشور، باور دارند که ايران با داشتن منابع سرشار، استعدادهاي فراوان، سرزمين پهناور و فرهنگ اسلامي ـ ايراني، نهتنها قادر است جمعيت بيشتري را اداره کند، بلکه با همين جمعيت ميتواند به يک تمدن پيشرو و مولد در سطح جهان تبديل شود.

«ما کشور کمجمعيتي نيستيم، بايد از اين جمعيت استفاده کنيم؛ اين جمعيت جوان، مستعد، پرنشاط، باهوش، باانگيزه، کشور را به اوج خواهد رساند» (1399/02/28)

از نگاه امام خامنهاي، جوانان نهفقط نيروي کار و توليد، بلکه موتور محرکه فرهنگ، سياست، علم، صنعت و جهادند. نقش آنان در دفاع مقدس، پيشرفتهاي علمي، فناوري هستهاي، شرکتهاي دانشبنيان و حتي جريان مقاومت، مؤيد اين واقعيت است که «جواني» نه فقط «فاز زندگي»، بلکه «جهش تمدنساز» است.

بنابراين، از ديدگاه رهبر انقلاب، برنامهريزي براي افزايش جمعيت، در واقع سرمايهگذاري براي آيندهسازي کشور است. ناديدهگرفتن اين ظرفيت، بهمعناي چشمپوشي از امکان تاريخي ملت ايران براي تبديلشدن به الگوي پيشرفت اسلامي در جهان است.

در اين چارچوب، ايشان از مسئولان ميخواهند که نگاه «وظيفهمحور» و نه «آمارمحور» به جمعيت داشته باشند: «اگر مسئولين کشور به مسئله جمعيت بهعنوان يک وظيفه نگاه کنند، نه بهعنوان يک عدد، خيلي از مشکلات حل خواهد شد.» (1393/02/30)

گزارش از؛ فاطمه قديري

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.