اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

نگاهي به جايگاه و پاسداشت زبان فارسي از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامي-14

نكات علمي درباره فارسي

بايد اعتراف كنيم كه در كار زبان فارسى تقصير شده است. نه فقط در اين چند ساله‌ى اول پيروزى انقلاب كه هركسى به كارى مشغول بود، به اين مهم چندان پرداخته نشد، بلكه در گذشته نيز تقصيرهاى بزرگتر و بيشترى صورت گرفت و با اين‌كه در اين كشور ادبا و شعرا و فارسى‌دانان و فارسى‌گويانِ بزرگى بودند،اما در اين سنين متمادى، زبان فارسى آن رشدى را كه بايستى مى‌كرد و آن سعه‌يى را كه در دنيا بايد پيدا مى‌كرد، پيدا نكرد

14:14
نگاهي به جايگاه و پاسداشت زبان فارسي از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامي-14

يك روز از چين تا روم و همين آسياى صغير، مرز زبان فارسى را تشكيل مىدادند. انسان مىبيند كه در دوران عثمانى، ديوان و مكاتبات آنها به زبان فارسى بوده است و شعرايى به زبان فارسى داشتند. بهترين شعراى بخشى از دوران عثمانى، شعراى فارسىگو هستند؛ وضع هند و شبه قارهى هند هم كه معلوم است. بنابراين، نفوذ زبان فارسى بسيار بوده است.

هر زبانى كه سعهى نفوذ آن زياد باشد، طبيعى است كه با خود فرهنگى را حمل مىكند. كارى كه امروز دولتهاى استعمارگر و سلطهطلب مىخواهند با خرجهاى زياد و با اعمال نفوذهاى فراوانى در دنيا انجام بدهند، زبان فارسى آن كار را با نفوذ طبيعىِ خودش كرده است.

نمىشود باور كرد كه نفوذ زبان فارسى به خاطر قدرت سياسى كشور فارسىزبان است. آن روزى كه زبان فارسى در هند زبان رسمى بود، پادشاهان مغولى هند و تيموريها، اگر از سلاطين صفويه - كه در ايران بودند - مقتدرتر نبودند، قدرت كمترى نداشتند. اورنگ زيب (1) از معاصر خودش در ايران به مراتب قوىتر بود؛ يعنى يك كشور بسيار ثروتمند در اختيارش بود؛ از لحاظ سياسى قوى بود و تقريباً بر تمام منطقهى شرق آسيا نيز مسلط بود؛ اما زبان آن مردم، زبان فارسى بود. نمىشد گفت كه زبان فارسى را كه خود اين سلاطين و خانوادهها و ديوانها و زنان و رعيتشان با شوق و ذوق مىپذيرفتند، به خاطر اين مىپذيرفتند كه مثلاً كشور ايران و حكومت صفوى يا حكومت نادرى روى آنها نفوذ داشتند؛ نخير، مسألهى نفوذ سياسى نيست؛ بايستى در چيز ديگرى جستجو كرد. هيچ وقت ايران در دولت عثمانى نفوذى نداشته، كه زبان فارسى را نفوذ سياسى ما به آنجا ببرد؛ خودشان دولت مقتدرى بودند؛ هميشه هم با كشور ايران در حال جنگ و درگيرى بودند. اتفاقاً دورانى كه زبان فارسى در تركيه نفوذ داشته، تقريباً همان دوران صفويه است كه در خود ايران زبان فارسى خيلى اوجى نداشته است.

شعراى خوب ما در آن دوران فرار مىكردند و از ايران مىرفتند؛ اما ما مىبينيم كه در كشور عثمانىِ آن روز، زبان فارسى، زبان ديوانى و زبان شعرى و زبان علمى و ادبى است؛ پس ناشى از نفوذ سياسى نيست؛ يعنى نمىتوان گمان كرد كه علت گسترش زبان فارسى، نفوذ سياسى دولت فارسى ايران است. علاوه بر اين، خيلى از سلاطين ايران اصلاً فارس نبودند. غزنويان و سلجوقيان شايد زبان فارسى را درست هم نمىفهميدند. خود صفويه و قاجاريه هيچكدام فارسىزبان نبودند؛ اينها با فارسى خيلى انس و خويشاوندى نداشتند.

بنابراين، علت نفوذ زبان فارسى در چيز ديگرى است؛ شايد يك مقدار در خود ذات اين زبان است؛ يعنى تركيب و شيوايى ويژه و آهنگى كه اين زبان دارد. من از بعضى كسانى كه در مجامع جهانى خيلى حضور پيدا مىكنند و نطقهاى مختلف را مىشنوند، شنيدم كه مىگفتند آهنگ زبان فارسى و نطقهاى فارسى، گيراتر از آهنگ زبانهاى ديگر است. ما هم گاهى مىبينيم كه بعضى از اشخاصى كه از كشورهاى متعدد به ايران مىآيند و در اينجا صحبت مىكنند، آن زيبايى و فراز و نشيب لطيف زبان فارسى در كلامشان احساس نمىشود. البته اينها را بايستى زبانشناسان بگويند؛ چيزى نيست كه با گوش بشود فهميد؛ لابد موازين و معيارهايى دارد كه اينها را زبانشناسان مىفهمند.

علت ديگر نفوذ زبان فارسى، آن بار معنايى است كه اين زبان با خودش حمل مىكند. زبان فارسى، فرهنگ غنىيى را با خودش مىبرده است؛ اين فرهنگ امروز در اختيار ماست؛ عمدتاً هم فرهنگ اسلامى است؛ يعنى اسلام در اين منطقهى شرق عالم، از شبه قاره گرفته تا چين و تا هر جاى ديگر كه رفته، با زبان فارسى رفته است. خيلى نزديك به نظر مىآيد كه يكى از عوامل گسترش زبان فارسى در دنيا - و لااقل در اين ناحيه - همراهى آن با دين و پيام دين و معارف دينى باشد؛ يعنى آن كسى كه اين دين و اين معارف را مىپذيرد، زبانى را هم كه حامل آن است، مىپذيرد. من ديدهام كه قوالها در هند در آن مقبرهى شاه ولىاللَّه مىنشينند و اشعارى را به زبان فارسى هم مىخوانند. البته فارسى را هم خيلى بد مىخوانند؛ يعنى صدايشان خوب است، ليكن خواندنشان خيلى غلط دارد؛ درعينحال اشعار، همان اشعار عرفانى و معنوى فارسى است؛ كه يا از اشعار خود شاه ولىاللَّه و يا از اشعار ديگران مىخوانند. بنابراين، ما مىتوانيم آن محتواى عرفانى و آن فرهنگ اسلامى را كه شكل لطيف و زيباى خودش را در ايران داشته، عامل گسترش زبان بدانيم.

ادامه دارد

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.