آمار مرکز رصد جمعيت سازمان ثبت احوال کشور، پرده از يک واقعيت نگرانکننده برميدارد؛ بيش از 14 ميليون ايراني در سنين طلايي تشکيل خانواده، مجردند. تفکيک اين دادهها نشان ميدهد 7ميليون و 355 هزار مرد (20 تا 54 سال) و 6 ميليون و 929 هزار زن ( 15 تا 49 سال) مجرد هستند؛
دو جمعيتي که اگرچه بازههاي سني يکساني ندارند، اما برآيند حضورشان در جامعه، هشداري ساختاري درباره سقوط نرخ باروري، دگرگوني نهاد خانواده و آينده جمعيتي کشور مخابره ميکند.
دگرگوني الگوي تشکيل خانواده
روندهاي جمعيتي بيانگر آن است که ما صرفاً با افزايش سن ازدواج روبهرو نيستيم، بلکه الگوي تشکيل خانواده دچار دگرگوني بنيادين شده است. تداوم تحصيل، بيثباتي شغلي، هزينههاي سرسامآور مسکن و معيشت، پيوند زناشويي را در ذهن جوانان به تأخير انداخته است. هرچند بخشي از اين جمعيت در سالهاي آينده وارد زندگي مشترک خواهند شد، اما نگراني عميق جامعهشناسان از گذار جامعه از مرحله تأخير به ورطه «تجرد قطعي» است؛ نقطهاي بيبازگشت که فرصت باروري و تشکيل خانواده را براي هميشه از بين ميبرد.
کالبدشکافي موانع، از اقتصاد تا تغييرات نگرشي
نتايج پژوهشهاي «انديشکده نظام مسائل جوانان کشور» نشان ميدهد عوامل بازدارنده ازدواج ،زنجيرهاي از ابعاد مادي و روانشناختي هستند. اين پژوهش مهمترين موانع را در مواردي چون «دغدغههاي اقتصادي»، «آرمانگرايي و کمالگرايي»، «ترس از آينده و ناپايداري زندگي»، «تأثير روابط پيش از ازدواج»، «افت فرايندهاي انگيزشي» و «موانع پيچيده خانوادگي» شناسايي کرده است. جوان امروزي در مواجهه با اين اضطرابهاي چندگانه، ترجيح ميدهد گام در مسيري نگذارد که افق روشني براي آن متصور نيست.
سه گانه موانع ازدواج
دکتر عليرضا شريفي يزدي، روانشناس و عضو فرهنگستان علوم پزشکي، دو روز قبل در گفت وگو با تسنيم، در تحليل لايههاي اجتماعي اين بحران تأکيد کرده که در طبقه فرودست و لايههاي مياندست جامعه، مسائل اقتصادي اصليترين و نخستين عامل امتناع از ازدواج است؛ جايي که اساساً امکان تأمين هزينههاي آغاز زندگي وجود ندارد.
وي با اشاره به يک مقايسه آماري تأملبرانگيز خاطرنشان ميکند: «اگرچه نرخ تجرد قطعي در ايران به کشورهايي چون نروژ، دانمارک، هلند و بلژيک نزديک شده، اما ماهيت آن کاملاً متفاوت است. در کشورهاي حوزه اسکانديناوي، تجرد يک انتخاب فردي بر پايه استقلال و رفاه است؛ در حالي که در ايران، در بسياري از موارد تجرد محصول اجبار ساختاري، فقر و ناتواني در تأمين نيازهاي اوليه زندگي است.»
هراس از فروپاشي و مداخله سنتها
مسائل مالي همه ماجرا نيست. شريفي يزدي به مولفههاي روانشناختي و خانوادگي نيز اشاره دارد. ضعف مهارتهاي حل تعارض ميان زوجين موجب جهش نرخ طلاق شده است؛ موجي که ترس و اضطراب را به بدنه جوانان مجرد تزريق کرده و بيرغبتي مفرطي پديد آورده است. علاوه بر اين، تجارب زيسته تلخ در کانون خانواده پدري (شاهد بودن اختلافات مداوم والدين) انگيزهگريزي جوانان را تقويت ميکند. از سوي ديگر، دخالت سنتي والدين در انتخاب همسر و تحميل معيارهاي غيرهمخوان با نسل جديد، به لجبازي فرزندان يا به تعويق افتادنهاي فرسايشي ميانجامد؛ تا آنجا که افراد در سنيني تن به ازدواج ميدهند که نشاط جواني و فرصت زادآوري از دست رفته است.بحران کاهش ازدواج در ايران ترکيبي از بنبست معيشتي و شکنندگي رواني-ارتباطي است. تا زماني که سياستگذاري کلان کشور از اقدامات مقطعي فراتر نرود و امنيت اقتصادي، آموزش مهارتهاي زندگي و رفع گرههاي بيننسلي محقق نشود، آمار 14 ميليوني تجرد در شرايطي که کشور در شيب جدي کاهش جمعيتي است، به عنوان زنگ خطري جدي بر پيشاني ساختار جمعيتي کشور باقي خواهد ماند.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.