عراق شهريور 1359 در شرايطي به ايران را آغاز کرد که اين دو کشور با يکديگر کاملا متفاوت داشتند.
با آغاز جنگ، ايران از هرگونه حمايت خارجي بينصيب بود ولي رژيم بعثي عراق با پشتيبانيهاي جهاني وارد جنگ با ايران شده بود و کشورهاي مختلف به صدام هواپيما و امکانات راداري و پدافندي ميدادند و مدرنترين وسايل و تجهيزات را در اختيارش ميگذاشتند. علاوه بر اين کمکهاي نظامي، انواع کمکهاي اقتصادي نيز عراق را پوشش ميداد. با آغاز حمله عراق به ايران، در حالي که بيش از 80 کشور به صورت رسمي و غير رسمي عراق را ياري ميدادند جمهوري اسلامي ايران حتي از داشتن حق خريد سيم خاردار که يک وسيله غيرنظامي محسوب ميشد، محروم بود.
به گزارش ايسنا، در ديداري که روز - چهارشنبه 29 شهريور - جمعي از طلايهداران، خانوادههاي شهدا، هنرمندان، نويسندگان، امدادگران، پيشکسوتان و فعالان دفاعمقدس در قالب مراسم سراسري «جهاد و مقاومت از ديروز تا امروز» با رهبر معظم انقلاب اسلامي داشتند؛ ايشان در تشريح کمکهاي استکبار به صدام، به گزارشهايي که آمريکاييها را مشوق اصلي صدام در حمله به ايران ميداند اشاره کردند و افزودند: «آمريکاييها علاوه بر کمکهاي اطلاعاتي مستمر، شيوههاي تاکتيکي نبرد را به متجاوزان آموزش ميدادند، فرانسويها هم پيشرفتهترين تجهيزات هوايي را به صدام دادند، آلمانيها او را براي توليد سلاح فاجعه آفرين شيمايي تجهيز کردند، بلوک شرق به رهبري شوروي سابق هر امکانات زميني و هوايي که صدام ميخواست در اختيارش گذاشتند و اعراب منطقه هم پول بيحساب به او ميدادند. »
با توجه به اين فرمايش مقام معظم رهبري، در اين گزارش مروري بر حمايتها آلمان و فرانسه از صدام داريم
آلمان و معامله با جان ايرانيان
در ساليان گذشته همراهي آلمان و ساير کشورهاي اروپايي با تحريمهاي يکجانبه آمريکا موجب نقض فاحش حقوق بشر مردم ايران شده است. همچنين حافظه تاريخي ملت ايران هيچ گاه از ياد نخواهد برد که شرکتهاي آلماني چگونه در دوران هشت سال جنگ تحميلي عراق عليه ايران با صدام بر سر جان رزمندگان و مردم ايراني معامله کردند و روشن شده است دولتهاي غربي که به طور همه جانبه از رژيم بعث حمايت ميکردند، در تجهيز شيميايي عراق نقش فعالي داشتند. از جمله کشورهايي که در کنار ديگر کشورها مثل امريکا، فرانسه و انگليس به تجهيز رژيم بعث پرداخت، آلمان بود که حتي رسانهها و برخي مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.
مجله «اشپيگل» چاپ آلمان ذيل يکي از گزارشهاي خود درباره جزئيات تجهيز رژيم بعث به سلاحهاي شيميايي توسط آلمان در زمان جنگ تحميلي مينويسد: يک عراقي به نام علي قاضي گرفتار زندان صدام ميشود که با وساطت رئيسجمهوري و وزير امور خارجه آلمان از مرگ نجات پيدا ميکند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاري يک افسر عضو سازمان ضدجاسوسي آلمان غربي، ترتيب صدور يک کارخانه تهيه سلاحهاي شيميائي به عراق داده ميشود.
علي قاضي پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک يک عضو ارتش سازمان ضدجاسوسي آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسيس ميکند و از طريق اين شرکت از «کنسرن معروف فورستاي آلمان» وسائل يک کارخانه بزرگ توليد اسلحه شيميايي را خريداري ميکند. اين کارخانه قادر بود ساليانه يک ميليون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شيميايي را به گازهاي کشنده خردل و تابون مبدل سازد. صدور و حمل چنين کارخانه عظيمي به يکباره صورت نگرفت بلکه در قطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکيه به عراق صادر ميشد.
مجله اشپيگل در گزارش ديگري مينويسد: اينک در عراق در «سلمان پاک» در ساحل رودخانه دجله آزمايشگاههاي تحقيقاتي تهيه گاز شيميايي قرار دارد. در شهر «فلوجا» مواد خام اوليه تهيه ميشود و بالاخره در شهر «سامره» گازهاي خردل و گاز عصبي تابون بهطور انبوه توليد ميشود. بنابر اين گزارش در هر سه شهر، شرکتهاي مختلف آلمان غربي حضور داشته و در ساختمان و تکميل اين کارخانه از آزمايشگاه تا توليد انبوه سهيم بودهاند.
بنابر گزارش همين مجله، اطلاعات تحقيقات محرمانه حاکي از آن بود که تأسيسات شيميايي ساخته شده توسط شرکتهاي آلماني در سامره عراق اخيرا موفق به توليد مواد شيميايي بسيار مرگبار «تابون» و «لاست» هم شدهاند. کارشناسان آلماني همچنين متوجه شدهاند که سه کارخانه فروخته شده آلماني به عراق قادر به توليد اسيد سيائيدريک غليظ و فشرده بوده است.
ادو اولفکات، خبرنگار آلماني روزنامه مشهور «فرانکفورتر آلگماينه» که در دوران جنگ تحميلي خبرنگار اعزامي اين روزنامه به مناطق جنگي عراق بود ميگويد: مقامات آلماني بسيار خرسند بودند که اين گازها را براي استفاده عليه ايران به صدام دادهاند.
علاوه بر اين، آلمان طي دوران جنگ تحميلي ساخت تأسيسات «سعد 16» و قطعات کارخانه شيميايي سامره را در اختيار رژيم بعث قرار داد و ضمن آن نيز در زمينه صنايع موشکي با بغداد همکاري کرده است. يک سخنگوي وزارت اقتصاد آلمان غريي در اعترافات خود در اين باره ميگويد: يک پروژه نظامي موسوم به «سعد - 16» در عراق توسط شرکتهاي آلماني تحت پوشش يک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.
با آشکار شدن نقش آلمان در تجهيز رژيم بعث عراق در دوران جنگ تحميلي، اشپيگل ذيل يک گزارش نوشت: امروزه ديگر ثابت شده است که بدون فنآوري آلمان، عراق قادر به توليد موشکهاي دوربرد اسکاد- نبوده است. فنآوري پيشرفته آلمان که در اختيار عراق قرار ميگرفت؛ به بغداد اين امکان را ميداد که برد موشکهاي اسکاد - را به 600 کيلومتر افزايش دهد.
علاوه بر اين، آلمان همچنين 60 فروند بالگرد «BO-105» مجهز به موشک وحشتناک ضد تانک «هات» به عراق فروخت. اين بالگردها به صورت محرمانه و توسط اسپانيا که مونتاژ قسمتي از آنها را بر عهده داشت، تحويل رژيم بعث عراق شد تا نقض بيطرفي آلمان در برابر طرفين درگير آشکار نشود.
نقش فرانسه در حنگ تحميلي
آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران، فرانسه را در يک رودربايستي قرار داد. دوراهي که بر سر آن قرار گرفته بود، خلاصه ميشد دراين که چگونه فروش سلاح و همکاري صنعتي خود با عراق را حفظ کند، بدون اينکه ايران را از دست بدهد؟! پاريس نميتوانست از بغداد چشم بپوشد، چراکه منافع اقتصادي و صنعتي مهمي درآنجا داشت. مقامات فرانسه، در عين حال، نگران بودند که پشتيباني همه جانبه و کاملاً آشکار از عراق، ايران را به واکنش خشونت آميزي( عليه آنان)، وادار کند.
براي درک هرچه بهتر علايق پاريس و بغداد، بهتر است چند سال به عقب برگرديم.
عراق؛ الدورادوي جديد براي صنايع فرانسه
پس از جنگ اسرائيل و اعراب در ژوئن 1967، محبوبيت فرانسه در خاورميانه، به دليل بي طرفي اعلام شده توسط ژنرال دوگل در جنگ 6 روزه، پيريزي شد. دولت فرانسه پس از مبارزات الجزاير، احساس ميکرد که از نظر افکار عمومي اين آزادي عمل را دارد که درباره طرفداري از اعراب، سياست احتياط آميزي داشته باشد. فرانسه اميدوار بود که با بخشي از نفوذ خود، خاورميانه را که بعد از پايان جنگ جهاني دوم از دست داده بود، بار ديگر بدست آورد. همچنين اين کشور به دنبال فتح بازارهاي کشورهاي متعدد عربي بود که به مدد نفت، ثروتمند شده بودند.
در هفتم فوريه 1968، ژنرال دوگل، همتاي عراقي خود را در پاريس پذيرفت و روابط ( بسيار خوب و دوستانه) شارلماني[1] با خليفه عباسي بغداد، هارون الرشيد، را به وي يادآوري کرد. او با تملقگويي و چاپلوسي، تمامي منافعي را که عراق ميتوانست از قِبل رابطه با فرانسه، داشته باشد، براي همتاي عراقي خود روشن کرد. البته کار آساني نبود چراکه عراق روابط تنگاتنگي با اتحاد جماهير شوروي داشت و به همين دليل از سوي بسياري از کشورهاي غربي تحت فشار بود. تماسها، موفقيت آميز بودند.
شرکت «پانارد» که به دولت نزديک بود، به همين مناسبت اولين سري از تجهيزات؛ شامل 106 قبضه مسلسل اتوماتيک AML60 را به ارتش عراق فروخت. درحالي که شرکت «برليه» و «ساويم» هم قراردادي براي تحويل 687 دستگاه کاميون نظامي را بهدست آوردند. با اعلام ملي شدن صنعت نفت عراق در بهار 1972، بغداد بلافاصله به پاريس اطلاع داد تمام اقدامات لازم براي حفظ منافع فرانسه، بهعمل خواهد آمد. دولت عراق اعلام کرد که آماده انعقاد يک قرارداد همکاري اعطاي امتياز با کمپانيهاي نفتي فرانسوي(CFP)، گروه توتال( شرکتي که داراي 75/23 درصد سهام شرکت عراقي پتروليوم کمپاني IPC را داشت) و موسسه الفاراپ، ميباشد.
مذاکرات به مدد مداخله «ژان دورک دانه» يکي از پرسنل CFP که در بغداد شخصيت بي همتايي بود و خود را طي 15 سال به عنوان يک شخصيت مرکزي در روابط فرانسه و عراق معرفي کرده بود، به خوبي پيش رفت.
روز 11 ژوئن 1972، صدام حسين به فرانسه رفت تا چگونگي اجراي همکاريهاي نفتي(مداليته) بين بغداد و پاريس را نهايي کند. اين اولين مسافرت وي به اروپا بود. او از اين مسافرت استفاده و بر آمادگي عراق براي خريد تسليحات تأکيد کرد. او به مقامات فرانسوي ليست اقلامي را ارائه کرد و گفت که عراق مايل است هرچه زودتر آنها را دريافت کند. اين ليست شامل، هواپيماي جنگي «ميراژ»، بالگرد، رادار و تسليحات مختلف زميني بود.
بخش صنعت نفت فرانسه که نگران منافع خود در عراق بود، براي حفظ اين منافع، يک کمپين مطبوعاتي به نفع رژيم عراق بهراه انداختند و بدين ترتيب فشار را برروي دولت مضاعف کردند تا تحت عنوان دفاع از منافع صنايع فرانسوي، آن را مجاب به واگذاري اقلام درخواستي صدام نمايند.
ژآک شابان دلماز؛ نخست وزير وقت و ميشل دوبره؛ وزير وقت دفاع به شدت با اين حرکت موافق بودند اما والري ژيکاردستن؛ وزير وقت دارايي بسيار محتاط و در مورد اعتبار دولت عراق مردد بود. موريس شومان؛ وزير خارجه در اين خصوص به شدت مخالف بود. او موافق تقويت يکي از دشمنان اسرائيل (عراق) و بزرگ کردن مقامات سياسي آنها نبود. البته او هم با شخصيت صدام حسين و قراردادهايي به ارزش بيش از سه ميليارد دلار که در جيبش بود، اغوا شد.
اولين قرارداد امضا شده بين فرانسه و عراق در زمان جنگ تحميلي
به هرحال اولين قراردادي که به امضا رسيد؛ مربوط به فروش 40 فروند هواپيماي «ميراژ .اف-1» بود که قرار شد تا پايان سال 1980 تحويل عراق شود. ژاک شيراک رييس جمهور وقت فرانسه هم حامل خبر جالبي بود: «دولت عراق خواهان همکاري فرانسه در زمينه هستهاي غير نظامي شده بود که امتيازي براي جامعه «سن گوبين» و «فراماسون» محسوب ميشد.»
پيشنهاد فرانسه براي تحويل اورانيوم غني شده به بغداد
صدام حسين توانست با اهداي قراردادهاي شگرف نفتي و تسليحاتي مقامات فرانسوي را به طمع اندازد. از اين جهت بود که سرمايه داران فرانسوي در دو بخش فوق ( نفت و تسليحات) حمايت از کمپين فشار مطبوعاتي را مضاعف کردند تا دولت را براي دريافت ليست صدام حسين مجاب کنند و استدلالشان دفاع از منافعشان در عراق بود. در خلال سال 1975، هيأتهاي فرانسوي و عراقي در خصوص همکاريهاي هستهاي بارها با يکديگر ملاقات و مذاکره کردند. پيشنهاد پاريس؛ تحويل اورانيوم غني شده به بغداد و ساخت يک مرکز تحقيقاني 800 کيلوواتي و نيز يک نيروگاه هستهاي 70 مگاواتي با عنوان «اوسيراک» در عراق بود.
از 5 تا 8 سپتامبر 1975، صدام حسين براي به نتيجه رساندن مذاکرات به فرانسه رفت. ژاک شيراک از او با اين کلمات استقبال کرد: «شما دوست شخصي من هستيد، در نزد من از احترام بالايي برخوردار هستيد و محبت شما در دل من جاي دارد.» بهتر از او، نخست وزير بود که با صدام به تعطيلات پايان هفته رفت و او را در مزرعه «وانکت » همراهي کرد، پيش از آن که نشان افتخار پايتخت فرانسه را به او بدهد.
پي نوشت:
[1] شارلماني (به فرانسوي: Charlemagne)، شارل يکم فرانسه يا کارل بزرگ يا کارلوس ماگنوس.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.