پيش از جنگ رمضان، تردد کشتيها در تنگه هرمز از طريق مسيري موسوم به طرح جداسازي ترافيک (TSS) مديريت ميشد؛ يک مسير مرکزي با ظرفيت روزانه حدود 130 کشتي که تحت نظارت سازمان بينالمللي دريانوردي (IMO) قرار داشت. اما با وقوع درگيريها، مسير سنتي (TSS) عملاً غيرقابل استفاده شد. (مسير قرمز روي نقشه)
با ناامن شدن مسير سنتي عبور و مرور، ايران يک مسير جايگزين و البته «موقت» براي عبور اعلام کرد و نهاد مديريت تنگه خليج فارس (PGSA) را براي انجام هماهنگيهاي مرتبط با اين مساله راهاندازي و معرفي کرد. اين مسير که در شمال مسير سنتي (TSS) قرار دارد، در آبهاي سرزميني جمهوري اسلامي واقع شده و اعمال حاکميت بر آن، جزو حقوق بديهي ايران است. (مسير آبي روي نقشه)
اما در روز گذشته، عمان در اقدامي خطرناک اعلام کرده که مسير «موقت» ديگري با هماهنگي سازمان بينالمللي دريانوردي (IMO) و با حمايت آمريکا نيز به مسيرهاي جاري در تنگه هرمز اضافه ميشود. بر اساس نامه اداره آبنگاري ملي عمان، اين کريدور در جنوب طرح جداسازي ترافيک (TSS) و در آبهاي ساحلي عمان تعريف شده است. (مسير سبز روي نقشه)
بيانيه مشترک ايران و عمان به صراحت بر حاکميت و حقوق حاکميتي دو کشور بر آبهاي سرزمينيشان در تنگه هرمز تأکيد دارد. با اين حال، کريدور جنوبي که توسط عمان و با هماهنگي سازمان بينالمللي دريانوردي (IMO) و تحت حمايت آشکار آمريکا ايجاد شده، عملاً سيستمي موازي را در تنگه هرمز به وجود آورده است که به هيچ عنوان تحت نظارت ايران نيست.
بر اساس جديدترين رويههاي عبور از تنگه هرمز که توسط مرکز اطلاعات دريايي مشترک (JMIC) اعلام شده، کشتيها ميتوانند به طور شبانهروزي از کريدور جنوبي استفاده کنند، مشروط بر اينکه سيستم شناسايي خودکار (AIS) روشن، رادارها فعال، چراغهاي ناوبري روشن و ارتباطات استاندارد (VHF) برقرار باشد.
اما نکته اساسي در اين مسير، آن است که براي عبور از آن به کشتيها توصيه ميشود که با بخش هماهنگي و هدايت دريايي نيروي دريايي آمريکا (NCAGS) هماهنگ شوند، اما «اين هماهنگي اجباري نيست». اين بدان معناست که آمريکا با حفظ حضور نظامي خود در تنگه هرمز، ادعاهاي ايران درباره مداخله در خليج فارس را رد کرده و خود را در حال ارائه يک خدمت داوطلبانه نشان خواهد داد و نه يک حضور تحميلي نظامي. در همين راستا، سنتکام نيز اعلام کرده که کريدور جنوبي، عبوري «عاري از هرگونه ادعا، الزام يا مانع خودسرانه» فراهم ميکند.
اهميت اين اتفاق وقتي بيشتر ميشود که مواضع متعدد مقامات آمريکايي درباره تصرف يا حضور در تنگه هرمز بازخواني شود. شايد مهمترين اين مواضع را بتوان گفتههاي روزهاي اخير ترامپ دانست که صريحاً تعريف عوارض در تنگه هرمز را «توسط آمريکا» و «براي آمريکا» خواند و کشور خود را «فرشته نگهبان» تنگه هرمز ناميد.
نکته مهم ديگر آن است که وزارت خزانهداري آمريکا، روز هفتم خرداد ماه و در حين تبادل پيامهاي سياسي، نهاد مديريت تنگه خليج فارس (PGSA) را با ادعاي ارتباط با نهادهاي تروريستي در ليست تحريم قرار داده است. اين اتفاق هرگونه تبادل مالي و حاکميتي با اين نهاد را در آينده نزديک با چالش روبرو خواهد کرد و به طور طبيعي، عبور و مرور را به کريدور عماني-آمريکايي منتقل خواهد کرد.
نکته کليدي که اين کريدور را به چالشي مستقيم براي ايران تبديل ميکند، تأکيد صريح عمان بر عبور «بدون اعمال هيچ گونه عوارضي» است. عمان در بيانيه خود تصريح کرده که اين اقدام را «بر اساس مسئوليتهاي خود در قبال تنگه هرمز و مطابق با تعهد مستمر خود به حقوق بينالملل و حقوق درياها براي تضمين آزادي ناوبري در تنگه بدون اعمال هيچ گونه عوارض» انجام ميدهد و براي اين عبور رايگان، هيچ محدوديت زماني ذکر نکرده است.
با وجود آن که عبور از کريدور شمالي در آبهاي ايران نيز فعلاً رايگان است اما اقدام خطرناک مسقط براي ايجاد کريدور عماني-آمريکايي، در عمل با حفظ حضور نظامي آمريکا بدون قبول مسئوليتهاي حقوقي و امنيتي، مسير تردد را نيز به سوي کريدور جنوبي هدايت خواهد کرد چرا که علاوه بر آزادي تردد و رايگان بودن عبور، نيازمند اخذ مجوز از يک نهاد تحريمي هم نيست.
تصميم عمان آن هم يک روز پس از ديدار با مقامات ايراني در مسقط، نيازمند واکنش سريع تيم مذاکرهکننده و در صورت نياز، نهادهاي نظامي کشور است تا اين بدعت «به ظاهر موقت»، در تنگه هرمز اجرايي و تثبيت نشود.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.