اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

مرگ دختران ايراني 96 درصد کاهش يافت

چهار دهه را اگر فقط با عددهاي مرگ‌ومير نگاه کنيم، شايد نخستين چيزي که به چشم بيايد افزايش تعداد مطلق مرگ زنان باشد؛ اما داستان سلامت زنان ايران در همين عدد خلاصه نمي‌شود.

مرگ دختران ايراني 96 درصد کاهش يافت

بررسي پژوهشي که اخيرا مرکز مطالعات شهرداري تهران درباره وضعيت مرگ زنان و علل آن در تهران و ايران طي سالهاي 1360 تا 1400، تصويري متفاوت ارائه ميکند؛ تصويري که در آن بخشي از مهمترين تهديدهاي سلامت زنان در طول اين سالها به شکل محسوسي عقبنشيني کردهاند و در مقابل، بيماريهاي غيرواگير به مسئله اصلي سلامت زنان تبديل شدهاند.

 

دختراني که بيشتر از گذشته فرصت زندگي دارند

يکي از اميدبخشترين اعداد اين مطالعه در گروه سني زير پنج سال ديده ميشود؛ جايي که تغييرات چهار دهه گذشته بسيار چشمگير است. ميزان مرگ دختران زير پنج سال در ايران از 2249 مورد در هر 100 هزار نفر در سال 1360 به 85 مورد در سال 1400 کاهشيافته است.

در تهران نيز اين عدد از 970 مورد به 45 مورد رسيده است. اين کاهش فقط يک تغيير آماري نيست؛ پشت آن، دههها توسعه خدمات بهداشتي، مراقبتهاي مادر و کودک، واکسيناسيون، بهبود دسترسي به خدمات درماني و ارتقاي سطح مراقبتهاي اوليه سلامت قرار دارد.

به بيان سادهتر، دختراني که امروز در ايران متولد ميشوند، نسبت به چند دهه قبل شانس بسيار بيشتري براي عبور از سالهاي نخست زندگي دارند.

اين تغيير در گروههاي سني بالاتر کودکان و نوجوانان نيز ديده ميشود و کاهش مرگومير در سنين پايين را به يکي از مهمترين تغييرات الگوي سلامت زنان در چهار دهه گذشته تبديل کرده است.

 

جادهها ديگر به اندازه گذشته جان زنان را نميگيرند

يک تغيير مثبت ديگر در آمارها به حوادث و جراحات مربوط ميشود. ميزان مرگ زنان بر اثر حوادث و جراحات در ايران از 87.7 نفر در هر 100 هزار نفر در سال 1360 به 20.4 نفر در سال 1400 رسيده است. در تهران نيز اين شاخص از 19.7 به 9.7 نفر کاهشيافته است.

يعني در طول اين چهار دهه، سهم حوادث در مرگ زنان به شکل قابلتوجهي کاهش پيدا کرده است. حوادث حملونقل نيز در سال 1400 در تهران ميزان مرگ بسيار پايينتري نسبت به ميانگين کشور داشته است؛ 2 نفر در برابر 10.2 نفر در هر 100 هزار نفر.

اين اعداد را ميتوان نشانهاي از تغيير در محيط زندگي، ايمني، مراقبتهاي پزشکي و مجموعهاي از سياستها و مداخلاتي دانست که در طول چند دهه توانستهاند بخشي از مرگهاي قابلپيشگيري را کاهش دهند.

 

تهران؛ يک تفاوت قابل توجه

يکي ديگر از نکات قابلتوجه مطالعه، وضعيت تهران است. در تمام سالهاي بررسي، ميزان مرگ زنان در تهران پايينتر از ميانگين کشور گزارش شده است. اين تفاوت در گروههاي سني مختلف نيز مشاهده شده است.

البته اين داده بهتنهايي نميتواند علت اين تفاوت را مشخص کند، اما نشان ميدهد محل زندگي و دسترسي به امکانات ميتواند با الگوي سلامت و مرگومير جمعيت ارتباط داشته باشد.

از همين زاويه، تفاوت تهران با ميانگين کشور ميتواند يک فرصت پژوهشي مهم باشد؛ اينکه کدام عوامل در پايتخت به کاهش برخي شاخصهاي مرگومير کمک کرده و کدام بخش از اين تجربه قابليت تعميم به ديگر شهرها و مناطق کشور را دارد.

 

مسئله سلامت زنان عوض شده است

شايد مهمترين پيام اين آمارها همين باشد: مسئله سلامت زنان در ايران ديگر دقيقاً همان مسئله 40 سال قبل نيست.

در دهههاي گذشته، بيماريهاي عفوني، مشکلات مرتبط با دوران کودکي، سوءتغذيه و حوادث سهم بيشتري در مرگ زنان داشتند؛ اما امروز بيماريهاي غيرواگير در صدر قرار گرفتهاند.

اين تغيير را ميتوان از يک زاويه، نشانه پيشرفت نيز دانست؛ زيرا وقتي جامعه از بسياري از تهديدهاي اوليه سلامت عبور ميکند، الگوي بيماري و مرگ نيز تغيير ميکند.

در سال 1360 ميزان مرگ ناشي از حوادث و جراحات در ايران 87.7 نفر در هر 100 هزار نفر بود؛ اين رقم در سال 1400 به 20.4 نفر رسيد.

اما اکنون ميدان اصلي مقابله، بيماريهايي است که در بسياري از موارد ميتوان با سبک زندگي سالم، غربالگري، تشخيص زودهنگام و مراقبت مستمر، خطر آنها را کاهش داد.

 

قلب؛ دشمن جديدي که ميتوان زودتر سراغش رفت

بيماريهاي قلبي و عروقي با 189.1 مرگ در هر 100 هزار نفر در ايران و 128.3 نفر در تهران در سال 1400 همچنان مهمترين علت مرگ زنان در ميان بيماريهاي غيرواگير بودهاند.

پس از آن، سرطانها با 57.8 نفر در ايران و 70.3 نفر در تهران قرار داشتهاند. ديابت و بيماريهاي کليوي، بيماريهاي سيستم عصبي، بيماريهاي مزمن تنفسي و بيماريهاي گوارشي نيز در اين فهرست قرار دارند.

اما اينجا يک تفاوت مهم با بسياري از تهديدهاي گذشته وجود دارد: بخشي از اين بيماريها قابل پيشگيري، قابل کنترل يا قابل تشخيص زودهنگام هستند.

بنابراين اين آمار الزاماً به معناي يک بنبست نيست؛ بلکه نقشهاي از ميدان جديد سلامت زنان است.

اگر چهار دهه گذشته توانسته است مرگ دختران خردسال و مرگ ناشي از بسياري از حوادث را بهشدت کاهش دهد، ميتوان انتظار داشت سياستهاي دقيقتر در حوزه پيشگيري، تغذيه، تحرک، کنترل فشارخون و ديابت، غربالگري و دسترسي به خدمات سلامت نيز بتواند در مرحله بعدي، بار بيماريهاي مزمن را کاهش دهد.

 

اميد در دل آمارهاي سخت

آمارهاي مرگومير معمولاً با خود واژه «مرگ» را ميآورند و شايد در نگاه اول نااميدکننده به نظر برسند؛ اما مطالعه چهار دههاي مرگ زنان، اگر درست خوانده شود، روايت ديگري هم دارد.

روايت اين است که برخي از مرگهايي که زماني سهم بزرگي از زندگي زنان را کوتاه ميکردند، امروز بسيار کمتر شدهاند.

دختر زير پنج سالي که در سال 1360 با احتمال بسيار بيشتري در معرض مرگ قرار داشت، امروز شانس بسيار بيشتري براي ادامه زندگي دارد. زني که چهار دهه پيش در معرض خطر بالاتري از مرگ ناشي از حوادث قرار داشت، امروز با احتمال بسيار کمتري در همان مسير قرار ميگيرد.

اين يعني جامعه توانسته بخشي از تهديدهاي سلامت را عقب براند. اکنون نوبت مرحله بعدي است؛ عبور از درمان محوري صرف و حرکت جديتر به سمت پيشگيري.

 

 از کاهش مرگ به افزايش کيفيت زندگي

افزايش جمعيت ميانسال و سالمند زنان نيز اين ضرورت را بيشتر ميکند. هرچه زنان بيشتري از سالهاي کودکي و جواني عبور کنند و به سنين بالاتر برسند، طبيعي است که بيماريهاي مزمن سهم بيشتري در نظام سلامت پيدا کنند.

بنابراين موفقيت آينده فقط با کاهش تعداد مرگها سنجيده نميشود؛ بلکه بايد پرسيد زنان ايراني چند سال سالمتر زندگي ميکنند، چه ميزان از بيماريهاي مزمن قابلکنترل است و چه تعداد از زنان ميتوانند سالهاي ميانسالي و سالمندي را با استقلال و کيفيت زندگي بيشتر پشت سر بگذارند.

آمار چهار دهه گذشته يک پيام روشن دارد: ايران در برخي ميدانهاي سلامت زنان پيشرفت قابلتوجهي داشته است. کاهش شديد مرگ دختران زير پنج سال و کاهش مرگ ناشي از حوادث، دو شاهد مهم اين تغيير هستند.

حالا اما ميدان تازهاي پيش روي نظام سلامت قرار دارد؛ ميداني که در آن پيشگيري، آگاهي، تشخيص زودهنگام و اصلاح سبک زندگي ميتواند همان نقشي را ايفا کند که توسعه مراقبتهاي بهداشتي و درماني در کاهش مرگومير نسلهاي گذشته ايفا کرد.

داستان سلامت زنان ايران هنوز تمام نشده است؛ فقط مسئله از «نجات از مرگهاي زودرس» به «ساختن سالهاي سالمتر زندگي» تغيير کرده است.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.