اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ماجراي عنايت اميرالمؤمنين(ع) به علامه اميني

شيخ عبدالحسين اميني مشهور به علامه اميني در سال 1320 هجري قمري در تبريز در خانواده‌اي اهل علم، تقوي و فضيلت ديده به جهان گشود. پدرش حاج ميرزا احمد اميني از بزرگان و عالمان برجسته تبريز بود که به پرهيزگاري، علم کثير، اخلاق حسنه و بسياري از صفات پسنديده ديگر معروف بود. جد بزرگ او نيز مشهور به امين‌الشرع، مردي بود عاشق و شيفته اهل بيت عليهم‌السلام.

ماجراي عنايت اميرالمؤمنين(ع) به علامه اميني

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، علامه اميني در چنين خانداني شروع به رشد کرد و در صدد فراگيري علوم و احاديث اهلبيت عليهمالسلام بر آمد، از اين رو مقدمات علوم را در شهر تبريز فرا گرفت و در محضر اساتيدي همچون سيد محمد مولانا، صاحب کتاب مصباحالمساکين، سيد مرتضي خسرو شاهي و شيخ حسين، صاحب کتاب هديهالانام تلمذ کرد.

در همين دوره بود که الفيه ابن مالک؛ هزار بيت در باره صرف و نحو ادبيات عرب به زبان عربي را حفظ کرد، اما آنچه بيشتر ذوق اديبانه و شور عاشقانه او را اقناع ميکرد، حفظ اشعار گوناگون درباره امام علي (ع) بود. عشق به خاندان عصمت و طهارت او را بر آن داشت تا به نجف اشرف سفر کند.

شيخ عبدالحسين در سال 1335 تاليف اثر گرانبهاي «شهداء الفضيله» را آغاز کرد و توانست با انجام کاري ابتکاري، از ميان کتابهاي قديمي که در معرض نابودي و فراموشي بودند، مطالبي درباره علماي متقدم و متاخري که در راه حق به شهادت رسيدهاند تدوين کند.

او براي تهيه اين کتاب که تحسين بسياري را برانگيخت، به کتابخانههاي بسياري در ايران و عراق سر زد تا از هر جا حتي اندک مطلبي درباره علماي شهيد بيابد.

علامه اميني در اين کتاب کوشيد تا به زندگي و ديدگاه بيش از يکصد تن از پيروان امام علي(ع) و علماي شيعه از قرن چهارم تا چهاردهم بپردازد.

اين محدث، مفسر، متکلم و فقيه معاصر به تحقيقات گسترده خود ادامه داد و تعليقهاي بر کتاب «کامل الزيارات» ابن قولويه قمي(ره) نوشت. او اين تعليقه را با هدف معرفي مفهوم زيارت در فرهنگ تشيّع و بحث پيرامون آن به رشته تحرير در آورد و در ادامه آن با تأليف «ادب الزائر» ارادت خود را به امام حسين (ع) اثبات کرد.

علامه اميني از ابتداي تحصيلات علمي خود در فکر ايجاد جامعهاي مبتني بر انديشههاي والاي اسلامي بود و با همين انديشه به سراغ نگارش کتابي رفت که واقعيتي را به منظور ايجاد وحدت در جامعه اسلامي مطرح سازد، از اين رو حديث غدير را شکافت و واقعه غدير را با هدف تبيين ولايت جاودان اميرمومنان حضرت علي (ع) به رشته تحرير در آورد.

چاپ نخست کتاب الغدير در سال 1324 هجري شمسي در نجف آغاز شد و اين مجموعه تا نه جلد افزايش يافت. پس از انتشار اين کتاب عظيم، بسياري از علماي کشورهاي مختلف اسلامي ضمن ستايش، بر آن حاشيه نوشته و آن را مورد بحث و بررسي قرار ميدهند.

علامه اميني هفت سال پس از انتشار نخستين جلد الغدير در اثبات ارادت خود به امير مومنان علي (ع) کتابخانهاي با بيش از چهل و دو هزار کتاب خطي و چاپي درباره موليالموحدين امام علي (ع) با عنوان مکتبة الامام اميرالمؤمنين(ع) تأسيس ميکند.

علامه اميني(ره) به دليل تلاشهاي علمي خود، از سوي حضرات آيات سيد ابوالحسن اصفهاني، حاج ميرزا احمد حسين نائيني، شيخ عبدالکريم حائري يزدي و شيخ محمدحسين کمپاني اجازه اجتهاد دريافت ميکند و پس از آن نيز به تبريز باز ميگردد. در اين زمان او به سوي تفسير قرآن کريم جذب ميشود و برخي آيات قرآن کريم را در سورههاي اعراف، واقعه و مؤمن مورد بحث و تحليل قرار ميدهد.

عنايت اميرالمؤمنين(ع) به علامه اميني

حجتالاسلام شيخ آصفي از حجتالاسلام شيخ محمد نوري که در کتابخانه نجف اشرف ملازم علامه اميني بود، نقل ميکند:

علامه اميني ميفرمود: يک شب جمعه زائر حرم حضرت امير المؤمنين(ع) شدم، مشغول زيارت و دعا بودم و از خدا ميخواستم به خاطر حضرت علي(ع) کتاب «درر السمطين» که در آن زمان کمياب بود و در تکميل مباحث کتاب الغدير نياز داشتم را برايم مهيا کند.

در اين زمان يک عرب دهاتي براي زيارت حضرت مشرف شد و از حضرت ميخواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مريض بود شفا دهد.

يک هفته گذشت و من کتاب را پيدا نکردم، بعد از يک هفته دوباره براي زيارت مشرف شدم. از حُسن اتفاق، وقتي که مشغول زيارت بودم، ديدم همان مرد دهاتي به حرم مشرف شد و از حضرت تشکر مينمود که حاجت او را برآورده کرده. وقتي من کلام آن مرد را شنيدم محزون شدم چون ديدم امام(ع) حاجت او را برآورده کرده بود، ولي حاجت مرا برآورده نکرده است.

خطاب به حضرت گفتم: جواب اين مرد دهاتي را دادي و حاجتش را برآورده کردي! و من مدتي است متوسل ميشوم به خدا و شما را شفيع قرار ميدهم که آن کتاب را براي من مهيا کنيد ولي آن کتاب مهيا نشده آيا من کتاب را براي خودم ميخواهم؟ يا به خاطر کتاب شما الغدير؟ گريه کردم، از حرم بيرون آمدم آن شب از ناراحتي چيزي نخوردم و خوابيدم.

در عالم خواب ديدم به خدمت حضرت امير(ع) مشرف شدهام، حضرت به من فرمود: آن مرد ضعيفالايمان بود و نميتوانست صبر کند. از خواب بيدار شدم و صبح سر سفره بودم که در زده شد. در را باز کردم، ديدم همسايهاي که شغلش بنايي بود داخل شد و سلام کرد، سپس گفت: من خانه جديدي خريدهام که بزرگتر از اين خانه است و بيشتر اساس خانه را به آنجا انتقال دادهام، اين کتاب را در گوشه خانه پيدا کردم، همسرم گفت: اين کتاب به درد شما نميخورد و شما آن را نميخواني آن را به همسايهمان شيخ عبدالحسين اميني هديه کن شايد او استفاده کند.

کتاب را گرفتم و غبارش را پاک کردم، ديدم همان کتاب خطي «درر السمطين» است که دنبالش بودم.

سرانجام اين رادمرد علم و عمل در 28 ربيعالثاني سال 1390 هجري قمري در 70 سالگي به ديدار محبوب شتافت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.