در روايتي از حضرت اميرالمؤمنين امام علي عليهالسلام آمده است: «کساني که به مسجد رفت و آمد ميکنند، يکي از هشت چيز عايد آنها ميشود، استفاده از يک برادر ديني در راه خدا، آموختن يک علم تازه، دليل محکمي که اعتقادشان را کامل ميکند، کلمهاي که راهنماي او ميشود، رحمتي از طرف خداوند که در انتظار او است.
شنيدن موعظهاي که او را از هلاکت نجات ميدهد، ترک گناهي از خوف خدا يا از ترس مردم و ترک گناهي از روي حيا از خدا يا مردم» (وسائل الشيعه، ج 3، ص 480). اين حديث نشان از کارکردهاي مختلف مسجد دارد، به طوريکه در صدر اسلام، زماني که پيامبر گرامي اسلام صلّياللهعليهوآله وارد مدينه شدند، اولين اقدامي که انجام دادند، تأسيس مسجد بود.
مساجد در صدر اسلام داراي کارکردهاي مختلف از جمله کارکرد ديني، تبليغي، علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي، حقوقي و قضايي بودند و مردم در آن دوران، مشکلات خود را در مسجد حل ميکردند. امروز با وجود اينکه به نظر ميرسد تعداد مساجد در شهرها و روستاها افزايش يافته، اما متأسفانه بسياري از کارکردهاي خود را از دست داده است. در گذشته مردم مشکلات، اعتراضات، شبهات، انتقادات و مسائل خود را در مسجد بيان ميکردند و مسئولان نيز پاسخگو بودند.
در دوران صدر اسلام، مساجد محلي براي گفتگو و مباحثات علمي و انديشهاي بود؛ باتوجه به اتفاقات اخير و مطالبات نسل جوان، امروز ضرورت احياي گفتمان مسجد احساس ميشود. بر همين اساس گفتگويي با حجتالاسلام والمسلمين «حامد قرائتي»، پژوهشگر و عضو هيئت علمي دانشگاه باقرالعلوم و نويسنده کتابهاي «کارکرد ديني و سياسي اماکن مذهبي تهران در دوران قاجار» و «مساجد مشهور جهان» صورت گرفته است که در ادامه ميخوانيد:
همانطور که ميدانيد مساجد در صدر اسلام داراي کارکردهايي بودند، هدف پيامبر گرامي اسلام صلّياللهعليهوآله از ساخت مسجد پس از تشکيل حکومت چه بوده است؟
اسلام کارکردهاي مسجد را مشخص کرده است، در دوره نبوي قسمت عمدهاي از آن ايدهآل پياده شده و تأثيرگذار هم بوده است؛ پيامبر گرامي اسلام صلّياللهعليهوآله با همين سازماندهي توانست يک جامعه با نظام قبيلهاي را که عناصر جاهليت در آن حکفرما بود، به جامعه ايماني منسجم تبديل کند. بهطوريکه مردمان جوامع ديگر مغلوب اين جامعه و تفکر ايماني شدند نه سپاهيان مسلمان. يعني در فتوحات اسلام، جوامع ايران، شامات، روم و مصر بيشتر مغلوب انديشه اسلامي شدند نه سربازان مسلمان.
انديشهاي که پيامبر گرامي اسلام صلّياللهعليهوآله بنيان گذاشتند، بافت و ساختي دارد که مسجد نقش مؤثر و فعالي در آن دارد؛ پيامبر اکرم صلّياللهعليهوآله بعد از اينکه به مدينه مهاجرت کردند، نخستين اقدامي که به آن مبادرت کردند، ساخت مسجد بود، که مسلمانان با هر نژادي، قشري، طبقهاي و گرايشي در مسجد حضور يافته و اصول جامعه اسلامي را فراگرفته و تمرين مينمودند.
در مقاله «مسجد الگوي جامعه ديني» تأليف حجتالاسلام والمسلمين دکتر محسن الويري که سالها پيش منتشر شده، آمده، اولين اقدام رسول خدا صلّياللهعليهوآله بعد از اينکه وارد مدينه شدند، ساخت مسجد بود. مسجدي که در آن الگوي جامعه مطلوب ديني به نمايش گذاشته شده و مؤمنين در آن، هر روز پنج مرتبه اصول و مباني ديني را بازخواني و تمرين ميکردند.
در مدينه اولين گام براي ايجاد جامعه اسلامي، مسجد بود، زيرا همه ايدهآلها و قوانيني که قرار بود در عرصه جامعه بيروني به وجود بيايد، در مسجد به نمايش گذاشته ميشد و مردم روزي پنج بار اين شاخصهها را تمرين ميکردند.
مردم چگونه اين شاخصهها را تمرين ميکردند؟ مصاديقي از اين شاخصهها را بيان بفرماييد؟
نماز در پنج نوبت برگزار ميشود که يکي از علتها اين است که مردم با نظم آشنا ميشوند. اگر در صفوف نماز، نظم نباشد و يا فاصله بيشتر از حد باشد، نماز جماعت صحيح نخواهد بود؛ همينگونه نظم در جامعه نياز است. در جامعه هر چقدر هم که انسان خوبي باشيد، اما اگر پيوستگي و انسجام اجتماعي را رعايت نکنيد، حضور شما حضور باطل، ناموفق و بيثمري است و همين نظم سلسه مراتبي، محتوايي و حتي سانتيمتري اگر مورد غفلت قرار گيرد، اساس اجتماع و جماعت مورد خدشه قرار خواهد گرفت.
در امور عبادي، شما ميتوانيد در هر جايي با خدا صحبت کنيد و خداوند در شنيدن صحبتهاي شما محدود به فاصلهها نيست، اما در نماز جماعت اگر شما بيشتر از حد مجاز از جماعت فاصله داشته باشيد، نماز جماعت باطل ميشود. خداوند متعال بدينوسيله ما را به نظم مکلف ميکند و ما نظم را در مسجد ياد ميگيريم و تمرين ميکنيم. نظمي که مبتني بر محتوا، شکل، ساختار، اولويتها و اهداف است.
براي حضور در مسجد احکامي وجود دارد، کسي که وارد مسجد ميشود، بايد طهارت داشته باشد، حتي در موارد خاص و اضطراري تنها اجازه خواهد داشت که از يک درب وارد و از درب ديگر، خارج شود، اما اجازه توقف در مسجد را ندارد، اين را ميتوان الگوي يک موضوع قرار داد، با اين عنوان که هر فردي که ميخواهد عضوي از جامعه اسلامي باشد، بايد حدي از طهارت را داشته باشد. يعني ضمن احترام به سلايق سياسي، فرهنگي، اجتماعي و طبقات اجتماعي و اقتصادي اما بايد به اصول و قوانيني براي حضور در جامعه پايبند باشند. بنابراين اگر ميخواهيم جامعه ما طيبه و تعاليبخش باشد، افراد آن جامعه بايد يکسري روابط و شرايط را رعايت کنند که يکي از شرايط، داشتن طهارت فکري، دروني و ظاهري است.
رعايت حداقلي از طهارت فکري، زباني و رفتاري براي حضور و کنشگري در مسجد (جامعه اسلامي) ضروري است و بدون آن، فرد نخواهد توانست حضور مشروع و محترمي در مسجد داشته باشد. در عصر ائمه اطهار عليهمالسلام نيز اگر افراد اين طهارت را رعايت ميکردند، ميتوانستند از فضاي امن، محترمانه، فرهنگي، رسانهاي و عبادي مسجد استفاده کنند، هر چند که مخالف حاکم و حکمران اسلامي باشند. چه اينکه در عصر خلافت امام علي عليهالسلام، خوارج تا زماني که به حداقلهاي اجتماعي متعهد بودند، ميتوانستند در مسجد و به تبع آن جامعه حضور داشته و حتي با صداي بلند، باورها و اعتقادات خود را اعلام نموده و حتي نسبت به حکومت امام علي عليهالسلام انتقاد نمايند.
يکي از احکام مسجد اين است که اگر در مسجد نجاستي حادث شود، حکم شرعي به همه افراد حاضر در مسجد واجب ميشود که نجاست را برطرف کنند و وقتي دو نفر و يا تعدادي افراد مورد نياز براي اين مسئله اقدام کردند، از گردن بقيه خارج ميشود. اين را هم ميتوان به جامعه تعميم داد؛ يعني اگر در جامعه آسيب و يا نياز و ضرورتي مانند سيل، زلزله، جنگ، امر به معروف، تذکر، افشاي فساد و غيره پيش آمد، همه نسبت به آن مسئله مسئولند و اگر عدهاي که براي اصلاح آن مفسده نياز است، به آن اقدام نمودند از عهده بقيه خارج خواهد شد.
يا مثلا نماز جماعت در مسجد با وجود امام معنا پيدا ميکند و پيروي مأموم از امام يک امر قطعي است و مأموم حق ندارد از امام جلو و يا عقب بيفتد. اگر شما به اندازه اي جلو و يا عقب بيفتيد که ترتيب و نظم مختل شود، نماز جماعت دچار مشکل خواهد شد. در جامعه هم همين طور است؛ يعني ما يک نفر را که به عنوان پيشوا در جامعه انتخاب ميکنيم، موظف به تبعيت هستيم و هيچ وقت نبايد جلو بيفتيم و يا به اندازه اي که تحقق مخالفت باشد، عقب بيفتيم. البته احراز مقام امامت جماعت نيز تابع ضوابط و شرائط خطير فردي و اجتماعي است.
مسجد قوانيني دارد، از جمله کسي صدايش را از ديگران بلندتر نکند، از سخنان لغو و بيهوده پرهيز شود، علاوه بر اين، در مسجد، رفتار و گفتار ما در يک فضاي خودمراقبتي و جمعمراقبتي قرار ميگيرد. يعني هم خود مراقب رفتار و گفتار خود بوده و هم ساير مؤمنان در مسجد و در رأس همه امام جماعت بسترهاي تقواي اجتماعي را براي ما مهيا کرده و ما ناخودآگاه در چنين فضايي رشد و تعالي پيدا خواهيم کرد.
همه آنچه که به عنوان احکام در مسجد اتفاق ميافتد، قوانين زيست اجتماعي هستند که در جامعه هم نياز داريم و ما با حضور در مسجد، آنها را ياد ميگيريم و تمرين ميکنيم.
امروز ما جامعه را رها کرديم، به متون، قوانين، نوشتهها و بايدها و نبايدها بسنده کرديم، حال آنکه درگذشته مساجد کارکرد واقعي خود را داشت، مردم روزي سه تا پنج بار همه اصول اجتماعي را مرور ميکردند و ياد ميگرفتند. مسائل و چالشهاي جديد با کمترين فاصله در جمع منضبط و معنوي مسجد انعکاس يافته و راهکار و سبک مواجهه با آن در يک فضاي عرفي-علمي قوام مييافت. راهکاري که هم مبتني بر منابع معرفتي و تحت اشراف امام مسجد بود و هم در يک جامعه کوچک فرهيخته به رأي گذاشته شده و تجلي کارکردي مييافت.
آسيبهايي که امروز در عرصه حضور مردم در مساجد وجود دارد، چيست؟
سالها است که دلسوزان، روحانيون، روانشناسان و جامعهشناسان اسلامي فرياد ميزنند که جوامع ديني ما دچار آسيبهايي شده است. متأسفانه ما با دست خود، مساجد را خلوت کرديم، احکام آن را از بين برديم و موانع رواني، فرهنگي، سياسي و اقتصادياي را هم براي حضور در آن ايجاد کرديم.
ما امروز رقيبهايي براي مساجد ساختيم، آنقدر که ما براي مسجد رقيب ساختيم، قبل از انقلاب اسلامي، رقيب نداشت. ما در ادارات، سازمانها، مدارس و غيره نمازخانه ساختيم، علاوه بر آن حسينيه، تکيه، مصلي، جماعت خانه و غيره را داريم که هيچ کدام کارايي مسجد را ندارند، يعني نظمپذيري، مسئوليتگرايي، پايبندي و مسئوليت نسبت به هم نوع در اين مکانها تمرين و يادآوري نميشود. کارکردي موسمي داشته و مديريت آن انتصابي بوده و مردم پايه نيستند. اجتماع در آنها فاقد ضوابط و اولويتهاي مادي و معنوي بوده و چه بسا کانون ترويج استفادههاي ابزاري از دين و معنويت باشند و حتي در موارد متعددي، شعبهاي از يک حزب يا گروه سياسي و اجتماعي بوده و اهداف حزبي، صنفي يا شخصي را دنبال ميکنند. اجتماع در اين اماکن را نميتوان لزوما عصاره و نماينده شهروندان منضبط و متعهد جامعه دانست.
اين جمله حضرت امام خميني(ره) براي امروز است که فرمودند: «از فانتومهاي آمريکا نترسيد، از خالي شدن مساجد بترسيد». جامعهاي که تربيت ديني نداشته باشد، در واقع ديني نيست، يعني دين، عمل ماست که نشان ميدهد از چه ديني پيروي ميکنيم و جاي اين تبيين، تعريف و تمرين عمل ديني، مسجد بود.
انتشار مقالات پژوهشي بيشمار درباره توحيد، انصاف، امر به معروف و غيره تضمينکننده اجراي اين مفاهيم در جامعه نيستند، بلکه نهادهايي نياز است که اين مفاهم را به مردم منتقل کنند و آموزش دهند. مردم بايد با اين مفاهيم خو بگيرند، زيست داشته باشند و هر روز تمرين کنند. متأسفانه ما سالها است که دين و مفاهيم ديني را در بخشنامهها برديم و به صورت دستوري ابلاغ کرديم، حال آنکه حضور در مسجد است که به ما زندگي ديني ميدهد. مضافا به اينکه برخي از توصيههاي ديني نيز نيازمند بوميسازي در جوامع مختلف هستند، چه اينکه زيستبومهاي فرهنگي و اجتماعي مختلف اقتضائات مختلفي داشته که اجراي تعاليم و مفاهيم نظري بدون در نظر گرفتن بايستههاي عيني و واقعي عامل اصلي ناکامي بسياري از برنامههاي فرهنگي و مذهبي بوده و هست.
ادامه دارد
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.