اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

قتل يک جوان با قمه حين سرقت خودرو

اواسط سال 1399 گزارش يک درگيري خونين در تهران به پليس اعلام شد. پس از حضور مأموران و بررسي‌هاي اوليه مشخص شد که مرد جواني به نام شهروز از سوي دو پسر جوان مورد حمله با سلاح سرد قرار گرفته و دو متهم هم بلافاصله از محل متواري شده‌اند.

قتل يک جوان با قمه حين سرقت خودرو

درگيري مقتول با سارقان حين ارتکاب جرم

شهروز که از ناحيه سفيدران زخمي شده بود، به مأموران گفت 2 نفر قصد سرقت يک خودرو را داشتند که او با آنها درگير و با قمه مجروح شده است اما چند ساعت بعد شهروز در بيمارستان جان باخت. بدين ترتيب مأموران تحقيقات خود را براي شناسايي دو متهم متواري آغاز کردند.

در نخستين گام از تحقيقات به بازبيني دوربينهاي مداربسته محل جنايت پرداختند. تصاوير نشان ميداد دو متهم دقايقي قبل از درگيري به سراغ يک خودروي «امويام» پارک شده کنار خيابان رفتند و درست زماني که قصد داشتند خودرو را سرقت کنند، مقتول به سراغشان رفته و درگيري بين آنها آغاز شده بود.

در بررسيهاي بعد معلوم شد سارقان با هم پسردايي و پسرعمه هستند اما مأموران نتوانستند ردي از آنها پيدا کنند.

 

تسليم و دستگيري قاتل بعد از 5 سال

در حالي که 5 سال از ماجرا گذشته بود، پليس مرزباني خبر داد که يکي از متهمان در مرز ايران و ترکيه خودش را تسليم کرده و بازداشت شده است. به اين ترتيب با انتقال متهم به تهران، وي تحت بازجويي قرار گرفت و مدعي شد در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است.

با تکميل تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به دادگاه کيفري يک استان تهران فرستاده شد.

 

در ترکيه از من بيگاري ميکشيدند

در ابتداي جلسه دو خواهر مقتول درخواست قصاص کردند.

سپس شهرام به جايگاه رفت و گفت: من و پسرداييام سارق بوديم اما قاتل نبوديم. ما با هم کار ميکرديم تا اينکه روز حادثه در حال سرقت يک خودرو بوديم که به يکباره شهروز با قمه به ما حمله کرد و حتي يک ضربه هم به من زد و مرا زخمي کرد. او دستبردار نبود و ميخواست ضربه دوم را بزند که من با قمه ضربهاي به پاي او زدم که هم خودم را نجات دهم و هم بتوانيم از محل فرار کنيم که او روي زمين افتاد و ما از ترس فرار کرديم.

وي افزود: چند ساعت بعد هم متوجه شديم که او در بيمارستان فوت کرده و من و اشکان از ترسمان از هم جدا شديم و من به صورت غيرقانوني به ترکيه رفتم و 5 سال در آنجا زندگي کردم.

 

قاضي پرسيد: چرا بعد از 5 سال برگشتي؟

متهم جواب داد: چون به صورت غيرقانوني در آنجا زندگي ميکردم شرايط خيلي بدي داشتم. مدام تحقير ميشدم و از من بيگاري ميکشيدند و نميتوانستم اعتراض کنم. من 5 سال از عمرم را با بدبختي سپري کردم و در نهايت تصميم گرفتم به ايران برگردم و مسئوليت کاري که انجام دادم را بپذيرم و تاوان آن را بپردازم.

متهم در پايان گفت: قصدم کشتن شهروز نبود. او نه مالک خودرو بود و نه از اهالي آن محل. نميدانم چرا در اين موضوع دخالت کرد. باور کنيد من فقط قصدم دفاع از جانم بود.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.