️فاطمه بنت اسد گويد:
شبي که پيامبر اکرم صل الله عليه و آله به دنيا آمد من نزد آمنه بودم و نور پيامبر را ديدم که خانه و سپس همه آسمان و مکه را فرا گرفت؛ سي سال بعد وقتي فرزندم علي بدنيا آمد هر آنچه در شب ميلاد رسول خدا ديده بودم براي من تکرار شد.
️جانشين پيامبر اکرم صل الله عليه و آله از زبان ابوطالب عليه السلام:
پيامبر اکرم در زمان طفوليت هر روز به خانه فاطمه بنت اسد سلام الله عليها مي رفت و از خرماهايي که در خانه ابوطالب عليه السلام افتاده بود تناول مي کرد؛ اما روزي آمد و ديد خرمايي نيست. نزد فاطمه بنت اسد رفت و علت را جويا شد. او گفت: قبل از تو کودکاني آمدند و خرماها را خوردند.
فاطمه بنت اسد گويد: ديدم محمد نزد نخل رفت و خرما طلب کرد. نخل دانه بست و خم شد و مقداري به محمد خرما داد. موضوع را با شگفتي تمام براي ابوطالب نقل کردم. ابوطالب گفت: تعجب نکن او پيامبر آخرالزمان است و خداوند به تو پسري خواهد داد که وصي او خواهد شد. (به نقل از آيت الله حائري شيرازي)
️علي (ع) را به علميت بشناسيم:
در مسند احمد بن حنبل آمده که هيچ يک از صحابه نمي گفت: هرچه مي خواهيد از من بپرسيد؛ مگر علي بن ابي طالب. در صحيح مسلم آمده که علي بر فراز منبر گفت: «هر آنچه مي خواهيد از من بپرسيد، پيش از آنکه که مرا از دست بدهيد. در مورد کتاب خداي عزوجل از من بپرسيد که هيچ آيهاي نيست مگر اينکه ميدانم در کجا نازل شده، در دره يا کوه يا در پهن دشت. در مورد فتنهها از من بپرسيد که فتنهاي نيست مگر اين که قهرمان آن و کسي را که در آن کشته ميشود، ميدانم.» و ميگفت: «درباره راههاي آسمان از من بپرسيد که من به آنها داناترم تا به راههاي زمين.»
اين مقام علي ابن ابوطالب عليهالسلام است. مقامي که هيچ کس جرات ابراز آن را ندارد و ما مفتخر به پيروي از چنين دانائي هستيم.
️علي عليه السلام فاروق اعظم:
شخصي به رسول خدا عرض کرد: من اهل مدينه نيستم و از شما رواياتي به ما مي رسد از کجا بدانيم آن سخن شما هست يا نه؟ حضرت فرمود «به قلبت مراجعه کن؛ اگر قلبت آن را ميپذيرد از من است و الا آن سخن از من نيست.» اجمالا اين روايت نشان ميدهد که در جان انسان گيرنده ديگري نيز غير از عقل وجود دارد که قادر به تشخيص درست از نادرست و حق از باطل است و آن قلب و دل آدمي است. البته به شرط اينکه پاک باشد.
گيرندگي دل را همه ما تجربه کردهايم مثلا آن سر دنيا براي فرزند شما اتفاقي مي افتد مادر مي فهمد ميگويد دلم شور ميزنه حتي برخي از عرفا اوقات شرعي و ورود و خروج ماههاي قمري را با همين دل تشخيص مي دادند. چطور وقتي بدن به غذا نياز دارد آلارم ميدهد؛ حتي اگر ماده خاصي در بدن کمبود پيدا کند شما هوس غذايي را ميکنيد که آن ماده خاص را داراست. قلب نيز اگر سالم باشد خودش تشخيص ميدهد که الان وقت نماز داخل شده يا نه؟ ماه مبارک شده يا نه؟ عيد فطر شده يا نه؟ و هکذا.
اينها يعني چه؟ يعني يک حسگر قوي در ما وجود دارد که با آن ميتوانيم غيب را بخوانيم. بفهميم چي درسته چي غلط! حال عزيزانمان خوب است يا بد! فقط اين حسگر و گيرنده دل، خيلي حساس است؛ يعني اگر کثيف بشود ديگر خوب کار نمي کند حتي ممکن است بالعکس کار بکند و به جاي اينکه گيرنده حق باشد برود روي موج شيطان و امواج او را دريافت کند.
راه تميز کردن سنسورهايش را پيامبر خوبيها و محبوب دلها محمد مصطفي «صلي الله عليه و آله» فرموده است: دلهاي شما زنگ مي زند آنچنان که آهن؛ با قرائت قرآن و ياد مرگ زنگار آن را پاک کنيد. و چون علي عليهالسلام بنا بر آيه تطهير تميزترين قلب عالم را داشت فاروق اعظم است.
در باب اطاعت از ولايت، به کليات از موئيّدات استناد کنيد و گرفتار جزئيات و پيچيدگيهاي تصميمات وليّ نشويد؛
توضيح آنکه: بايد در مورد رهبري به کليت تائيدي که از او شده استناد کنيم و اطاعت محض کنيم و الا اگر بخواهيم در حوادث و فتنهها شک کنيم و گرفتار تحليل شويم و به اصطلاح مته به خشخاش بگذاريم منحرف ميشويم. همانطور که خوارج گرفتار شيطنت معاويه در جنگ صفين شدند و فرمان حضرت امير را در جنگ با کساني که قرآن بر نيزه کرده بودند رد کردند و استدلالهاي علي عليه السلام را نتوانستند هضم کنند.
لزومي ندارد صحت جزء به جزء تصميمات رهبري براي ما روشن باشد تا بپذيريم و اگر چرائي تصميمات او براي ما روشن نبود يا برخلاف نظر ما بود نپذيريم. در زمان غيبت نيز امام زمان عج به ما فرموده: أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْکُمْ.
بايد به کليت همين دستور عمل کنيم و گرفتار تحليل هاي گوناگون نشويم. بله! البته چون ولي فقيه معصوم نيست و امکان خطا و گناه در او راه دارد خبرگان رهبري موظف هستند کارهاي او را تحت نظر داشته باشند بنابراين مادامي که خبرگان او را تائيد کنند اطاعت از او بر ما واجب است و ريز شدن در تمام تصميمات رهبري و تحليل محتوا کردن از سوي خود آن هم در شرايطي که اطلاعات طبقه بندي شده هستند و امکان دسترسي ما به آنها نه امکان دارد و نه لازم است.
در اين زمينه اين گفتار از آيت الله گلپايگاني ره جلب نظر مي کند که ايشان در هنگام رهبري مقام معظم رهبري خطاب به ايشان به اين مضمون گفته بودند: من آنچه به نظرم مي آيد را فقط يکبار مي گويم و اگر نکرديد يقين دارم که امکان انجامش نبوده. و سيد احمد ره در وصيت نامه اش چنين مي نويسد: به حسن و برادرانش اين توصيه را مي کنم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي خواهند. هرگز گرفتار تحليل هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.
حضرت امير عليه السلام با کسي تعارف نداشت و حتي تعريف و تمجيدها او را از بايدها و نبايدها باز نمي داشت:
مردي به اميرالمؤنين (عليه السلام) گفت: يا اميرالمؤمنين! به خدا سوگند، من شما را براي خدا دوست دارم. حضرت فرمود: «لکن، من تو را براي خدا دشمن مي دارم.» آن مرد گفت: چرا؟ حضرت فرمود: «زيرا تو اذان گفتن را وسيله کسب خود قرار داده اي و براي قرآن ياد دادن اجرت مي گيري و شنيدم از رسول خدا که فرمود: هر که براي ياد دادن قرآن مزدي بگيرد، بهره اش در قيامت همان است. (تهذيب، باب المکاسب، ج 6، ص 376)
اميرالمؤمنين عليرغم اينکه شخص دوم عالم خلقت است اما از انجام هيچ کار شرعي تکبر نمي ورزيد:
حضرت امير مرتّب اذان مي گفت؛ در کوفه بالاي بام مسجد مي رفت و اذان مي گفت. حتّي در شب ضربت خوردن (شب نوزدهم ماه مبارک رمضان) نيز اذان گفتن را ترک نفرمود. انگشتان مبارک را بر گوش مي نهاد و با صداي بلند، به گونه اي اذان مي گفت که صداي اذان آن حضرت به گوش تمام مردم کوفه مي رسيد. (ناسخ التوار، ج 4، ص 279)
نقل کرامتي از علي عليه السلام:
رميله ميگويد: امام علي شخصي را در حال خياطي و آوازخواني ديد و فرمود: «اي جوان! اگر قرآن بخواني براي تو بهتر است.» گفت: خوب نمي توانم بخوانم، دوست داشتم خوب قرآن مي خواندم. حضرت فرمود: «نزديک بيا.» جوان نزديک حضرت آمد و آهسته چيزي در گوش او گفت که تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ کل قرآن شد.(بحار الانوار، ج 42، ص 17)
انس علي عليه السلام با قرآن کريم:
زرّين جبيش گويد: از اول تا آخر، قرآن را در مسجد کوفه بر اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب خواندم. وقتي به حواميم (هفت سوره اي که اول آنها با حاميم آغاز مي شود) رسيدم، فرمود: «به عروس هاي قرآن رسيدي.» وقتي به اين آيه رسيدم: الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ في رَوضاتِ الجَنّاتِ لَهُم ما يَشاوُّونَ عِندَ رَبَّهِم ذلِکَ هُوَ الفَضلُ الکَبيرُ؛ کساني که به خدا ايمان آوردند و نيکوکار شدند، در باغ هاي بهشت منزل يافته و هر چه خواهند نزد خدا براي آنها آماده است و اين همان فضل بزرگ الهي است.» اميرالمؤمنين گريه کرد تا اينکه صداي گريه او بلند شد، آنگاه سر به سوي آسمان بلند کرد و گفت: اي «زرّين»! بر دعاي من آمين بگو.» و دعا کرد. پيامبر اکرم فرمودند: «قرآن را بخوانيد و گريه کنيد و اگر گريه نکرديد، خود را به گريه در آوريد.» (مستدرک الوسائل، ج 4، ص 377)
سخن علي عليه السلام با ما چه بود؟
امام علي در لحظات آخر زندگي، فرزندان خود را فراخواند و فرمود: «شما را به تقوي وصيت مي کنم، از خدا بترسيد، پيرامون دنيا نگرديد، به هر چيزي که از دست شما رفت تأسف نخوريد و ملول و افسرده نشويد، حقيقت را هميشه آشکار سازيد، کتمان حق گناهي است غير قابل آمرزش. اي فرزندان من! نسبت به يتيمان دلسوزي کنيد، فرياد رس ستمديدگان باشيد، در کار آخرت غافل منشينيد. هميشه يار مظلوم و بدخواه ظالم باشيد. قرآن را فراموش نکنيد، هر چه در قرآن است عمل کنيد قبل از آنکه ديگران از شما سبقت گيرند. از ملامت و نکوهش دون صفتان نترسيد.»
کما اينکه خود حضرت اينگونه بودند؛ ابن عباس مي گويد: علي عليه السلام در ثلث اوّل شب مي خوابيد و در دو ثلث آخر به عبادت و تلاوت قرآن مشغول مي شد، در هر شب هفتاد رکعت نماز مي گزارد و در اين نمازها آيات قرآن را مي خواند و هنگام سحر ذکر خداي متعال ورد زبانش بود. (منهج الصادقين، ج 9، ص36)
اصلح امور در کلام مولي الموحدين:
به قول قرآن «يوم لاينفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلب سليم» و اصلاح قلب به ياد خداست. در اين باره امام علي(عليه السلام) مي فرمايد: «اساس و صلاح قلب، اشتغال آن به ذکر خداست»؛ چرا چون به فرموده حضرت: «ذِکرُ اللّهِ قُوتُ النُّفُوسِ و جَلاءُ الصُّدُورِ وَ طُمَانينَةُ القُلُوبِ؛ ياد خداوند غذاي جانهاست.
و خود حضرت اينگونه بود: ابن عباس مي گويد: حضرت امير در ثلث اوّل شب مي خوابيد و در دو ثلث آخر به عبادت و تلاوت قرآن مشغول مي شد، در هر شب هفتاد رکعت نماز مي گزارد و در اين نمازها آيات قرآن را مي خواند و هنگام سحر ذکر خداي متعال ورد زبانش بود. (منهج الصادقين، ج 9، ص36)
و اين حالت ارتباط با خدا هميشگي بود. از اُمّ سعيد کنيز آن حضرت پرسيدند که امام علي در ماه رمضان بيشتر عبادت مي کند يا در ساير ماه ها؟ کنيز گفت: امام هر شب با خداي خود به راز و نياز مشغول است و براي او رمضان و ديگر اوقات يکسان است. (علي(ع) کيست، ص 235)
حتي زير تيرباران دشمن؛ ابن عباس مي گويد: در ليلة الهرير نزديکي هاي صبح ديدم امام به افق مي نگرد، پرسيدم: مگر از آن سو نگراني؟ آيا گروهي از دشمنان در آنجا کمين کرده اند. امام در جوابم فرمود: «نه مي خواهم ببينم وقت نماز شب رسيده است يا نه.» (شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 27)
پس پوستي برايش گذاشتند که بر روي آن نماز و عبادت کرد، در حالي که تيرها به اطرافش پرتاب مي شد، نه مي هراسيد و نه از جايش بلند مي شد. او عالمي بود با عمل، که نوافل و ادعيه و تهجّد را به مردم آموخت.»
ذکري خاص از علي عليه السلام:
حضرت علي (ع) خطاب به کميل بن زياد مي فرمايد: «اي کميل! هر روز نام خدا را بر زبان جاري کن، بگو: «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللّه» و نام 14 معصوم را ببر و بگو اللهم صل علي محمد و آل محمد.
راه استجابت دعا:
اميرالمؤمنين فرمود: «کسي که صد آيه قرآن، از هر کجاي آن را بخواند و سپس هفت بار «يا اَللّه» بگويد، اگر دعا کند که صخره اي از جايش کنده شود، ان شاءاللّه کنده خواهد شد.» و نيز کسي از حضرت راه استجابت دعا را پرسيد حضرت فرمود: 6 آيه اول حديد را بخوان بعد دعا کن و بگو اي خدايي که چنين و چنان کردي براي من نيز چنين و چنان کن. و نيز از حضرت روايت شده است که فرمودند: «هر کس سه بار بگويد: «اَللّهُم صَلَّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمّد» خدا حاجتش را روا فرمايد.

ادب علي عليه السلام در سخن گفتن:
يک روايت است که از ابابکر و سلمان ره و علي عليه السلام نقل شده اما به سه عبارت که دقت هر يک را نمايش مي دهد. روايت اين است که پيامبر اکرم دو انگشت دو دست خود را کنار هم قرار داد و فرمود من و علي اينگونه هستيم. ابابکر هنگام نقل مطلب گفته: پيامبر دو انگشت «سبابه» خود را و سلمان ره گفته: دو انگشت «اشاره» خود را اما عليه السلام فرموده: دو انگشت «مسبّحه» خود را (يعني انگشتاني که با آن تسبيح خدا را مي گويد) و اين دقت امام علي عليه السلام را مي رساند چون پيامبر سب و فحش نمي دهد و اشاره نمي کند تا انگشت او سبابه يا اشاره ناميده شود بلکه ادب اقتضا مي کند انگشت پيامبر انگشت مسبّحه ناميده شود.
«الحمدلله» ذکر هميشگي حضرت امير(عليه السلام):
يکي از ويژگي هاي امام علي (عليه السلام) آن بود که همواره به ياد خدا بود، و در هر حال ذکر هميشگي حضرت «اَلحَمدُلِلّه» بود، که مدام از زيان مبارکش جاري مي شد؛ وقتي لباس نو مي پوشيد، آنگاه که سوار اسب مي شد، اَلحَمدُللّه مي گفت.
حرم مولي الموحدين؛ مکاني که خدا دوست دارد در آنجا عبادت شود:
امام هادي عليه السلام: «خداوند دوست دارد در برخي از مکانهاي خاص عبادت شود» از جمله در حرم علي عليه السلام. امام صادق عليه السلام فرمود: ثواب يک شب در کنار قبر اميرالمؤمنين (ع) برتر از عبادت هفتصد سال و نزد قبر امام حسين (عليه السلام) برتر از هفتاد سال است.» و از ثواب نماز در کنار قبر اميرالمؤمنين پرسيد، فرمود: «نماز در کنار قبر اميرالمؤمنين هزار نماز به حساب آيد.» (امام علي بن ابي طالب (ع)، ص 84)
صفوان جمال نقل مي کند: با امام صادق عازم کوفه شديم، حضرت به من فرمود: «مرکب خود را بخوابان! اين قبر جدّم اميرالمؤمنين (عليه السلام) است.» پس آمد و غسل نمود لباس خود را تغيير داد و پابرهنه شد و به من فرمود: «قدم هاي خود را کوتاه بردار و چانه ات را به طرف زمين آور (اشاره به خضوع و سر به زير بودن باشد) همانا نوشته مي شود به هر قدم صد هزار حسنه و محو مي شود از او صدهزار گناه و بلند مي شود براي او صدهزار درجه و برآورده مي شود براي او صدهزار حاجت و نوشته مي شود براي او ثواب هر شهيد و صديق که مرده و يا به قتل رسيده باشد.»
پس به رو افتاد بر قبر، و گفت: «پدر و مادرم فداي تو باد يا اميرالمؤمنين!» پس بلند شد در بالاي سر چند رکعت نماز به جا آورد و فرمود: «اي صفوان! کسي که با اين زيارت اميرالمؤمنين را زيارت کند و اين نماز را بخواند، در حالي که گناهانش بخشيده شده به طرف اهل و عيال خود برگردد و از زحماتش قدرداني شده و ثواب هر يک از ملائکه که او را زيارت کنند براي او نوشته مي شود.» عرض کردم: ثواب هر يک از ملائکه که او را زيارت کنند؟ فرمود: «در هر شب هفتاد قبيله از ملائکه او را زيارت مي کنند.» عرض کردم: قبيله چه قدر است؟ فرمود: «صد هزار نفر.» (نمازهاي مستحبي، ص 235)
️علي عليه السلام جامع همه پيامبران است:
صفوان از امام صادق (عليه السل) نقل مي کند: با حضرتش در قادسيه رفتم تا به نجف مشرف شدم؛ آمديم به غرّي، پس حضرت مقابل قبر آدم(عليه السلام) ايستاد و به تک تک پيامبران سلام داد، تا رسيد به رسول خدا (صل الله عليه و آله). سپس دو رکعت نماز خواند و گريه اش نزد قبر بلند شد و من با حضرت نماز خواندم. عرض کردم: يا بن رسول الله! اين قبر کيست؟ فرمود: «قبر جدّم علي ابن ابي طالب است.» (برگرفته از کتاب نماز و عبادت امام علي (عليه السلام))
چرا به تمام پيامبران سلام مي دهد؟ چون حضرت امير جامع همه پيامبران است. او حقيقت الحقايق و سر منشاء و معدن همه خوبيها و خوبان است؛ يعني پي هر خوبي را بگيري به علي عليه السلام ختم مي شود چه اينکه او اول ما خلق الله است و به قول ميرداماد (ره) کل شيء در اول ما خلق الله احصا است و به قول قرآن کريم و کل شيء احصيناه في امام مبين.
️چرا علي عليه السلام قسيم الجنه و النار است؟
مفضل گويد به امام صادق عليه السلام عرض کردم چرا علي بن ابيطالب قسيم الجنة و النار است؟ فرمود چون حبّ علي ايمان است و بغض علي کفر لذا هيچکس وارد بهشت نمي شود مگر اينکه علي را دوست بدارد و هيچکس وارد جهنم نمي شود مگر اينکه علي را دشمن داشته باشد. گفتم پس يعني پيامبران گذشته و اوصياء آنان و آنکه از امتشان وارد بهشت مي شوند دوست دار علي بوده اند؟ فرمود بله. سپس گفتم پس مالک و رضوان مردم را وارد جهنم مي کنند يا علي؟ فرمود مالک و رضوان هم به امر علي بن ابوطالب بر درب جهنم و بهشت مامور شده اند. (نقل به مضمون از ترجمه محجه البيضا فيض کاشاني ج 4 ص 436)
️شعري از ابن ابي الحديد که دور ضريح علي عليه السلام حکاکي شده است:
دور ضريح مولي الموحدين حضرت امير عليه افضل صلوات المصلين بيتي از ابيات ابن ابي الحديد نوشته شده است:
انا في مديحک اَلکنٌ لا أهتدي؛ وَ اَنا الخطيب اَلهبزرّي المصقع؛
زبان من در مدح و ثناي تو بازمانده و در اين وادي راهي در پيش روي خود نمي بينم؛ با اينکه سخن گويي توانا و شاعري شيرين زبان هستم (بيت 35 از قصيده ي ششم ابن ابي الحديد که در فضايل مولا سروده است).
* حجت الاسلام مهران آدرويش
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.