پروژه تجزيه ايران، راهبردي قديمي در اتاقهاي فکر آمريکا و رژيم صهيونيستي است؛ راهبردي که با آغاز جنگ اخير عليه جمهوري اسلامي ايران، بار ديگر با استفاده از گروهکهاي تروريستي و تجزيهطلب وارد فاز عملياتي شد، اما در برابر هوشياري ملت ايران و اقتدار نيروهاي مسلح، با شکستي سنگين مواجه شد.
در کتاب «تغيير رژيم» که به قلم دو خبرنگار روزنامه نيويورکتايمز، مگي هابرمن و جاناتان سوان، منتشر شده، به بخشي از برنامههاي آمريکا در قبال ايران پرداخته شده است. بر اساس روايت اين گزارش، يکي از محورهاي طراحي دشمن، بهرهگيري از گروهکهاي تروريستي و تجزيهطلب براي نفوذ از مرزهاي غربي کشور همزمان با آغاز حملات نظامي بوده است.
اين سناريو در امتداد پروژه موسوم به «خاورميانه جديد» قرار دارد؛ طرحي که کاندوليزا رايس، وزير خارجه اسبق آمريکا، در سال 2005 از آن سخن گفت و از جنگ لبنان به عنوان «درد زايمان خاورميانه جديد» ياد کرد. هدف اين پروژه، تبديل کشورهاي قدرتمند منطقه به واحدهاي کوچک، ضعيف و درگير اختلافات قومي و مذهبي عنوان شده است.
پيش از آن نيز در سال 1989، در مقالهاي منتسب به يکي از مشاوران سياسي رژيم صهيونيستي، تجزيه کشورهاي اسلامي از جمله سوريه، عراق، لبنان و مصر به واحدهاي قومي و مذهبي، بهعنوان راهکاري براي تأمين امنيت رژيم صهيونيستي پيشنهاد شده بود. در همين چارچوب، ايران نيز يکي از اهداف اصلي اين نقشه معرفي شده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، همزمان با آغاز جنگ، دشمن آمريکايي ـ صهيونيستي تلاش کرد با ايجاد ائتلافي ميان گروهکهاي تروريستي و تجزيهطلب، ارسال سلاح، تجهيزات ارتباطي و مواد منفجره و تقويت بنيه مالي آنها، زمينه ورود اين عناصر به خاک ايران را فراهم کند. برخي منابع نيز مدعي شدهاند اين گروهها قرار بود ظرف 72 ساعت پس از آغاز حملات وارد کشور شوند.
زارشهايي نيز از ارتباط سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (CIA) با برخي گروههاي مسلح کردي و رايزنيهاي دونالد ترامپ با برخي رهبران کرد منطقه پيش از آغاز جنگ منتشر شده است؛ موضوعي که در کنار اظهارات بعدي ترامپ درباره ارسال سلاح براي معترضان ايراني، از وجود يک سناريوي هماهنگ براي ايجاد ناامني در داخل کشور حکايت دارد.
با اين حال، محاسبات دشمن بار ديگر با شکست روبهرو شد. برخلاف تصور طراحان اين پروژه، ملت ايران با هر سليقه و قوميتي، در دفاع از تماميت ارضي کشور يکپارچه ايستاد. همزمان، عملياتهاي دقيق اطلاعاتي و نظامي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي، مراکز لجستيکي و پايگاههاي گروهکهاي تروريستي در آن سوي مرزها را هدف قرار داد و فرصت هرگونه تحرک سازمانيافته را از آنان گرفت.
نتيجه اين عملياتها، ناکامي کامل پروژه نفوذ بود؛ بهگونهاي که گروهکهاي تروريستي نتوانستند حتي يک وجب از خاک ايران را اشغال کنند و طرح مشترک آمريکا و رژيم صهيونيستي براي ايجاد کريدور ناامني از شمالغرب و جنوبشرق کشور با شکست مواجه شد.
اکنون نيز، پس از ناکامي در ميدان، گروهکهاي تجزيهطلب با انجام اقدامات کور تروريستي و هدف قرار دادن مردم بيگناه و زيرساختهاي مناطق مرزي، در تلاش هستند رضايت حاميان خارجي خود را جلب کنند؛ جنايتهايي که امتداد همان مأموريتي است که از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، از سوي دشمنان ملت ايران براي آنان تعريف شده است.
تجربه جنگ اخير بار ديگر نشان داد که پروژه تجزيه ايران، صرفاً يک آرزوي سياسي براي دشمنان نيست، بلکه بخشي از راهبرد مستمر آمريکا و رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي است؛ راهبردي که در برابر وحدت ملي، هوشياري مردم و اقتدار نيروهاي مسلح، بار ديگر به شکست انجاميد.
ايران اسلامي با اتکاء به انسجام ملي و حضور همه اقوام ايراني در کنار يکديگر، ثابت کرده است که از هر وجب از خاک خود دفاع خواهد کرد و پروژه تجزيه را به گورستان راهبردهاي شکستخورده دشمنان خواهد فرستاد.
منبع: خبرگزاري فارس
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.