همه مردم ميدانند که اکثريت جمعيت جمهوري آذربايجان، شيعه و ايرانيتبار و ايراني و آذري هستند که با عهدنامههاي ننگين گلستان و ترکمانچاي، بناچار و با زور از ايران جدا شدهاند. اشتراکات ديني، مذهبي، فرهنگي، ادبي، آييني مردم جمهوري آذربايجان با ملت ايران به گونهايست که مردم ايران، جمهوري آذربايجان را «ايران شمالي» ميخوانند.
اگر چه روسها تا سال 1370 (فروپاشي شوروي) و پس از فروپاشي شوروي، دولت عليافها (پدر و پسر) سعي کردند و ميکنند که فرهنگ شيعي آذريهاي قفقاز را با تبليغات و سرکوب، به فرهنگ بيفرهنگي و مليگرايي و باستانگرايي دروغين تبديل کنند و فرهنگ متعالي شيعي را بهتدريج نابود سازند.
در سالهاي دهة 70 و 80 هر گاه دولت ضد اسلامي باکو، اقدامي عليه دين و مذهب انجام ميداد، در تبريز و اروميه و اردبيل و... بزرگان ديني واکنش نشان ميدادند و مردم اعتراض خود را به دولت علياف با تجمع و شعار در نماز جمعه نشان ميدادند. مطبوعات و رسانهها و تلويزيون هم سکت نمينشستند...
وقتي در سال 1375 با توصية آمريکا، حيدر علياف به سرکوب «حزب اسلام آذربايجان» و دستگيري مجاهد مؤمن حاجعلياکرام رهبر حزب و يارانش پرداخت و آنها را زنداني کرد، در تبريز غوغايي برپا شد. نماينده وقت ولي فقيه و امام جمعه تبريز مرحوم آيتالله شبستري سخنراني غرايي انجام داد و همراه با مردم از مصلي تا ميدان ساعت تبريز راهپيمايي کرد.
در سال 1391 دولت باکو ميزباني مسابقة ننگين يوروويژن را که رژة صدها تن از همجنسبازان و منحرفان در باکو نيز جزئي از آن بود بر عهده گرفت. مهربان علييئوا، زن الهام علييوف (رئيس بنياد حيدر علييوف) رياست برگزاري مراسم ننگين را بر عهدهدار شد.
فعالان شيعه و جوانان عاشورايي جمهوري آذربايجان به اعتراض برخاستند. دولت باکو به دستگيري و سرکوب مؤمنان دست زد. در ايران، تبريز قهرمان، پرچم اعتراض به دولت باکو را برافراشت. مردم، شاعران و هنرمندان بهويژه کاريکاتوريستها، شبکه سهند، همه و همه بسيج شدند و اعتراضات را ادامه دادند تا آنکه دولت باکو مجبور شد رژة همجنسبازان را با سرافکندگي لغو کند.
آيتالله شبستري (رضوانالله عليه) اعلام کرد که تا زماني که دولت باکو به طور رسمي، لغو مراسم پيروان قوم لوط را اعلام، و از مردم عذرخواهي نکرده، اعتراض مردم تبريز ادامه خواهديافت. سرکنسول باکو در تبريز مجبور شد به حضور آيتالله شبستري برسد و با اعلام عدم برگزاري مراسم منحرفان جنسي در باکو عذرخواهي کند.
در قضاياي گوناگون مانند تخريب مساجد، حذف اسلام به عنوان دين رسمي از قانون اساسي توسط دولت باکو، شهادت مدافع حجاب «واقف عبداللهيف» و...مردم تبريز وارد ميدان شدند و از مردم مظلوم جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) حمايت کردند. حتي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در شهادت مدافع حجاب در زندان باکو بيانيه دادند.
با اندوه و تاسف فراوان، مدتي است که گويا با خارج شدن اقشار مختلف نسل اول انقلاب از مراکز تاثيرگذار از يکسو، گسترش فساد بهويژه بيحجابي و بيعفتي و حتي رقاصي و تننمايي و رامشگري زنان در نمايشها و کونسرتها، نفوذ قومگرايان و برخي عناصر بيدين و بيغيرت در جامعه، فعاليت بيگانهگرايان و تغيير فکري در برخي افراد، حساسيتها نسبت به سرنوشت شيعيان «ايران شمالي» (جمهوري آذربايجان) کاهش يافته است. گويي ما که زير ساية پرچم اهل بيت ع در ايران زندگي ميکنيم، نسبت به سرنوشت برادران و خواهران همدين و هممذهب و همخون خود که تحت حاکميت خودکامه و صهيونيستگرا و با رنج و سختي زندگي ميکنند، مسئوليتي نداريم؟
طبق آموزههاي قرآن کريم و رسول مکرم اسلام (ص) و اوصياي آن بزرگوار، همة ما نسبت به شيعيان قفقاز مسئوليت اسلامي و انساني و تاريخي بر عهده داريم. شيعيان آن خطه چشم به ايران دارند.
انتظار اين است که پيشکسوتان انقلابي و فکري و فرهنگي و بزرگان و فعالان روحانيت تبريز و استان براي تداوم حمايت از شيعيان قفقاز تدبيري ديگر و مؤثر بينديشند. شيعيان آن سامان در حمايت از اسلام و تشيع و ايران، زندانها، شکنجهها، تهمتها و بهتانها و شهادت فرزندان خود را تحمل کردهاند. ما به عنوان مردم تبريز و آذربايجان وظيفه داريم که حامي، پشتيبان و همصداي آنها باشيم. اين، وظيفة شرعي و انقلابي و ملي ماست.
اين وظيفة شرعي و انقلابي هم با محافظهکاري، يکي به نعل و يکي به ميخ زدن، ملاحظة اين و آن کردن، ادا نميشود. تداوم حمايت از شيعيان آذري قفقاز، نتايج فراواني دارد که در فرصتي ديگر بايد به آن پرداخت.
* انديشکده ميثاق تبريز
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.